سخنى جامع درباره ويژگى هاى ايشان

42 حدیث
الإمام الحسن عليه السلام:سَأَلتُ خالي هِندَ بنَ أبي هالَةَ عَن حِليَةِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، وكانَ وَصّافا لِلنَّبِيِّ صلى الله عليه و آله، فَقالَ: كانَ رَسولُ اللّهِ فَخما مُفَخَّما، يَتَلأَلأَُ وَجهُهُ تَلأَلُؤَ القَمَرِ لَيلَةَ البَدرِ، أطوَلَ مِنَ المَربوعِ وأقصَرَ مِنَ المُشَذَّبِ ۱، عَظيمَ الهامَةِ، رَجِلَ الشَّعرِ، إذَا انفَرَقَت عَقيقَتُهُ ۲ فَرَقَ، وإلاَّ فَلا يُجاوِزُ شَعرُهُ شَحمَةَ أُذُنَيهِ إذا هُوَ وَفرَةٌ، أزهَرَ اللَّونِ، واسِعَ الجَبينِ، أزَجَّ ۳ الحاجِبَينِ، سوابِغَ في غَيرِ قَرَنٍ بَينَهُما عِرقٌ يُدِرَّهُ الغَضَبُ، أقنَى العِرنينِ، لَهُ نورٌ يَعلوهُ يَحسَبُهُ مَن لَم يَتَأَمَّلهُ، أشَمَّ، كَثَّ اللِّحيَةِ، سَهلَ الخَدَّينِ، ضَليعَ الفَمِ، أشنَبَ ۴ مُفَلَّجَ

امام حسن عليه السلام:از دايى ام هند بن ابى هاله ـ كه توصيفگر پيامبر صلى الله عليه و آله بود ـ درباره شمايل پيامبر خدا پرسيدم. وى گفت: «پيامبر خدا، ستبر و با اُبّهت بود. چهره اش مانند ماه شب چهارده مى درخشيد، با قدّى بلندتر از افراد متوسّط القامه، و كوتاه تر از افراد لاغر و بلند قامت. سرى بزرگ داشت و موهاى وى، نه خيلى مجعّد بود و نه كاملاً صاف و نرم. اگر قسمتِ بافته موهايش باز مى شد، فرق باز مى كرد، وگرنه، آن را به حال خود مى گذاشت و در هر حال، هنگامى كه موى خود را بلند مى كرد، بلندىِ مو از لاله گوشش تجاوز نمى كرد. رنگش درخشان بود، پيشانى اش پهن بود و ابروانى كشيده و كمانى داشت. ابروانش در عين كشيده بودن، كامل و پُرمو بود؛ ولى پيوسته نبود. هرگاه عصبانى مى شد، رگِ ميان ابروهايش متورّم مى شد.

۱.المشذَّب: هو الطويل البائن الطُّول مع نَقص في لحمه، وأصله من النخلة الطويلة التي شُذّب عنها جريدها: أي قطّع و فرّق (النهاية: ج 2 ص 453 «شذب»).
۲.عقيقته: العَقُّ في الأصل: الشقّ والقطع، سُمّيت الشعرة الّتي يخرج المولود من بطن أُمّه وهي عليه عقيقة (لسان العرب: ج 10 ص 257 «عقق»).
۳.أزجّ الحواجب؛ الزجج: تقوُّس في الحجاب مع طول في طَرفه وامتداد (النهاية: ج 2 ص296 «زجج»).
۴.الشَّنب: البياض والبريق والتحديد في الأسنان (النهاية: ج 2 ص 503 «شنب»).
۵.المسربة: الشعر المُستدقُّ، النابت وسط الصدر إلى البطن (لسان العرب: ج 1 ص 465 «سرب»).
۶.في معاني الأخبار و بحار الأنوار: «سَبطَ القَصَب».
۷.في معاني الأخبار و بحارالأنوار: «لا يُقَيِّدُ مِن أحَدٍ عَثرَةً».
۸.في معاني الأخبار: «لا تُنثى» ولعلّه هو الأصحّ.
۹.عيون أخبار الرضا: ج 1 ص 316 ح 1، معاني الأخبار: ص 80 ح 1 كلاهما عن إسماعيل بن محمّد بن إسحاق عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 16 ص 148 ح 4.
الإمام الصّادق عليه السلام:ما أكَلَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله مُتَّكِئًا مُنذُ بَعَثَهُ اللّهُ عَزَّوجَلَّ إلى أن قَبَضَهُ؛ تَواضُعا للّهِِ عَزَّوجَلَّ، وما رأى رُكبَتَيهِ أمامَ جَليسِهِ في مَجلِسٍ قَطُّ، ولا صافَحَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله رَجُلاً قَطُّ فَنَزَعَ يَدَيهِ مِن يَدِهِ حَتَّى يَكونَ الرَّجُلُ هُوَ الَّذي يَنزِعُ يَدَهُ، ولا كافَأَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله بِسَيِّئَةٍ قَطُّ، قالَ اللّهُ تَعالى لَهُ: «ادْفَعْ بِالَّتِى هِىَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ» ۱ فَفَعَلَ، وما مَنَعَ سائِلاً قَطُّ، إن كانَ عِندَهُ أعطى وإلاَّ قالَ: يَأتِي اللّهُ بِهِ، ولا أعطى عَلَى اللّهِ عَزَّوجَلَّ شَيئا قَطُّ إلاَّ أجازَهُ اللّهُ، إن كانَ لَيُعطِي الجَنَّةَ فَيُجيزُ اللّهُ

امام صادق عليه السلام:پيامبر خدااز آن هنگام كه خداوند عز و جلاو را به پيامبرى برانگيخت، تا آن هنگام كه او را به سوى خود برگرفت، براى فروتنى در پيشگاه الهى، هرگز لميده چيزى نخورد و در هيچ مجلسى، دو زانوى خود را در برابر همنشينش نشان نداد و هيچ گاه، با مردى دست نداد كه دستش را از دست او بكشد تا آن كه آن مرد، دست خود را [عقب] كشد و هرگز كار كسى را با بدى، جبران نكرد. خداوند ـ تبارك و تعالى ـ به او فرموده است: «[سخن] بدِ آنان را به هرچه نيكوتر است، پاسخ گوى» و او نيز چنين كرد و هرگز گدايى را پس نزد. اگر چيزى نزدش بود، مى بخشيد و گرنه، مى فرمود: «خدا بدو بدهد!». پيامبر صلى الله عليه و آله هرگز به حساب خداوند عز و جل چيزى را نبخشيد، مگر آن كه خداوند، آن را اجازه داد و اگر بهشت را هم [به حساب

۱.المؤمنون: 96.
۲.الكافي: ج 8 ص 164 ح 175 عن معاوية بن وهب، بحار الأنوار: ج 41 ص 130 ح 41.
السنن الكبرى عن خارجة بن زيد:إنَّ نَفَراً دَخَلوا عَلى أبيهِ زَيدِ بنِ ثابِتٍ فَقالوا: حَدِّثنا عَن بَعضِ أخلاقِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله. فَقالَ: كُنتُ جارَهُ، فَكانَ إذا نَزَلَ الوَحيُ بَعَثَ إلَيَّ فَآتيهِ فَأكتُبُ الوَحيَ، وكُنَّا إذا ذَكَرنَا الدُّنيا ذَكَرَها مَعَنا، وإذا ذَكَرنَا الآخِرَةَ ذَكَرَها مَعَنا، وَإذا ذَكَرنَا الطَّعامَ ذَكَرَهُ مَعَنا، أوَ كُلَّ هذا نُحَدِّثُكُم عَنهُ؟ ۱
السنن الكبرىـ به نقل از خارجة بن زيد ـ: گروهى بر پدرم زيد بن ثابت وارد شدند و گفتند: براى ما، درباره بخشى از اخلاق پيامبر صلى الله عليه و آله سخن بگو. او گفت: من همسايه او بودم. هرگاه وحى نازل مى شد، دنبال من مى فرستاد و من نزد او مى آمدم و وحى را مى نگاشتم. هرگاه ياد دنيا در ميان بود، او هم با ما ياد دنيا مى كرد و هرگاه ياد آخرت در ميان بود، او هم با ما ياد آخرت مى كرد و هرگاه از خوراك، سخن به ميان مى آورديم، او هم با ما سخن از آن به ميان مى آورد. آيا مى خواهيد همه آنها را برايتان بگويم؟
۱.السنن الكبرى: ج 7 ص 83 ح 13340، الطبقات الكبرى: ج 1 ص 365، البداية والنهاية: ج 6 ص 42.
السنن الكبرى عن أبي اُمامة سهل بن حُنيف الأنصاري عن بعض أصحاب النّبيّ صلى الله عليه و آله:إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله كانَ يَعودُ مَرضى مَساكينِ المُسلِمينَ وضُعَفائِهِم، ويَتبَعُ جَنائِزَهُم، ولا يُصَلِّي عَلَيهِم أحَدٌ غَيرُهُ. وإنَّ امرَأَةً مِسكينَةً مِن أهلِ العَوالي طالَ سُقمُها فَكانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَسأَلُ عَنها مَن حَضَرَها مِن جيرانِها، وأمَرَهُم أن لايَدفِنوها إن حَدَثَ بِها حَدَثٌ فَيُصَلِّيَ عَلَيها، فَتُوُفِّيَت تِلكَ المَرأَةُ لَيلاً وَاحتَمَلوها فَأَتَوا بِها مَعَ الجَنائِزِ ـ أو قالَ: موضِعَ الجَنائِزِ ـ عِندَ مَسجِدِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله لِيُصَلِّيَ عَلَيها رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله كَما أمَرَهُم، فَوَجَدوهُ قَد نامَ بَعدَ

السنن الكبرىـ به نقل از ابو اُمامه، سهل بن حنيف انصارى، از يكى از اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله ـ: پيامبر خدا مسلمانان مسكين و ضعيف را كه بيمار بودند، عيادت مى فرمود و جنازه شان را تشييع مى كرد و هيچ كس جز او، بر آنها نماز نمى خواند. زنى درمانده از اهالىِ عوالى، بيمارى اش طولانى شد و پيامبر خدا از همسايگانى كه به ديدار او مى رفتند، حال آن زن را جويا مى شد و به آنان فرمان داد كه اگر آن زن از دنيا رفت، به خاكش نسپرند تا اين كه خود ايشان بر او نماز بگزارد. شبى، آن زن درگذشت و او را با جنازه ها [يا گفت: به مكان جنازه ها] به مسجد پيامبر خدا آوردند تا پيامبر صلى الله عليه و آله ـ آن گونه كه از ايشان خواسته بود ـ بر او نماز بگزارد؛ امّا ديدند پيامبر صلى الله عليه و آله پس از نماز عشا خوابيده

۱.هجّد: أيقظ (لسان العرب: ج 3 ص 432 «هجد»).
۲.السنن الكبرى: ج 4 ص 79 ح 7019.
حلية الأولياء عن أنس:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله مِن أشَدِّ النَّاسِ لُطفا بِالنَّاسِ، فَوَاللّهِ ما كانَ يَمتَنِعُ في غَداةٍ بارِدَةٍ مِن عَبدٍ ولا أمَةٍ ولا صَبِيٍّ أن يَأتِيَهُ بِالماءِ فَيَغسِلَ وَجهَهُ وذِراعَيهِ، وما سَأَلَهُ سائِلٌ قَطُّ إلاَّ أصغى إلَيهِ، فَلَم يَنصَرِف حَتَّى يَكونَ هُوَ الَّذي يَنصَرِفُ عَنهُ، وما تَناوَلَ أحَدٌ بِيَدِهِ قَطُّ إلاَّ ناوَلَها إيَّاهُ، فَلَم يَنزِع حَتَّى يَكونَ هُوَ الَّذي يَنزِعُها مِنهُ ۱.
حلية الأولياءـ به نقل از اَ نَس ـ: پيامبر خدا مهربان ترين فرد با مردم بود. به خدا سوگند، اِبايى نداشت كه در بامدادى سرد، براى برده اى يا كنيزى يا كودكى، آب بياورد تا آن شخص دست و رويش را بشويد. هيچ طالبى، از او چيزى طلب نكرد، مگر اين كه به سخنان او گوش مى داد و از نزد وى نمى رفت، تا آن كه او پيامبر را ترك كند. هيچ كس دست به طرف پيامبر صلى الله عليه و آله دراز نمى كرد، مگر آن كه آن را مى گرفت و دستش را از دست او نمى كشيد تا وقتى كه وى دستش را [عقب]بكشد.
۱.حلية الأولياء: ج 3 ص 26.
المناقب لابن شهرآشوب:كانَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله قَبلَ المَبعَثِ مَوصوفا بِعِشرينَ خَصلَةً مِن خِصالِ الأنبِياءِ، لَو انفَرَدَ واحِدٌ بِأحدِها لَدَلَّ عَلى جَلالِهِ، فَكَيفَ مَنِ اجتَمَعَت فيهِ؟! كانَ نَبِيَّا أمينا، صادِقا، حاذِقا، أصيلاً، نَبيلاً، مَكينا، فَصيحا، نَصيحا، عاقِلاً، فاضِلاً، عابِدا، زاهِدا، سَخيَّا، كَميَّا، قانِعا، مُتَواضِعا، حَليما، رَحيما، غَيورا، صَبورا، مُوافِقا، مُرافِقا، لَم يُخالِط مُنجِّما ولا كاهِنا ولا عَيَّافا. ۱
المناقب، ابن شهرآشوب:پيامبر خدا پيش از آن كه مبعوث شود، بيست خصلت از خصلت هاى پيامبران را دارا بود كه اگر فردى يكى از آنها را داشته باشد، دليل بر عظمت اوست، چه رسد به كسى كه همه آنها را دارا باشد! وى پيامبرى امين، راستگو، ماهر، با اصالت، شريف، والا مقام، سخنور، خردمند، با فضيلت، عبادتْ پيشه، بى اعتنا به دنيا، سخاوتمند، دلير و جنگاور، قانع، فروتن، بردبار، مهربان، غيرتمند، صبور، سازگار و نرمخو بود و با هيچ منجّم و كاهن و پيشگويى درنياميخت.
۱.المناقب لابن شهرآشوب: ج 1 ص 123، بحار الأنوار: ج 16 ص 175 ح 19.
الطبقات الكبرى عن كعب الأحبارـ لَمّا سُئِلَ عَن نَعتِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله فِي التَّوراةِ ـ: نَجِدُهُ مُحَمَّدَ بنَ عَبدِاللّهِ. لَيسَ بِفَحَّاشٍ ولا بِصَخَّابٍ فِي الأسواقِ، ولا يُكافِئُ بِالسَّيِّئَةِ، ولكِن يَعفو ويَغفِرُ. ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از كعب الأحبار، در پاسخ پرسشى درباره اوصاف پيامبر صلى الله عليه و آله در تورات ـ: او را چنين مى يابيم: «محمّد پسر عبد اللّه. نه بد زبان است، و نه در كوچه و بازار، هياهو به راه مى اندازد و بدى را با بدى پاسخ نمى دهد؛ بلكه مى بخشد و گذشت مى كند».
۱.الطبقات الكبرى: ج 1 ص 360، سنن الدارمي: ج 1 ص 10 ح 7، تاريخ دمشق: ج 1 ص 185 كلاهما نحوه.
الطبقات الكبرى عن كعب الأحبار:إنَّا نَجِدُ فِي التَّوراةِ: مُحَمَّدٌ النَّبِيُّ المُختارُ، لا فَظٌّ ولا غَليظٌ، ولا صَخَّابٌ فِي الأسواقِ، ولا يَجزِي السَّيِّئةَ السَّيِّئةَ، ولكِن يَعفو ويغفِرُ. ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از كعب الأحبار ـ: ما در تورات، چنين مى خوانيم: «محمّد پيامبرِ برگزيده، نه تندخوست و نه خشن و نه اهل جار و جنجال. در كوچه و بازار، بدى را با بدى جواب نمى دهد؛ بلكه مى بخشد و گذشت مى كند».
۱.الطبقات الكبرى: ج 1 ص 360.
الطبقات الكبرى عن الحسن:إنَّ رَهطا مِن أصحابِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله اجتَمَعوا فَقالوا: لَو أرسَلنا إلى أُمَّهاتِ المُؤمنينَ فَسَألناهُنَّ عَمَّا نَحَلوا عَلَيهِ ـ يَعني النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله ـ مِنَ العَمَلِ لَعَلَّنا أن نَقتَدِيَ بِهِ، فَأرسَلوا إلى هذهِ ثُمَّ هذهِ، فَجاءَ الرَّسولُ بِأمرٍ واحِدٍ: إنَّكُم تَسألونَ عَن خُلُقِ نَبِيِّكُم صلى الله عليه و آله وخُلقُهُ القُرآنُ، ورَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَبيتُ يُصَلِّي ويَنامُ، ويَصومُ ويُفطِرُ، ويأتي أهلَهُ. ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از حسن ۲ ـ: گروهى از اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله جمع شدند و گفتند: چه خوب است كسى را پيشِ همسران پيامبر خدا بفرستيم و از نحوه رفتار او در خانه اش، سؤال كنيم تا شايد آن را سرمشق خود قرار دهيم. آنان كسى را پيش يكايك همسران پيامبر فرستادند و آن فرستاده، [از همه آنان]يك پاسخ آورد: شما از اخلاق پيامبرتان مى پرسيد. اخلاق او، [همان دستورهاى]قرآن است. پيامبر خدا شب ها را نماز مى خوانَد و مى خوابد و روزه مى گيرد و روزه مى گشايد و با همسر خود، هم بستر مى شود.
۱.الطبقات الكبرى: ج 1 ص 364.
۲.حسن در اين جا، ممكن است حسن بصرى يا امام حسن عليه السلام باشد.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:أنا أديبُ اللّهِ وعَليٌّ أديبي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من، تربيت شده خدا هستم و على، تربيت شده من است.
۱.مكارم الأخلاق: ج 1 ص 51 ح 19 عن ابن عبّاس، بحار الأنوار: ج 16 ص 231 ح 25.
عنه صلى الله عليه و آله:أيُّهَا النَّاسُ، إنَّما أنا رَحمَةٌ مُهداةٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اى مردم! من در حقيقت، رحمتى اهدايى [از جانب خدا] هستم.
۱.سنن الدارمي: ج 1 ص 14 ح 15، الطبقات الكبرى: ج 1 ص 192 كلاهما عن أبي صالح، كنز العمّال: ج 11 ص 445 ح 32093 و ح 31995.
الطبقات الكبرى عن الضحّاك:إنَّ النَّبيَّ صلى الله عليه و آله قالَ: أنا دَعوَةُ أبي إبراهيمَ، قالَ وهو يَرفَعُ القَواعِدَ مِنَ البَيتِ: «رَبَّنَا وَ ابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولاً مِّنْهُمْ.» ۱. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من، اجابت دعاى پدرم ابراهيم هستم كه هنگام ساختن پايه هاى كعبه گفت: «اى پروردگار ما! در ميان آنان، پيامبرى از خودشان بر انگيز.» .
۱.البقرة: 129.
۲.الطبقات الكبرى: ج 1 ص 149، تاريخ دمشق: ج 1 ص 173 ح 201، كنز العمّال: ج 11 ص 384 ح 31833.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:أنا دَعوَةُ أبي إبراهيمَ، وَكانَ آخِرُ مَن بَشَّرَ بي عيسَى بنُ مَريمَ عَلَيه الصَّلاةُ وَالسَّلامُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من، اجابت همان دعاى پدرم ابراهيم هستم، و آخرين كسى كه به ظهورِ من بشارت داد، عيسى بن مريم بود.
۱.تاريخ دمشق: ج 3 ص 393 ح 752 عن عبادة بن الصامت، كنز العمّال: ج 11 ص 405 ح 31889.
عنه صلى الله عليه و آله:أنا فِئَةُ المُسلِمينَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من، پشت و پناه مسلمانان هستم.
۱.المصنّف لابن أبي شيبة: ج 7 ص 733 ح 1، مسند أبي يعلى: ج 5 ص 305 ح 5754 كلاهما عن ابن عمر، كنز العمّال: ج 11 ص 404 ح 31887.
عنه صلى الله عليه و آله:أنا سَيِّدُ وُلدِ آدَمَ ولا فَخرَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خودستايى نيست؛ من، سرورِ فرزندانِ آدم هستم.
۱.عيون أخبار الرضا: ج 2 ص 35 ح 78 عن داوود بن سليمان الفرّا عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام، الاختصاص: ص 33 عن الحسين بن عبد اللّه عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله، بحار الأنوار: ج 8 ص 48 ح 51.
عنه صلى الله عليه و آله:أنا سَيِّدُ وُلدِ آدَمَ يَومَ القِيامَةِ ولا فَخرَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:قصدم فخر فروشى نيست. من در روز قيامت، سرور فرزندان آدم هستم.
۱.سنن الترمذي: ج 5 ص 308 ح 3148 عن أبي سعيد، مسند ابن حنبل: ج 1 ص 603 ح 2546 عن ابن عبّاس، كنز العمّال: ج 11 ص 404 ح 31882.
عنه صلى الله عليه و آله:أنا أوَّلُ مَن تَنشَقُّ عَنهُ الأرضُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من نخستين كسى هستم كه زمين، بر او شكافته مى شود (از گور برمى خيزد).
۱.سنن الترمذي: ج 5 ص 587 ح 3615، سنن ابن ماجة: ج 2 ص 1440 ح 4308 كلاهما عن أبي سعيد، كنز العمّال: ج 11 ص 403 ح 31879.
عنه صلى الله عليه و آله:أنا أوَّلُ النَّاسِ خُروجا إذا بُعِثوا، وأنا خَطيبُهُم إذا وَفَدوا، وأنا مُبَشِّرُهُم إذا أيِسوا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:زمانى كه مردم بر انگيخته شوند، من نخستين كسى هستم كه [از گور]بيرون مى آيد و آن گاه كه به پيشگاه خدا در آيند، من خطيب آنان هستم و هرگاه نوميد شوند، من نويد دهنده ايشانم.
۱.سنن الترمذي: ج 5 ص 585 ح 3610، سنن الدارمي: ج 1 ص 30 ح 48 نحوه وكلاهما عن أنس، كنز العمّال: ج 11 ص 403 ح 31878.
عنه صلى الله عليه و آله:أنا أكثَرُ الأنبِياءِ تَبَعا يَومَ القِيامَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در روز قيامت، من بيش از همه پيامبران، پيرو دارم.
۱.صحيح مسلم: ج 1 ص 188 ح 331، السنن الكبرى: ج 9 ص 8 ح 17714 كلاهما عن أنس، كنز العمّال: ج 11 ص 403 ح 31877.
عنه صلى الله عليه و آله:أنا قائِدُ المُرسَلينَ ولا فَخرَ، وأنا خاتَمُ النَّبِيِّينَ ولا فَخرَ، وأنا أوَّلُ شافِعٍ وأوَّلُ مُشَفَّعٍ ولا فَخرَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خودستايى نيست؛ من جلودار پيامبرانم. خودستايى نيست؛ من خاتم پيامبرانم. خودستايى نيست؛ من نخستين شفاعت كننده و نخستين كسى هستم كه شفاعتش پذيرفته مى شود.
۱.سنن الدارمي: ج 1 ص 31 ح 49، المعجم الأوسط: ج 1 ص 61 ح 170 كلاهما عن جابر بن عبد اللّه، كنز العمّال: ج 11 ص 404 ح 31883.
عنه صلى الله عليه و آله:أنا أوَّلُ مَن يَقرَعُ بابَ الجَنَّةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من، نخستين كسى هستم كه دَرِ بهشت را مى كوبد.
۱.الأوائل للطبراني: ص 28 ح 5، كنز العمّال: ج 11 ص 404 ح 31886 نقلاً عن ابن النجّار وكلاهما عن أنس.
عنه صلى الله عليه و آله:أنا أوَّلُ وافِدٍ عَلَى العَزيزِ الجَبَّارِ يَومَ القِيامَةِ وكِتابُهُ وأهلُ بَيتي ثُمَّ أُمَّتي، ثُمَّ أسأ لُهُم: ما فَعَلتُم بِكِتابِ اللّهِ وبِأهلِ بَيتي؟ ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:نخستين كسى كه روز قيامت، بر خداى عزيز جبّار وارد مى شود، من هستم و كتاب او و اهل بيت من، و سپس امّتم. آن گاه، از آنان مى پرسم: «با كتاب خدا و اهل بيت من، چه كرديد؟».
۱.الكافي: ج 2 ص 600 ح 4 عن أبي الجارود عن الإمام الباقر عليه السلام، وسائل الشيعة: ج 4 ص 827 ح 2.
عنه صلى الله عليه و آله:أنا أولَى النَّاسِ بِابنِ مَريمَ، الأنبِياءُ أولادُ عَلاَّتٍ ۱. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من، نزديك ترينِ مردم به پسر مريم هستم. پيامبران، فرزندان يك پدر و چند مادرند. ۳
۱.أولاد عَلاّت: الّذين اُمّهاتهم مختلفة وأبوهم واحد، أراد أنّ إيمانهم واحد وشرائعهم مختلفة (النهاية: ج 3 ص 291 «علل»).
۲.صحيح مسلم: ج 4 ص 1837 ح 143، صحيح البخاري: ج 3 ص 1270 ح 3259 نحوه وكلاهما عن أبي هريرة، كنز العمّال: ج 11 ص 501 ح 32346.
۳.جمهور عالمان، در معناى اين حديث گفته اند: يعنى اصل ايمانشان يكى است، ولى شريعتشان متفاوت است؛ زيرا همه آنان، در اصل توحيدْ هم داستان اند.
عنه صلى الله عليه و آله:أنا أولَى النَّاسِ بِعيسَى بنِ مَريمَ فِي الدُّنيا وَالآخِرَةِ، الأنبِياءُ إخوةٌ لِعَلاَّتٍ، اُمّهاتُهُم شَتّى ودينُهُم واحِدٌ، ولَيسَ بَيني وبَينَ عيسَى بنِ مَريمَ نَبيٌّ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من، در دنيا و آخرت، نزديك ترينِ مردم به عيسى بن مريم هستم. ميان من و او، پيامبرى وجود ندارد. پيامبران، برادرانى از يك پدر و چند مادر هستند؛ مادرانشان گوناگون است و دينشان يكى است. ميان من و عيسى بن مريم، پيامبرى نيست.
۱.المستدرك على الصحيحين: ج 2 ص 648 ح 4153، صحيح البخاري: ج 3 ص 1270 ح 3259 نحوه وكلاهما عن أبي هريرة، كنز العمّال: ج 11 ص 501 ح 32346.
عنه صلى الله عليه و آله:أنا مُحَمَّدٌ، وأحمَدُ، أنا رَسولُ الرَّحمَةِ، أنا رَسولُ المَلحَمَةِ، أنا المُقَفِّي ۱ وَالحاشِرُ ۲، بُعِثتُ بِالجِهادِ ولَم أُبعَث بِالزَّرَّاعِ. ۳
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من محمّد و احمد هستم. من پيامبر رحمت هستم. من پيامبر حماسه هستم. من مُقَفّى ۴ و حاشِر ۵ هستم و با [شعار] جهاد بر انگيخته شده ام، نه براى كشت و كار.
۱.المُقَفّي: هو المُوَلّي الذاهب، يعني أنّه آخر الأنبياء المُتَّبِعُ لَهم، فإذا قَفّى فلا نبيَّ بعدَه (النهاية: ج 4 ص 94 «قفا»).
۲.الحاشِر: أي الذي يُحشَرُ الناسُ خلفه وعلى مِلَّتِه دون ملَّة غيره (النهاية: ج 1 ص 388 «حشر»).
۳.الطبقات الكبرى: ج 1 ص 105 عن مجاهد، كنز العمّال: ج 11 ص 462 ح 32167.
۴.مقفّى در اين جا يعنى پيامبرى كه در پى همه پيامبران آمده و پيامبر ديگرى پس از او نمى آيد (النهاية فى غريب الحديث: ج4 ص94).
۵.حاشر، در اين جا يعنى كسى كه مردم بر دين او محشور مى شوند (النهاية: ج4 ص25).
عنه صلى الله عليه و آله:أنا أعرَبُكُم، أنا مِن قُرَيشٍ ولِساني لِسانُ بَني سَعدِ بنِ بَكرٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من فصيح ترينِ شما هستم. من از قريشم و زبانم زبان [قبيله]بنى سعد بن بكر است.
۱.الطبقات الكبرى: ج 1 ص 113 عن يحيى بن يزيد السعدي، كنز العمّال: ج 11 ص 404 ح 31884.
عنه صلى الله عليه و آله:أنا أتقاكُم للّهِِ، وأعلَمُكُم بِحُدودِ اللّهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من، خدا پَرواترينِ شما و آگاه ترينتان به قوانين پروردگارم هستم.
۱.مسند ابن حنبل: ج 9 ص 172 ح 23743، المصنّف لعبد الرزّاق: ج 4 ص 184 ح 8412، كنز العمّال: ج 11 ص 419 ح 31964.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ أتقاكُم وأعلَمَكُم بِاللّهِ أنا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:باتقواترين و خداشناس ترينِ شما، من هستم.
۱.صحيح البخاري: ج 1 ص 16 ح 20 عن عائشة، كنز العمّال: ج 11 ص 425 ح 31991.
عنه صلى الله عليه و آله:فُضِّلتُ بِأربَعٍ، جُعِلَت لِأُمَّتي الأرضُ مَسجِدا وطَهورا، وأيُّما رَجُلٍ مِن أُمَّتي أرادَ الصَّلاةَ فَلَم يَجِد ماءً ووَجَدَ الأرضَ فَقَد جُعِلَت لَهُ مَسجِدا وطَهورا، ونُصِرتُ بِالرُّعبِ مَسيرَةَ شَهرٍ، يَسيرُ بَينَ يَدَيَّ، وأُحِلَّت لِأُمَّتي الغَنائِمُ، وأُرسِلتُ إلَى النَّاسِ كافَّةً. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مرا با چهار چيز، برترى داده اند: زمين، براى امّتم مسجد و پاك كننده قرار داده شده است و هر كس از امّت من كه بخواهد نماز بگزارد و آبى نيابد و زمينى داشته باشد، زمين برايش مسجد و پاك كننده است؛ من با ترس [در دل دشمنْ]يارى داده شده ام، به گونه اى كه در برابرم، دشمن تا مسير يك ماه راه را شكست مى خورَد و فرارى مى شود؛ غنائم براى امّتم حلال شده اند؛ و پيامبر همه مردم هستم.
۱.الخصال: ص 201 ح 14 عن أبي اُمامة، بحار الأنوار: ج 16 ص 321 ح 11.
عنه صلى الله عليه و آله:فَضَّلني رَبيَّ عَلَى الأنبِياءِ بِأربَعٍ: أُرسِلتُ إلَى النَّاسِ كافَّةً، وجُعِلَت لِيَ الأرضُ كُلُّها ولِأُمَّتي مَسجِدا وطَهورا. ونُصِرتُ بِالرُّعبِ مَسيرَةَ شَهرٍ يَقذِفُهُ في قُلوبِ أعدائي، وأُحِلَّ لِيَ الغَنائِمُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:به من، چهار برترى بر ديگر پيامبران داده شده است: من به سوى همه مردم فرستاده شده ام؛ همه زمين، براى من و امّت من، سجده گاه و پاك كننده قرار داده شده است.؛ به وسيله رعب و وحشت [دشمن]يارى شده ام كه از مسافت يك ماه راه، خداوند در دل دشمنان من رعب مى افكند؛ و غنائم براى ما حلال شده است.
۱.تفسير ابن كثير: ج 2 ص 112، السنن الكبرى: ج 1 ص 340 ح 1059 كلاهما عن أبي اُمامة، الدرّ المنثور: ج 2 ص 343.
عنه صلى الله عليه و آله:مَنَّ عَلَيَّ رَبِّي وقَالَ لي: يا مُحَمَّدُ. نَصَرتُكَ بِالرُّعبِ الَّذي لَم أنصُر بِهِ أحَداً. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:پروردگارم بر منّت گذاشت و به من فرمود: «اى محمّد!. من تو را با ايجاد رُعبى [در دل دشمنْ] پيروز كردم كه احدى را با آن به پيروزى نرساندم».
۱.علل الشرايع: ص 128 ح 3 عن جابر بن عبد اللّه، بحار الأنوار: ج 16 ص 93 ح 27.
عنه صلى الله عليه و آله:أُعطيتُ خَمسا لَم يُعطَها أحَدٌ قَبلي: جُعِلَت لِيَ الأرضُ مَسجِدا وطَهورا، ونُصِرتُ بِالرُّعبِ، وأُحِلَّ لِيَ المَغنَمُ، وأُعطيتُ جَوامِعَ الكَلِمِ، وأُعطيتُ الشَّفاعَةَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:پنج چيز به من داده شده كه پيش از من، به احدى داده نشده است: زمين براى من سجده گاه و پاك كننده قرار داده شد؛ با رعب و وحشت، يارى داده شدم؛ غنيمت براى من حلال گرديد؛ سخنان فراگير (قرآن) به من داده شد؛ و شفاعت به من عطا گرديد.
۱.الخصال: ص 292 ح 56 عن ابن عبّاس، الأمالي للصدوق: ص 285 ح 315 عن إسماعيل الجعفي عن الإمام الباقر عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله، بحار الأنوار: ج 16 ص 313 ح 1.
عنه صلى الله عليه و آلهـ في بَيانِ فَضلِهِ عَلى إبراهيمَ عليه السلام ـ: إن كانَ إبراهيمُ عليه السلام خَليلَهُ فَأنا مُحَمَّدٌ حَبيبُهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ درباره برترىِ خود بر ابراهيم عليه السلام ـ: اگر ابراهيم عليه السلام خليل خدا بود، من محمّد، حبيب او هستم.
۱.الاحتجاج: ج 1 ص 110 ح 29 عن ابن عبّاس، بحار الأنوار: ج 9 ص 290 ح 3.
عنه صلى الله عليه و آله:أمَا وَاللّهِ، إنِّي لَأمينُ مَن فِي السَّماءِ، وأمينُ مَن فِي الأرضِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هان! به خدا قسم كه من در آسمان، امين هستم و در زمين نيز، امينم.
۱.تفسير ابن كثير: ج 4 ص 466 عن أبي رافع، كنز العمّال: ج 11 ص 457 ح 32147.
عنه صلى الله عليه و آله:ما خَلَقَ اللّهُ خَلقا أفضَلَ مِنِّي، ولا أكرَمَ عَلَيهِ مِنِّي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، هيچ مخلوقى نيافريد كه نزد او از من برتر و گرامى تر باشد.
۱.عيون أخبار الرضا: ج 1 ص 262 ح 22، علل الشرائع: ص 5 ح 1 كلاهما عن عبد السلام بن صالح الهروي عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 18 ص 345 ح 56.
عنه صلى الله عليه و آله:إنِّي كُنتُ أوَّلَ مَن آمَنَ بِرَبِّي، وأوَّلَ مَن أجابَ حَيثُ أخَذَ اللّهُ ميثاقَ النَّبِيِّينَ وأشهَدَهُم عَلى أنفُسِهِم: أ لَستُ بِرَبِّكُم؟ فَكُنتُ أنا أوَّلَ نَبيٍّ قالَ: بَلى. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من، نخستين كسى بودم كه به پروردگارم ايمان آوردم و نخستين كسى بودم كه جواب دادم. آن گاه كه خداوند از پيامبران پيمان گرفت و آنها را بر خودشان گواه ساخت [و گفت] كه: «آيا من پروردگار شما نيستم؟!». من نخستين پيامبرى بودم كه گفتم: چرا.
۱.الكافي: ج 2 ص 10 ح 1 و ج1 ص 441 ح 6، علل الشرائع: ص 124 ح 1 كلّها عن صالح بن سهل عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج 15 ص 15 ح 21.
عنه صلى الله عليه و آله:كُنتُ أوَّلَ النَّاسِ فِي الخَلقِ، وآخِرَهُم فِي البَعثِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من نخستينِ مردم در آفرينش هستم و آخرينِ آنان در برانگيخته شدن [به پيامبرى].
۱.الطبقات الكبرى: ج 1 ص 149 عن قتادة، كنز العمّال: ج 11 ص 409 ح 31916.
عنه صلى الله عليه و آله:أُعطيتُ خَمسا لَم يُعطَهُنَّ نَبِيٌّ كانَ قَبلي: أُرسِلتُ إلَى الأبيَضِ وَالأسوَدِ وَالأحمَرِ، وَجُعِلَت لِيَ الأرضُ طَهورا ومَسجِدا، ونُصِرتُ بِالرُّعبِ، وأُحِلَّت لِيَ الغَنائِمُ ولَم تُحَلَّ لِأحَدٍ ـ أو قالَ: لِنَبيٍّ ـ قَبلي، وأُعطِيتُ جَوامِعَ الكَلِمِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:پنج چيز به من داده شده كه به هيچ يك از پيامبرانِ پيش از من، داده نشده است: به سوى [همگان، از] سفيد و سياه و سرخ فرستاده شده ام؛ زمين براى من، پاك كننده و سجده گاه قرار داده شده؛ با رعب و وحشت، يارى داده شده ام؛ غنائم براى من حلال شده، در حالى كه پيش از من، براى هيچ كس (يا: هيچ پيامبرى) حلال نبوده؛ و سخنان جامع، به من عطا شده است.
۱.الأمالي للطوسي: ص 484 ح 1059 عن عطاء بن السائب عن الإمام الباقر عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 16 ص 324 ح 16.
عنه صلى الله عليه و آله:مَنَّ علَيَّ رَبِّي وقالَ لي: يا مُحَمَّدُ صَلَّى اللّهُ عَلَيكَ فَقَد أرسَلتُ كُلَّ رَسولٍ إلى أُمَّتِهِ بِلِسانِهِا، وأرسَلتُكَ إلى كُلِّ أحمَرَ وأسوَدَ مِن خَلقي، ونَصَرتُكَ بِالرُّعبِ الَّذي لَم أنصُر بِهِ أحَدا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند بر من منّت نهاد و فرمود: «يا محمّد درود خدا بر تو باد. تو را با رعب و وحشت، يارى دادم، در حالى كه هيچ كس را با آن يارى ندادم. اصلاحیه: پروردگارم بر من منّت نهاد و به من فرمود: اى محمّد! درود خداى بر تو، من هر پيامبرى را به زبان امّتش سوى آنها فرستادم، اما تو را به سوى همه خلق خود، از سفيد و سياه، فرستادم و به واسطه رعب و وحشت ياريت كردم كه احدى را با اين وسيله يارى نكردم.
۱.علل الشرائع: ص 128.
عنه صلى الله عليه و آله:أُعطيتُ جَوامِعَ الكَلِمِ، واختُصِرَ لِيَ الحَديثُ اختِصارا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:به من، سخنان جامع داده شده و كلام، برايم كاملاً مختصر شده است.
۱.تاريخ دمشق: ج 4 ص 8 ح 809 عن عمر، كنزالعمّال: ج 16 ص 112 ح 44087.
الإمام عليّ عليه السلام:قيلَ لِلنَّبِيِّ صلى الله عليه و آله: هَل عَبَدتَ وَثَنا قَطُّ؟ قالَ: لا، قالوا: فَهَل شَرِبتَ خَمرا قَطُّ؟ قالَ: لا، ومازِلتُ أعرِفُ أ نَّ الَّذي هُم عَلَيهِ كُفرٌ، وما كُنتُ أدري ما الكِتابُ ولا الإيمانُ. ۱
امام على عليه السلام:به پيامبر صلى الله عليه و آله گفته شد: آيا هرگز بُتى را پرستيده اى؟ فرمود: «نه». گفتند: آيا هرگز شراب نوشيده اى؟ فرمود: «نه. همواره مى دانستم كه آنچه مردم انجام مى دهند، كفر است، در حالى كه هنوز نمى دانستم كتاب و ايمان چيست».
۱.كنز العمّال: ج 12 ص 406 ح 35439 نقلاً عن أبي نعيم في الدلائل.
الإمام الرّضا عليه السلامـ لَمَّا سُئِلَ عَن مَعنى قَولِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله: أنا ابنُ الذَّبيحَينِ ـ: يَعني إسماعيلَ بنَ إبراهيمَ الخَليلِ عليه السلام وعَبدَاللّهِ بنَ عَبدِ المُطَّلِبِ. ۱
امام رضا عليه السلامـ در پاسخ به سؤال از اين سخن پيامبر صلى الله عليه و آله كه: من فرزند دو ذبيح (قربانى) هستم ـ: مقصود، اسماعيل بن ابراهيم خليل و عبد اللّه بن عبد المطّلب است.
۱.عيون أخبار الرِّضا: ج 1 ص 210 ح 1 عن الحسين بن عليّ بن فضّال، الخصال: ص 56 ح 78 عن الحسن بن عليّ بن فضّال، بحار الأنوار: ج 12 ص 123 ح 1.