حدیث دربارهشيوه اهل بيت عليهم السلام در شكيبايى و خرسندى
قُتَيبَةُ الأَعشى:أتَيتُ أبا عَبدِاللّهِ عليه السلامأعودُ ابنًا لَهُ، فَوَجَدتُهُ عَلَى البابِ فَإِذا هُوَ مُهتَمٌّ حَزينٌ، فَقُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ، كَيفَ الصَّبِيُّ؟ فَقالَ: وَاللّهِ إنَّهُ لِما بِهِ، ثُمَّ دَخَلَ فَمَكَثَ ساعَةً، ثُمَ خَرَجَ إلَينا وقَد أسفَرَ ۱ وَجهُهُ وذَهَبَ التَّغَيُّرُوالحُزنُ.
قالَ: فَطَمِعتُ أن يَكونَ قَد صَلَحَ الصَّبِيُّ، فَقُلتُ: كَيفَ الصَّبِيُّ جُعِلتُ فِداكَ؟ فَقالَ: وقَد مَضى لِسَبيلِهِ، فَقُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ، لَقَد كُنتَ وهُوَ حَيٌّ مُهتَمًّا حَزينًا، وقَد رَأَيتُ حالَكَ السّاعَةَ وقَد ماتَ، غَيرَ تِلكَ الحالِ، فَكَيفَ هذا؟ فَقالَ: إنّا أهلَ البَيتِ إنَّما نَجزَعُ قَبلَ المُصيبَةِ، فَإِذا وَقَعَ أمرُ اللّهِ رَضينا بِقَضائِهِ وسَلَّمنا لِأَمرِهِ ۲.
قتيبة الاعشى:نزد امام صادق رفتم تا پسرش را عيادت كنم. حضرت عليه السلامرا بر درِ خانه ديدم غمگين و حزن آلود. عرض كردم: فدايت گردم، پسرك چگونه است؟ فرمود: به خدا، حالش خوب نيست، آن گاه به درون خانه رفت و ساعتى درنگ كرد و سپس بيرون آمد، در حالى كه چهره اى گشاده داشت و رنگ پريدگى و حزن از سيماى او رخت بر بسته بود.
[قتيبه] مى گويد: خيال كردم كودكش بهبود يافته است. عرض كردم: قربانت گردم، كودك چگونه است؟ فرمود: درگذشت. عرض كردم: قربانت گردم، چگونه است، آن گاه كه او زنده بود، تو غمگين و گرفته بودى و در اين لحظه، او مرده است، جز آن وضع را در تو مى بينم؟! امام عليه السلامفرمود: ما اهل بيت پيش از رسيدن مصيبت، ناله مى كنيم و هرگاه امر الهى واقع شد، به قضاى او خشنوديم و در برابر امرش تسليم.