حدیث دربارهشيوه اهل بيت عليهم السلام در شكيبايى و خرسندى

حاجِبُ عُبَيدِ اللّهِ بنِ زِيادٍ:إنَّ ابنَ زِيادٍ دَعا بِعَلِيِّ بنِ الحُسَينِ عليه السلاموَالنِّسوَةِ وأحضَرَ رَأسَ الحُسَينِ عليه السلام، وكانَت زَينَبُ بنَةُ عَلِيٍّ عليهماالسلام فيهِم، فَقالَ ابنُ زِيادٍ: الحَمدُ للّهِِ الَّذي فَضَحَكُم وقَتَلَكُم وأكذَبَ أحاديثَكُم! فَقالَت زَينَبُ عليهاالسلام: الحَمدُ للّهِِ الَّذي أكرَمَنا بِمُحَمَّدٍ وطَهَّرَنا تَطهيرًا، إنَّما يَفضَحُ اللّهُ الفاسِقَ ويُكذِبُ الفاجِرَ. قالَ: كَيفَ رَأَيتِ صُنعَ اللّهِ بِكُم أهلَ البَيتِ؟! قالَت: كُتِبَ عَلَيهِمُ القَتلُ فَبَرَزوا إلى مَضاجِعِهِم، وسَيَجمَعُ اللّهُ بَينَكَ وبَينَهُم فَتَتَحاكَمونَ عِندَهُ ۱.
پرده دار عبيد اللّه بن زياد:ابن زياد دستور داد على بن الحسين عليه السلام و زنان را بياورند. سر حسين عليه السلام را نيز حاضر كردند. زينب، دختر على عليه السلامنيز در ميان ايشان بود. ابن زياد گفت: سپاس خدايى را كه شما را رسوا كرد و نابودتان ساخت و پرده از دروغ بودن سخن شما برداشت. زينب عليهاالسلامفرمود: سپاس مر خداى را كه ما را به بركت وجود محمّد، گرامى داشت و به كمال پاكمان گرداند. خداوند، تبهكار را رسوا مى گردانَد و پرده از دروغ بدكار برمى دارد. ابن زياد گفت: كار خدا را با شما اهل بيت چگونه يافتى؟ زينب عليهاالسلام فرمود: خداوند، كشته شدن را بر آنها رقم زد و آنها، در قتلگاه خود حاضر شدند و خداوند، تو و ايشان را گرد خواهد آورد و نزد او دادرسى مى شويد.
۱.أمالي الصدوق: 140 / 3، روضة الواعظين: 210، الملهوف: 200، إعلام الورى: 247 كلاهما نحوه.

احادیث دیگر این موضوع

۸
امام حسين عليه السلامـ در خطبه خود هنگام آهنگ خروج به سوى عراقـ: سپاس خداى را و همان خواهد شد كه خدا مى خواهد و حول و قوّه اى نيست مگر از خدا، درود و سلام خدا بر پيامبر او باد. مرگ بر فرزندان آدم، چونان گردنبند بر گردن دختركان، نقش بسته است، چقدر شيفته ديدار گذشتگان خود هستم! چونان اشتياق يعقوب به يوسف، براى من قتلگاهى اختيار شده كه آن را خواهم ديد، گويى مى بينم كه گرگهاى بيابان، بندهاى پيكرم را ميان نواويس و كربلا، پاره پاره مى كنند و از تن من شكمهايى گرسنه و خالى، پر مى شود. از روزى كه با قلم [قضاى الهى]نگاشته آمده، گريزى نيست. خشنودى خدا، خشنودى ما اهل بيت است. ما بر آزمون او، شكيب مى ورزيم و او، پاداش شكيبايان را به كمال به ما مى پردازد، پاره تن رسول اللّه صلى الله عليه و آله از او دور نشود و اينان، در فردوس برين براى حضرتش صلى الله عليه و آله گرد آمده اند و پيامبر صلى الله عليه و آله از ديدن آنها، ديدگانش آرام گيرد و وعده اش را براى آنها برآورَد. هر كه در راه ما خون مى دهد و براى ديدار ما (ديدار خدا ـ خ ل) آماده است، پس كوچ كند كه من به خواست خدا، صبح، كوچنده ام.
امام سجاد عليه السلام:چون كار بر حسين بن على بن ابى طالب عليه السلامدشوار شد، همراهيان او بدو نگريستند و او را برخلاف خود يافتند، چه، هرگاه كار دشوار مى شد، رنگ آنها تغيير مى يافت و گوشت تنشان به لرزه و دلهاشان به تپش مى افتاد، در حالى كه حسين عليه السلام و برخى از نزديكان او رنگشان مى درخشيد و دل و جانشان آرام مى گرفت. آنها به يكديگر مى گفتند: ببينيد، از مرگ هيچ هراسى ندارد، وحسين عليه السلام بديشان مى فرمود: شكيبايى، اى بزرگ زادگان! مرگ نيست مگر پلى كه شما را از بينوايى و سختى به بهشتهاى فراخ و نعمتهاى جاودان مى رسانَد، كدام يك از شما خوش نمى دارد كه از زندان به قصر درآيد؟! چنان كه مرگ براى دشمنان شما نيست، مگر در آمدن از كاخ به زندان و شكنجه. پدرم به نقل از رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: دنيا، زندان مؤمن و فردوس كافر است و مرگ، پل اين جماعت است كه آنها را به بهشتشان و اينها را به دوزخشان مى رسانَد و من نه دروغ مى گويم و نه به من دروغ گفته شده است.