حدیث دربارهبرتر از فرشتگان

الإمام الصادق عليه السلام:إنَّ أوَّلَ مَن قاسَ إبليسُ؛ فَقالَ: «خَلَقتَنِى مِن نَّارٍ وَخَلَقتَهُ مِن طِينٍ» ۱، ولَو عَلِمَ إبليسُ ما جَعَلَ اللّهُ في آدَمَ، لَم يَفتَخِر عَلَيهِ. ۲
امام صادق عليه السلام:نخستين كسى كه قياس كرد، ابليس بود؛ زيرا گفت: «مرا از آتش آفريده اى و او (آدم) را از گِل»؛ در حالى كه اگر ابليس مى دانست خداوند چه [فضايلى] در آدم نهاده است، بر او فخر نمى فروخت.
۱.. الأعراف: 12، ص: 76.
۲.. الإختصاص: ص 109، بحار الأنوار: ج 11 ص 102 ح 8.

احادیث دیگر این موضوع

۴
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:چون به آسمان برده شدم، جبرئيل عليه السلام دو به دو اذان و دو به دو اقامه گفت. يعنى هر بند اذان و اقامه را دو بار گفت. سپس به من گفت: [براى نماز] جلو بِايست، اى محمّد! من گفتم: «اى جبرئيل! بر تو پيشى گيرم؟». گفت: آرى؛ چون خداوند ـ تبارك و تعالى ـ پيامبرانش، بويژه تو را بر همه فرشتگانش برترى داده است. پس من جلو ايستادم و برايشان نماز خواندم، و بدين فخر نمى فروشم. چون به پرده هاى نور رسيدم، جبرئيل عليه السلام به من گفت: پيش برو، اى محمّد! و خودش با من نيامد. گفتم: «اى جبرئيل! در چنين جايى مرا تنها مى گذارى؟ گفت: اى محمّد! آخرين مرزى كه خداوند عز و جلبراى من نهاده، تا بدين جاست. اگر از آن فراتر بروم، به خاطر گذشتن از مرزهاى پروردگار شكوهمندم، بال هايم مى سوزد. احمد، ار بگشايد آن پرّ جليل تا ابد، بيهوش مانَد جبرئيل چون گذشت احمد ز سِدره ومرصَدَش وز مقام جبرئيل و از حَدَش گفت او را: هين بِپر اندر پى ام گفت: رو، رو، من حريف تو نَى ام باز گفت او را: بيا، اى پرده سوز من به اوج خود نرفتستم هنوز گفت: بيرون زين حَد، اى خوش فرّمن گر زنم پَرّى، بسوزد پرّ من! (مثنوى معنوى، دفتر چهارم). پس، مرا به زور در [عالم] نور راند و تا آن جا كه خدا خواست، به بلنداى مُلك او رسيدم. در اين هنگام ندا آمد كه: «اى محمد!». گفتم: در خدمتم، اى پروردگار من! گوش به فرمانم، اى پر شُكوه بلندمرتبه! ندا آمد كه: «اى محمّد! تو بنده منى، و من، پروردگار تو هستم. پس! فقط مرا بندگى كن و تنها بر من، توكّل نما؛ كه تو نور من در ميان بندگانم، و فرستاده من به سوى آفريدگانم، و حجّت من بر مردمانم هستى. بهشتم را فقط براى تو و پيروان تو آفريده ام، و آتشم را تنها براى آن كه تو را نافرمانى كند».