نتایج جستجو برای «و این چند چیز»: ۶ حدیث
الإمام عليّ عليه السلامـ في كِتابِهِ إلى أهلِ مِصرَ، بَعدَ ذِكرِهِ لِلنّارِ وأوصافِها ـ: اِعلَموا يا عِبادَ اللّهِ، أنَّ مَعَ هذا رَحمَةَ اللّهِ الَّتي لا تَعجِزُ عَنِ العِبادِ، «جَنَّةٌ عَرضُها كَعَرضِ السَّماءِ والأَرضِ» ، «أُعِدَّت لِلمُتَّقينَ» ، خَيرٌ لا يَكونُ مَعَها شَرٌّ أبَدا، لَذّاتُها لا تُمَلُّ، وَمُجتَمَعُها لا يَتَفَرَّقُ، سُكّانُها قَد جاوَرُوا الرَّحمنَ، وقامَ بَينَ أيديهِمُ الغِلمانُ، بِصِحافٍ مِنَ الذَّهَبِ فيهَا الفاكِهَةُ وَالرَّيحانُ. ۱
امام على عليه السلامـ در نامه اش به مردم مصر، بعد از بيان دوزخ و اوصاف آن ـ: بدانيد ـ اى بندگان خدا ـ كه در كنار اين [عذاب ها]، رحمت خدا قرار دارد كه گنجايش همه بندگان را دارد: «بهشتى كه پهنه آن، مانند پهنه آسمان و زمين است» و «براى پرهيزگاران، آماده شده است» . سراسر، خوبى است و هرگز بدى اى با آن نيست و لذّت هايش ملال آور نيستند و جمع آن، به جدايى نمى انجامد. ساكنانش همسايه خداى مهربان اند و پسركان، با سينى هاى زرّينِ پر از ميوه و ريحان، در برابر آنان به خدمت ايستاده اند.
۱.الأمالي للمفيد: ص 266 ح 3، الأمالي للطوسي: ص 29 ح 31 كلاهما عن أبي إسحاق الهمداني، بحار الأنوار: ج 33 ص 547.
عنه عليه السلام:أمّا أهلُ الطّاعَةِ فَأثابَهُم بِجِوارِهِ، وَخَلَّدَهُم في دارِهِ، حَيثُ لا يَظعَنُ النُّزّالُ، ولا تَتَغَيَّرُ بِهِمُ الحالُ، ولا تَنوبُهُمُ الأَفزاعُ، ولا تَنالُهُمُ الأَسقامُ، ولا تَعرِضُ لَهُمُ الأَخطارُ، ولا تُشخِصُهُمُ الأَسفارُ. ۱
امام على عليه السلام:فرمان برداران را با جاى دادن در جوار خويش، پاداش داد و آنان را در سراى خود، جاويدان ساخت؛ سرايى كه رخت افكنان در آن، هرگز نمى كوچند و حالاتشان دگرگون نمى گردد، و وحشت ها به سراغشان نمى آيد و بيمارى ها به آنان نمى رسد و دست خوش خطرها نمى شوند و بار سفر از جايى به جايى بر نمى بندند.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 109، بحار الأنوار: ج 7 ص 114 ح 49.
عنه عليه السلامـ في صِفَةِ الجَنَّةِ ـ: دَرَجاتٌ مُتفاضِلاتٌ، ومَنازِلُ مُتَفاوِتاتٌ، لا يَنقَطِعُ نَعيمُها، ولا يَظعَنُ ۱ مُقيمُها، وَلا يَهرَمُ خالِدُها، وَلا يَبأَسُ ۲ ساكِنُها. ۳
امام على عليه السلامـ در توصيف بهشت ـ: بهشت، درجات مختلف و منزل هاى متفاوتى دارد، نعمت هايش قطع نمى شوند و اقامت كننده در آن، هيچ گاه نمى كوچد و جاويدان در آن، هرگز پير نمى شود و ساكنِ آن، به بينوايى نمى افتد.
۱.ظَعَن: ذهبَ وسار (لسان العرب: ج 13 ص 270 «ظعن»).
۲.بئِسَ يَبأسُ: افتقر واشتدّت حاجته (النهاية: ج 1 ص 89 «بأس»).
۳.نهج البلاغة: الخطبة 85، بحار الأنوار: ج 8 ص 162 ح 103.
عنه عليه السلام:الجَنَّةُ الَّتي أعَدَّهَا اللّهُ تَعالى لِلمُؤمِنينَ خَطّافَةٌ لِأَبصارِ النّاظِرينَ، فيها دَرَجاتٌ مُتفاضِلاتٌ، ومَنازِلُ مُتَعالِياتٌ، لا يَبيدُ نَعيمُها، ولا يَضمَحِلُّ حُبورُها ۱، ولا يَنقَطِعُ سُرورُها، ولا يَظعَنُ مُقيمُها، ولا يَهرَمُ خالِدُها، ولا يَبأَسُ ساكِنُها. أمِنَ سُكّانُها مِنَ المَوتِ فَلا يَخافونَ، صَفا لَهُمُ العَيشُ، ودامَت لَهُمُ النِّعمَةُ، في أنهارٍ مِن ماءٍ غَيرِ آسِنٍ ۲ وأنهارٍ مِن لَبَنٍ لَم يَتَغَيَّر طَعمُهُ، وأنهارٍ مِن خَمرٍ لَذَّةٍ لِلشّارِبِينَ، وأنهارٍ مِن عَسَلٍ مُصَفّىً، ولَهُم فيها مِن كُلِّ الثَّمَراتِ، ومَغفِرَةٌ مِن رَبِّهِم، عَلى فُرُشٍ مَنضودَةٍ، وأزواجٌ مُطَهَّرَةٌ، وحورٌ عينٌ كَأَنَّهُنَّ اللُّؤلُؤُ المَكنونُ، وفاكِهَةٌ

امام على عليه السلام:بهشتى كه خداوند بزرگ، براى مؤمنانْ آماده ساخته است، چشم بينندگان را خيره مى سازد. در آن، درجاتى است يكى برتر از ديگرى و منزل هايى است يكى بالاتر از ديگرى. نعمت هايش از بين نمى رود، خوشى هايش به سر نمى آيد، شادى هايش قطع نمى شود، اقامت كننده در آن نمى كوچد، جاويدان در آن، پير نمى شود و ساكنِ آن، دچار بينوايى نمى گردد. ساكنان آن، از مرگ، در امان اند. بنا بر اين، نمى ترسند. زندگى به كام آنهاست و نعمت برايشان پايدار است: جويبارهايى از آبى تغييرناپذير؛ جويبارهايى از شير كه طعم آن، دگرگون نمى شود؛ جويبارهايى از باده كه نوشندگان از آن، لذّت مى برند؛ و جويبارهايى از انگبين ناب «و در آن جا از هر گونه ميوه اى، براى آنان هست و [از همه بالاتر] آمرزش پروردگارشان است» . بر فرش هاى

۱.الحُبور: النِعمة وَسِعة العيش والسرور (النهاية: ج 1 ص 327 «حبر»).
۲.ماءٌ آسِن: إذا تغيّر ريحه تغيّرا مُنكرا (مفردات ألفاظ القرآن: ص 76 «أسن»).
۳.مطالب السؤول: ص 55، بحار الأنوار: ج 78 ص 30 ح 97.
الإمام الباقر عليه السلام:إنَّ أهلَ الجَنَّةِ يَحيَونَ فَلا يَموتونَ أبَدا، ويَستَيقِظونَ فَلا يَنامونَ أبَدا، ويَستَغنونَ فَلا يَفتَقِرونَ أبَدا، ويَفرَحونَ فَلا يَحزَنونَ أبَدا، ويَضحَكونَ ولا يَبكونَ أبَدا، ويُكرَمونَ فَلا يُهانونَ أبَدا، ويَفكَهونَ ولا يَقطِبونَ أبَدا، ويُحبَرونَ وَيُسَرّونَ أبَدا، ويَأكُلونَ فَلا يَجوعونَ أبَدا، ويَروَونَ فَلا يَظمَؤونَ أبَدا، وَيُكسَونَ فَلا يَعرَونَ أبَدا، وَيَركَبونَ ويَتَزاوَرونَ أبَدا، يُسَلِّمُ عَلَيهِمُ الوِلدانُ المُخَلَّدونَ أبَدا، بِأيديهِم أباريقُ الفِضَّةِ وآنِيَةُ الذَّهَبِ أبَدا، مُتَّكِئينَ عَلى سُرُرٍ أبَدا، عَلَى الأَرائِكِ يَنظُرونَ أبَدا، تَأتيهِمُ التَّحِيَّةُ وَالتَّسليمُ مِنَ اللّهِ أبَدا، نَسأَلُ اللّهَ الجَنَّةَ بِرَحمَتِهِ،

امام باقر عليه السلام:اهل بهشت، هماره زنده اند و هرگز نمى ميرند، هماره بيدارند و هرگز نمى خوابند، هماره توانگرند و هرگز نادار نمى شوند، هماره شادند و هرگز اندوهگين نمى شوند، هماره خندان اند و هرگز نمى گريند، هماره ارجمندند و هرگز اهانت نمى بينند، هماره گشاده رويند و هرگز اخم نمى كنند، هماره خوش حال و مسرورند، مى خورند و هرگز گرسنه نمى شوند، مى نوشند و هرگز تشنه نمى شوند، هماره جامه بر تن دارند و هرگز برهنه نيستند، هماره سوار مى شوند و به ديدار هم مى روند، هماره پسرانى جاودانه ـ كه در دستشان هماره ابريق هايى از نقره و ظرف هايى از طلاست ـ برايشان درود مى فرستند، هماره بر تخت ها نشسته و بر اريكه ها تكيه زده اند و به يكديگر مى نگرند، و هماره از جانب خداوند، بر ايشان درود و سلام فرستاده مى شود.

۱.الاختصاص: ص 358 عن جابر، بحار الأنوار: ج 8 ص 220 ح 215.
الإمام المهديّ عليه السلامـ لَمّا سُئِلَ عَنِ التَّوالُدِ فِي الجَنَّةِ ـ: إنَّ الجَنَّةَ لا حَملَ فيها لِلنِّساءِ وَلا وِلادَةَ، ولا طَمثَ وَلا نِفاسَ، وَلا شَقاءَ بِالطُّفُولِيَّةِ، وفيها ما تَشتَهِي الأَنفُسُ وَتَلَذُّ الأَعيُنُ، كَما قالَ سُبحانَهُ. فَإِذَا اشتَهَى المُؤمِنُ وَلَدا خَلَقَهُ اللّهُ بِغَيرِ حَملٍ وَلا وِلادَةٍ عَلَى الصّورَةِ الَّتي يُرِيدُ، كَما خَلَقَ آدَمَ عِبرَةً. ۱
امام مهدى عليه السلامـ در پاسخ سؤال از زاد و ولد در بهشت ـ: در بهشت، زنان، نه باردار مى شوند، نه مى زايند، نه حيض مى بينند، نه نِفاس مى شوند و نه زحمت بچّه دارى را تحمّل مى كنند؛ بلكه در آن جا ـ همان گونه كه خداوند سبحان فرموده ـ، آنچه دل ها هوس مى كنند و چشم ها [از ديدنش] لذّت مى برند، هست. پس هر گاه مؤمن، هوس فرزندى كند، خداوند، آن را، بدون آن كه باردارى يا زايمانى در كار باشد، به همان شكلى كه مى خواهد، مى آفريند، چنان كه آدم را، نمونه آفريد.
۱.الاحتجاج: ج 2 ص 580 ح 357 عن محمّد بن عبد اللّه الحميري، بحار الأنوار: ج 53 ص 163 ح 4.