نتایج جستجو برای «پیامبران قبل از اسلام»: ۵۲ حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:النّاسُ وُلدُ آدَمَ عليه السلام، وآدَمُ مِن تُرابٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مردم، [همه] فرزندان آدم عليه السلام هستند و آدم، از خاك است.
۱.كنز العمال: ج 6 ص 130 ح 15134 نقلاً عن ابن سعد عن أبي هريرة.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ خَلَقَ آدَمَ مِن قَبضَةٍ قَبَضَها مِن جَميعِ الأرضِ، فجاءَ بَنو آدمَ على قَدرِ الأرضِ؛ جاءَ مِنهُمُ الأحمَرُ والأبيَضُ والأسوَدُ وبينَ ذلكَ، والسَّهلُ والحَزنُ والخَبيثُ والطَّيبُ وبينَ ذلكَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، آدم عليه السلام را از مُشتى خاك كه از همه زمين برداشت، آفريد. پس، فرزندان آدم، متناسب با خاك زمين، آفريده شدند: برخى از آنها سرخ پوست شدند، برخى سفيد، برخى سياه، برخى ميان اين رنگ ها، برخى نرم، برخى خشن، برخى پاك، برخى ناپاك و برخى ميان اينها.
۱.كنز العمال: ج 6 ص 128 ح 15126 عن أبي موسى.
علل الشرائع عن عبد اللّه بن يزيد بن سلام:حَدَّثَني يَزيدُ بنُ سَلامٍ أنَّهُ سَألَ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَقالَ لَهُ:. فَأَخبِرني عَن آدَمَ لِمَ سُمِّيَ آدَمَ؟ قالَ: لأ نّهُ خُلِقَ مِن طِينِ الأرضِ وأديمِها. قالَ: فآدَمُ خُلِقَ مِن الطِّينِ كُلِّهِ أو طِينٍ واحِدٍ؟ قالَ: بَل مِن الطِّينِ كُلِّهِ، ولَو خُلِقَ مِن طينٍ واحِدٍ لَما عَرَفَ النّاسُ بَعضُهُم بَعضا، وكانوا على صُورَةٍ واحِدَةٍ. قالَ: فلَهُم في الدُّنيا مَثَلٌ؟ قالَ: التُّرابُ فيه أبيَضُ، وفيهِ أخضَرُ، وفيهِ أشقَرُ، وفيهِ أغبَرُ، وفيهِ أحمَرُ، وفيهِ أزرَقُ، وفيهِ عَذبٌ، وفيهِ مِلحٌ، وفيه خَشِنٌ، وفيه لَيِّنٌ، وفيه أصهَبُ. ۱ فلذلكَ صارَ النّاسُ فيهِم لَيِّنٌ، وفيهِم خَشِنٌ، وفيهِم أبيَضُ، وفيهِم أصفَرُ وأحمَرُ وأصهَبُ
علل الشرائعـ به نقل از عبد اللّه بن يزيد بن سلّام ـ: روايت كرد مرا يزيد بن سلّام كه او از پيامبر خدا سؤال كرد و به ايشان گفت:. به من خبر بده چرا آدم را آدم ناميده اند؟ فرمود: «چون از خاك و اَديمِ زمين آفريده شد». گفت: در اين صورت، آيا آدم از خاكِ سراسر زمين آفريده شد، يا از يك [گونه] خاك؟ فرمود: «از همه خاك. اگر از يك [گونه] خاك آفريده شده بود، در آن صورت، مردم يكديگر را نمى شناختند و همگى يك شكل بودند». گفت: پس، آدميان در دنيا همانند دارند؟ فرمود: «[آرى.] در خاك، سفيد هست، سبز هست، زرد هست، خاكى رنگ هست، آبى هست، شيرين هست، شور هست، درشت هست، نرم هست، بور [نيز]هست. از اين رو، در ميان مردم نيز نرم هست، درشت هست، سفيد هست، و زرد و سرخ و بور و سياه، به رنگ هاى خاك، هست».
۱.الأشقر: الأحمر. الصَّهَب محرّكة: حُمرة أو شُقرة في الشَّعر كالصُّهبة، والأصهب: بعير ليس بشديد البياض. (القاموس المحيط: ج 2 ص 62 وج 1 ص 94).
۲.علل الشرائع: ص 470 ـ 471 ح 33، بحار الأنوار: ج 11 ص 101 ح 6.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنّ اللّهَ لَمّا أخرَجَ آدَمَ مِن الجَنّةِ زَوّدَهُ مِن ثِمارِ الجَنّةِ، وعَلّمَهُ صَنعَةَ كُلِّ شَيءٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، هنگامى كه آدم عليه السلام را از بهشت بيرون كرد، توشه او را از ميوه هاى بهشت قرار داد و مهارتِ ساختن هر چيزى را به او آموخت.
۱.الدرّ المنثور: ج 1 ص 137 عن أبي موسى الأشعري.
عنه صلى الله عليه و آله:لا تَلعَنوا الحاكَةَ؛ فإنَّ أوّلَ مَن حاكَ أبوكُم آدَمُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بافندگان را لعنت نكنيد؛ زيرا نخستين كسى كه بافندگى كرد، پدرتان آدم عليه السلام بود.
۱.كنز العمال: ج 3 ص 617 ح 8190 نقلاً عن الرافعي عن أنس.
عنه صلى الله عليه و آله:لَمّا أهبَطَ اللّهُ آدمَ إلَى الأرضِ مَكَثَ فيها ماشاءَ اللّهُ أن يَمكُثَ، ثُمّ قالَ لَهُ بَنُوهُ: يا أبانا تَكلَّمْ، فقامَ خَطيبا في أربَعينَ ألفا مِن وُلدِهِ ووُلدِ وُلدِهِ فقالَ: إنّ اللّهَ أمَرَني فقالَ: يا آدَمُ، أقلِلْ كلامَكَ تَرجِعْ إلى جِواري. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:چون خداوندْ آدم عليه السلام را به زمين فرو فرستاد، او تا وقتى كه خدا مى خواست، در زمين باقى ماند. سپس فرزندانش به او گفتند: اى پدر! سخن بگو. آدم عليه السلام در ميان چهل هزار تن از فرزندان و نوادگان خود به سخن گفتن ايستاد و گفت: «خداوند به من دستور داد و فرمود: اى آدم! سخن، كم گوى تا به جوار من، باز گردى».
۱.الدرّ المنثور: ج 1 ص 148 عن أنس.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:أنزَلَ اللّهُ. على إدريسَ عليه السلام ثَلاثينَ صَحيفَةً ۱. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:فرستاد خداوند. بر ادريس عليه السلام، سى صحيفه. ۳
۱.وفي خبر:. أنزل على إدريس خمسين صحيفة، وهو اَخنوخ، وهو أوّل من خطّ بالقلم (بحار الأنوار: ج 11 ص 60 ح 68).
۲.معاني الأخبار: ص 334 ح 1 عن أبي ذرّ، بحار الأنوار: ج 11 ص 277 ح 5.
۳.در خبرى آمده است:. «پنجاه صحيفه بر ادريس، نازل كرد. او همان اَخنوخ است و نخستين كسى است كه خطّ نوشت».
عنه صلى الله عليه و آله:أوّلُ مَن خَطَّ بالقَلمِ إدريسُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:نخستين كسى كه با قلم نوشت، ادريس بود.
۱.كنز العمال: ج 11 ص 480 ح 32269 نقلاً عن الحكيم عن أبي ذرّ.
عنه صلى الله عليه و آلهـ لأبي ذرّ ـ: يا أباذرٍّ، أربَعةٌ مِن الأنبياءِ سُريانِيّونَ: آدمُ، وشِيثُ، واَخْنوخُ ـ وهُو إدريسُ عليهم السلام، وهوُ أوّلُ مَن خَطَّ بالقَلمِ ـ ونُوحٌ عليه السلام. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به ابو ذر ـ: اى ابو ذر! چهار تن از پيامبران، سُريانى هستند: آدم، شيث، اَخنوخ ـ كه همان ادريس عليه السلام است و نخستين كسى است كه با قلم نوشت ـ و نوح.
۱.الخصال: ص 524 ح 13 عن أبي ذرّ، بحار الأنوار: ج 11 ص 32 ح 24.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:أوّلُ نَبيٍّ اُرسِلَ نُوحٌ عليه السلام. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:نخستين پيامبرِ مُرسَل، نوح عليه السلام است.
۱.كنز العمال: ج 11 ص 512 ح 32391 عن ابن عساكر عن أنس.
عنه صلى الله عليه و آله:أوّلُ الأنبياءِ آدَمُ، ثُمّ نُوحٌ، وبَينَهُما عَشرَةُ آباءٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:نخستينِ پيامبران، آدم است و سپس نوح و ميان آن دو، ده پدر فاصله بود.
۱.كنز العمال: ج 11 ص 482 ح 32274 نقلاً عن معجم الاوسط عن أبي ذرّ.
عنه صلى الله عليه و آله:بَعَثَ اللّهُ نُوحا لأربَعينَ سَنةً، ولَبِثَ في قَومهِ ألفَ سَنةٍ إلّا خَمسينَ عاما يَدعُوهم، وعاشَ بعدَ الطُّوفانِ سِتّينَ سَنةً حتّى كَثُرَ النّاسُ وفَشَوا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، نوح را در چهل سالگى مبعوث كرد و او نهصد و پنجاه سال، قوم خود را دعوت مى كرد و بعد از توفان، شصت سال زنده ماند، تا آن كه تعداد مردم، بسيار و فراوان شد.
۱.المستدرك على الصحيحين: ج 2 ص 595 ح 4005 عن ابن عبّاس.
الدرّ المنثور عن أبي اُمامة الباهِلي:إنّ رجُلاً قالَ: يارسولَ اللّهِ، أنَبيٌّ كانَ آدَمُ؟ قالَ: نَعَم مُكلَّمٌ. قالَ: كَم بَينَهُ وبينَ نُوحٍ؟ قالَ: عَشرَةُ قُرونٍ، قالَ: كَم بينَ نُوحٍ وبينَ إبراهيمَ؟ قالَ: عَشرَةُ قُرونٍ. قالَ: يارسولَ اللّهِ، كَمِ الأنبياءُ؟ قالَ: مِئةُ ألفٍ وأربعَةٌ وعِشرونَ ألفا. قالَ: يارسولَ اللّهِ، كَم كانتِ الرُّسُلُ مِن ذلكَ؟ قالَ: ثلاثَمِائةٍ وخَمسَةَ عَشَرَ جَمّا غَفيرا. ۱
الدرّ المنثورـ به نقل از ابو اُمامه باهلى ـ: مردى گفت: اى پيامبر خدا! آيا آدم، پيامبر بود؟ فرمود: «آرى، پيامبرى بود كه خداوند با او سخن گفت». گفت: ميان او و نوح، چه قدر فاصله بوده است؟ فرمود: «ده قرن يا نسل». گفت: ميان نوح و ابراهيم، چه قدر؟ فرمود: «ده قرن يا نسل». گفت: اى پيامبر خدا! پيامبران، چه تعداد بوده اند؟ فرمود: «يكصد و بيست و چهار هزار». گفت: اى پيامبر خدا! از آن ميان، چند نفر مُرسَل بوده اند؟ فرمود: «خيلى زياد، سيصد و پانزده نفر».
۱.الدرّ المنثور: ج 1 ص 126.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:أمّا إبراهيمُ عليه السلام فانظُروا إلى صاحِبِكُم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:امّا [براى مشاهده] ابراهيم عليه السلام، به همنشين خودتان (من) بنگريد.
۱.كنز العمال: ج 11 ص 484 ح 32289 عن ابن عبّاس.
عنه صلى الله عليه و آله:اُتيَ بإبراهيمَ يَومَ النّارِ إلَى النّارِ، فلَمّا أبصَرَها قالَ: حَسبُنا اللّهُ ونِعمَ الوَكيلُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:روزى كه مى خواستند ابراهيم را به آتش افكنند، او را به سوى آتش بردند. چون چشمش به آتش افتاد، فرمود: «خداوند، ما را كافى است و او نيكو حمايتگرى است».
۱.كنز العمال: ج 11 ص 484 ح 32288 نقلاً عن حلية الأولياء عن أنس.
عنه صلى الله عليه و آله:قَولُنا: إنّ إبراهيمَ خَليلُ اللّهِ فإنّما هُو مُشْتَقٌّ مِن الخَلَّةِ والخُلَّةِ، فأمّا الخَلّةُ فإنّما مَعناها الفَقرُ والفاقَةُ، فَقَد كانَ خَليلاً إلى ربِّهِ فَقيرا وإلَيهِ مُنقَطِعا وعَن غَيرِهِ مُتَعَفِّفا مُعرِضا مُستَغنيا، وذلكَ لَمّا اُريدَ قَذفُهُ في النّارِ فرُمِيَ بهِ في المنجَنيقِ فبَعَثَ اللّهُ تعالى جَبرئيلَ عليه السلام وقالَ لَهُ: أدرِكْ عَبدي، فجاءَهُ فلَقِيَهُ في الهَواءِ، فقالَ: كَلِّفْني ما بَدا لكَ فَقَد بَعَثَني اللّهُ لِنُصرَتِكَ، فقالَ: بَل حَسبيَ اللّهُ ونِعمَ الوَكيلُ، إنّي لا أسألُ غَيرَهُ ولا حاجَةَ لي إلّا إلَيهِ، فسَمّاهُ خَليلَهُ، أي فَقيرَهُ ومُحتاجَهُ والمُنقَطِعَ إلَيهِ عَمّن سِواهُ. ۱

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اين كه مى گوييم: ابراهيم، خليل خداست، كلمه «خليل»، برگرفته از «خَلَّة» يا «خُلَّة» است. «خَلَّة»، به معناى فقر و نيازمندى است؛ چرا كه او به پروردگار خود، نيازمند و محتاج بود و از همه بُريد و به او روى آورد و از غير او روى گردانْد و اظهار بى نيازى كرد و اين، در زمانى بود كه خواستند او را در آتش افكنند و با منجنيق پرتابش كنند. خداوند، جبرئيل عليه السلام را فرستاد و به او فرمود: «بنده ام را درياب». جبرئيل، خود را به ابراهيم ـ كه در ميان هوا بود ـ رسانيد و گفت: هر فرمانى دارى به من بگو؛ زيرا خداوند، مرا براى يارى تو فرستاده است. ابراهيم عليه السلام فرمود: «نه. خداوند، مرا بسنده است و او نيكو حمايتگرى است. من از غير او چيزى نمى خواهم و به هيچ كس جز او نيازى

۱.التفسير المنسوب إلى الإمام العسكري عليه السلام: ص 533 ح 323 عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 9 ص 259 ح 2.
عنه صلى الله عليه و آله:ما اتَّخَذَ اللّهُ إبراهيمَ خَليلاً إلّا لإطعامهِ الطَّعامَ، وصَلاتِهِ باللَّيلِ والنّاسُ نِيامٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، ابراهيم را به خليلى نگرفت، مگر براى آن كه اطعام مى كرد و شب هنگام كه مردم خواب بودند، نماز مى گزارد.
۱.علل الشرائع: ص 35 ح 4 عن جابر بن عبد اللّه الأنصاري، بحار الأنوار: ج 12 ص 4 ح 10.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ تباركَ وتعالى اختارَ مِن كلِّ شَيءٍ أربَعةً:. اختارَ مِن الأنبياءِ أربَعةً للسَّيفِ: إبراهيمَ، وداودَ، وموسى، وأنا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند ـ تبارك و تعالى ـ از هر چيزى، چهار تا برگزيد:. از ميان انبيا چهار نفر را براى شمشير برگزيد: ابراهيم و داوود و موسى و من.
۱.الخصال: ص 225 ح 58 عن موسى بن بكر عن الإمام الكاظم عليه السلام، بحار الأنوار: ج 16 ص 323 ح 13.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:اُعطِيَ يُوسُفُ عليه السلام شَطرَ الحُسنِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:نصف زيبايى، به يوسف عليه السلام داده شد.
۱.كنز العمال: ج 11 ص 514 ح 32400 عن أنس.
عنه صلى الله عليه و آله:الكريمُ ابنُ الكريمِ ابنِ الكريمِ ابنِ الكريمِ: يُوسفُ بنُ يَعقوبَ بنِ إسحاقَ بنِ إبراهيمَ عليهم السلام. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بزرگوار، پور بزرگوار، پور بزرگوار، پور بزرگوار، يوسف پور يعقوب پور اسحاق پور ابراهيم عليهم السلام است.
۱.كنز العمال: ج 11 ص 514 ح 32404 عن ابن عمر.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۵۲