حدیث دربارهآنان كه دوزخيان ، از دستشان آزار مى كِشند !

عنه صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: مَنِ اغتابَ امرَءا مُسلِما بَطَلَ صَومُهُ، ونُقِضَ وُضوؤُهُ، وجاءَ يَومَ القيامَةِ تَفوحُ مِن فيهِ رائِحَةٌ أنتَنُ مِنَ الجيفَةِ، يَتَأَذّى بِها أهلُ المَوقِفِ، فَإِن ماتَ قَبلَ أن يَتوبَ ماتَ مُستَحِلّاً لِما حَرَّمَ اللّه‏ُ عز و جل. ۱
پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: هر كس از مسلمانى غيبت كند، روزه و وضويش باطل است و روز قيامت مى‏آيد، در حالى كه بوى گندى بدتر از بوى لاشه از دهانش خارج مى‏شود، به گونه‏اى كه اهل موقِف، از آن اذيّت مى‏شوند. اين شخص، اگر قبل از توبه بميرد، در حالى مُرده كه حرام خداوند عز و جل را حلال شمرده است.
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 4 ص 15 ح 4968، الأمالي للصدوق: ص 515 ح 707 كلاهما عن الحسين بن زيد عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم ‏السلام، مكارم الأخلاق: ج 2 ص 306 ح 2655 عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم ‏السلام عنه صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله، تنبيه الخواطر: ج 2 ص 256 عن الحسين بن يزيد عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم ‏السلام عنه صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله، بحارالأنوار: ج 75 ص 247 ح 10.

احادیث دیگر این موضوع

۶
پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: چهار دسته‏اند كه دوزخيان با آن كه خود در عذاب‏اند، از آنها آزار مى‏بينند، در دوزخ، به آنها آب جوش نوشانده مى‏شود و صداى آه و وا ويلا، سر مى‏دهند. دوزخيان به همديگر مى‏گويند: اينان را چه مى‏شود كه ما را آزار مى‏دهند، با اين كه خود در اذيّتيم؟! مردى آويزان در تابوتى از اَخگر؛ مردى كه معده و روده‏اش را مى‏كِشد؛ مردى كه از دهانش چرك و خونْ جارى است؛ و مردى ديگر كه گوشت او را مى‏خورَد. به آويزانِ در تابوت، گفته مى‏شود: اين دور از رحمت خدا را چه شده كه ما را ـ به رغمِ رنجى كه داريم ـ آزار مى‏دهد؟ مى‏گويد: اين دور از رحمت خدا، مُرد، در حالى كه اموال مردم بر عهده‏اش بود و چيزى نداشت تا آنها را پس بدهد و راه رهايى هم نداشت و وفاى به عهد نكرد. آن گاه به آن كه روده و معده‏هايش را با خود مى‏كِشد، گفته مى‏شود: اين دور از رحمت خدا را چه شده كه ما را ـ به رغمِ رنجى كه داريم ـ آزار مى‏دهد؟ مى‏گويد: اين دور از رحمت خدا، باكى نداشت كه بول به بدنش ترشّح كند. سپس به آن كه از دهانش چرك و خون جارى است، گفته مى‏شود: اين دور از رحمت خدا را چه شده كه ما را ـ به رغم رنجى كه داريم ـ آزار مى‏دهد؟ مى‏گويد: اين دور از رحمت خدا، نقلِ قول مى‏كرد. به هر سخن بدى مى‏نگريست و با آن، فساد به پا مى‏كرد و آن را نقل مى‏نمود. و به آن كه گوشتش را مى‏خورَد، گفته مى‏شود: اين دورترين از رحمت را چه شده كه ما را ـ به رغمِ رنجى كه داريم ـ آزار مى‏دهد؟ مى‏گويد: اين دورترين از رحمت، با غيبت كردن، گوشت مردم را مى‏خورد و در پىِ سخن‏چينى بود.