حدیث دربارههاويه (سياه چال)
الإمام زين العابدين عليه السلام ـ فِي الدُّعاءِ ـ : سَيِّدي! عَلَيكَ مُعتَمَدي ومُعَوَّلي ورَجائي وتَوَكُّلي، وبِرَحمَتِكَ تَعَلُّقي، وبِفِنائِكَ أحُطُّ رَحلي، ولِجودِكَ أقصِدُ طَلِبَتي، وبِكَرَمِكَ ـ أي رَبِّ ـ أستَفتِحُ دُعائي، ولَدَيكَ أرجو غِنى فاقَتي، وبِغِناكَ أجبُرُ عَيلَتي ۱، وتَحتَ ظِلِّ عَفوِكَ قِيامي، وإلى جودِكَ وكَرَمِكَ أرفَعُ بَصَري، وإلى مَعروفِكَ اُديمُ نَظَري، فَلا تُحرِقني بِالنّارِ وأنتَ مَوضِعُ أمَلي، ولا تُسكِنِّي الهاوِيَةَ فَإِنَّكَ قُرَّةُ عَيني. ۲
امام زين العابدين عليه السلام ـ در دعا ـ : آقاى من! اعتماد و تكيه و اميد و توكّل من، به توست. به رحمت تو چنگ در زدهام و به آستان تو بار مىافكنم. بخشايش تو را مىطلبم و به اميد كَرَم تو ـ اى پروردگار من ـ دعايم را آغاز مىكنم. رفع درويشىام را از تو اميد دارم و با توانگرىِ تو، فقر خويش را جبران مىكنم. زير سايه عفو تو ايستادهام، به بخشندگى و بزرگوارىِ تو مىنگرم و به احسان تو چشم مىدوزم. پس مرا به آتش مسوزان، كه تو نقطه اميد و آرزوىِ منى، و مرا در سياهچال دوزخ، جاى مده؛ كه تو [مايه دلشادى و] نور ديده منى.