لَظى (آتشِ زبانه كِش)
3 حدیث
امام على عليه السلام ـ در سفارش به كميل بن زياد ـ : اى كميل! هر كس كه دردى در سينه دارد، آن را بيرون مىافكند. پس اگر يكى از ما سرّى به تو گفت [و با تو درددلى كرد] و به پوشيده داشتن آن، فرمانت داد، مبادا آشكارش سازى؛ چرا كه اگر آشكارش كنى، جاى توبه برايت نخواهد و هر گاه توبهاى نباشد، فرجام [ـِ كار]، آتش زبانهكش خواهد بود.
عنه عليه السلام ـ يَذكُرُ أخاهُ عقيلاً حينَ طَلَبَ مِنهُ عليه السلام صاعا مِن بُرٍّ مِن بَيتِ المالِ يَسُدُّ بِهِ جَوعَةَ صِبيَةٍ لَهُ ـ :. فَأَحمَيتُ لَهُ حَديدَةً، ثُمَّ أدنَيتُها مِن جِسمِهِ لِيَعتَبِرَ بِها، فَضَجَّ ضَجيجَ ذي دَنَفٍ ۱ مِن ألَمِها، وكادَ أن يَحتَرِقَ مِن ميسَمِها ۲، فَقُلتُ لَهُ: ثَكِلَتكَ ۳ الثَّواكِلُ يا عَقيلُ، أتَئِنُّ مِن حَديدَةٍ أحماها إنسانُها لِلَعِبِهِ، وتَجُرُّني إلى نارٍ سَجَّرَها جَبّارُها لِغَضَبِهِ؟! أتَئِنُّ مِنَ الأَذى، ولا أئِنُّ مِن لَظى؟! ۴
امام على عليه السلام ـ در باره برادرش عقيل كه از ايشان پيمانهاى از گندمِ بيت المال خواست تا با آن، شكم دخترش را سير كند ـ :. آهنى را تفته كردم و سپس آن را به بدن او نزديك ساختم تا از آن عبرت گيرد. او از حرارت آن، مانند بيمار مُشرِف به مرگ، فرياد بر آورد و نزديك بود از داغىِ آن بسوزد. به او گفتم: مادرانِ فرزندمرده، بر تو بگريند، اى عقيل! آيا خود از آهنى مىنالى كه انسانى از سرِ شوخى، تفتهاش كرده است و با اين حال، مىخواهى مرا به سوى آتشى
بكشانى كه پروردگار بزرگش، آن را با خشم خود، افروخته است؟! تو از گزندى مىنالى و من از آتشِ زبانهكش ننالم؟!
عنه عليه السلام: إلهي! قَلبٌ حَشَوتَهُ مِن مَحَبَّتِكَ في دارِ الدُّنيا، كَيفَ تَطَّلِعُ عَلَيهِ نارٌ مُحرِقَةٌ في لَظى؟ إلهي! نَفسٌ أعزَزتَها بِتَأييدِ إيمانِكَ، كَيفَ تُذِلُّها بَينَ أطباقِ نيرانِكَ؟ إلهي! لِسانٌ كَسَوتَهُ مِن تَماجيدِكَ أنيقَ أثوابِها، كَيفَ تُهوي إلَيهِ مِنَ النّارِ مُشتَعَلاتِ التِهابِها؟! ۱
امام على عليه السلام: معبود من! دلى كه در سراى دنيا آن را از محبّتت آكنده ساختهاى، چگونه ممكن است كه آتش سوزنده دوزخ بر آن زبانه كشد؟! معبود من! جانى را كه با نيروى ايمان به خودت، عزّت بخشيدهاى، چگونه در ميان لايههاى آتشت خوار مىكنى؟! معبود من! زبانى كه از تمجيدهايت، زيباترين جامهها را بر آن پوشاندهاى، چگونه شعلههاى افروخته آتش را به سويش مىكشانى؟!
۱.المصباح للكفعمي: ص 487، البلد الأمين: ص 313 كلاهما عن الإمام العسكري عن آبائه عليهم السلام، بحارالأنوار: ج 94 ص 101 ح 14.