فیلترها
نتایج جستجو برای «پرهیز از غلو در دین»: ۲۵ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:لا تَرفَعُونِي فَوقَ حَقِّي؛ فإنّ اللّهَ تعالى اتَّخَذَني عَبدا قبلَ أن يَتَّخِذَني نَبِيّا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مرا از حقّ خودم (حدّى كه دارم) بالاتر نبريد؛ خداوند متعال مرا پيش از آن كه پيامبر كند، بنده قرار داد.
۱.النوادر للراوندي: 125/143.
عنه صلى الله عليه و آله:صِنفانِ لا تَنالُهُما شَفاعَتي: سُلطانٌ غَشومٌ عَسُوفٌ، و غالٍ فِي الدِّينِ مارِقٌ مِنهُ غيرُ تائبٍ و لا نازعٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دو دسته اند كه شفاعت من به آنها نمى رسد: فرمانرواى سركش و ستمگر و كسى كه در دين غلوّ ورزد و از دين بيرون رود و از اين عمل خود توبه نكند و دست نكشد.
۱.قرب الإسناد: 64/204.
عنه صلى الله عليه و آله:رَجُلانِ لا تَنالُهُما شَفاعَتي: صاحِبُ سُلطانٍ عَسوفٌ غَشومٌ، و غالٍ فِي الدِّينِ مارِقٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دو نفرند كه شفاعت من به آنها نمى رسد: حكمرانِ ستمكار و سركش و كسى كه در دين غلو ورزد و از محدوده آن بيرون رود.
۱.بحار الأنوار: 25/269/13.
عنه صلى الله عليه و آله:صِنفانِ مِن اُمَّتِي لا نَصِيبَ لَهُما في الإسلامِ: الغُلاةُ و القَدَرِيَّةُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دو گروه از امّت من بهره اى از اسلام ندارند: غُلات و قدريّه.
۱.بحار الأنوار: 25/270/14.
عنه صلى الله عليه و آلهـ لعليّ عليه السلام ـ: يا عليُّ، مَثَلُكَ في اُمَّتي مَثَلُ المَسيحِ عيسَى بنِ مريمَ، افتَرَقَ قَومُهُ ثلاثَ فِرَقٍ: فِرقَةٌ مؤمِنُونَ و هُمُ الحَواريُّونَ، و فِرقَةٌ عادَوهُ و هُمُ اليَهودُ، و فِرقَةٌ غَلَوا فيهِ فَخَرَجُوا عن الإيمانِ.
و إنَّ اُمَّتي سَتَفتَرِقُ فيكَ ثلاثَ فِرَقٍ؛ ففِرقَةٌ شِيعَتُكَ وَ هُمُ المؤمنونَ، و فِرقَةٌ عَدُوُّكَ و هُم الشاكُّونَ، و فِرقَةٌ تَغلُو فيكَ و هُمُ الجاحِدونَ، و أنتَ فِي الجَنَّةِ يا عليُّ و شيعَتُكَ و مُحِبُّ (مُحِبُّو) شيعَتِكَ، و عَدُوُّكُ و الغالِي فِي النارِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اى على! حكايت تو در ميان امّت من، حكايت عيسى بن مريم است كه مردم درباره او سه فرقه شدند: فرقه اى مؤمن ماندند، و آنان همان حواريانند، فرقه اى با او دشمنى ورزيدند و آنان يهوديانند و فرقه اى درباره او غلوّ كردند و در نتيجه از ايمان خارج شدند.
امّت من نيز بزودى نسبت به تو سه فرقه خواهند شد: فرقه اى شيعه و پيرو تو هستند و آنان همان مؤمنانند، فرقه اى دشمن تو هستند و آنان شك كنندگانند و فرقه اى درباره تو غلوّ مى كنند و آنان منكران [خدا] هستند. اى على! تو و شيعيان تو و دوستدارانِ شيعيان تو در بهشت هستيد و دشمن تو و غلوّ كننده درباره تو در آتشند.
۱.بحار الأنوار: 25/264/4.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اى على! حكايت تو در ميان اين امّت، حكايت عيسى بن مريم است كه گروهى او را دوست داشتند و درباره اش غلوّ كردند و گروهى او را دشمن داشتند و در دشمنى با او افراط ورزيدند. پس وحى نازل شد كه: «و چون داستان پسر مريم آورده شد، قوم تو از آن بانگ [به ريشخند]برداشتند».
عنه صلى الله عليه و آلهـ لعليٍّ عليه السلام ـ: و الذي نفسِي بِيَدِهِ، لولا أنِّي اُشفِقُ أن يقولَ طَوائفُ مِن اُمَّتي فيكَ ما قالَتِ النَّصارى في ابنِ مَريمَ، لَقُلتُ اليَومَ فيكَ مَقالاً لا تَمُرُّ بِمَلَأٍ مِن الناسِ إلاّ أخَذُوا التُّرابَ مِن تَحتِ قَدَمَيكَ لِلبَرَكَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به على عليه السلام ـفرمود: سوگند به آن كه جانم در دست اوست، اگر نمى ترسيدم كه گروههايى از امّت من درباره تو همان بگويند كه مسيحيان درباره عيسى بن مريم گفتند، امروز درباره تو سخنى مى گفتم كه بر هيچ جماعتى از مردم نگذرى، مگر اين كه از زير پاى تو براى تبرّك خاك بردارند.
۱.شرح نهج البلاغة: 5/4.
عنه صلى الله عليه و آلهـ لعليّ عليه السلام ـ: لولا أنِّي أخافُ أن يقالَ فيكَ ما قالَتِ النَّصارى فِي المَسيحِ، لَقُلتُ اليَومَ فيكَ مَقالَةً لا تَمُرُّ بِمَلَأٍ مِن المُسلمينَ إلاّ أخَذُوا تُرابَ نَعلَيكَ و فَضلَ وَضُوئكَ يَستَشفُونَ بهِ، و لكنْ حَسبُكَ أن تكونَ مِنّي و أنا مِنك تَرِثُني و أرِثُكَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به على عليه السلام ـفرمود: اگر نمى ترسيدم كه مردم درباره تو همان گويند كه مسيحيان درباره عيسى گفتند، امروز درباره تو سخنى مى گفتم كه بر هيچ جماعتى از مسلمانان نگذرى، مگر اين كه خاك كفشها و زيادى آب وضوى تو را براى طلب شفا بردارند. اما تو را همين بس كه تو از من هستى و من از تو هستم، تو از من ارث [انبيا و اوصيا را]مى برى و من از تو ارث مى برم.
۱.بحار الأنوار: 25/284/35.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:يَهلِكُ فِيَّ اثنانِ و لا ذَنبَ لي: مُحِبٌّ مُفْرِطٌ، و مُبغِضٌ مُفَرِّطٌ. ۱
امام على عليه السلام:در باب من دو گروه هلاك مى شوند، در حالى كه من بى گناهم: دوست افراطى و دشمن افراطى.
۱.عيون أخبار الرضا: 2/201/1.
عنه عليه السلام:يَهلِكُ فِيَّ رَجُلانِ: مُحِبٌّ مُفرِطٌ يُقَرِّظُني بما ليسَ لي، و مُبغِضٌ يَحمِلُهُ شَنَآني على أن يَبهَتَني. ۱
امام على عليه السلام:در باب من دو كس هلاك مى شوند: يكى دوست افراطى كه در ستايش من چيزهايى مى گويد كه در خور من نيست و ديگرى دشمنى كه عداوتش با من او را وا مى دارد تا به من بهتان زند.
۱.بحار الأنوار: 25/285/37.
عنه عليه السلام:هَلَكَ فِيَّ رَجُلانِ: مُحِبٌّ غالٍ، و مُبغِضٌ قالٍ. ۱
امام على عليه السلام:در باب من دو كس به هلاكت افتادند: دوست افراطى و دشمن كينه ورز.
۱.نهج البلاغة: الحكمة 469.
عنه عليه السلام:يَهلِكُ فِيَّ رَجُلانِ: مُحِبٌّ مُفرِطٌ، و باهِتٌ مُفتَرٍ. ۱
امام على عليه السلام:در باب من دو كس هلاك مى شوند: دوستدارى كه زياده روى كند و دروغزنى كه افترا بندد.
۱.نهج البلاغة: الحكمة 469، و انظر الغارات: 2/588.
عنه عليه السلام:اللّهُمّ إنّي بَرِيءٌ مِنَ الغُلاةِ كَبَراءَةِ عيسَى بنِ مَريمَ مِنَ النَّصارى، اللّهُمّ اخذُلْهُم أبَدا، و لا تَنصُرْ مِنهُم أحَدا. ۱
امام على عليه السلام:بار خدايا! همچنان كه عيسى بن مريم از نصارا بيزارى جست، من نيز از غاليان [در حقّ خود] بيزارم؛ بار خدايا! آنان را براى هميشه تنها و بى ياور گذار و هيچ كدام آنان را يارى مرسان.
۱.بحار الأنوار: 25/284/32.
عنه عليه السلام:إيّاكُم و الغُلُوَّ فِينا، قُولُوا إنّا عَبِيدٌ مَربُوبُونَ، و قُولوا في فَضلِنا ما شِئتُم. ۱
امام على عليه السلام:از غلو كردن درباره ما بپرهيزيد و ما را بندگان پروريده بدانيد. آن گاه هر چه خواستيد در فضيلت ما بگوييد.
۱.الخصال: 614/10.
عنه عليه السلام:لا تَتَجاوَزوا بنا العُبوديَّةَ ثُمّ قُولوا ما شِئتُم و لن تَبلُغُوا، و إيّاكُم و الغُلُوَّ كَغُلُوِّ النَّصارى؛ فإنّي بَريءٌ مِن الغالِينَ. ۱
امام على عليه السلام:ما را از مرزِ بندگى [خدا] فراتر نبريد؛ آن گاه هر چه خواستيد بگوييد، كه كم گفته ايد. زنهار كه مانند نصارا غلو كنيد؛ زيرا من از غلو كنندگان بيزارم.
۱.بحار الأنوار: 25/274/20.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:جاءَ رَجُلٌ إلى رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله فقالَ: السلامُ علَيكَ يا رَبِّي! فقالَ: مالَكَ لَعَنَكَ اللّهُ رَبِّي و رَبُّكَ اللّهُ، أما وَ اللّهِ لكُنتَ ما عَلِمتُكَ لَجَبانا فِي الحَربِ لَئيما فِي السِّلمِ. ۱
امام صادق عليه السلام:مردى خدمت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد: درود بر تو اى پروردگار من! حضرت فرمود: تو را چه شده است؟ لعنت خدا بر تو باد، پروردگار من و پروردگار تو اللّه است. هان! به خدا سوگند، از زمانى كه مى دانم، تو فردى بودى، در جنگ ترسو و در زمان صلح پستْ خو.
۱.بحار الأنوار: 25/297/61.
عنه عليه السلام:أتى قَومٌ أميرَ المؤمنينَ عليهِ السلامُ فقالوا: السلامُ علَيكَ يا رَبَّنا! فاستَتابَهُم فلم يَتُوبُوا، فَحَفَرَ لَهُم حَفيرَةً و أوقَدَ فيها نارا، و حَفَرَ حَفيرَةً اُخرى إلى جانِبِها و أفضى ما بَينَهُما، فلَمّا لم يَتُوبُوا ألقاهُم فِي الحَفيرَةِ، و أوقَدَ فِي الحَفيرَةِ الاُخرى (نارا) حتّى ماتُوا. ۱
امام صادق عليه السلام:عده اى نزد امير المؤمنين عليه السلام آمدند و عرض كردند: درود بر تو اى پروردگار ما! حضرت از آنها خواست توبه
كنند (از اين عقيده خود دست بردارند) اما آنها توبه نكردند. پس، امام گودالى كند و در آن آتشى برافروخت و در كنار آن گودال ديگرى كند و ميان آن دو نقبى زد. وقتى آن عده توبه نكردند، حضرت آنان را در گودال انداخت و در گودال ديگر آتش افروخت تا اين كه مردند.
۱.الكافي: 7/259/18، و راجع بحار الأنوار: 25/285/38 و ص 286/39.
عنه عليه السلامـ لكاملٍ التَّمّارِ ـ: يا كاملُ، اِجعَلْ لَنا رَبّا نَؤبْ إلَيهِ، و قُولُوا فِينا ما شِئتُم. ۱
امام صادق عليه السلامـ به كامل تمّار ـفرمود: اى كامل! براى ما پروردگارى باقى بگذار كه به سوى او رجوع كنيم. آن گاه هر چه خواستيد، درباره ما بگوييد.
۱.بحار الأنوار: 25/283/30.
بحار الأنوار عن أبي بَصير:قالَ لي أبو عبدِ اللّهِ عليه السلام: يا أبا محمّدٍ، أبرَأُ مِمَّن يَزعُمُ أنّا أربابٌ. قلتُ: بَرِئ اللّهُ مِنهُ، فقال: أبرَأُ مِمَّن يَزعُمُ أنّا أنبياءُ، قلتُ: بَرِئ اللّهُ مِنهُ. ۱
بحار الأنوارـ به نقل از ابو بصير ـ: امام صادق عليه السلام به من فرمود: اى ابا محمّد! من از كسى كه ما را خداوندگار مى داند، بيزارم. عرض كردم: خدا از او بيزار باد. فرمود: من از كسى كه ما را پيامبر مى پندارد، بيزارم. عرض كردم: خدا از او بيزار باد.
۱.بحار الأنوار: 25/297/60.
بحار الأنوار عن جعفر بن بَشير الخزّاز عن إسماعيلَ بنِ عبدِ العزيز:قال أبو عبدِ اللّه عليه السلام: يا إسماعيلُ، ضَعْ لي فِي المُتَوَضَّأِ ماءً، قالَ: فَقُمتُ فَوَضَعتُ لَهُ، قالَ: فَدَخَلَ، قالَ: فقلتُ في نفسِي: أنا أقولُ فيه كذا و كذا و يَدخُلُ المُتَوَضَّأ يَتَوَضَّأُ؟! قالَ: فلَم يَلبَثْ أن خَرَجَ فقالَ: يا إسماعيلُ، لا تَرفَعْ البِناءَ فَوقَ طاقَتِهِ فَيَنهَدِمَ، اجعَلُونا مَخلوقينَ، و قولوا فِينا ما شِئتُم فلن تَبلُغُوا. ۱
بحار الأنوارـ به نقل از جعفر بن بشير از اسماعيل بن عبد العزيز ـ: امام صادق عليه السلام فرمود: اى اسماعيل! در آبريز برايم مقدارى آب بگذار؛ اسماعيل مى گويد: من برخاستم و مقدارى آب براى ايشان گذاشتم. حضرت داخل شد. با خودم گفتم: من درباره او چنين و چنان اعتقادى دارم و با اين حال به آبريز مى رود و شستشو مى كند! اسماعيل مى گويد: طولى نكشيد كه حضرت بيرون آمد و فرمود: اى اسماعيل! ساختمان را بيش از قدرت تحمّلش بلند مساز كه خراب مى شود؛ ما را مخلوق بدانيد. آن گاه هر چه خواستيد درباره ما بگوييد كه كم گفته ايد و حق مطلب را ادا نكرده ايد.
۱.بحار الأنوار: 25/279/22.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۲۵