حدیث دربارهرويارويى با مستكبران
السيرة النبويّة لابن هشام عن ابن إسحاق:أُمَيَّةُ بنُ خَلفِ بنِ وَهبِ بنِ حُذافَةِ بنِ جُمَحٍ، كانَ إذا رَأى رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله هَمَزَهُ ولَمَزَهُ، فَأنزَلَ اللّهُ تعالى فيهِ: «وَيْلٌ لِّكُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ* الَّذِى جَمَعَ مَالاً وَ عَدَّدَهُ * يَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ * كَلاَّ لَيُنمـبَذَنَّ فِى الْحُطَمَةِ* وَ مَآ أَدْرَاكَ مَا الْحُطَمَةُ * نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ * الَّتِى تَطَّـلِعُ عَلَى الْأَفْـدَةِ * إِنَّهَا عَلَيْهِم مُّؤْصَدَةٌ * فِى عَمَدٍ مُّمَدَّدَةِ» ۱ قالَ ابنُ هِشامِ: الهُمَزَةُ الَّذي يَشتمُ الرَّجُلَ عَلانِيةً، ويكسِرُ عَينيهِ عَليهِ، ويَغمِزُ بِهِ. ۲
السيرة النبوية، ابن هشامـ به نقل از ابن اسحاق ـ: هرگاه اميه بن خلف بن وَهْب بن حذافة بن جمح، وقتى پيامبر را مى ديد، ايشان را به سخره و ريشخند مى گرفت. پس خداوند درباره اش فرو فرستاد: «واى بر هر بدگوىِ عيبجويى، كه مالى گرد آورْد و بر شمرْدش. پندارد كه مالش او را جاويد كرده است؛ ولى نه! قطعا در آتشِ خردكننده، فرو افكنده خواهد شد. و تو چه دانى كه آتشِ خردكننده چيست؟ آتشِ افروخته خدا [يى]است. آتشى كه به دل ها مى رسد. در ستون هايى دراز، آنان را در ميان فرا مى گيرد» .
به گفته ابن هشام، «هُمَزَه» به معناى كسى است كه آشكارا از كسى بدگويى كند و براى [تحقير] او چشمك بزند و علامت بدهد.