حدیث دربارهچگونگى برخورد دوزخبانان با گنهكاران
الإمام الباقر عليه السلام: إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله حَيثُ اُسرِيَ بِهِ إلَى السَّماءِ لَم يَمُرَّ بِخَلقٍ مِن خَلقِ اللّهِ إلّا رَأى مِنهُ ما يُحِبُّ مِنَ البِشرِ وَاللُّطفِ وَالسُّرورِ بِهِ، حَتّى مَرَّ بِخَلقٍ مِن خَلقِ اللّهِ، فَلَم يَلتَفِت إلَيهِ ولَم يَقُل لَهُ شَيئا، فَوَجَدَهُ قاطِبا عابِسا، فَقالَ: يا جَبرَئيلُ! ما مَرَرتُ بِخَلقٍ مِن خَلقِ اللّهِ إلّا رَأَيتُ البِشرَ وَاللُّطفَ وَالسُّرورَ مِنهُ إلّا هذا، فَمَن هذا؟ قالَ: هذا مالِكٌ خازِنُ النّارِ، وهكَذا خَلَقَهُ رَبُّهُ، قالَ: فَإِنّي اُحِبُّ أن تَطلُبَ إلَيهِ أن يُرِيَنِي النّارَ، فَقالَ لَهُ جَبرَئيلُ: إنَّ هذا مُحَمَّدا رَسولُ اللّهِ، وقَد سَأَلَني أن أطلُبَ إلَيكَ أن تُرِيَهُ النّارَ، قالَ: فَأَخَرجَ لَهُ عُنُقا مِنها فَرَآها، فَمَا افتَرَّ ۱ ضاحِكا حَتّى قَبَضَهُ اللّهُ عز و جل. ۲
امام باقر عليه السلام: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در شبى كه به آسمان برده شد، بر هر مخلوقى از مخلوقات خدا كه مىگذشت، خوشرويى و مهربانى و شادمانى را در او مىديد، تا آن كه بر مخلوقى از مخلوقات خدا گذشت؛ ولى آن مخلوق به پيامبر صلى الله عليه و آله توجّه نكرد و چيزى به ايشان نگفت.
پيامبر صلى الله عليه و آله او را اخمكرده و ترشرو ديد. به جبرئيل فرمود: «اى جبرئيل! من بر هر مخلوقى از مخلوقات خدا كه گذشتم، او را خوشرو و مهربان و شادمان ديدم، بجز اين يكى. مگر او كيست؟».
جبرئيل گفت: او مالك، دوزخبان است. پروردگارش او را اين گونه آفريده است.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «دوست دارم از او بخواهى آتش را به من نشان دهد».
جبرئيل به مالك گفت: اين، محمّد پيامبر خداست و از من خواسته كه از تو بخواهم آتش را به او نشان دهى.
مالك، تنورهاى از آن را براى پيامبر صلى الله عليه و آله بيرون آورد و ايشان آن را ديد. پيامبر صلى الله عليه و آله از آن پس، تا زمانى كه خداوند عز و جل جانش را ستاند، لبانش به خنده باز نشد.
۱.. افْتَرَّ فلان ضاحكا: أي أبدى أسنانه (الصحاح: ج 2 ص 780 «فرر»).
۲.. الأمالي للصدوق: ص 696 ح 952 عن زرارة، الزهد للحسين بن سعيد: ص 99 ح 271، تفسير العيّاشي: ج 2 ص 277 ح 8، قصص الأنبياء للراوندي: ص 325 ح 433 كلّها عن ابن بكير عن الإمام الصادق عليه السلام نحوه، روضة الواعظين: ص 557، بحارالأنوار: ج 8 ص 284 ح 9.