حدیث دربارهآنان كه دوزخيان ، از دستشان آزار مى كِشند !

عنه صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: يُؤتى بِالزّاني يَومَ القِيامَةِ حَتّى يَكونَ فَوقَ أهلِ النّارِ، فَيَقطُرُ قَطرَةٌ مِن فَرجِهِ فَيَتَأَذّى بِها أهلُ جَهَنَّمَ مِن نَتنِها، فَيَقولُ أهلُ جَهَنَّمَ لِلخُزّانِ: ما هذِهِ الرّائِحَةُ المُنتِنَةُ الَّتي قَد آذَتنا؟ فَيُقالُ لَهُم: هذِهِ رائِحَةُ زانٍ. وتُؤتى بِامرَأَةٍ زانِيَةٍ فَيَقطُرُ قَطرَةٌ مِن فَرجِها، فَيَتَأَذّى بِها أهلُ النّارِ مِن نَتنِها. ۱
پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: روز قيامت، مرد زناكار، آورده مى‏شود، تا بالاى همه دوزخيان [قرار مى‏گيرد]، قطره‏اى از نرينگى‏اش مى‏چكد و دوزخيان، از گندش آزرده مى‏شوند. دوزخيان به دوزخبانان مى‏گويند: اين بوى گند كه ما را آزار داد، چيست؟ به آنان گفته مى‏شود: اين، بوى زناكار است. و زنى زناكار آورده مى‏شود. از مادينگى‏اش، قطره‏اى مى‏چكد و دوزخيان، از گند آن، آزرده مى‏شوند.
۱.الجعفريّات: ص 99، النوادر للراوندي: ص 180 ح 306 كلاهما عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم ‏السلام، دعائم الإسلام: ج 2 ص 448 ح 1563، بحارالأنوار: ج 8 ص 317 ح 98.

احادیث دیگر این موضوع

۶
پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: چهار دسته‏اند كه دوزخيان با آن كه خود در عذاب‏اند، از آنها آزار مى‏بينند، در دوزخ، به آنها آب جوش نوشانده مى‏شود و صداى آه و وا ويلا، سر مى‏دهند. دوزخيان به همديگر مى‏گويند: اينان را چه مى‏شود كه ما را آزار مى‏دهند، با اين كه خود در اذيّتيم؟! مردى آويزان در تابوتى از اَخگر؛ مردى كه معده و روده‏اش را مى‏كِشد؛ مردى كه از دهانش چرك و خونْ جارى است؛ و مردى ديگر كه گوشت او را مى‏خورَد. به آويزانِ در تابوت، گفته مى‏شود: اين دور از رحمت خدا را چه شده كه ما را ـ به رغمِ رنجى كه داريم ـ آزار مى‏دهد؟ مى‏گويد: اين دور از رحمت خدا، مُرد، در حالى كه اموال مردم بر عهده‏اش بود و چيزى نداشت تا آنها را پس بدهد و راه رهايى هم نداشت و وفاى به عهد نكرد. آن گاه به آن كه روده و معده‏هايش را با خود مى‏كِشد، گفته مى‏شود: اين دور از رحمت خدا را چه شده كه ما را ـ به رغمِ رنجى كه داريم ـ آزار مى‏دهد؟ مى‏گويد: اين دور از رحمت خدا، باكى نداشت كه بول به بدنش ترشّح كند. سپس به آن كه از دهانش چرك و خون جارى است، گفته مى‏شود: اين دور از رحمت خدا را چه شده كه ما را ـ به رغم رنجى كه داريم ـ آزار مى‏دهد؟ مى‏گويد: اين دور از رحمت خدا، نقلِ قول مى‏كرد. به هر سخن بدى مى‏نگريست و با آن، فساد به پا مى‏كرد و آن را نقل مى‏نمود. و به آن كه گوشتش را مى‏خورَد، گفته مى‏شود: اين دورترين از رحمت را چه شده كه ما را ـ به رغمِ رنجى كه داريم ـ آزار مى‏دهد؟ مى‏گويد: اين دورترين از رحمت، با غيبت كردن، گوشت مردم را مى‏خورد و در پىِ سخن‏چينى بود.