حدیث دربارههاويه (سياه چال)

الإمام زين العابدين عليه ‏السلام ـ فِي الدُّعاءِ ـ : سَيِّدي! عَلَيكَ مُعتَمَدي ومُعَوَّلي ورَجائي وتَوَكُّلي، وبِرَحمَتِكَ تَعَلُّقي، وبِفِنائِكَ أحُطُّ رَحلي، ولِجودِكَ أقصِدُ طَلِبَتي، وبِكَرَمِكَ ـ أي رَبِّ ـ أستَفتِحُ دُعائي، ولَدَيكَ أرجو غِنى فاقَتي، وبِغِناكَ أجبُرُ عَيلَتي ۱، وتَحتَ ظِلِّ عَفوِكَ قِيامي، وإلى جودِكَ وكَرَمِكَ أرفَعُ بَصَري، وإلى مَعروفِكَ اُديمُ نَظَري، فَلا تُحرِقني بِالنّارِ وأنتَ مَوضِعُ أمَلي، ولا تُسكِنِّي الهاوِيَةَ فَإِنَّكَ قُرَّةُ عَيني. ۲
امام زين العابدين عليه ‏السلام ـ در دعا ـ : آقاى من! اعتماد و تكيه و اميد و توكّل من، به توست. به رحمت تو چنگ در زده‏ام و به آستان تو بار مى‏افكنم. بخشايش تو را مى‏طلبم و به اميد كَرَم تو ـ اى پروردگار من ـ دعايم را آغاز مى‏كنم. رفع درويشى‏ام را از تو اميد دارم و با توانگرىِ تو، فقر خويش را جبران مى‏كنم. زير سايه عفو تو ايستاده‏ام، به بخشندگى و بزرگوارىِ تو مى‏نگرم و به احسان تو چشم مى‏دوزم. پس مرا به آتش مسوزان، كه تو نقطه اميد و آرزوىِ منى، و مرا در سياه‏چال دوزخ، جاى مده؛ كه تو [مايه دل‏شادى و] نور ديده منى.
۱.العَيلَةُ: الفاقَةُ والفقر (مجمع البحرين: ج 2 ص 1299 «عيل»).
۲.مصباح المتهجّد: ص 592 ح 691، المصباح للكفعمي: ص 792، الإقبال: ج 1 ص 169 كلّها عن أبي حمزة الثمالي، بحارالأنوار: ج 98 ص 90 ح 2.

احادیث دیگر این موضوع

۲
تفسير الطبرى ـ به نقل از عبد اللّه‏ بن مسعود ـ : پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله فرمود: «كشته شدن در راه خدا، همه گناهان را پاك مى‏كند» يا فرمود: «هر چيزى را پاك مى‏كند، بجز امانت را. [روز قيامت] شخصى را كه امانتى نزدش بوده [و آن را ادا نكرده‏است]، مى‏آورند و به او گفته مى‏شود: "امانتت را ادا كن". مى‏گويد: پروردگارا! دنيا سپرى شده است. سه مرتبه [اين سخنان، ردّ و بدل مى‏شود] و سپس گفته مى‏شود: "او را به سياه‏چال ببريد". او را به آن جا مى‏بَرَند و در آن فرو مى‏افتد و چون به قعرش رسيد، آن امانت را عينا در آن جا مى‏يابد. پس آن را بر مى‏دارد و بر دوش خود مى‏نهد و تا لبه جهنّم بالا مى‏آورد؛ ولى‏همين كه ديد بيرون آمده است، دو باره آن امانت در جهنّم فرو مى‏لغزد و او نيز در پىِ آن پايين مى‏رود، و اين وضع تا ابد تكرار مى‏شود». گفته‏اند كه اين امانت، شامل امانت در نماز، امانت در روزه و امانت در گفتار مى‏شود و از همه مهم‏تر، سپرده‏ها [ى امانىِ مردم نزد يكديگر] است.