حدیث دربارهدرهاى جهنّم و طبقه هاى آن

الزهد لابن حنبل عن حطان بن عبداللّه‏: قالَ عَلِيٌّ عليه ‏السلام: أتَدرونَ كَيفَ أبوابُ جَهَنَّمَ؟ قالَ: قُلنا: كَنَحوِ هذِهِ الأَبوابِ. قالَ: لا، ولكِنَّها هكَذا ـ ووَضَعَ يَدَهُ فَوقَ، وبَسَطَ أبو عَمرٍو ۱ يَدَهُ عَلى يَدِهِ ـ. ۲
الزهد، ابن حنبل ـ به نقل از حطان بن عبد اللّه‏ ـ : على عليه ‏السلام فرمود: «آيا مى‏دانيد درهاى جهنّم چگونه است؟». گفتيم: مانند همين درها. فرمود: «نه؛ بلكه آنها چنين‏اند» و دستش را بالا گرفت و ابو عمرو دستش را بالاى دست ايشان قرار داد [يعنى بر روى هم‏اند].
۱.أبو عمرو الأزدي نصر بن عليّ ممّن وقع في سلسلة سند هذا الحديث.
۲.الزهد لابن حنبل: ص 163، المصنّف لابن أبي شيبة: ج 8 ص 92 ح 11، الزهد لابن المبارك (الملحقات): ص 85 ح 294، تفسير الطبري: ج 8 الجزء 14 ص 35، البعث والنشور: ص 268 ح 460 نحوه، كنزالعمّال: ج 14 ص 657 ح 39789.

احادیث دیگر این موضوع

۸
پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: شبى كه مرا به آسمان بردند، جبرئيل عليه ‏السلام به من گفت: «من مأمورم كه بهشت و آتش را به تو نشان دهم». پس من بهشت و نعمت‏هاى آن را و آتش و عذاب دردناكى را كه در آن بود، مشاهده كردم. سپس درهاى جهنّم را ديدم. بر نخستين درِ آن، سه جمله نوشته شده بود، چنين: «آن كه به خداى بزرگ اميدوار باشد، به سعادت مى‏رسد. آن كه از خداى بزرگ بترسد، در امان است. تباه شده فريب خورده، كسى است كه به غير خدا اميدوار باشد و از غير او بترسد». بر درِ دوم نيز اين سه جمله نوشته شده بود: «هر كه مى‏خواهد در روز رستاخيز برهنه نباشد، بر بدن‏هاى برهنه در دنيا جامه بپوشاند. هر كه مى‏خواهد در روز تشنگى تشنه نباشد، در دنيا تشنه را سيراب كند. هر كه مى‏خواهد در روز رستاخيز گرسنه نباشد، در دنيا شكم‏هاى گرسنه را غذا دهد». بر درِ سوم، اين سه جمله نوشته شده بود: «لعنت خدا بر دروغگويان! لعنت خدا بر بخل‏ورزان! لعنت خدا بر ستمكاران!». بر درِ چهارم، اين سه جمله نوشته شده بود: «خدا خوار گردانَد كسى را كه اسلام را خوار مى‏كند! خدا خوار گردانَد كسى را كه اهل بيت پيامبر را خوار مى‏كند! خدا لعنت كند كسى را كه به ستمگران، در ستم كردن به مخلوقان، يارى مى‏رسانَد!». بر درِ پنجم، اين سه جمله نوشته شده بود: «پيروى هوس مكن؛ زيرا هوس، از ايمان به دور است. بيهوده بسيار سخن مگو؛ چرا كه از رحمت خداى بزرگ نوميد مى‏گردى. و ياور ستمگران مباش». بر درِ ششم، اين [سه جمله] نوشته شده بود: «من بر شب‏زنده‏داران، حرام هستم. من بر صدقه دهندگان، حرام هستم. من بر روزه‏گيران، حرام هستم». بر درِ هفتم، اين سه جمله نوشته شده بود: «به حساب خود برسيد، پيش از آن كه به حساب شما رسيده شود. خويشتن را سرزنش كنيد، پيش از آن كه مورد سرزنش شويد. خداى عز و جل را بخوانيد، پيش از آن كه نزد او بياييد و ديگر توان اين كار (خواندن خداوند) را نداشته باشيد».
امام زين العابدين عليه ‏السلام: آتش، هفت در دارد كه از يك درِ آن، فرعون و هامان و قارون وارد مى‏شوند. از يك درش مشركان و كافرانى داخل مى‏شوند كه چشم بر هم زدنى به خدا ايمان نياورده‏اند. از يك درش بنى اميّه داخل مى‏شوند و مختصّ آنان است و كسى ديگر با آنان از آن در، وارد نمى‏شود. و [دو در ديگر] درِ آتشِ زبانه‏زننده است و درِ دوزخ، و [ششمى] درِ سياه‏چال كه تا عمق آن، هفتاد سال راه است و هر بار كه پس از هفتاد سال در آن فروافتند، چنان فَوَرانى مى‏كند كه آنان را دو باره به بالاى آن پرتاب مى‏كند و اين نيز هفتاد سال طول مى‏كشد [تا به بالاى سياه‏چال برسند]. سپس بار ديگر در آن فرو مى‏افتند و باز هفتاد سال طول مى‏كشد تا به قعر آن برسند، و پيوسته و هميشه چنين خواهند بود و [در اين حالت،] جاويدان و ابدى مى‏مانند. از يك درِ ديگر [كه درِ هفتم است]، دشمنان ما و كسانى كه با ما مى‏جنگند و [كسانى كه] تنهايمان مى‏گذارند، داخل مى‏شوند. اين، بزرگ‏ترين و سوزان‏ترين درِ جهنّم است. شايد مراد از «ابواب» در اين جا، طبقات يا به تعبير درست‏تر، دَرَكات جهنّم باشد.