حدیث دربارهرويارويى با مستكبران

السيرة النبويّة لابن هشام عن ابن إسحاق:جَلَسَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَوما ـ فيما بَلَغَني ـ مَعَ الوَليدِ بنِ المُغيرَةِ فِي المَسجِدِ، فَجاءَ النَّضرُ بنُ الحارِثِ حَتَّى جَلَسَ مَعَهُم فِي المَجلِسِ، وفِي المَجلِسِ غَيرُ واحِدٍ مِن رِجالِ قُرَيشٍ، فَتَكَلَّمَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَعَرَضَ لَهُ النَّضرُ بنُ الحارِثِ، فَكَلَّمَهُ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله حَتَّى أفحَمَهُ، ثُمَّ تَلا عَلَيهِ وعَلَيهِم: «إِنَّكُمْ وَ مَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنتُمْ لَهَا وَ رِدُونَ * لَوْ كَانَ هَـؤُلاَءِ ءَالِهَةً مَّا وَرَدُوهَا وَ كُلٌّ فِيهَا خَــلِدُونَ * لَهُمْ فِيهَا زَفِيرٌ وَ هُمْ فِيهَا لاَ يَسْمَعُونَ» ۱. ۲
السيرة النبوية، ابن هشامـ به نقل از ابن اسحاق ـ: بنا بر آنچه به من رسيده، روزى پيامبر خدا با وليد بن مغيره در مسجد نشسته بود. نضر بن حارث وارد شد تا با آنها در مجلس بنشيند. در آن مجلس، تعدادى از مردان قريش نيز حضور داشتند. پيامبر خدا، سخن گفت و نضر بن حارث به ايشان اعتراض كرد. پيامبر صلى الله عليه و آله با او سخن گفت تا او را خاموش كرد و آن گاه، بر او و ديگر حاضران، اين آيات را خواند: «در حقيقت، شما و آنچه غير از خدا مى پرستيد، هيزم دوزخيد. شما در آن وارد خواهيد شد. اگر اينها خدايانى [واقعى]بودند، در آن وارد نمى شدند، و حال آن كه جملگى، در آن ماندگارند. براى آنها در آن جا، ناله اى زار است و در آن جا [چيزى]نمى شنوند» .
۱.الأنبياء: 98 ـ 100.
۲.السيرة النبويّة لابن هشام: ج 1 ص 384.

احادیث دیگر این موضوع

۵
السيرة النبوية، ابن هشامـ به نقل از ابن اسحاق ـ: هر گاه پيامبر خدا در مجلسى، مردم را به خداوند متعال فرا مى خواند و در آن، قرآن تلاوت مى كرد و قريش را از آنچه بر امّت هاى پيشين رفته، هشدار مى داد و از آن مجلس برمى خواست، نضر بن حارث بن علقمة بن كلدة بن عبد مناف بن عبد الدار بن قُصَى، در آن مجلس، به جاى پيامبر صلى الله عليه و آله مى نشست و براى مردم، قصّه رستم پهلوان و اسفنديار و پادشاهان فارس را بازگو مى كرد و آن گاه مى گفت: به خداوند سوگند، محمّد بهتر از من حكايت نمى كند و حكايت او، جز افسانه هاى پيشينيان نيست. آنها را براى خود نوشته، همان طور كه من آنها را نوشته ام. پس خداوند، درباره او اين آيات را فرو فرستاد: «و گفتند: افسانه هاى پيشينيان است كه آنها را براى خود نوشته و صبح و شام، بر او املا مى شود. بگو: آن را كسى نازل كرده كه رازِ نهان ها را در آسمان ها و زمين مى داند، و هموست كه همواره آمرزنده مهربان است» . و نيز درباره او فرو فرستاد: «هر گاه، آيات ما بر او تلاوت شد، گفت: افسانه هاى پيشينيان است.» . و نيز درباره او نازل كرد: «واى بر هر دروغزنِ گناه پيشه اى كه آيات خدا را كه بر او خوانده مى شود، مى شنود و باز به حال تكبّر ـ چنان كه گويى آن را نشنيده است ـ سماجت مى ورزد. پس او را از عذابى پُر درد، خبر ده» .