حدیث دربارهكوفه

الكافي عن هارون بن خارجة:قالَ لِي أَبُو عَبدِ اللّهِ عليه السلام: يا هارُونَ بنَ خارِجَةَ، كَم بَينَكَ وَبَينَ مَسجِدِ الكُوفَةِ، يَكُونُ مِيلاً؟ قُلتُ: لا، قالَ: فَتُصَلِّي فِيهِ الصَّلَواتِ كُلَّها؟ قُلتُ: لا، فَقالَ: أَما لَو كُنتُ بِحَضرَتِهِ لَرَجَوتُ أَن لا تَفُوتَنِي فِيهِ صَلاةٌ، وَتَدرِي ما فَضلُ ذَلِكَ المَوضِعِ؟ ما مِن عَبدٍ صالِحٍ وَلا نَبِيٍ إِلّا وَقَد صَلَّى فِي مَسجِدِ كُوفانَ، حَتَّى إِنَّ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله لَمّا أَسرى اللّهُ بِهِ قالَ لَهُ جَبرَئِيلُ عليه السلام: تَدرِي أَينَ أَنتَ يا رَسُولَ اللّهِ السَّاعَةَ؟ أَنتَ مُقابِلُ مَسجِدِ كُوفانَ. قالَ: فَاستَأذِن لِي رَبِّي حَتَّى آتِيَهُ فَأُصَلِّيَ فِيهِ رَكعَتَينِ، فَاستَأذَنَ اللّهَ عز و جل فَأَذِنَ لَهُ. وَإِنَّ مَيمَنَتَهُ لَرَوضَةٌ مِن رِياضِ الجَنَّةِ، وَإِنَّ وَسَطَهُ لَرَوضَةٌ مِن رِياضِ الجَنَّةِ، وَإِنَّ مُؤَخَّرَهُ لَرَوضَةٌ مِن رِياضِ الجَنَّةِ، وَإِنَّ الصَّلاةَ المَكتُوبَةَ فِيهِ لَتَعدِلُ أَلفَ صَلاةٍ، وَإِنَّ النّافِلَةَ فِيهِ لَتَعدِلُ خَمسَمِئَةِ صَلاةٍ، وَإِنَّ الجُلُوسَ فِيهِ بِغَيرِ تلاوَةٍ وَلا ذِكرٍ لَعِبادَةٌ، وَلَو عَلِمَ النَّاسُ ما فِيهِ لَأَتَوهُ وَلَو حَبْوا ۱. ۲
الكافىـ به نقل از هارون بن خارجه ـ: امام صادق عليه السلام به من فرمود: «اى هارون بن خارجه! تا مسجد كوفه، چه قدر فاصله دارى؟ يك ميل مى شود؟». گفتم: خير. فرمود: «پس همه نمازها را در آن مى خوانى؟». گفتم: خير. فرمود: «بدان كه اگر من در كنار آن بودم، اميد داشتم كه حتّى يك نمازم از آن مسجد فوت نشود. آيا مى دانى آن جا چه فضيلتى دارد؟ هيچ بنده شايسته و هيچ پيامبرى نبوده، مگر اين كه در مسجد كوفه نماز خوانده است. حتّى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در شبى كه خداوند، او را به معراج برد، جبرئيل به او گفت: مى دانى تو اكنون كجا هستى، اى پيامبر خدا؟ تو در برابر مسجد كوفه اى! پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: پس، از پروردگارم برايم اجازه بگير كه به آن بروم و در آن جا دو ركعت نماز بخوانم. و جبرئيل از خداوند، اجازه گرفت و خدا هم به او اجازه داد. سمت راست آن، باغى از باغ هاى بهشت است، وسطش باغى از باغ هاى بهشت است و عقب آن نيز باغى از باغ هاى بهشت است. يك نماز واجب در آن، با هزار نماز، برابرى مى كند و يك نماز مستحبّى در آن، با پانصد نماز، همسنگ است. نشستن در آن [حتّى] بدون تلاوت [قرآن] و گفتن ذكر، خود، عبادت است. اگر مردم مى دانستند كه چه ثواب هايى در اين مسجد است، خود را به آن مى رساندند، حتّى با خزيدن».
۱.الحَبْو: أن يمشي على يديه وركبتيه أو اُسْته (النهاية: ج 1 ص 336 «حبا»).
۲.الكافي: ج 3 ص 490 ح 1، تهذيب الأحكام: ج 3 ص 250 ح 688، كامل الزيارات: ص 72 ح 63، المحاسن: ج 1 ص 128 ح 149 وليس فيه ذيله من «وإنّ الجلوس.»، بحار الأنوار: ج 100 ص 398 ح 39.

احادیث دیگر این موضوع

۴