حدیث دربارهآنان كه دوزخيان ، از دستشان آزار مى كِشند !

رسول اللّه‏ صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: العُلَماءُ رَجُلانِ: رَجُلٌ عالِمٌ آخِذٌ بِعِلمِهِ؛ فَهذا ناجٍ. وعالِمٌ تارِكٌ لِعِلمِهِ؛ فَهذا هالِكٌ. وإنَّ أهلَ النّارِ لَيَتَأَذَّونَ مِن ريحِ العالِمِ التّارِكِ لِعِلمِهِ. وإنَّ أشَدَّ أهلِ النّارِ نَدامَةً وحَسرَةً رَجُلٌ دَعا عَبدا إلَى اللّه‏ِ، فَاستَجابَ لَهُ وقَبِلَ مِنهُ، فَأَطاعَ اللّه‏َ، فَأَدخَلَهُ اللّه‏ُ الجَنَّةَ، وأدخَلَ الدّاعيَ النّارَ بِتَركِهِ عِلمَهُ، وَاتِّباعِهِ الهَوى وطولَ الأَمَلِ. ۱
پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: علما، دو دسته‏اند: عالمى كه به علمش عمل مى‏كند كه نجات‏يافته است، و عالمى كه به علمش بى‏اعتناست كه هلاك شده‏است. دوزخيان، از بوى عالم بى‏عمل، اذيّت مى‏شوند. بدترين پشيمانى و حسرت در ميان دوزخيان، از آنِ مردى است كه كسى را به سوى خدا، دعوت مى‏كند و او، آن را مى‏پذيرد و قبول مى‏كند و از خدا، اطاعت مى‏نمايد و خدا، او را به بهشت مى‏برد؛ امّا دعوت كننده را به خاطر ترك عملش و پيروى از هوس و آرزوى طولانى، به جهنّم مى‏برد.
۱.الكافي: ج 1 ص 44 ح 1، الخصال: ص 51 ح 63، منية المريد: ص 146، مشكاة الأنوار: ص 246 ح 720، أعلام الدين: ص 89 وليس فيه «وإنّ أهل النار. لعلمه»، كتاب سليم بن قيس: ج 2 ص 718 نحوه وكلّها عن سليم بن قيس عن الإمام عليّ عليه ‏السلام، بحارالأنوار: ج 2 ص 106 ح 2.

احادیث دیگر این موضوع

۶
پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: چهار دسته‏اند كه دوزخيان با آن كه خود در عذاب‏اند، از آنها آزار مى‏بينند، در دوزخ، به آنها آب جوش نوشانده مى‏شود و صداى آه و وا ويلا، سر مى‏دهند. دوزخيان به همديگر مى‏گويند: اينان را چه مى‏شود كه ما را آزار مى‏دهند، با اين كه خود در اذيّتيم؟! مردى آويزان در تابوتى از اَخگر؛ مردى كه معده و روده‏اش را مى‏كِشد؛ مردى كه از دهانش چرك و خونْ جارى است؛ و مردى ديگر كه گوشت او را مى‏خورَد. به آويزانِ در تابوت، گفته مى‏شود: اين دور از رحمت خدا را چه شده كه ما را ـ به رغمِ رنجى كه داريم ـ آزار مى‏دهد؟ مى‏گويد: اين دور از رحمت خدا، مُرد، در حالى كه اموال مردم بر عهده‏اش بود و چيزى نداشت تا آنها را پس بدهد و راه رهايى هم نداشت و وفاى به عهد نكرد. آن گاه به آن كه روده و معده‏هايش را با خود مى‏كِشد، گفته مى‏شود: اين دور از رحمت خدا را چه شده كه ما را ـ به رغمِ رنجى كه داريم ـ آزار مى‏دهد؟ مى‏گويد: اين دور از رحمت خدا، باكى نداشت كه بول به بدنش ترشّح كند. سپس به آن كه از دهانش چرك و خون جارى است، گفته مى‏شود: اين دور از رحمت خدا را چه شده كه ما را ـ به رغم رنجى كه داريم ـ آزار مى‏دهد؟ مى‏گويد: اين دور از رحمت خدا، نقلِ قول مى‏كرد. به هر سخن بدى مى‏نگريست و با آن، فساد به پا مى‏كرد و آن را نقل مى‏نمود. و به آن كه گوشتش را مى‏خورَد، گفته مى‏شود: اين دورترين از رحمت را چه شده كه ما را ـ به رغمِ رنجى كه داريم ـ آزار مى‏دهد؟ مى‏گويد: اين دورترين از رحمت، با غيبت كردن، گوشت مردم را مى‏خورد و در پىِ سخن‏چينى بود.