فیلترها
نتایج جستجو برای «پیروی از هوس»: ۲۰ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
الكافي عن سماعة بن مهران:كُنتُ عِندَ أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام وعِندَهُ جَماعَةٌ مِن مَواليهِ، فَجَرى ذِكرُ العَقلِ وَالجَهلِ، فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: اِعرِفُوا العَقلَ وجُندَهُ وَالجَهلَ وجُندَهُ تَهتَدوا.
قالَ سَماعَةُ: فَقُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ، لا نَعرِفُ إلاّ ما عَرَّفتَنا.
فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: إنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ العَقلَ وهُوَ أوَّلُ خَلقٍ مِنَ الرّوحانِيّينَ عَن يَمينِ العَرشِ مِن نورِهِ، فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ لَهُ: أقبِل فَأَقبَلَ ۱؛ فَقالَ اللّهُ تَبارَكَ
وتَعالى: خَلَقتُكَ خَلقًا عَظيمًا وكَرَّمتُكَ عَلى جَميعِ خَلقي. ۲
قالَ: ثُمَّ خَلَقَ الجَهلَ مِنَ البَحرِ الاُجاجِ ظُلمانِيًّا فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ
الكافىـ به نقل از سماعه بن مهران ـ: نزد امام صادق عليه السلام بودم و گروهى از دوستداران ايشان در آن جا حضور داشتند. سخن از خرد و نادانى به ميان آمد. امام صادق عليه السلامفرمود: «خرد و سپاهيانش و نادانى و سپاهيانش را بشناسيد تا هدايت يابيد». ۴
گفتم: جانم به فدايت! نمى دانيم، جز آنچه شما ما را بر آن آگاه ساخته ايد.
آن گاه امام صادق عليه السلام فرمود: «خداوند، خرد را كه نخستين آفريده روحانى است، از سَمت راست عرش، از نور خود بيافريد. آن گاه بدو فرمود: باز گرد. پس برگشت. سپس به او گفت: روى آور. پس روى آورد. ۵ سپس خداوند
متعال فرمود: تو را آفريدم، آفريدنى بزرگ وتو را برهمه مخلوقاتم گرامى داشتم». ۶
سپس [خداوند،] نادانى را از درياى شور و ظلمانى بيافريد و به او گفت: باز گرد. پس برگشت. سپس
۱.شرح المولى محمّد صالح المازندراني هذا الحديث بما يلي: «فقال له: أدبر فأدبر»: أمره بالهبوط من عالم الملكوت والنور إلى عالم الظلمات والشرور والتوجّه إلى ما يلايمه من المشتهيات والنظر إلى ما فيه هواه من المستلذّات، فهبط لما في ذلك من مصلحة وهي ابتلاء العباد ونظام البلاد وعمارة الأرض، إذ لولا ذلك لكان النّاس بمنزلة الملائكة عارين عن حلية التناكح والتناسل والزراعة وتعمير الأرض، وبطل الغرض المطلوب من هذا النوع من الخلق، وبطل خلافة الأرض، ولزم من ذلك بطلان الثواب والعقاب وعدم انكشاف صفات الباري وانجلاء حقائقها وآثارها، مثل العدالة والانتقام والجبّاريّة والقهّاريّة والعفو والغفران وغيرها.
۲.ثمّ قال له: أقبل فلم يقبل»: أمره بعد الإدبار بالإقبال إليه تعالى والرجوع إلى ما لديه من المقامات العليّة والكرامات الرفيعة التي لا يتيسّر الوصول إليها إلاّ بالانتقال من طور أخسّ إلى طور أشرف، ومن حالة أدنى إلى حالة أعلى، ومن نشأة فانية إلى نشأة باقية، وهكذا من حال إلى حال ومن كمال إلى كمال حتّى يبلغ إلى غاية مشاهدة جلال اللّه ونهاية ملاحظة أنوار اللّه ويرتع في جنّة عالية قطوفها دانية، فأبى السلوك في سبيل الرشاد والتقيّد بربقة الانقياد والتمسّك بلوازم الوعظ والنصيحة والانقلاع عن الأفعال القبيحة، كلّ ذلك لشدّة احتجابه بحجاب الظلمات وانغماسه في بحار ذمائم الصفات؛ لتوهّمه أنّ تلك الذمائم الخاسرة والصفات الظاهرة والمشتهيات الحاضرة كمال له، فاغترَّ بها أو افتخر وأخذها بضاعة له واستكبر (شرح اُصول الكافي، كتاب العقل والجهل: ص 268).
وصدر أخيرًا عن مؤسّسة التنظيم والنشر لآثار الإمام الخميني قدس سره في هذا المجال كتاب «شرح حديث جنود العقل والجهل» للسيّد الإمام قدس سرهفراجع.
۳.الكافي: ج 1 ص 21 ح 14، علل الشرائع: ص 113 ح 10، تحف العقول: ص 400 كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج 1 ص 109 ح 7.
۴.امام خمينى رحمه الله، كتابى با عنوان شرح حديث جنود عقل و جهل نگاشته كه از سوى مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى رحمه الله به چاپ رسيده است.
۵.ملاّ صالح مازندرانى در شرح اين حديث نوشته است: «خداوند، خرد را فرمان داد تا از عالَم ملكوت و نورانى به دنياى تاريكى ها و شرور فرود آيد و به خواستنى هايى كه سازگار با اوست، توجّه كند و در لذّت هاى مطابق ميلش، درنگ نمايد. سپس خرد، از آن رو كه مصلحتش در آن بود، فرود آمد. آن مصلحت، عبارت است از: آزمودن بندگان، سامان بخشى به شهرها و آبادانى زمين.
۶.گر چنين نبود، مردم به سانِ فرشتگان، از ازدواج و تكثير نسل، كشاورزى و آبادانى زمين، دست مى شُستند و انگيزه آفرينشِ اين دسته از موجودات، از ميان مى رفت، چنان كه جانشينى [اش در]زمين، زائل مى شد، و نظام پاداش و كيفر نيز به هم مى ريخت و صفات خداوندى و حقيقت و آثارش (چون: عدالت، انتقام، جباريّت، قهاريّت، عفو و بخشش و مانند آن) آشكار نمى گشت».
وى در تفسير «پس بدو گفت: روى آور. پس رو نياورد»، مى گويد: «خداوند، او را پس از برگشتن، به رو آوردن و بازگشت به مقامات برتر و كرامت هاى بلند ـ كه دستيابى بدانها جز با تحوّل و دگرگونى از صورت پست به صورت برتر و از حالت پايين تر به حالت بالاتر و از دنياى فانى به دنياى پايدار، ممكن نيست ـ فرمان داد، چنان كه او را به سير و سلوك و پيمودن راه كمال تا مشاهده جلال خداوندى و ديدن انوار الهى و گشت و گذار در بهشت برين، فرمان داد؛ او از پيمودن راه رشد و گردن نهادن به بندگى و استفاده از پند و نصيحت و دورى جُستن از رفتار زشت، سر باز زد؛ زيرا در حجاب هاى ظلمانى، پنهان بود و در درياى بدى ها فرو رفته بود، با اين گمان كه اين لذّت هاى ظاهرى و خصلت هاى زشت كمال اوست. از اين رو، بدان مغرور شد و فخرفروشى كرد و آن را دست مايه بزرگى طلبى قرار داد» (شرح اصول كافى، كتاب العقل و الجهل، ص 268. همچنين، ر. ك: شرح حديث جنود عقل و جهل).
الإمام الكاظم عليه السلامـ في وَصِيَّتِهِ لِهِشامِ بنِ الحَكَمِ ـ: يا هِشامُ، إنَّ اللّهَ تَعالى يَقولُ في كِتابِهِ: «إنَّ فِى ذَ لِكَ لَذِكْرَى لِمَن كَانَ لَهُ قَلْبٌ» يَعني: عَقلٌ: وقالَ: «وَلَقَدْ ءَاتَيْنَا لُقْمَـنَ الْحِكْمَةَ». ۱ قالَ: الفَهمَ وَالعَقلَ.
يا هِشامُ، ما بَعَثَ اللّهُ أنبِياءَهُ ورُسُلَهُ إلى عِبادِهِ إلاّ لِيَعقِلوا عَنِ اللّهِ ۲، فَأَحسَنُهُمُ
استِجابَةً أحسَنُهُم مَعرِفَةً، وأعلَمُهُم بِأَمرِ اللّهِ أحسَنُهُم عَقلاً، وأكمَلُهُم عَقلاً أرفَعُهُم دَرَجَةً فِي الدُّنيا وَالآخِرَةِ.
يا هِشامُ، كَيفَ يَزكو ۳ عِندَ اللّهِ عَمَلُكَ، وأنتَ قَد شَغَلتَ قَلبَكَ عَن أمرِ رَبِّكَ وأطَعتَ هَواكَ عَلى غَلَبَةِ عَقلِكَ؟!.
يا هِشامُ، نُصِبَ الحَقُّ لِطاعَةِ اللّهِ، ولا
امام كاظم عليه السلامـ در سفارش به هشام بن حكم ـ: اى هشام! خداوند متعال در كتابش فرموده است: «قطعا در اين [عقوبت ها] براى هر صاحب دل و حق نيوشى كه خود به گواهى ايستد، عبرتى است» ؛ يعنى [براى كسى كه] خرد [دارد]. وفرموده است: «وبه راستى، لقمان را حكمت داديم» ، [يعنى]فهم وخرد [داديم].
اى هشام! خداوند، پيامبران و رسولانش را مبعوث نكرد، مگر بدان جهت كه از خداوند خِرد دريافت ۵ كنند [و از بصيرت الهى برخوردار گردند]. بهترين كسانى كه دعوت پيامبران را پاسخ گفتند، آنانى هستند كه از شناختِ نيكو برخوردارند؛ و كسانى داناتر به دستورات و شئون الهى اند كه از خردى نيكوتر بهره مندند؛ و آنانى كه از خردى كامل تر برخوردار باشند، به جايگاهى برجسته تر در دنيا و آخرت دست خواهند يافت.
اى هشام! چگونه كارهايت در
۱.لقمان: 37.
۲.قال العلاّمة المجلسي: عقل عن اللّه، أي حصل له معرفة ذاته وصفاته وأحكامه وشرايعه، أو أعطاه اللّه العقل، أو علم الاُمور بعلم ينتهي إلى اللّه بأن أخذه عن أنبيائه وحججه عليهم السلام، إمّا بلا واسطة أو بواسطة، أو بلغ عقله إلى درجة يفيض اللّه علومه عليه بغير تعليم بشر (مرآة العقول: ج 1 ص 58).
وقال الطريحي: عقل عن اللّه: أي عرف عنه، كأن أخذ العلم من كتاب اللّه وسنّة نبيّه صلى الله عليه و آله (مجمع البحرين: ج 2 ص 1250).
۳.الزكاة تكون بمعنى النموّ وبمعنى الطهارة، وهنا يحتملهما (هامش المصدر).
۴.الكافي: ج 1 ص 16 ح 12، تحف العقول: ص 388، بحار الأنوار: ج 1 ص 139 ح 30.
۵.ر. ك: ص 426 پ 1.
۶.ر. ك: ص 426 پ 1.
۷.ر. ك: ص 426 پ 1.
عنه عليهالسلام: طاعَةُ الهَوى تُفسِدُ العَقلَ. ۱
امام على عليهالسلام: پيروى از هوس، خرد را تباه مىكند.
۱.غرر الحكم: ح 5983، عيون الحكم والمواعظ: ص 317 ح 5527.
الإمام عليّ عليه السلام:لَيسَ فِي المَعاصي أشَدُّ مِنِ اتِّباعِ الشَّهوَةِ، فَلا تُطيعوها فَيَشغَلَكُم عَنِ اللّهِ. ۱
امام على عليه السلام:در ميان گناهان، [گناهى] بدتر از پيروى كردن از هوس نيست. پس، آن را فرمان نبريد كه شما را از خدا باز مى دارد.
۱.غرر الحكم: ح 7520، عيون الحكم والمواعظ: ص 411 ح 6989 وفيه «فيقطعكم» بدل «فيشغلكم».
عنه صلى الله عليه و آله:مَن سَلِمَ مِن أُمَّتِي مِن أَربَعِ خِصالٍ فَلَهُ الجَنَّةُ: مِنَ الدُّخُولِ فِي الدُّنيا، وَاتِّباعِ الهَوى، وَشَهوَةِ البَطنِ، وَشَهوَةِ الفَرجِ.
وَمَن سَلِمَ مِن نِساءِ أُمَّتِي مِن أَربَعِ خِصالٍ فَلَها الجَنَّةُ: إِذا حَفِظَت (مَا) بَينَ رِجلَيها، وَأَطاعَت زَوجَها، وَصَلَّت خَمسَها، وَصامَت شَهرَها. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر يك از [مَردان] امّت من كه از چهار چيز به سلامت ماند، بهشت دارد: وارد شدن به دنيا، پيروى از هوس، شهوت شكم و شهوت جنسى.
و هر يك از زنان امّت من كه از چهار چيز به سلامت ماند، بهشت دارد: هر گاه دامن خود را حفظ كند، از شوهرش فرمان بَرَد، نمازهاى پنجگانه اش را بخواند و ماهش را روزه بگيرد.
۱.الخصال: ص 223 ح 54 عن الحسين بن زيد بن عليّ عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج 104 ص 107 ح 2.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ أهلَ النّارِ لَيَتَأَذَّونَ مِن ريحِ العالِمِ التّارِكِ لِعِلمِهِ، وإنَّ أشَدَّ أهلِ النّارِ نَدامَةً وحَسرَةً رَجُلٌ دَعا عَبداً إلَى اللّهِ فَاستَجابَ لَهُ وقَبِلَ مِنهُ، فَأَطاعَ اللّهَ فَأَدخَلَهُ اللّهُ الجَنَّةَ، وأدخَلَ الدّاعِيَ النّارَ بِتَركِ عِلمِهِ وَاتِّباعِهِ الهَوى وطولِ الأَمَلِ، أمَّا اتِّباعُ الهَوى فَيَصُدُّ عَنِ الحَقِّ، وطولُ الأَمَلِ يُنسِي الآخِرَةَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دوزخيان از بوى دانشمند واگذارنده دانشش اذيّت مى شوند و پشيمان ترين و پرحسرت ترينِ ساكنان جهنّم، مردى است كه بنده اى را به سوى خدا فرا خوانده و او پاسخ مثبت داده و از وى پذيرفته و اطاعت خدا را كرده و خدا هم او را به بهشت برده است؛ ولى آن دعوت كننده را به سبب وا گذاردن دانشش و پيروى از هوسش و درازىِ آرزويش، به دوزخ افكنده است. پيروى هوس، از حق باز مى دارد و درازىِ آرزو، آخرت را از ياد مى برد.
۱.الكافي: ج 1 ص 44 ح 1 عن سليم بن قيس، بحارالأنوار: ج 2 ص 35 ح 37.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعلم حکمت و معرفتعالمان بد +1 مورد دیگر
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:أمّا المُهلِكاتُ: فشُحٌّ مُطاعٌ، وهَوَىً مُتَّبَعٌ، وإعجابُ المَرءِ بنَفسِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:عوامل نابود كننده عبارتنداز: فرمانبرى از بخل، پيروى از هوس و خودپسندى.
۱.الترغيب والترهيب: 1/86/10.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:رُبَّ شَهوَةِ ساعَةٍ تُورِثُ حُزنا طَويلاً. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:چه بسيار شهوتى كه ساعتى بيش نپايد، اما اندوهى طولانى در پى آرَد.
۱.بحار الأنوار: 77/82/3.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:اُوصِيكُم بمُجانَبَةِ الهَوى؛ فإنّ الهَوى يَدعو إلَى العَمى، وهُوَ الضَّلال في الآخِرَةِ والدُّنيا. ۱
امام على عليه السلام:شما را به دورى گزيدن از هوس سفارش مى كنم؛ زيرا هوس به كوردلى فرا مى خواند و آن [باعث]گمراهى در آخرت و دنياست.
۱.دعائم الإسلام: 2/350.
عنه عليه السلام:الهَوى شَريكُ العَمى. ۱
امام على عليه السلام:هوس، شريك كوردلى است.
۱.نهج البلاغة: الكتاب 31.
عنه عليه السلام:مَنِ اتَّبَعَ هَواهُ أعماهُ، وأصَمَّهُ، وأذَلَّهُ، وأضَلَّهُ. ۱
امام على عليه السلام:هر كه از هوس خود پيروى كند، هوس او را كوردل و كر باطن و خوار و گمراه مى سازد.
۱.غرر الحكم: 9168
عنه عليه السلام:أوَّلُ الشَّهوَةِ طَرَبٌ، وآخِرُها عَطَبٌ. ۱
امام على عليه السلام:آغاز شهوت، سرمستى است و فرجامش هلاكت و نابودى.
۱.غرر الحكم: 3133
عنه عليه السلام:إيّاكُم وغَلَبَةَ الشَّهَواتِ على قُلوبِكُم؛ فإنَّ بِدايَتَها مَلَكَةٌ، ونِهايَتَها هَلَكَةٌ. ۱
امام على عليه السلام:زنهار از چيره آمدن شهوت هابر دل هايتان؛ زيرا كه آغاز آنها بندگى است و انجامشان نابودى.
۱.غرر الحكم: 2746
عنه عليه السلام:قَرينُ الشَّهوَةِ مَريضُ النّفسِ، مَعلولُ العَقلِ. ۱
امام على عليه السلام:كسى كه شهوت پرست باشد، جانش بيماردل و ناقص عقل است.
۱.غرر الحكم: 6790
عنه عليه السلام:عَبدُ الشَّهوَةِ أذَلُّ مِن عَبدِالرِّقِّ. ۱
امام على عليه السلام:بنده شهوت، خوارتر از بنده زرخريد است.
۱.غرر الحكم: 6298.
عنه عليه السلام:كَم مِن عَقلٍ أسيرٍ تَحتَ هَوى أميرٍ! ۱
امام على عليه السلام:بسا خردى كه اسير هوسى فرمانرواست!
۱.نهج البلاغة: الحكمة 211.
عنه عليه السلام:مَن أطاعَ نَفسَهُ في شَهَواتِها فَقد أعانَها على هُلْكِها. ۱
امام على عليه السلام:هر كه در شهوت هايش از نفْسخود فرمان بَرد، آن را در هلاكتش كمك كرده است.
۱.غرر الحكم: 8794
عنه عليه السلام:مَن تَلَذَّذَ بِمَعاصي اللّهِ أورَثَهُ اللّهُ ذُلّاً. ۱
امام على عليه السلام:هر كه از معصيت هاى خدا لذّت بَرَد، خداوند او را خوار گرداند.
۱.غرر الحكم: 8823.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:اِحذَروا أهواءكُم كماتَحذَرونَ أعداءكُم، فلَيسَ شَيءٌ أعدى لِلرِّجالِ مِن اتِّباعِ أهوائهِم، وحَصائدِ ألسِنَتِهِم. ۱
امام صادق عليه السلام:همان گونه كه از دشمنان خودحذر مى كنيد، از هوس هايتان حذر كنيد؛ زيرا براى مردان دشمنى بدتر از پيروى از هوس هايشان و محصولات زبان هايشان (سخنان بيهوده و ياوه) نيست.
۱.الكافي: 2/335/1.