حدیث دربارهقعر جهنّم
المعجم الأوسط عن أبي سعيد الخدري: سَمِعَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله صَوتا هالَهُ، فَأتاهُ جِبريلُ عليه السلام، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: ما هذَا الصَّوتُ يا جِبريلُ؟! فَقالَ: هذِهِ صَخرَةٌ هَوَت مِن شَفيرِ جَهَنَّمَ مِن سَبعينَ عاما، فَهذا حينَ بَلَغَت قَعرَها؛ فَأَحَبَّ اللّهُ أن يُسمِعَكَ صَوتَها.
فَما رُؤِيَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله بَعدَ ذلِكَ اليَومِ ضاحِكا مِلءَ فيهِ حَتّى قَبَضَهُ اللّهُ. ۱
المعجم الأوسط ـ به نقل از ابو سعيد خُدرى ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله صدايى شنيد كه او را به وحشت انداخت. جبرئيل عليه السلام نزدش آمد. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پرسيد: «اين، چه صدايى بود، اى جبرئيل؟».
گفت: تختهسنگى بود كه هفتاد سال پيش، از لبه دوزخ فرو افتاده بود و اكنون به قعر آن رسيد. خدا دوست داشت كه صداى آن را به گوش تو برساند.
از آن روز به بعد، تا وقتى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله زنده بود، ديده نشد كه دهانش را كاملاً به خنده بگشايد.
۱.المعجم الأوسط: ج 1 ص 249 ح 815، تاريخ بغداد: ج 4 ص 270 الرقم 2016.