حدیث دربارهرويارويى با مستكبران

السيرة النبويّة لابن هشام عن ابن إسحاق:الأخنسُ بنُ شُرَيقٍ بنِ عَمرِو بنِ وَهبٍ الثَّقَفيُّ حَليفُ بَني زُهرَةَ، وكانَ من أشرافِ القَومِ ومِمَّن يُستَمَعُ مِنهُ، فَكانَ يَصيبُ مِن رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ويَرُدُّ عَلَيهِ، فَأنزَلَ اللّهُ تَعالى فيهِ: «وَ لاَ تُطِعْ كُلَّ حَلاَّفٍ مَّهِينٍ * هَمَّازٍ مَّشَّآءِ بِنَمِيمٍ» إلى قَولِهِ تَعالى «زَنِيمٍ» ولَم يَقُل: «زنيم» لِعَيبٍ في نَسَبِهِ؛ لِأنَّ اللّهَ لا يَعيبُ أحَدا بِنَسبٍ، ولكِنَّهُ حَقَّقَ بِذلِكَ نَعتَهُ لِيُعرَفَ. وَالزَّنيمُ: العَديدُ ۱ لِلقَومِ. ۲
السيرة النبوية، ابن هشامـ به نقل از ابن اسحاق ـ: اخنس بن شريق بن عمرو بن وهب ثقفى، هم پيمان بنى زهره، از اشراف قبيله و از كسانى بود كه نفوذ كلمه داشت. به پيامبر خدا آسيب مى رساند و جواب ايشان را مى داد. پس خداوند درباره اش چنين فرو فرستاد: «از هر سوگندخورنده فرومايه، فرمان مبر كه عيبجوست و براى خبرچينى گام برمى دارد» تا اين جاى سخن خداوند كه فرمود: «زنا زاده (زنيم)» و نفرمود «پَست تبار (ذنيم)» به خاطر وجود عيبى در نسب او؛ زيرا خداوند، كسى را به نسبش عيب نمى گيرد؛ ولى با چنين بيانى، صفت او را بيان كرده تا شناخته شود. زنيم، يعنى: فرزندْ خوانده قبيله.
۱.العديد: من في القوم، وهو الدّعي (كما في هامش المصدر).
۲.السيرة النبويّة لابن هشام: ج 1 ص 386.

احادیث دیگر این موضوع

۵
السيرة النبوية، ابن هشامـ به نقل از ابن اسحاق ـ: هر گاه پيامبر خدا در مجلسى، مردم را به خداوند متعال فرا مى خواند و در آن، قرآن تلاوت مى كرد و قريش را از آنچه بر امّت هاى پيشين رفته، هشدار مى داد و از آن مجلس برمى خواست، نضر بن حارث بن علقمة بن كلدة بن عبد مناف بن عبد الدار بن قُصَى، در آن مجلس، به جاى پيامبر صلى الله عليه و آله مى نشست و براى مردم، قصّه رستم پهلوان و اسفنديار و پادشاهان فارس را بازگو مى كرد و آن گاه مى گفت: به خداوند سوگند، محمّد بهتر از من حكايت نمى كند و حكايت او، جز افسانه هاى پيشينيان نيست. آنها را براى خود نوشته، همان طور كه من آنها را نوشته ام. پس خداوند، درباره او اين آيات را فرو فرستاد: «و گفتند: افسانه هاى پيشينيان است كه آنها را براى خود نوشته و صبح و شام، بر او املا مى شود. بگو: آن را كسى نازل كرده كه رازِ نهان ها را در آسمان ها و زمين مى داند، و هموست كه همواره آمرزنده مهربان است» . و نيز درباره او فرو فرستاد: «هر گاه، آيات ما بر او تلاوت شد، گفت: افسانه هاى پيشينيان است.» . و نيز درباره او نازل كرد: «واى بر هر دروغزنِ گناه پيشه اى كه آيات خدا را كه بر او خوانده مى شود، مى شنود و باز به حال تكبّر ـ چنان كه گويى آن را نشنيده است ـ سماجت مى ورزد. پس او را از عذابى پُر درد، خبر ده» .