فیلترها
نتایج جستجو برای «چگونگی روانه ساختن بزهکاران به سوی دوزخ»: ۹ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
صحيح البخاري عن أنس: إنَّ رَجُلاً قالَ: يا نَبِيَّ اللّهِ، كَيفَ يُحشَرُ الكافِرُ عَلى وَجهِهِ يَومَ القِيامَةِ؟
قال صلى الله عليه و آله: ألَيسَ الَّذي أمشاهُ عَلَى الرِّجلَينِ فِي الدُّنيا قادِرا عَلى أن يُمشِيَهُ عَلى وَجهِهِ يَومَ القِيامَةِ؟! ۱
صحيح البخارى ـ به نقل از اَنَس ـ : مردى گفت: اى پيامبر خدا! چگونه در روز رستاخيز، كافر، وارونه محشور مىشود؟
فرمود: «آيا آن كس كه او را در دنيا بر دو پا راه مىبرد، قادر نيست كه در روزِ رستاخيز، او را بر رويش راه برد؟».
۱.. صحيح البخاري: ج 4 ص 1784 ح 4482، صحيح مسلم: ج 4 ص 2161 ح 54، مسند ابن حنبل: ج 4 ص 456 ح 13391 وفيه «في النار» بدل «يوم القيامة»، المستدرك على الصحيحين: ج 2 ص 437 ح 3517 و 3518، كنزالعمّال: ج 14 ص 666 ح 39798.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله: الكافِرُ إذا خَرَجَ مِن قَبرِهِ صُوِّرَ لَهُ عَمَلُهُ في صورَةٍ سَيِّئَةٍ وبِشارَةٍ سَيِّئَةٍ، فَيَقولُ: ما أنتَ؟ فَوَاللّهِ إنّي لَأَراكَ امرَأَ سَوءٍ، فَيَقولُ: أنَا عَمَلُكَ، فَيَنطَلِقُ بِهِ حَتّى يُدخِلَهُ النّارُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: وقتى كافر از گورش بيرون مىآيد، كردارش با صورتى زشت و بشارتى بد در برابرش ظاهر مىگردد. كافر مىگويد: تو كيستى كه ـ به خدا سوگند ـ تو را بد آدمى مىبينم؟
او مىگويد: من كردار تو هستم.
پس او را مىبَرد و وارد آتش مىكند.
۱.. تفسير الطبري: ج 7 الجزء 11 ص 88 عن قتادة، كنزالعمّال: ج 14 ص 366 ح 38963.
مسند ابن حنبل عن البراء بن عازب: قالَ [رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله]: إنَّ العَبدَ الكافِرَ إذا كانَ فِي انقِطاعٍ مِنَ الدُّنيا وإقبالٍ مِنَ الآخِرَةِ، نَزَلَ إلَيهِ مِنَ السَّماءِ مَلائِكَةٌ سودُ الوُجوهِ مَعَهُمُ المُسُوحُ ۱، فَيَجلِسونَ مِنهُ مَدَّ البَصَرِ، ثُمَّ يَجيءُ مَلَكُ المَوتِ حَتّى يَجلِسَ عِندَ رأسِهِ، فَيَقولُ: أيَّتُهَا النَّفسُ الخَبيثَةُ اخرُجي إلى سَخَطٍ مِنَ اللّهِ وغَضَبٍ.
قالَ: فَتَفَرَّقُ في جَسَدِهِ، فَيَنتَزِعُها كَما يُنتَزَعُ السَّفّودُ ۲ مِنَ الصُّوفِ المَبلولِ،
فَيَأخُذُها، فَإِذا أخَذَها لَم يَدَعوها في يَدِهِ طَرفَةَ عَينٍ حَتّى يَجعَلوها في تِلكَ المُسوحِ، ويَخرُجُ مِنها كَأَنتَنِ ريحِ جيفَةٍ وُجِدَت عَلى وَجهِ الأَرضِ، فَيَصعَدونَ بِها، فَلا
مسند ابن حنبل ـ به نقل از براء بن عازب ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «آن گاه كه بنده كافر در آستانه بريدن از دنيا و رفتن به آخرت قرار مىگيرد، فرشتگانى سياهچهره با پلاسهايى سياه از آسمان، فرود مىآيند و در ديدرَسِ او مىنشينند. سپس فرشته مرگ مىآيد و كنار سرش مىنشيند و مىگويد: اى نفْس ناپاك! به سوى ناخشنودى و خشم خدا بيرون شو.
پس آن فرشته در جسم او پراكنده مىشود و نفْس را مانند سيخ كباب كه از پشم تَر بيرون مىكشند، بيرون مىكشد و آن را مىگيرد و چون آن را گرفت، آن فرشتگان سياهچهره در چشم بر هم زدنى، آن را از دستش مىستانند و در آن
پلاسها مىگذارند و از آن، [بويى] مانند گندترين بوى مردارى كه در روى زمين يافت شده، بر مىخيزد. آن فرشتگان، او را بالا مىبرند. هر جمعى
۱.. المِسْح: الكساء من الشَّعَر، والجمع القليل: أمساح، والكثير: مُسُوح (لسان العرب: ج 2 ص 596 «مسح»).
۲.. السَّفُّود والسُّفُّود: حديدة ذات شُعَب مُعقّفة معروف يُشوى به اللحم (لسان العرب: ج 3 ص 218 «سفد»).
۳.. الأعراف: 40.
۴.. الحجّ: 31.
۵.. مسند ابن حنبل: ج 6 ص 414 ح 18559، المستدرك على الصحيحين: ج 1 ص 94 ح 107 نحوه، المصنّف لابن أبي شيبة: ج 3 ص 256 ح 1، شعب الإيمان: ج 1 ص 357 ح 395، الزهد لابن المبارك: ص 432 ح 1219، الزهد لهنّاد: ج 1 ص 206 ح 339، كنزالعمّال: ج 15 ص 689 ح 42495.
۶.صوت يا شِبه جملهاى است كه «مِنّ و مِن كردن» را مىرساند.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: سوگند به آن كه جانم در دست اوست، دژخيمان دوزخ، هزار سال پيش
از آن كه دوزخ آفريده شود، آفريده شدند و روز به روز، نيرومندتر مىشوند تا [بتوانند] آن را كه مىگيرند، از پيشانى و كف پاهايش بگيرند.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هنگامى كه اهل دوزخ به سوى آن سوق داده مىشوند، دوزخ، شعلههاى خود را بر آنان چنان مىكوبد كه هر چه گوشت بر استخوانهاى آنهاست، زير زانوهايشان فرو مىريزد.
۱.. لَفحُ النار: حرّها ووهجها (النهاية: ج 4 ص 260 «لفح»).
۲.. العُرقُوب، عَصَبٌ مُوثَقٌ خلف الكعبين (المصباح المنير: ص 405 «عرقب»).
۳.. المعجم الأوسط: ج 1 ص 92 ح 278 و ج 9 ص 144 ح 9365، حلية الأولياء: ج 4 ص 363 وفيه «تلقّتهم بعنق.» و ج 5 ص 93، البعث والنشور: ص 289 ح 510 وفيهما «تلقّتهم بعنف»، تاريخ أصبهان: ج 2 ص 145 ح 1322 وفيه «بلعتهم» بدل «تلقّتهم»، تفسير ابن كثير: ج 5 ص 490 نحوه وكلّها عن أبي هريرة.
عنه صلى الله عليه و آله: أيُّما والٍ وَلِيَ أمرَ أُمَّتي مِن بَعدي، اُقيمَ يَومَ القِيامَةِ عَلى حَدِّ الصِّراطِ ونَشَرَتِ المَلائِكَةُ صَحيفَتَهُ، فَإِن نَجا فَبِعَدلِهِ، وإن جارَ انتَقَضَ بِهِ الصِّراطُ انتِقاضَةً تُزيلُ ما بَينَ مَفاصِلِهِ حَتّى يَكونَ بَينَ كُلِّ عُضوٍ وعُضوٍ مِن أعضائِهِ مَسيرَةُ مِئَةِ عامٍ يُخرَقُ بِهِ الصِّراطُ، فَأَوَّلُ ما يَلقى بِهِ النّارَ أنفُهُ وحُرُّ وجَهِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هر حكمرانى كه پس از من زمام امور امّتم را به دست گيرد، روز قيامت، او را بر لبه صراط نگه مىدارند و فرشتگان، نامه اعمالش را مىگشايند. پس اگر [در دنيا] به عدالت رفتار كرده بود، نجات مىيابد و اگر ستم كرده بود، صراط، او را چنان تكانى مىدهد كه بندهاى بدنش را از هم جدا مىكند، به طورى كه هر عضوى از اعضايش به اندازه صد سال راه، از ديگرى فاصله مىگيرد، و صراط، شكاف مىخورد و نخستين جا از او كه به آتش مىرسد، بينى و برآمدگى گونههاى اوست.
۱.. الأمالي للطوسي: ص 728 ح 1530 عن مالك بن أوس بن الحدثان عن الإمام عليّ عليه السلام، بحارالأنوار: ج 32 ص 17 ح 7؛ شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج 7 ص 36 عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله نحوه، كنزالعمّال: ج 6 ص 20 ح 14658.
عنه صلى الله عليه و آله: أيُّما والٍ وَلِيَ شَيئا مِن أمرِ أُمَّتي فَلَم يَنصَح لَهُم ويَجتَهِد لَهُم كَنَصيحَتِهِ وجَهدِهِ لِنَفسِهِ، كَبَّهَ اللّهُ عَلى وَجهِهِ يَومَ القِيامَةِ فِي النّارِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هر حكمرانى كه زمام امرى از امور امّت مرا بر عهده گيرد، ولى همان گونه كه براى خود، دلسوز و كوشاست، براى آنان دلسوزى و كوشش نكند، در قيامت، خداوند، او را در آتش سرنگون مىسازد.
۱.. تاريخ بغداد: ج 8 ص 472 الرقم 4587، المعجم الصغير: ج 1 ص 167 نحوه وكلاهما عن معقل بن يسار، كنزالعمّال: ج 6 ص 21 ح 14664.
عنه صلى الله عليه و آله: مَن قَرَأَ القُرآنَ يُريدُ بِهِ السُّمعَةَ وَالتِماسَ شَيءٍ، لَقِيَ اللّهَ عز و جل يَومَ القِيامَةِ ووَجهُهُ عَظمٌ لَيسَ عَلَيهِ لَحمٌ، وزَجَّ القُرآنُ في قَفاهُ حَتّى يُدخِلَهُ النّارَ ويَهوي فيها
مَعَ مَن يَهوي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هر كس قرآن را به قصد شهرت و [يا] درخواست چيزى تلاوت كند، روز قيامت با چهرهاى از اسكلت بدون گوشت، خداى عز و جل را ديدار مىكند، قرآن او را از پشت سرش هُل مىدهد تا آن كه او را به آتش در مىآورَد و او در آن
سقوط مىكند و در كنار ديگر سقوط كنندگان در آتش قرار مىگيرد.
۱.. ثواب الأعمال: ص 337 ح 1 عن أبي هريرة وعبد اللّه بن عبّاس، أعلام الدين: ص 417 عن عبد اللّه بن عبّاس، بحارالأنوار: ج 76 ص 365 ح 30.
الإمام الصادق عليه السلام: إنَّ أهلَ النّارِ يُعَظِّمونَ النّارَ، وإنَّ أهلَ الجَنَّةِ يُعَظِّمونَ الجَنَّةَ وَالنَّعيمَ، وإنَّ أهلَ جَهَنَّمَ إذا دَخَلوها هَوَوا فيها مَسيرَةَ سَبعينَ عاما، فَإِذا بَلَغوا أعلاها قُمِعوا بِمَقامِعِ الحَديدِ، واُعيدوا في دَركِها، هذِهِ حالُهُم، وهُوَ قولُ اللّهِ عز و جل: «كُلَّمَا أَرَادُواْ أَن يَخْرُجُواْ مِنْهَا مِنْ غَمٍّ أُعِيدُواْ فِيهَا وَذُوقُواْ عَذَابَ الْحَرِيقِ» ۱، ثُمَّ تُبَدَّلُ جُلودُهُم جُلودا غَيرَ الجُلودِ الَّتي كانَت عَلَيهِم. ۲
امام صادق عليه السلام: اهل دوزخ، دوزخ را باعظمت مىيابند و اهل بهشت نيز بهشت و نعمتهاى آن را باعظمت مىيابند. اهل دوزخ، هر گاه به دوزخ در آيند، مدّت هفتاد سال همچنان در حال سقوطاند. چون به بالاى آن رسيدند، با گرزهاى آهنى بر سرشان مىكوبند و دوباره به قعر آن فرو مىافتند. اين وضع، همچنان تكرار مىشود و اين، سخن خداى عز و جل است، آن جا كه مىفرمايد: «هر بار بخواهند از [شدّت] غم، از آن بيرون روند، به آن باز گردانيده مىشوند [كه]: بچشيد عذاب آتش سوزان را!» . سپس پوستهايشان به پوستهاى ديگرى غير از آنچه داشتهاند، تبديل مىشود.