حدیث دربارهآنان كه دوزخيان ، از دستشان آزار مى كِشند !

عنه صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: ألا ومَن زَنا بِامرَأَةٍ مُسلِمَةٍ أو يَهودِيَّةٍ أو نَصرانِيَّةٍ أو مَجوسِيَّةٍ؛ حُرَّةٍ أو أمَةٍ، ثُمَّ لَم يَتُب مِنهُ وماتَ مُصِرّا عَلَيهِ، فَتَحَ اللّه‏ُ لَهُ في قَبرِهِ ثَلاثَمِئَةٍ بابٍ، تَخرُجُ مِنها حَيّاتٌ وعَقارِبُ وثُعبانُ النّارِ، فَهُوَ يَحتَرِقُ إلى يَومِ القِيامَةِ، فَإِذا بُعِثَ مِن قَبرِهِ تَأَذَّى النّاسُ مِن نَتنِ ريحِهِ، فَيُعرَفُ بِذلِكَ وبِما كانَ يَعمَلُ في دارِ الدُّنيا، حَتّى يُؤمَرَ بِهِ إلَى النّارِ. ۱
پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: هر كس با زن مسلمان، يهودى، نصرانى و يا مجوسى ـ آزاده باشند يا كنيز ـ، زنا كند و از آن كار، توبه ننمايد و بر آن، اصرار بورزد، خداوند در قبرش، سيصد در باز مى‏كند و از آن، مارها و كژدُم‏ها و اژدهاى جهنّم، بيرون مى‏آيد. او تا روز قيامت مى‏سوزد و زمانى كه از قبرش بيرون آورده شود، مردم از گند بويش آزرده مى‏شوند و با اين و با آنچه در دنيا عمل مى‏كرده، شناخته مى‏شود، تا دستور وارد شدن به آتش مى‏گيرد.
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 4 ص 12 ح 4968، الأمالي للصدوق: ص 513 ح 707 كلاهما عن الحسين بن زيد عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم ‏السلام، مكارم الأخلاق: ج 2 ص 312 ح 2655 عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم ‏السلام عنه صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله، روضة الواعظين: ص 507، تنبيه الخواطر: ج 2 ص 260 عن الحسين بن يزيد عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم ‏السلام عنه صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله، بحارالأنوار: ج 75 ص 389 ح 6.

احادیث دیگر این موضوع

۶
پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: چهار دسته‏اند كه دوزخيان با آن كه خود در عذاب‏اند، از آنها آزار مى‏بينند، در دوزخ، به آنها آب جوش نوشانده مى‏شود و صداى آه و وا ويلا، سر مى‏دهند. دوزخيان به همديگر مى‏گويند: اينان را چه مى‏شود كه ما را آزار مى‏دهند، با اين كه خود در اذيّتيم؟! مردى آويزان در تابوتى از اَخگر؛ مردى كه معده و روده‏اش را مى‏كِشد؛ مردى كه از دهانش چرك و خونْ جارى است؛ و مردى ديگر كه گوشت او را مى‏خورَد. به آويزانِ در تابوت، گفته مى‏شود: اين دور از رحمت خدا را چه شده كه ما را ـ به رغمِ رنجى كه داريم ـ آزار مى‏دهد؟ مى‏گويد: اين دور از رحمت خدا، مُرد، در حالى كه اموال مردم بر عهده‏اش بود و چيزى نداشت تا آنها را پس بدهد و راه رهايى هم نداشت و وفاى به عهد نكرد. آن گاه به آن كه روده و معده‏هايش را با خود مى‏كِشد، گفته مى‏شود: اين دور از رحمت خدا را چه شده كه ما را ـ به رغمِ رنجى كه داريم ـ آزار مى‏دهد؟ مى‏گويد: اين دور از رحمت خدا، باكى نداشت كه بول به بدنش ترشّح كند. سپس به آن كه از دهانش چرك و خون جارى است، گفته مى‏شود: اين دور از رحمت خدا را چه شده كه ما را ـ به رغم رنجى كه داريم ـ آزار مى‏دهد؟ مى‏گويد: اين دور از رحمت خدا، نقلِ قول مى‏كرد. به هر سخن بدى مى‏نگريست و با آن، فساد به پا مى‏كرد و آن را نقل مى‏نمود. و به آن كه گوشتش را مى‏خورَد، گفته مى‏شود: اين دورترين از رحمت را چه شده كه ما را ـ به رغمِ رنجى كه داريم ـ آزار مى‏دهد؟ مى‏گويد: اين دورترين از رحمت، با غيبت كردن، گوشت مردم را مى‏خورد و در پىِ سخن‏چينى بود.