حدیث دربارهدرهاى جهنّم و طبقه هاى آن

الكافي عن محمّد بن مسلم: كُنتُ قاعِدا عِندَ أبي جَعفَرٍ عليه ‏السلام عَلى بابِ دارِهِ بِالمَدينَةِ، فَنَظَرَ إلَى النّاسِ يَمُرّونَ أفواجا، فَقالَ لِبَعضِ مَن عِندَهُ: حَدَثَ بِالمَدينَةِ أمَرٌ؟ فَقالَ: جُعِلتُ فِداكَ، وَلِيَ المَدينَةَ والٍ فَغَدَا النّاسُ يُهَنِّؤونَهُ. فَقالَ: إنَّ الرَّجُلَ لِيُغدى عَلَيهِ بِالأَمرِ تَهَنَّأَ بِهِ ۱، وإنَّهُ لَبابٌ مِن أبوابِ النّارِ. ۲
الكافى ـ به نقل از محمّد بن مسلم ـ : نزد امام باقر عليه ‏السلام بر درِ خانه ايشان در مدينه نشسته بودم كه ديد مردم، گروه گروه مى‏گذرند. به يكى از كسانى كه نزد ايشان بود، فرمود: «در مدينه اتّفاقى افتاده است؟». او گفت: فدايت شوم! حكمرانى براى مدينه آمده است و مردم براى شادباشگويى نزدش مى‏روند. فرمود: «چه بسا سِمَتى به كسى واگذار مى‏شود و به وى شادباش گفته مى‏شود، در حالى كه آن سِمَت، درى از درهاى آتش است».
۱.في وسائل الشيعة: «يُهَنّى بِهِ» بدل «تَهَنّأَ بِهِ».
۲.الكافي: ج 5 ص 107 ح 6، وسائل الشيعة: ج 12 ص 135 ح 22313.

احادیث دیگر این موضوع

۸
پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: شبى كه مرا به آسمان بردند، جبرئيل عليه ‏السلام به من گفت: «من مأمورم كه بهشت و آتش را به تو نشان دهم». پس من بهشت و نعمت‏هاى آن را و آتش و عذاب دردناكى را كه در آن بود، مشاهده كردم. سپس درهاى جهنّم را ديدم. بر نخستين درِ آن، سه جمله نوشته شده بود، چنين: «آن كه به خداى بزرگ اميدوار باشد، به سعادت مى‏رسد. آن كه از خداى بزرگ بترسد، در امان است. تباه شده فريب خورده، كسى است كه به غير خدا اميدوار باشد و از غير او بترسد». بر درِ دوم نيز اين سه جمله نوشته شده بود: «هر كه مى‏خواهد در روز رستاخيز برهنه نباشد، بر بدن‏هاى برهنه در دنيا جامه بپوشاند. هر كه مى‏خواهد در روز تشنگى تشنه نباشد، در دنيا تشنه را سيراب كند. هر كه مى‏خواهد در روز رستاخيز گرسنه نباشد، در دنيا شكم‏هاى گرسنه را غذا دهد». بر درِ سوم، اين سه جمله نوشته شده بود: «لعنت خدا بر دروغگويان! لعنت خدا بر بخل‏ورزان! لعنت خدا بر ستمكاران!». بر درِ چهارم، اين سه جمله نوشته شده بود: «خدا خوار گردانَد كسى را كه اسلام را خوار مى‏كند! خدا خوار گردانَد كسى را كه اهل بيت پيامبر را خوار مى‏كند! خدا لعنت كند كسى را كه به ستمگران، در ستم كردن به مخلوقان، يارى مى‏رسانَد!». بر درِ پنجم، اين سه جمله نوشته شده بود: «پيروى هوس مكن؛ زيرا هوس، از ايمان به دور است. بيهوده بسيار سخن مگو؛ چرا كه از رحمت خداى بزرگ نوميد مى‏گردى. و ياور ستمگران مباش». بر درِ ششم، اين [سه جمله] نوشته شده بود: «من بر شب‏زنده‏داران، حرام هستم. من بر صدقه دهندگان، حرام هستم. من بر روزه‏گيران، حرام هستم». بر درِ هفتم، اين سه جمله نوشته شده بود: «به حساب خود برسيد، پيش از آن كه به حساب شما رسيده شود. خويشتن را سرزنش كنيد، پيش از آن كه مورد سرزنش شويد. خداى عز و جل را بخوانيد، پيش از آن كه نزد او بياييد و ديگر توان اين كار (خواندن خداوند) را نداشته باشيد».