فیلترها
نتایج جستجو برای «ویژگی های عبادی ایشان»: ۱۶ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
الإمام عليّ عليه السلام:لَمَّا نَزَلَ عَلى النَّبيِّ صلى الله عليه و آله «يَـأَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ * قُمِ الَّيْلَ إِلاَّ قَلِيلاً» ۱ قامَ اللَّيلَ كُلَّهُ حَتَّى تَوَرَّمَت قَدَماهُ، فَجَعَلَ يَرفَعُ رِجلاً ويَضَعُ رِجلاً، فَهَبَطَ عَلَيهِ جِبريلُ فَقالَ: «طـه» يَعني [طأ] ۲ الأرضَ بِقَدَمَيكَ يا مُحَمَّدُ «مَآ أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْءَانَ لِتَشْقَى» ، وَأنزَلَ «فَاقْرَءُواْ مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْءَانِ» ۳. ۴
امام على عليه السلام:از وقتى آيه «اى جامه به خويشتن فرو پيچيده! به پا خيز شب را مگر اندكى» بر پيامبر خدا نازل شد، ايشان تمام شب را به عبادت مى پرداخت، تا جايى كه پاهايش ورم كرد، به طورى كه [موقع نماز خواندن] يك پايش را بلند مى كرد و يكى را روى زمين مى گذاشت. پس جبرئيل عليه السلام بر آن حضرت فرود آمد و گفت: «طه» ؛ يعنى هر دو پايت را بر زمين بگذار، اى محمّد! «ما قرآن را بر تو نازل نكرديم كه به رنج افتى» . نيز اين آيه را نازل كرد: «پس آنچه از قرآن ميسّر است، تلاوت كنيد» .
الإمام الباقر عليه السلام:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عِندَ عائِشَةَ لَيلَتَها، فَقالَت: يا رَسولَ اللّهِ، لِمَ تُتعِبُ نَفسَكَ وقَد غَفَرَ اللّهُ لَكَ ما تَقَدَّمَ مِن ذَنبِكَ وما تَأخَّرَ؟ فَقالَ: يا عائِشَةُ، ألا أكونُ عَبدا شَكورا؟! ۱
امام باقر عليه السلام:پيامبر صلى الله عليه و آله در شب نوبتىِ عايشه، نزد او بود. او به پيامبر صلى الله عليه و آله عرض كرد: اى پيامبر خدا! چرا خودت را به رنج مى اندازى، حال آن كه خداوند، گناهان گذشته و آينده تو را آمرزيده است؟
فرمود: «اى عايشه! آيا بنده اى سپاس گزار نباشم؟!».
۱.الكافي: ج 2 ص 95 ح 6 عن أبي بصير، مشكاة الأنوار: ص 75 ح 147، بحار الأنوار: ج 71 ص 24 ح 3.
الإمام الصّادق عليه السلام:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله في بَيتِ أُمِّ سَلَمَةَ في لَيلَتِها، فَفَقَدَتهُ مِنَ الفِراشِ، فَدَخَلَها في ذلِكَ ما يَدخُلُ النِّساءَ، فَقامَت تَطلُبُهُ في جَوانِبِ البَيتِ حَتَّى انتَهَت إلَيهِ وهُو في جانِبٍ مِنَ البَيتِ قائِمٌ رافِعٌ يَدَيهِ يَبكي، وهُوَ يَقولُ: «اللَّهُمَّ لا تَنزِع مِنِّي صالِحَ ما أعطَيتَني أبَدا، اللَّهُمَّ ولا تَكِلني إلى نَفسي طَرفَةَ عَينٍ أبَدا.».
قالَ: فَانصَرَفَت أُمُّ سَلَمَةَ تَبكي حَتَّى انصَرَفَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله لِبُكائِها، فَقالَ لَها: ما يُبكيكِ يا أُمَّ سَلَمَةَ؟ فَقالَت: بِأبي أنتَ وَأُمّي يا رَسولَ اللّهِ، ولِمَ لا أبكي وأنتَ بِالمَكانِ الَّذي أنتَ بِهِ مِنَ اللّهِ، قَد غَفَرَ اللّهُ لَكَ ما
امام صادق عليه السلام:پيامبر صلى الله عليه و آله در شب نوبتىِ امّ سلمه، در خانه او بود. امّ سلمه متوجّه شد كه پيامبر صلى الله عليه و آله در بستر نيست و از اين بابت، بنا به خصلت زنان، دچار شكّ و بددلى شد. لذا برخاست و در اطراف خانه، به جستجوى ايشان پرداخت. ناگاه، ديد كه پيامبر خدا در گوشه اى از اتاق، ايستاده و دست هايش را به طرف آسمان برداشته است و گريه مى كند و مى گويد: «بار خدايا! خوبى هايى را كه ارزانى ام داشته اى، هرگز از من باز مگير. بار خدايا! هرگز مرا [به اندازه]چشم بر هم زدنى، به خودم وا مگذار».
امّ سلمه برگشت و شروع به گريستن كرد، تا جايى كه از شنيدن صداى گريه او، پيامبر خدا برگشت و به او فرمود: «اى امّ سلمه! چرا گريه مى كنى؟».
عرض كرد: پدر و مادرم به فدايت، اى رسول خدا! چرا
۱.تفسير القمّي: ج 2 ص 75 عن عبداللّه بن سيّار، بحار الأنوار: ج 16 ص 217 ح 6، وراجع ج 14 ص 384ـ387.
الأمالي للطوسي عن بكر بن عبداللّه:إنَّ عُمَرَ بنَ الخطَّابِ دَخَلَ عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله وهُوَ مَوقوذٌ ـ أو قالَ: مَحمومٌ ـ فَقالَ لَهُ عُمَرُ: يا رَسولَ اللّهِ، ما أشَدَّ وَعكَكَ؟ فَقالَ: ما مَنَعَني ذلِكَ أن قَرَأتُ اللَّيلَةَ ثَلاثينَ سُورَةً فيهِنَّ السَّبعُ الطِّوالُ، فَقالَ عُمَرُ: يا رَسولَ اللّهِ، غَفَرَ اللّهُ لَكَ ما تَقَدَّمَ مِن ذَنبِكَ وما تَأخَّرَ وأنتَ تَجهَدُ هذا الاجتِهادَ؟ فَقالَ: يا عُمَرُ، أفَلا أكونُ عَبدا شَكورا؟! ۱
الأمالى، طوسىـ به نقل از بكر بن عبد اللّه ـ: عمر بن خطاب، بر پيامبر صلى الله عليه و آله وارد شد و ديد كه ايشان سخت بيمار ـ يا گفت: تبدار ـ است. عمر گفت: اى پيامبر خدا! چه قدر ناخوشْ احوال هستيد؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «با اين حال، ديشب سى سوره را و از جمله، هفت سوره بلند ۲ را قرائت كردم».
عمر عرض كرد: اى پيامبر خدا! با آن كه خداوند، گناهان گذشته و آينده شما را آمرزيده است، اين چنين خود را به زحمت مى اندازى؟!
فرمود: «اى عمر! آيا بنده اى سپاس گزار نباشم؟!».
المناقب لابن شهرآشوب عن طاووس الفقيه:رَأيتُ فِي الحِجرِ زَينَ العابِدينَ عليه السلام يُصَلِّي ويَدعو: عُبَيدُكَ بِبابِكَ، أسيرُكَ بِفِنائِكَ، مِسكينُكَ بِفِنائِكَ، سائِلُكَ بِفِنائِكَ، يَشكو إلَيكَ ما لا يَخفى عَلَيكَ. وفي خَبرٍ: لا تَرُدَّني عَن بابِكَ.
وأتَت فاطِمَةُ بِنتُ عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ عليه السلام إلى جابِرِ بنِ عَبدِاللّهِ، فَقالَت لَهُ: يا صاحِبَ رَسولِ اللّهِ، إنَّ لَنا عَلَيكُم حُقوقا، ومِن حَقِّنا عَلَيكُم أن إذا رَأيتُم أحَدَنا يُهلِكُ نَفسَهُ اجتِهادا أن تُذَكِّروهُ اللّهَ، وتَدعوهُ إلَى البُقيا عَلى نَفسِهِ، وهذا عَلِيُّ بنُ الحُسَينِ بَقيَّةُ أبيهِ الحُسَينِ، قَدِ انخَرَمَ أنفُهُ، ونَقِبَت جَبهَتُهُ ورُكبَتاهُ وراحَتاهُ، أذابَ نَفسَهُ فِي العِبادَةِ!
فَأتى جابِرٌ
المناقب، ابن شهرآشوبـ به نقل از طاووس فقيه ـ: در حِجر، ۳ امام زين العابدين عليه السلام را ديدم كه نماز مى خوانَد و چنين دعا مى كند: «بنده ات در درگاه توست. اسيرت در آستان توست. بينوايت در آستان توست. گدايت در آستان توست و از چيزى به تو شكوه مى كند كه بر تو پوشيده نيست».
و در روايتى آمده است [كه افزود]: «مرا از درگاه خود مران».
فاطمه، دختر امير مؤمنان، نزد جابر بن عبداللّه رفت و گفت: اى صحابىِ پيامبر خدا! ما به گردن شما حقّ و حقوقى داريم، و يكى از حقوق ما به گردن شما، اين است كه اگر ديديد يكى از ما از شدّت عبادت، خودش را از بين مى برد، خدا را به ياد او آوريد و از وى بخواهيد كه به جانش رحم كند. اينك على بن حسين، اين يادگار پدرش حسين، بينى اش [از كثرت سجده] مجروح شده و پيشانى و زانوها و كف
الطبقات الكبرىـ به نقل از سعيد مَقْبُرى ـ: پيامبر خدا هر گاه، كارى انجام مى داد، بر آن مداومت مى ورزيد و اين طور نبود كه آن را يك بار انجام دهد و يك بار انجام ندهد.
الترغيب والترهيب عن عائشة:كانَ لِرَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله حَصيرٌ، وكانَ يَحجُزُه بِاللَّيلِ فَيُصَلِّي عَلَيهِ، ويَبسُطُهُ بِالنَّهارِ فَيَجلِسُ عَلَيهِ، فَجَعَلَ النَّاسُ يَثوبونَ ۱ إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله فَيُصَلُّونَ بِصَلاتِهِ حَتَّى كَثُروا، فَأقبَلَ عَلَيهِم فَقالَ: يا أيُّها النَّاسُ، خُذوا مِنَ الأعمالِ ما تُطيقونَ، فَإنَّ اللّهَ لا يَمَلُّ حَتّى تَمَلُّوا، وإنَّ أحَبَّ الأعمالِ إلَى اللّهِ ما دامَ وإن قَلَّ.
وفي رِوايَةٍ: وكانَ آلُ مُحَمَّدٍ إذا عَمِلوا عَمَلاً أثبَتوهُ. ۲
الترغيب والترهيبـ به نقل از عايشه ـ: پيامبر خدا بوريايى داشت كه شب، آن را دولا مى كرد و رويش نماز مى خواند، و روز، آن را پهن مى كرد و روى آن مى نشست. مردم نيز به نزد پيامبر صلى الله عليه و آله مى آمدند و با نماز ايشان، نماز مى گزاردند، تا جايى كه تعدادشان زياد شد. پس پيامبر خدا رو به آنها كرد و فرمود: «اى مردم! در حدّى كه تاب و توان داريد، عمل كنيد؛ زيرا خداوند عز و جل خسته نمى شود، مگر اين كه شما خسته شويد. محبوب ترين عمل در نزد خداوند، عملى است كه ادامه دار باشد؛ گرچه اندك باشد».
در روايتى ديگر آمده است: خاندان محمّد، هر گاه عملى را انجام مى دادند، آن را پايدار و استوار مى ساختند.
سنن الترمذي عن أبي صالح:سُئِلَت عائِشَةُ وأُمُّ سَلَمَةَ عَن أيِّ العَمَلِ كانَ أحَبَّ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله قالَتا: ما ديمَ عَلَيهِ وإن قَلَّ. ۱
سنن الترمذىـ به نقل از ابو صالح ـ: از عايشه و امّ سلمه، پرسيدند كه محبوب ترين عمل در نزد پيامبر صلى الله عليه و آله چه بود؟
آن دو گفتند: عملى كه بر آن، مداومت مى شد؛ گرچه اندك مى بود.
۱.سنن الترمذي: ج 5 ص 142 ح 2856، المعجم الكبير: ج 23 ص 252 ح 514 عن اُمّ سلمة، الترغيب والترهيب: ج 4 ص 130 ح 6.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَثَلُ الصَّلاةِ مَثَلُ عَمودِ الفُسطاطِ؛ إذا ثَبَتَ العَمودُ نَفَعَتِ الأطنابُ وَالأوتادُ وَالغِشاءُ، وإذَا انكَسَرَ العَمودُ لَم يَنفَع طُنُبٌ ولا وَتِدٌ ولا غِشاءٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مَثَل نماز، مَثَل ستون خيمه است؛ اگر ستون محكم باشد، طناب ها و ميخ ها و چادر، كارآيى دارند؛ امّا اگر ستون بشكند، نه طنابى به كار مى آيد و نه ميخى و نه چادرى.
۱.الكافي: ج 3 ص 266 ح 9، تهذيب الأحكام: ج 2 ص 238 ح 942 كلاهما عن عبيد بن زرارة عن الإمام الصادق عليه السلام، كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 1 ص 211 ح 639، بحار الأنوار: ج 82 ص 218.
الإمام الباقر عليه السلام:الصَّلاةُ عَمودُ الدِّينِ، مَثَلُها كَمَثَلِ عَمودِ الفُسطاطِ؛ إذا ثَبَتَ العَمودُ يَثبُتُ الأوتادُ وَالأطنابُ، وإذا مالَ العَمودُ وَانكَسَرَ لَم يَثبُت وَتِدٌ وَلا طُنُبٌ. ۱
امام باقر عليه السلام:نماز، ستون دين است. مَثَل آن، مَثَل تيرك خيمه است كه اگر تيرك محكم باشد، ميخ ها و طناب ها محكم مى مانند و اگر تيرك كج شود و بشكند، نه ميخى استوار مى ماند و نه طنابى.
۱.المحاسن: ج 1 ص 116 ح 117 عن جابر، بحار الأنوار: ج 82 ص 218 ح 36.
فلاح السائل:كانَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله إذا قامَ إلَى الصَّلاةِ تَرَبَّدَ وَجهُهُ خَوفا مِنَ اللّهِ تَعالى. ۱
فلاح السائل:پيامبر صلى الله عليه و آله هرگاه به نماز مى ايستاد، از ترس خداوند متعال، رنگ چهره اش مى پريد.
۱.فلاح السائل: ص 289 ح 182 نقلاً عن جعفر بن عليّ القمّي في كتاب الزهد، بحار الأنوار: ج 84 ص 248 ح 39.
فلاح السائل:إنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله كانَ إذا قامَ إلَى الصَّلاةِ كَأنَّهُ ثَوبٌ مُلقى. ۱
فلاح السائل:پيامبر صلى الله عليه و آله هرگاه به نماز مى ايستاد، [از فرط آرامش،] مانند جامه اى بود كه به كنارى افتاده باشد.
۱.فلاح السائل: ص 289 ح 183، بحار الأنوار: ج 84 ص 248.
الإمام الصّادق عليه السلام:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله أوَّلَ ما بُعِثَ يَصومُ حَتَّى يُقالَ: ما يُفطِرُ، ويُفطِرُ حَتَّى يُقالَ: ما يَصومُ! ثُمَّ تَرَكَ ذلكَ وصامَ يَوما وأفطَرَ يَوما وهوَ صَومُ داودَ عليه السلام، ثُمَّ تَرَكَ ذلِكَ وصامَ الثَّلاثَةَ الأيَّامِ الغُرِّ، ثُمَّ تَرَكَ ذلِكَ وفَرَّقَها في كُلِّ عَشرَةِ أيَّامٍ يَوما؛ خَميسَينِ بَينَهُما أربِعاءُ، فَقُبِضَ عَلَيهِ وآلهِ السَّلامُ وهُو يَعمَلُ ذلِكَ. ۱
امام صادق عليه السلام:پيامبر خدا در ابتداى بعثت، گاه چندان [پشت سر هم] روزه مى گرفت كه گفته مى شد: ديگر روزه را ترك نخواهد كرد! و گاه [چندان] روزه را ترك مى كرد كه گفته مى شد: ديگر روزه نخواهد گرفت. سپس اين روش را ترك كرد و يك روز در ميان، روزه مى گرفت و اين، روزه داوود عليه السلام بود. بعد از چندى، اين را نيز واگذاشت و سه روز اوّلِ هر ماه را روزه مى گرفت. سپس از اين روش نيز دست كشيد و از هر ده روز، يك روز، روزه مى گرفت: پنج شنبه اوّل و آخر ماه و چهارشنبه ميان ماه، و تا زمانى كه از دنيا رفت، به اين سنّت ادامه داد.
۱.الكافي: ج 4 ص 90 ح 2 عن محمّد بن مسلم، بحار الأنوار: ج 16 ص 270 ح 75.
المناقب لابن شهر آشوب:كانَ[صلى الله عليه و آله] لا يَقومُ ولا يَجلِسُ إلاَّ عَلى ذِكرِ اللّهِ. ۱
المناقب، ابن شهرآشوب:پيامبر خدا برنمى خاست و نمى نشست، مگر با ذكر و ياد خدا.
۱.المناقب لابن شهرآشوب: ج 1 ص 147، بحار الأنوار: ج 16 ص 152 ح 4.
الإمام الصّادق عليه السلام:إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله كانَ لا يَقومُ مِن مَجلِسٍ وإن خَفَّ، حَتّى يَستَغفِرَ اللّهَ عَزَّوجَلَّ خَمسا وعِشرينَ مَرَّةً. ۱
امام صادق عليه السلام:پيامبر خدا هرگاه از مجلسى بر مى خاست، اگر چه زمانى كوتاه در آن جا نشسته بود، 25 مرتبه از خدا آمرزش مى طلبيد.
۱.الكافي: ج 2 ص 504 ح 4 عن طلحة بن زيد، مكارم الأخلاق: ج 2 ص 90 ح 2252، بحار الأنوار: ج 16 ص 257 ح 40.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ تَعالى جَعَلَ قُرَّةَ عَيني فِي الصَّلاةِ، وحَبَّبَها إلَيَّ كَما حُبِّبَ إلَى الجائِعِ الطَّعامُ، وإلَى الظَّمآنِ الماءُ، فَإِنَّ الجائِعَ إذا أكَلَ الطَّعامَ شَبِعَ، وإذا شَرِبَ الماءَ رَوِيَ، وأنا لا أشبَعُ مِنَ الصَّلاةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند متعال، روشنىِ چشم مرا در نماز نهاده است و آن را محبوب من ساخته، همان گونه كه خوراك براى گرسنه و آب براى تشنه گوارا گشته است. همانا گرسنه پس از خوردنِ غذا، سير مى شود و تشنه پس از نوشيدن آب، سيراب مى گردد؛ ولى من از نماز سير نمى شوم.
۱.الأمالي للطوسي: ص 528 ح 1162 عن أبي ذرّ، بحارالأنوار: ج 82 ص 233 ح 58.