نتایج جستجو برای «کینه»: ۴۸۴ حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ العَقلَ مِن نورٍ مَخزونٍ مَكنونٍ في سابِقِ عِلمِهِ الَّذي لَم يَطَّلِع عَلَيهِ نَبِيٌّ مُرسَلٌ ولا مَلَكٌ مُقَرَّبٌ؛ فَجَعَلَ العِلمَ نَفسَهُ وَالفَهمَ روحَهُ، وَالزُّهدَ رَأسَهُ، وَالحَياءَ عَينَيهِ، وَالحِكمَةَ لِسانَهُ، وَالرَّأفَةَ فَمَهُ، وَالرَّحمَةَ قَلبَهُ، ثُمَّ حَشاهُ وقَوّاهُ بِعَشَرَةِ أشياءَ: بِاليَقينِ، وَالإِيمانِ، وَالصِّدقِ، وَالسَّكينَةِ، وَالإِخلاصِ، وَالرِّفقِ، وَالعَطِيَّةِ، وَالقُنوعِ، وَالتَّسليمِ، وَالشُّكرِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، خرد را از نورِ پنهان در علم پيشينِ خود، بيافريد؛ دانشى كه هيچ پيامبرِ فرستاده شده و هيچ فرشته مقرّبى را بر آن آگاه نكرده است. سپس دانش را نفْسِ خرد قرار داد، و فهميدن را جانِ او، و پارسايى را سرِ او، و آزرم را دو چشم او، و حكمت را زبانش، و مهربانى را دهانش، و رحمت را قلبش. آن گاه با ده ويژگى كه در خرد نهاد، آن را نيرومند كرد: يقين، ايمان، راستى، آرامش، اخلاص، مدارا، بخشش، قناعت، تسليم، و سپاس گزارى.
۱.معاني الأخبار: ص 313 ح 1، الخصال: ص 427 ح 4 كلاهما عن يزيد بن الحسين عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام، الأمالي للطوسي: ص 542 ح 1164 عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله، روضة الواعظين: ص 7، إرشاد القلوب: ص 197 عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله، بحار الأنوار: ج 1 ص 107 ح 3.
الكافي عن سماعة بن مهران:كُنتُ عِندَ أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام وعِندَهُ جَماعَةٌ مِن مَواليهِ، فَجَرى ذِكرُ العَقلِ وَالجَهلِ، فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: اِعرِفُوا العَقلَ وجُندَهُ وَالجَهلَ وجُندَهُ تَهتَدوا. قالَ سَماعَةُ: فَقُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ، لا نَعرِفُ إلاّ ما عَرَّفتَنا. فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: إنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ العَقلَ وهُوَ أوَّلُ خَلقٍ مِنَ الرّوحانِيّينَ عَن يَمينِ العَرشِ مِن نورِهِ، فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ لَهُ: أقبِل فَأَقبَلَ ۱؛ فَقالَ اللّهُ تَبارَكَ وتَعالى: خَلَقتُكَ خَلقًا عَظيمًا وكَرَّمتُكَ عَلى جَميعِ خَلقي. ۲ قالَ: ثُمَّ خَلَقَ الجَهلَ مِنَ البَحرِ الاُجاجِ ظُلمانِيًّا فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ

الكافىـ به نقل از سماعه بن مهران ـ: نزد امام صادق عليه السلام بودم و گروهى از دوستداران ايشان در آن جا حضور داشتند. سخن از خرد و نادانى به ميان آمد. امام صادق عليه السلامفرمود: «خرد و سپاهيانش و نادانى و سپاهيانش را بشناسيد تا هدايت يابيد». ۴ گفتم: جانم به فدايت! نمى دانيم، جز آنچه شما ما را بر آن آگاه ساخته ايد. آن گاه امام صادق عليه السلام فرمود: «خداوند، خرد را كه نخستين آفريده روحانى است، از سَمت راست عرش، از نور خود بيافريد. آن گاه بدو فرمود: باز گرد. پس برگشت. سپس به او گفت: روى آور. پس روى آورد. ۵ سپس خداوند متعال فرمود: تو را آفريدم، آفريدنى بزرگ وتو را برهمه مخلوقاتم گرامى داشتم». ۶ سپس [خداوند،] نادانى را از درياى شور و ظلمانى بيافريد و به او گفت: باز گرد. پس برگشت. سپس

۱.شرح المولى محمّد صالح المازندراني هذا الحديث بما يلي: «فقال له: أدبر فأدبر»: أمره بالهبوط من عالم الملكوت والنور إلى عالم الظلمات والشرور والتوجّه إلى ما يلايمه من المشتهيات والنظر إلى ما فيه هواه من المستلذّات، فهبط لما في ذلك من مصلحة وهي ابتلاء العباد ونظام البلاد وعمارة الأرض، إذ لولا ذلك لكان النّاس بمنزلة الملائكة عارين عن حلية التناكح والتناسل والزراعة وتعمير الأرض، وبطل الغرض المطلوب من هذا النوع من الخلق، وبطل خلافة الأرض، ولزم من ذلك بطلان الثواب والعقاب وعدم انكشاف صفات الباري وانجلاء حقائقها وآثارها، مثل العدالة والانتقام والجبّاريّة والقهّاريّة والعفو والغفران وغيرها.
۲.ثمّ قال له: أقبل فلم يقبل»: أمره بعد الإدبار بالإقبال إليه تعالى والرجوع إلى ما لديه من المقامات العليّة والكرامات الرفيعة التي لا يتيسّر الوصول إليها إلاّ بالانتقال من طور أخسّ إلى طور أشرف، ومن حالة أدنى إلى حالة أعلى، ومن نشأة فانية إلى نشأة باقية، وهكذا من حال إلى حال ومن كمال إلى كمال حتّى يبلغ إلى غاية مشاهدة جلال اللّه ونهاية ملاحظة أنوار اللّه ويرتع في جنّة عالية قطوفها دانية، فأبى السلوك في سبيل الرشاد والتقيّد بربقة الانقياد والتمسّك بلوازم الوعظ والنصيحة والانقلاع عن الأفعال القبيحة، كلّ ذلك لشدّة احتجابه بحجاب الظلمات وانغماسه في بحار ذمائم الصفات؛ لتوهّمه أنّ تلك الذمائم الخاسرة والصفات الظاهرة والمشتهيات الحاضرة كمال له، فاغترَّ بها أو افتخر وأخذها بضاعة له واستكبر (شرح اُصول الكافي، كتاب العقل والجهل: ص 268). وصدر أخيرًا عن مؤسّسة التنظيم والنشر لآثار الإمام الخميني قدس سره في هذا المجال كتاب «شرح حديث جنود العقل والجهل» للسيّد الإمام قدس سرهفراجع.
۳.الكافي: ج 1 ص 21 ح 14، علل الشرائع: ص 113 ح 10، تحف العقول: ص 400 كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج 1 ص 109 ح 7.
۴.امام خمينى رحمه الله، كتابى با عنوان شرح حديث جنود عقل و جهل نگاشته كه از سوى مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى رحمه الله به چاپ رسيده است.
۵.ملاّ صالح مازندرانى در شرح اين حديث نوشته است: «خداوند، خرد را فرمان داد تا از عالَم ملكوت و نورانى به دنياى تاريكى ها و شرور فرود آيد و به خواستنى هايى كه سازگار با اوست، توجّه كند و در لذّت هاى مطابق ميلش، درنگ نمايد. سپس خرد، از آن رو كه مصلحتش در آن بود، فرود آمد. آن مصلحت، عبارت است از: آزمودن بندگان، سامان بخشى به شهرها و آبادانى زمين.
۶.گر چنين نبود، مردم به سانِ فرشتگان، از ازدواج و تكثير نسل، كشاورزى و آبادانى زمين، دست مى شُستند و انگيزه آفرينشِ اين دسته از موجودات، از ميان مى رفت، چنان كه جانشينى [اش در]زمين، زائل مى شد، و نظام پاداش و كيفر نيز به هم مى ريخت و صفات خداوندى و حقيقت و آثارش (چون: عدالت، انتقام، جباريّت، قهاريّت، عفو و بخشش و مانند آن) آشكار نمى گشت». وى در تفسير «پس بدو گفت: روى آور. پس رو نياورد»، مى گويد: «خداوند، او را پس از برگشتن، به رو آوردن و بازگشت به مقامات برتر و كرامت هاى بلند ـ كه دستيابى بدانها جز با تحوّل و دگرگونى از صورت پست به صورت برتر و از حالت پايين تر به حالت بالاتر و از دنياى فانى به دنياى پايدار، ممكن نيست ـ فرمان داد، چنان كه او را به سير و سلوك و پيمودن راه كمال تا مشاهده جلال خداوندى و ديدن انوار الهى و گشت و گذار در بهشت برين، فرمان داد؛ او از پيمودن راه رشد و گردن نهادن به بندگى و استفاده از پند و نصيحت و دورى جُستن از رفتار زشت، سر باز زد؛ زيرا در حجاب هاى ظلمانى، پنهان بود و در درياى بدى ها فرو رفته بود، با اين گمان كه اين لذّت هاى ظاهرى و خصلت هاى زشت كمال اوست. از اين رو، بدان مغرور شد و فخرفروشى كرد و آن را دست مايه بزرگى طلبى قرار داد» (شرح اصول كافى، كتاب العقل و الجهل، ص 268. همچنين، ر. ك: شرح حديث جنود عقل و جهل).
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
عنه عليه السلام:السَّكينَةُ عُنوانُ العَقلِ. ۱
امام على عليه السلام:آرامش، نشانه خردمندى است.
۱.غرر الحكم: ح 785، عيون الحكم والمواعظ: ص 42 ح 987.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
عنه عليه‏السلام: إنَّمَا اللَّبيبُ مَنِ استَسَلَّ الأَحقادَ. ۱
امام على عليه‏السلام: همانا خردمند، كسى است كه كينه‏ها را به نرمى بَر كَند.
۱.غرر الحكم: ح 3868، عيون الحكم والمواعظ: ص 178 ح 3660.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
الإمام عليّ عليه السلامـ مِن كَلامٍ قالَهُ عِندَ تِلاوَتِهِ: «يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَ الْاصَالِ * رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَـرَةٌ وَ لَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ» ـ: إنَّ اللّهَ سُبحانَهُ وتَعالى جَعَلَ الذِّكرَ جِلاءً لِلقُلوبِ، تَسمَعُ بِهِ بَعدَ الوَقرَةِ ۱، وتُبصِرُ بِهِ بَعدَ العَشوَةِ ۲، وتَنقادُ بِهِ بَعدَ المُعانَدَةِ. وما بَرِحَ للّهِِ ـ عَزَّت آلاؤُهُ ـ فِي البُرهَةِ بَعدَ البُرهَةِ، وفي أزمانِ الفَتَراتِ ۳، عِبادٌ ناجاهُم في فِكرِهِم، وكَلَّمَهُم في ذاتِ عُقولِهِم، فَاستَصبَحوا بِنورِ يَقَظَةٍ فِي الأَبصارِ وَالأَسماعِ وَالأَفئِدَةِ، يُذَكِّرونَ بِأَيّامِ اللّهِ، ويُخَوِّفونَ مَقامَهُ، بِمَنزِلَةِ الأَدِلَّةِ فِي الفَلَواتِ ۴، مَن أخَذَ القَصدَ ۵ حَمِدوا إلَيهِ

امام على عليه السلامـ از سخن ايشان در هنگام تلاوت اين آيه: «و در آنها، هر بامداد و شامگاه، مردانى نيايش مى كنند كه نه تجارتى و نه داد و ستدى، آنان را از ياد خدا باز نمى دارد» » ـ: خداوندِ پاك و والا، ياد [خود] را جلا دهنده دل ها قرار داد، به طورى كه به سبب آن، دل هاى ناشنوا، شنوا، و دل هاى نابينا، بينا، و دل هاى سركش، رام مى شوند. خداوند ـ كه نعمت هايش گران سنگ است ـ، در هر برهه اى و در هر دوره اى، همواره بندگانى داشته كه با آنان، در ژرفاى انديشه شان نجوا كرده، و در اندرون خِردهايشان، با ايشان سخن گفته است و در نتيجه، نور بيدارى، در چشم و گوش و دل هاى آنان، فروزان گشته بوده است. [آنان]روزهاى خدا را [به مردم]يادآور مى شدند و از مقام او مى ترسانيدند، چونان راه نمايان در بيابان ها كه هر كس

۱.الوَقْرة: هي المرّة من الوَقْر؛ ثِقَل السمع (النهاية: ج 5 ص 213 «وقر»).
۲.العَشْوَة: المرّة من العشا؛ أي سوء البصر بالليل والنهار، أو العمى (القاموس المحيط: ج 4 ص 362 «عشا»).
۳.الفَتْرة: ما بين الرسولين من رسل اللّه تعالى من الزمان الذي انقطعت فيه الرسالة (النهاية: ج 3 ص 408 «فتر»).
۴.الفلاة: القَفْر أو المفازة لا ماءَ فيها، أو الصحراء الواسعة (القاموس المحيط: ج 4 ص 375 «فلا»).
۵.القصد: الرشد. قصد في الأمر قصدا: توسّط وطلب الأسَدّ، ولم يُجاوز الحدّ (المصباح المنير: ص 505 «قصد»).
۶.جمع مقام (بحار الأنوار: ج 69 ص 328).
۷.نشج الباكي ينشِجُ نشيجا: غصّ بالبكاء في حلقه من غير انتحاب (القاموس المحيط: ج 1 ص 209 «نشج»).
۸.النَّسَم: نَفَس الريح إذا كان ضعيفا كالنسيم. وتَنَسَّم: تنفّس. وتَنَسَّمَ النسيمَ: تشمّمه (القاموس المحيط: ج 4 ص 180 «نسم»).
۹.الرَّوح: الراحة والرحمة ونسيم الريح (القاموس المحيط: ج 1 ص 224 «روح»). أي يدعون ويتوقّعون بدعائه تجاوزه عن ذنوبهم (بحار الأنوار: ج 69 ص 329).
۱۰.النُّدْح: الأرض الواسعة، والمنادح: المفاوز (الصحاح: ج 1 ص 409 «ندح»).
۱۱.نهج البلاغة: الخطبة 222، بحار الأنوار: ج 69 ص 325 ح 39.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:لا يَقعُدُ قَومٌ يَذكُرونَ اللّهَ عز و جل إلّا حَفَّتهُمُ المَلائِكَةُ، وغَشِيَتهُمُ الرَّحمَةُ، ونَزَلَت عَلَيهِمُ السَّكينَةُ، وذَكَرَهُمُ اللّهُ فيمَن عِندَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ گروهى براى يادكرد از خداوند عز و جل ننشستند، مگر آن كه فرشتگان، آنان را در ميان گرفتند و رحمت، آنها را فرو پوشاند و آرامش، بر آنان فرود آمد و خداوند، در جمع كسانى كه نزد او هستند، از ايشان ياد كرد.
۱.صحيح مسلم: ج 4 ص 2074 ح 39، سنن الترمذي: ج 5 ص 460 ح 3378 نحوه، سنن ابن ماجة: ج 2 ص 1245 ح 3791، مسند ابن حنبل: ج 4 ص 184 ح 11875 كلّها عن أبي هريرة وأبي سعيد الخدري، كنز العمّال: ج 1 ص 424 ح 1822 و 1824؛ مكارم الأخلاق: ج 2 ص 85 ح 2227، مشكاة الأنوار: ص 114 ح 264، روضة الواعظين: ص 428.
عنه صلى الله عليه و آله:مَجالِسُ الذِّكرِ تَنزِلُ عَلَيهِمُ السَّكينَةُ، وتَحُفُّ بِهِمُ المَلائِكَةُ، وتَغشاهُمُ الرَّحمَةُ، ويَذكُرُهُمُ الرَّبُّ تَعالى عَلى عَرشِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بر انجمن هاى ياد خدا، آرامش فرود مى آيد. فرشتگان، آنان را در ميان مى گيرند. رحمت، آنها را فرو مى پوشانَد و خداوندگار متعال، در عرش خود، از ايشان ياد مى كند.
۱.تاريخ بغداد: ج 3 ص 128، حلية الأولياء: ج 5 ص 118 كلاهما عن أبي هريرة وأبي سعيد الخدري، كنز العمّال: ج 1 ص 424 ح 1821.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ العَقلَ مِن نورٍ مَخزونٍ مَكنونٍ في سابِقِ عِلمِهِ الَّذي ۱ لَم يَطَّلِع عَلَيهِ نَبِيٌّ مُرسَلٌ ولا مَلَكٌ مُقَرَّبٌ، فَجَعَلَ العِلمَ نَفسَهُ، وَالفَهمَ روحَهُ، وَالزُّهدَ رَأسَهُ، وَالحَياءَ عَينَيهِ، وَالحِكمَةَ لِسانَهُ، وَالرَّأفَةَ هَمَّهُ ۲، وَالرَّحمَةَ قَلبَهُ. ثُمَّ حَشّاهُ وقَوّاهُ بِعَشَرَةِ أشياءَ: بِاليَقينِ، وَالإِيمانِ، وَالصِّدقِ، وَالسَّكينَةِ، وَالإِخلاصِ، وَالرِّفقِ، وَالعَطِيَّةِ، وَالقُنوعِ، وَالتَّسليمِ، وَالشُّكرِ. ثُمَّ قالَ عز و جل: أدبِر، فَأَدبَرَ، ثُمَّ قالَ لَهُ: أقبِل، فَأَقبَلَ، ثُمَّ قالَ لَهُ: تَكَلَّم. فَقالَ: الحَمدُ للّهِِ الَّذي لَيسَ لَهُ ضِدٌّ ولا نِدٌّ، ولا شَبيهٌ ولا كُفوٌ، ولا عَديلٌ ولا

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند عز و جل، عقل را از نورى ذخيره و پنهان در علم ازلىِ خود آفريد و هيچ پيامبرِ فرستاده شده و فرشته مقرّبى را بر آن آگاه نساخت. دانش را جان آن، فهم را روحش، زهد را سرش، حيا را چشمانش، حكمت را زبانش، مهر را همّتش، و رحمت را دلش قرار داد و آن گاه ده چيز را در او جا داد و او را به آنها توانايى بخشيد: يقين، ايمان، راستى، آرامش، اخلاص، مدارا، دَهِش، قناعت، تسليم بودن و سپاس گزارى. سپس فرمود: «پشت كن» و عقل، پشت كرد. آن گاه به او فرمود: «رو كن» و او رو آورد. و آن گاه به او فرمود: «حرف بزن». عقل گفت: ستايش، از آنِ خدايى است كه ضد و انبازى ندارد، مشابه و هم ترازى ندارد، و معادل و همانندى برايش نيست؛ خدايى كه همه چيز در برابر عظمتش خاضع و رام است. آن گاه پروردگار

۱.في المصدر: «التي»، وما في المتن أثبتناه من معاني الأخبار.
۲.في معاني الأخبار: «فمه» بدل «همّه».
۳.الخصال: ص 427 ح 4.
عنه صلى الله عليه و آله:اُطلُبوا مَعَ العِلمِ السَّكينَةَ وَالحِلمَ، لينوا لِمَن تُعَلِّمونَ ولِمَن تَعَلَّمتُم مِنهُ، ولا تَكونوا مِن جَبابِرَةِ العُلَماءِ فَيَغلِبَ جَهلُكُم عِلمَكُم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:همراه با دانش، آرامش و بردبارى را هم بجوييد. در برابر آن كه به او ياد مى دهيد و آن كه از او ياد مى گيريد، نرمش به خرج دهيد و از دانشمندانِ متكبّر مباشيد، كه نادانى تان بر دانشتان چيره مى گردد.
۱.الفردوس: ج 1 ص 79 ح 238.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:تَعَلَّمُوا العِلمَ وتَعَلَّموا لِلعِلمِ السَّكينَةَ وَالوَقارَ، وتَواضَعوا لِمَن تَعَلَّمونَ مِنهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دانش را فرا گيريد و آرامش و وقار را براى آن بياموزيد و در برابر كسى كه از او فرا مى گيريد، فروتنى كنيد.
۱.المعجم الأوسط: ج 6 ص 200 ح 6184.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لمّا مَرَّ بجَنازَةٍ تُمخَضُ كما يُمخَضُ الزِّقُّ ـ: علَيكُم بالسَّكِينَةِ، علَيكُم بالقَصدِ في المَشيِ بجَنائزِكُم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ آن گاه كه ديد جنازه اى [در تشييع]، بالا و پايين مى شود، گويى خيكى را مى جنبانند ـ: آرام باشيد! با جنازه هايتان به آرامى حركت كنيد.
۱.الأمالي للطوسي: ص 383 ح 827.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:لا يَنبَغي لِحاكِمٍ مِن حُكّامِ المُسلِمينَ أن يَكونَ فيهِ ثَلاثَةُ أشياءَ: الحِدَّةُ ۱ وَالحِقدُ وَالحَسَدُ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:شايسته نيست كه حاكمى از حاكمان مسلمانان، سه خصلت در او باشد: تندى، كينه توزى، و حسادت.
۱.الحِدَّةُ: ما يعتري الإنسان من النَزَقِ والغَضَبِ (الصحاح: ج 2 ص 463 «حدد»).
۲.الفردوس: ج 5 ص 136 ح 7736.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لِعَلِيٍّ عليه السلام ـ: مَثَلُكُم يا عَلِيُّ مَثَلُ بَيتِ اللّهِ الحَرامِ، مَن دَخَلَهُِ كانَ آمِناً، فَمَن أحَبَّكُم ووالاكُم كانَ آمِنًا مِن عَذابِ النّارِ، ومَن أبغَضَكُم اُلقِيَ فِي النّارِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به على عليه السلام ـ: اى على! شما همانند بيت اللّه الحرام هستيد كه هر كس بر آن در آيد، ايمن مى شود. پس هر كه شما را دوست بدارد و از شما طرفدارى كند، از عذاب آتش، در امان خواهد بود و هر كه به شما كينه ورزد، به آتش افكنده مى شود.
۱.خصائص الأئمّة عليهم السلام: ص 77.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ أهلَ بَيتي سَيَلقَونَ مِن بَعدي مِن اُمَّتي قَتلاً وتَشريدًا، وإنَّ أشَدَّ قَومِنا لَنا بُغضًا بَنو اُمَيَّةَ وبَنُو المُغيرَةِ وبَنو مَخزومٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:به زودى پس از من، اهل بيتم به وسيله امّتم با كشتار و آوارگى مواجه خواهند شد. همانا كينه توزترين قوم ما نسبت به ما، بنى اميّه وبنى مغيره وبنى مخزوم اند.
۱.المستدرك على الصحيحين: ج 4 ص 534 ح 8500.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:لَيسَ البِرُّ في حُسنِ الزِّيِ، ولكِنَّ البِرَّ فِي السَّكينَةِ وَالوَقارِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:نيكى، در آراستگىِ ظاهر نيست؛ بلكه در آرامش و وقار است.
۱.جامع الأحاديث للقمّي: ص 288.
عنه صلى الله عليه و آله:اُحِبُّ الصِّبيانُ لِخَمسٍ: الأوَّلُ: أنَّهُم هُمُ البَكَّاؤونَ، وَالثّاني: يَتَمرَّغونَ بِالتُّرابِ، وَالثّالِثُ: يَختَصِمونَ مِن غَيرِ حِقدٍ، وَالرّابِعُ: لا يَدَّخِرونَ لِغَدٍ شَيئا، وَالخامِسُ: يُعَمِّرونَ ثُمَّ يُخَرِّبونَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:كودكان را به خاطر پنج چيز دوست مى دارم: اوّل آن كه بسيار مى گِريند؛ دوم آن كه با خاك، بازى مى كنند؛ سوم آن كه بدون كينه دشمنى مى كنند؛ چهارم آن كه چيزى براى فردا ذخيره نمى كنند؛ پنجم آن كه مى سازند و سپس خراب مى كنند.
۱.المواعظ العدديّة: ص 259.
عنه صلى الله عليه و آله:حُسنُ البِشْرِ يَذهَبُ بالسَّخيمَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خوش رويى، كينه را مى برد.
۱.الكافي: ج 2 ص 103 ح 6.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:تَهادَوا تَحابُّوا، تَهادُوا فإنَّها تَذهَبُ بالضَّغائنِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:به يكديگر هديه دهيد تا نسبت به همديگر، با محبّت شويد. به يكديگر هديه دهيد؛ زيرا هديه، كينه ها را مى برد.
۱.الكافي: ج 5 ص 144 ح 14.
عنه صلى الله عليه و آله:تَهادَوا؛ فإنّ الهَدِيَّةَ تَسِلُّ السَّخائمَ، وتُجلي ضَغائنَ العَداوَةِ والأحقادِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:براى يكديگر هديه ببريد؛ زيرا هديه، بدخواهى ها را [از دل ها]بيرون مى كشد و كينه هاى دشمنى و نفرت ها را برطرف مى كند.
۱.الكافي: ج 5 ص 143 ح 7.
عنه صلى الله عليه و آله:الهَدِيَّةُ تُذهِبُ الضَّغائنَ مِن الصُّدورِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هديه دادن، كينه ها را از سينه ها مى برد.
۱.عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج 2 ص 74 ح 343.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۴۸۴