حدیث دربارهآمدن جهنّم

عنه صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: أخبَرَنِي الرّوحُ الأَمينُ أنَّ اللّه‏َ لا إلهَ غَيرُهُ إذا وَقَفَ الخَلائِقَ وجَمَعَ الأَوَّلينَ وَالآخِرينَ، اُتِيَ بِجَهَنَّمَ تُقادُ بِأَلفِ زِمامٍ، أخَذَ بِكُلِّ زِمامٍ مِئَةُ ألفِ مَلَكٍ مِنَ الغِلاظِ الشِّدادِ، ولَها هَدَّةٌ وتَحَطُّمٌ وزَفيرٌ وشَهيقٌ، وإنَّها لَتَزفِرُ الزَّفرَةَ فَلَولا أنَّ اللّه‏َ عز و جلأخَّرَها إلَى الحِسابِ لَأَهلَكَتِ الجَميعَ. ثُمَّ يَخرُجُ مِنها عُنُقٌ يُحيطُ بِالخَلائِقِ؛ البِرِّ مِنهُم وَالفاجِرِ، فَما خَلَقَ اللّه‏ُ عَبدا مِن عِبادِهِ ـ مَلَكٍ ولا نَبِيٍّ ـ إلّا ويُنادي: يا رَبِّ، نَفسي نَفسي!! وأنتَ تَقولُ: يا رَبِّ، اُمَّتي اُمَّتي!! ۱
پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: روح الأمين عليه ‏السلام به من خبر داد كه خداوند يگانه و يكتا، هر گاه خلايق را به موقف آورَد و همه مردمان را، از اوّلين تا آخرين نفر، جمع كند، جهنّم را در حالى مى‏آورند كه هزار افسار بر اوست و هر افسارى را صد هزار فرشته دژخيم و درشت‏خوى مى‏كشند و او نيز لگد مى‏كوبد و هر چيزى را در هم مى‏شكند و مى‏غرّد و مى‏خروشد و آه و ناله سر مى‏دهد، و اگر نبود كه خداوند عز و جل آن را تا پس از حسابرسى مهلت داده است، همگان را نابود مى‏كرد. سپس گردنى از آن بيرون مى‏زند كه خلايق را، از نيك و بد، در ميان مى‏گيرد. خداوند، هيچ بنده‏اى از بندگانش را نيافريده است، از فرشته و پيامبر، مگر آن كه [در اين هنگام] فرياد خواهد زد: «پروردگارا! به دادم برس، به دادم برس»؛ ولى تو مى‏گويى: «پروردگارا! امّتم را در ياب، امّتم را در ياب».
۱.الكافي: ج 8 ص 312 ح 486، الأمالي للصدوق: ص 241 ح 256 وفيه «تغيظ» بدل «تخطّم» وليس فيه «وقف الخلائق» وكلاهما عن جابر عن الإمام الباقر عليه ‏السلام، تفسير القمّي: ج 2 ص 421 عن عمرو بن عثمان عن الإمام الباقر عليه ‏السلام وفيه «غضب» بدل «تحطّم»، بحارالأنوار: ج 7 ص 125 ح 1.

احادیث دیگر این موضوع

۳
مجمع البيان ـ به نقل از ابو سعيد خُدرى ـ : چون آيه «و در آن روز، جهنّم را بياورند» نازل شد، رخسار پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله دگرگون شد و چنان منقلب گشت كه يارانش از ديدن حال او نگران شدند. عدّه‏اى از آنان نزد على بن ابى طالب عليه ‏السلام رفتند و گفتند: اى على! براى پيامبر خدا، اتّفاقى افتاده است. على عليه ‏السلام آمد و پيامبر را از پشت سرش در آغوش گرفت و ميان دو شانه‏اش را بوسيد و گفت: پدر و مادرم به فدايت، اى پيامبر خدا! امروز چه رخ داده است؟ پيامبر صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله فرمود: «جبرئيل عليه ‏السلام نزدم آمد و برايم [اين آيه را] خواند: «و آن روز، جهنّم را بياورند» ». على عليه ‏السلام گفت: گفتم: چگونه آن را مى‏آورند؟ فرمود: هفتاد هزار فرشته آن را مى‏آورند و با هفتاد هزار افسار، آن را مى‏كِشند و آن، چنان مى‏گريزد كه اگر رها شود، همه اهل محشر را مى‏سوزاند. من معترض جهنّم مى‏شوم و او مى‏گويد: مرا با تو كارى نيست ـ اى محمّد ـ؛ زيرا خداوند، گوشت تو را بر من حرام ساخته است». پس در آن روز، هر كسى به فكر نجات خويش است؛ ولى [تنها] محمّد مى‏گويد: "پروردگارا! امّتم، امّتم!"».