نتایج جستجو برای «هشدار پیامبر صلی الله علیه و آله»: ۱۹ حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:اِشتَدَّ غَضَبُ اللّهِ عَلى مَن آذاني في عِترَتي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خشم خداوند بر كسى كه مرا با آزردن عترت من بيازارد، سخت است.
۱.كنز العمّال: ج 12 ص 93 ح 34143.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن آذاني في أهلي فَقَد آذَى اللّهَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كه مرا با آزردن اهل بيتم بيازارد، هر آينه، خدا را آزرده است.
۱.كنز العمّال: ج 12 ص 103 ح 34197.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ عز و جل اشتَدَّ غَضَبُهُ عَلَى اليَهودِ أن قالوا: عُزَيرٌ اِبنُ اللّهِ، وَاشتَدَّ غَضَبُهُ عَلَى النَّصارى أن قالُوا: المَسيحُ ابنُ اللّهِ، و إنَّ اللّهَ اشتَدَّ غَضَبُهُ عَلى مَن أراق دَمي و آذاني في عِترَتي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند عز و جل بر يهود به شدّت، خشم گرفت؛ چون گفتند: عُزَير، پسر خداست. بر نصارا نيز به شدّت خشم گرفت؛ چون گفتند: مسيح، پسر خداست. خشم خدا بر كسى كه با ريختن خون و آزردن عترت من، [در واقع،]خون مرا بريزد و مرا بيازارد، سخت است.
۱.كنز العمّال: ج 1 ص 267 ح 1343.
الكافي عن عليّ بن أسباط عنهم عليهم ‏السلام : فيما وَعَظَ اللّه‏ُ عز و جل بِهِ عيسى عليه ‏السلام:. يا عيسى اهرُب إلَيَّ مَعَ مَن يَهرُبُ، مِن نارٍ ذاتِ لَهَبٍ، ونارٍ ذاتِ أغلالٍ وأنكالٍ، لا يَدخُلُها رَوحٌ، ولا يَخرُجُ مِنها غَمٌّ أبَدا، قِطَعٌ كَقِطَعِ اللَّيلِ المُظلِمِ، مَن يَنجُ مِنها يَفُز، ولَن يَنجُوَ مِنها مَن كانَ مِنَ الهالِكينَ. هِيَ دارُ الجَبّارينَ وَالعُتاةِ الظّالِمينَ، وكُلِّ فَظٍّ غَليظٍ، وكُلِّ مُختالٍ فَخورٍ. يا عيسى بِئسَتِ الدّارُ لِمَن رَكَنَ إلَيها! وبِئسَ القَرارُ دارُ الظّالِمينَ، إنّي اُحَذِّرُكَ نَفسَكَ فَكُن بي خَبيرا. ۱

الكافى ـ به نقل از على بن اسباط ـ : از پيامبر صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله يا اهل بيت عليهم ‏السلام روايت شده كه در اندرزهاى خداوند عز و جلبه عيسى عليه ‏السلام آمده است: «. اى عيسى! همراه با آنان كه از آتشِ شعله‏ور و آتشِ پر از غُل و زنجير مى‏گريزند، به سوى من بگريز؛ آتشى كه هرگز هيچ شادى‏اى وارد آن نمى‏شود و هيچ اندوهى از آن خارج نمى‏گردد؛ آتشى كه پاره‏هايش همچون پاره‏هاى شبِ تار است. هر كه از اين آتش بِرَهَد، كامياب است و آن كه از هلاكْ شوندگان باشد، هرگز از اين آتش نخواهد رَست. اين آتش، سراى متكبّران و سركشانِ ستمگر و هر سنگ‏دل درشت‏خوى و هر مغرور خودستايى است. اى عيسى! چه بد سرايى است [اين سراى آتش] براى آن كه بدان اعتماد كرده، و چه بد جايگاهى است سراى ستمگران! من هشدارت مى‏دهم كه مراقب

۱.الكافي: ج 8 ص 136 ح 103، تنبيه الخواطر: ج 2 ص 142، أعلام الدين: ص 230 كلاهما من دون إسنادٍ إلى أحدٍ من أهل البيت عليهم ‏السلام، تحف العقول: ص 498 وليس فيه «ولن ينجو منها من كان من الهالكين» و «وكلّ مختال فخور»، بحار الأنوار: ج 14 ص 293 ح 14.
المصنّف لابن أبي شيبة عن النعمان بن بشير: سَمِعتُ رَسولَ اللّه‏ِ صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله وهُوَ عَلَى المِنبَرِ يَقولُ: أُنذِرُكُمُ النّارَ! حَتّى سَقَطَ إحدى عِطفَي رِدائِهِ عَن مِنكَبَيهِ. ۱
المصنّف، ابن ابى شيبه ـ به نقل از نعمان بن بشير ـ : از پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله ـ در حالى كه بر منبر بود ـ شنيدم كه مى‏فرمايد: «شما را از آتش، زنهار مى‏دهم!». [چندان اين جمله را با شور و حرارت فرمود كه]يكى از گوشه‏هاى ردايش از دوشش افتاد.
۱.المصنّف لابن أبي شيبة: ج 8 ص 94 ح 20، الزهد لهناد: ج 1 ص 168 ح 239.
سنن الدارمي عن النّعمان بن بشير: سَمِعتُ رَسولَ اللّه‏ِ صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله يَخطُبُ فَقالَ: أنذَرتُكُمُ النّارَ، أنذَرتُكُمُ النّارَ، أنذَرتُكُمُ النّارَ! فَمازالَ يَقولُها حَتّى لَو كانَ في مَقامي هذا لَسَمِعَهُ أهلُ السّوقِ، وحَتّى سَقَطَت خَميصَةٌ ۱ كانَت عَلَيهِ عِندَ رِجلَيهِ. ۲
سنن الدارمى ـ به نقل از نعمان بن بشير ـ : از پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله كه مشغول سخنرانى بود، شنيدم كه فرمود: «بترسيد از آتش، بترسيد از آتش، بترسيد از آتش!» و پيوسته اين جمله را مى‏فرمود، چندان كه اگر در جاى من مى‏بود، مردم بازار آن را مى‏شنيدند، و چندان كه پيراهن سياه نقش‏دارى كه بر تن داشت، جلو پاهايش افتاد.
۱.الخَمِيصَة: ثوب خزّ أو صوف مُعلم، وكانت من لباس الناس قديما (النهاية: ج 2 ص 81 «خمص»).
۲.سنن الدارمي: ج 2 ص 786 ح 2708، مسند ابن حنبل: ج 6 ص 383 ح 18426، المستدرك على الصحيحين: ج 1 ص 424 ح 1058 وفيهما «كانت على عاتقه» بدل «كانت عليه»، السنن الكبرى: ج 3 ص 293 ح 5756 نحوه، كنز العمّال: ج 16 ص 12 ح 43715.
رسول اللّه‏ صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: يا مَعشَرَ المُسلِمينَ، اِرغَبوا فيما رَغَّبَكُمُ اللّه‏ُ فيهِ، وَاحذَروا مِمّا حَذَّرَكُمُ اللّه‏ُ مِنهُ، وخافوا مِمّا خَوَّفَكُمُ اللّه‏ُ بِهِ مِن عَذابِهِ وعِقابِهِ، ومِن جَهَنَّمَ! فَإِنَّها لَو كانَت قَطرَةٌ مِنَ الجَنَّةِ مَعَكُم في دُنياكُمُ الَّتي أنتُم فيها حَلَّتها لَكُم، ولَو كانَت قَطرَةٌ مِنَ النّارِ مَعَكُم في دُنياكُمُ الَّتي أنتُم فيها خَبَّثَتها عَلَيكُم. ۱
پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: اى گروه مسلمانان! رغبت كنيد به چيزى كه خداوند، شما را بدان ترغيب كرده است، و حذر كنيد از آنچه خداوند، شما را از آن بر حذر داشته است. از عذاب و كيفر خدا و از دوزخ ـ كه شما را از آن ترسانده است ـ بترسيد؛ زيرا در دنيايى كه در آن به سر مى‏بريد، اگر قطره‏اى از بهشت همراه شما باشد، دنيا را براى شما روا و [گوارا] مى‏گردانَد، و در دنيايى كه در آن به سر مى‏بريد، اگر قطره‏اى از آتش با شما باشد، دنيا را بر شما [تلخ و] ناپاك مى‏سازد.
۱.البعث والنشور: ص 303 ح 546 عن أنس.
صحيح مسلم عن أنس: صَلّى بِنا رَسولُ اللّه‏ِ صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله ذاتَ يَومٍ، فَلَمّا قَضَى الصَّلاةَ أقبَلَ عَلَينا بِوَجهِهِ، فَقالَ: أيُّهَا النّاسُ! إنّي إمامُكُم؛ فَلا تُسبِقوني بِالرُّكوعِ ولا بِالسُّجودِ، ولا بِالقِيامِ ولا بِالاِنصِرافِ. فَإِنّي أراكُم أمامي ومِن خَلفي. ثُمَّ قالَ: وَالَّذي نَفسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ! لَو رَأَيتُم ما رَأَيتُ لَضَحِكتُم قَليلاً ولَبَكَيتُم كَثيرا. قالوا: وما رَأَيتَ يا رَسولَ اللّه‏ِ؟ قالَ: رَأَيتُ الجَنَّةَ وَالنّارَ. ۱
صحيح مسلم ـ به نقل از اَنَس ـ : روزى پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله براى ما نماز خواند و چون نماز را تمام كرد، رو به ما نمود و فرمود: «اى مردم! من امامِ [جماعتِ] شما هستم. پس در ركوع و سجود و قيام و تمام كردن نماز، بر من پيشى نگيريد؛ زيرا من از پيشِ رو و از پشت سرم [نيز]، شما را مى‏بينم». سپس فرمود: «سوگند به آن كه جان محمّد در دست اوست، اگر آنچه من ديده‏ام، شما هم مى‏ديديد، كمتر مى‏خنديديد و بيشتر مى‏گريستيد». [اصحاب] گفتند: مگر شما چه ديده‏ايد، اى پيامبر خدا؟! فرمود: «بهشت و دوزخ را ديده‏ام».
۱.صحيح مسلم: ج 1 ص 320 ح 12، سنن النسائي: ج 3 ص 83، مسند ابن حنبل: ج 4 ص 206 ح 11997 و ص 309 ح 12570 كلّها نحوه، السنن الكبرى: ج 2 ص 131 ح 2592، كنز العمّال: ج 7 ص 607 ح 20482.
مسند البزّار عن عبداللّه‏ بن الزُّبير: إنَّ النَّبِيَّ صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله مَرَّ بِقَومٍ يَضحَكونَ، فَقالَ: أتَضحَكونَ وذِكرُ الجَنَّةِ وَالنّارِ بَينَ أظهُرِكُم؟! قالَ: فَما رُئِيَ أحَدٌ مِنهُم ضاحِكا حَتّى ماتَ. قالَ: ونَزَلَت فيهِم: «نَبِّئْ عِبَادِى أَنِّى أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ * وَأَنَّ عَذَابِى هُوَ الْعَذَابُ الْأَلِيمُ» ۱. ۲
مُسند البزّار ـ به نقل از عبد اللّه‏ بن زبير ـ : پيامبر صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله بر گروهى گذشت كه مى‏خنديدند. فرمود: «با آن كه ياد بهشت و دوزخ، در ميان شماست، مى‏خنديد؟!». از آن پس، هيچ يك از آنها تا زنده بود، خندان ديده نشد. نيز اين آيات، در باره آنان نازل گشت: «به بندگانم خبر ده كه منم آمرزنده مهربان و عذابم، عذابى دردناك است» .
۱.الحجر: 49 و 50.
۲.مسند البزّار: ج 6 ص 174 ح 2216، الدرّ المنثور: ج 5 ص 86 نقلاً عن الطبراني وابن مردويه وفيه «أيديكم» بدل «أظهركم» وليس فيه «فما رئي أحد منهم ضاحكا حتّى مات».
صحيح مسلم عن أبي هريرة: لَمّا اُنزِلَت هذِهِ الآيَةُ: «وَ أَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ» ۱ دَعا رَسولُ اللّه‏ِ صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله قُرَيشا، فَاجتَمَعوا. فَعَمَّ وخَصَّ، فَقالَ: يا بَني كَعبِ بنِ لُؤَيٍّ! أنقِذوا أنفُسَكُم مِنَ النّارِ. يا بَني مُرَّةَ بنِ كَعبٍ! أنقِذوا أنفُسَكُم مِنَ النّارِ. يا بَني عَبدِ شَمسٍ! أنقِذوا أنفُسَكُم مِنَ النّارِ. يا بَني عَبدِ مَنافٍ! أنقِذوا أنفُسَكُم مِنَ النّارِ. يا بَني هاشِمٍ! أنقِذوا أنفُسَكُم مِنَ النّارِ. يا بَني عَبدِ المُطَّلِبِ! أنقِذوا أنفُسَكُم مِنَ النّارِ. يا فاطِمَةُ! أنقِذي نَفسَكِ مِنَ النّارِ؛ فَإِنّي لا أملِكُ لَكُم مِنَ اللّه‏ِ شَيئا، غَيرَ أنَّ لَكُم رَحِما سأَبُلُّها بِبَلالِها ۲. ۳

صحيح مسلم ـ به نقل از ابو هريره ـ : چون آيه «و خويشان نزديكت را هشدار ده» نازل شد، پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله قريش را فرا خواند. چون آنان گرد آمدند، پيامبر صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله ايشان را گروهى و تك‏تك، مخاطب ساخت و فرمود: «اى فرزندان كعب بن لُؤَى! خويشتن را از آتش، نجات دهيد. اى فرزندان مُرّة بن كعب! خويشتن را از آتش، نجات دهيد. اى فرزندان عبد شمس! خويشتن را از آتش، نجات دهيد. اى فرزندان عبد مناف! خويشتن را از آتش، نجات دهيد. اى بنى هاشم! خويشتن را از آتش، نجات دهيد. اى بنى عبد المطّلب! خويشتن را از آتش، نجات دهيد. اى فاطمه! خويشتن را از آتش، نجات ده؛ زيرا در برابر خدا، از من براى شما كارى ساخته نيست، جز آن كه شما [با من] رشته خويشاوندى داريد و من به سبب آن [و براى پذيرايى]،

۱.الشعراء: 214.
۲.البَلال: جمع بلَلَ؛ وهو كلّ ما بلّ الحلق من ماء أو لبن أو غيره (النهاية: ج 1 ص 153 «بلل»).
۳.صحيح مسلم: ج 1 ص 192 ح 348، دلائل النبوّة للبيهقي: ج 2 ص 177، ذخائر العقبى: ص 32، سنن الترمذي: ج 5 ص 338 ح 3185، مسند ابن حنبل: ج 3 ص 284 ح 8734 و ص 230 ح 8410، سنن النسائي: ج 6 ص 248 والأربعة الأخيرة نحوه، كنز العمال: ج 16 ص 10 ح 43702.
۴.يعنى: به خاطر اين پيوند خويشاوندى، در دنيا با شما صله رحم به جا مى‏آورم؛ امّا در برابر خداوند، كارى از من براى شما ساخته نيست.
رسول اللّه‏ صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: ما رَأَيتُ مِثلَ النّارِ نامَ هارِبُها! ولا مِثلَ الجَنَّةِ نامَ طالِبُها! ۱
پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: چيزى را چون آتش [ـِ جهنّم] نديده‏ام كه گريزان از آن، خفته باشد! و نه چونان بهشت كه جوينده آن، خفته باشد!
۱.سنن الترمذي: ج 4 ص 715 ح 2601، الزهد لابن المبارك: ص 9 ح 27، مسند الشهاب: ج 2 ص 14 ح 791، حلية الأولياء: ج 8 ص 178 كلّها عن أبي هريرة، المعجم الأوسط: ج 2 ص 177 ح 1638، المعجم الكبير: ج 19 ص 200 ح 449 عن كليب بن حزن نحوه، كنز العمّال: ج 15 ص 773 ح 43039؛ نهج البلاغة: الخطبة 28، الإرشاد: ج 1 ص236، تحف العقول: ص152 كلّها عن الإمام علي عليه ‏السلام، بحار الأنوار: ج 77 ص333 ح 21.
مسند ابن حنبل عن أنس عن رسول اللّه‏ صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: أنَّهُ قالَ لِجِبرَئيلِ عليه ‏السلام: ما لي لَم أرَ ميكائيلَ ضاحِكا قَطُّ؟! قالَ: ما ضَحِكَ ميكائيلُ مُنذُ خُلِقَتِ النّارُ. ۱
مسند ابن حنبل ـ به نقل از اَنَس ـ : پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله به جبرئيل عليه ‏السلام فرمود: «از چه روست كه ميكائيل را هرگز خندان نديده‏ام؟». جبرئيل عليه ‏السلام گفت: از زمانى كه آتش آفريده شد، ميكائيل عليه ‏السلام ديگر نخنديد.
۱.مسند ابن حنبل: ج 4 ص 447 ح 13342، الزهد لابن حنبل: ص 88، فتح الباري: ج 6 ص 307، الفردوس: ج 3 ص 225 ح 4661، الدرّ المنثور: ج 1 ص 229 نقلاً عن أبي الشيخ، كنز العمّال: ج 6 ص 140 ح 15170؛ بحار الأنوار: ج 59 ص 260 ح 32.
صحيح البخاري عن ابن عبّاس: اِنخَسَفَتِ ۱ الشَّمسُ فَصَلّى رَسولُ اللّه‏ِ صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله، ثُمَّ قالَ: اُريتُ النّارَ، فَلَم أرَ مَنظَرا كَاليَومِ ـ قَطُّ ـ أفظَعَ! ۲
صحيح البخارى ـ به نقل از ابن عبّاس ـ : يك بار كه خورشيد گرفتگى رخ داد، پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله نماز خواند و سپس فرمود: «آتش [ـِ دوزخ] به من نمايانده شد و من هرگز منظره‏اى وحشتناك‏تر از [منظره]امروز نديده‏ام».
۱.قد ورد الخسوف في الحديث كثيرا للشمس، والمعروف لها في اللغة الكسوف لا الخسوف (النهاية: ج 2 ص 31 «خسف»).
۲.صحيح البخاري: ج 1 ص 166 ح 421 و ص 358 ح 1004، صحيح مسلم: ج 2 ص 626 ح 907، سنن النسائي: ج 3 ص 147، مسند ابن حنبل: ج 1 ص 639 ح 2711، صحيح ابن حبّان: ج 7 ص 73 ح 2832 وليس في الأربعة الأخيرة «أفظع»، الموطّأ: ج 1 ص 187 ح 2، السنن الكبرى: ج 3 ص 448 ح 6302، كنز العمّال: ج 7 ص 828 ح 21576.
رسول اللّه‏ صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: كُلُّ نَعيمٍ دونَ الجَنَّةِ صَغيرٌ، وكُلُّ بَلاءٍ دونَ النّارِ يَسيرٌ. ۱
پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: هر نعمتى در برابر بهشت، خُرد است و هر رنج و بلايى در برابر آتش [جهنّم]، اندك.
۱.جامع الأخبار: ص 317 ح 891، بحار الأنوار: ج 71 ص 93 ح 46.
معاني الأخبار عن أبي ذر: قُلتُ: يا رَسولَ اللّه‏ِ! فَما كانَت صُحُفُ موسى عليه ‏السلام؟ قالَ: كانَت عِبَرا كُلُّها: عَجِبتُ لِمَن أيقَنَ بِالمَوتِ لِمَ يَفرَحُ؟! ولِمَن أيقَنَ بِالنّارِ لِمَ يَضحَكُ؟! ۱
معانى الأخبار ـ به نقل از ابو ذر ـ : گفتم: اى پيامبر خدا! نبشته‏هاى موسى عليه ‏السلام چه بوده است؟ فرمود: «سراسر اندرز بوده است [، از جمله اين كه]: "در شگفتم چرا كسى كه به مردن يقين دارد، شادى مى‏كند؟! و چرا كسى كه به آتش يقين دارد، مى‏خندد؟!"».
۱.معاني الأخبار: ص 334 ح 1، الأمالي للطوسي: ص 540 ح 1163، مكارم الأخلاق: ج 2 ص 383 ح 2661 كلّها نحوه، بحار الأنوار: ج 12 ص 71 ح 14؛ صحيح ابن حبّان: ج 2 ص 78 ح 361، موارد الظمآن: ص 53 ح 94، حلية الأولياء: ج 1 ص 167، كنز العمّال: ج 16 ص 131 ح 44158.
رسول اللّه‏ صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله ـ في قَولِ اللّه‏ِ تَعالى: «وَ كَانَ تَحْتَهُ كَنزٌ لَّهُمَا» ۱ ـ : كانَ تَحتَهُ لَوحٌ مِن ذَهَبٍ مَكتوبٌ فيهِ خَمسَةُ أسطُرٍ؛ أوَّلُها: عَجِبتُ لِمَن أيقَنَ بِالمَوتِ كَيفَ يَفرَحُ؟ وعَجِبتُ لِمَن أيقَنَ بِالنّارِ كَيفَ يَضحَكُ؟ وعَجِبتُ لِمَن أيقَنَ بِالقَدَرِ كَيفَ يَحزَنُ؟ وعَجِبتُ لِمَن أيقَنَ بِزَوالِ الدُّنيا وتَقَلُّبِها بِأَهلِها كَيفَ يَطمَئِنُّ إلَيها؟ وفِي الخامِسِ: لا إلهَ إلَا اللّه‏ُ، مُحَمَّدٌ رَسولُ اللّه‏ِ. ۲
پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله ـ در باره اين سخن خداى متعال: «و در زير آن [ديوار]، گنجى بود متعلّق به آن دو [يتيم]» ـ : در زير آن ديوار، لوحى زرين قرار داشت كه در آن، پنج سطر نوشته شده بود: اوّل اين كه: «در شگفتم از كسى كه به مرگ يقين دارد، چگونه شادمانى مى‏كند؟! [دوم:] در شگفتم از كسى كه به آتش يقين دارد، چگونه مى‏خندد؟! [سوم:]در شگفتم از كسى كه به سرنوشت يقين دارد، چگونه غم مى‏خورَد؟! [چهارم:]در شگفتم از كسى كه به ناپايدارىِ دنيا و فراز و نشيب آن نسبت به اهلش يقين دارد، چگونه به آن اعتماد مى‏كند؟!» و در سطر پنجم آمده بود: «معبودى جز خدا نيست. محمّد، فرستاده خداست».
۱.الكهف: 82.
۲.تنبيه الغافلين: ص 200 ح 253، شُعب الإيمان: ج 1 ص 223 ح 213، عن النزال بن سبرة عن الإمام عليّ عليه ‏السلام نحوه، كنز العمّال: ج 2 ص 455 ح 4489؛ معاني الأخبار: ص 200 ح 1 عن الإمام عليّ عليه ‏السلام، الخصال: ص 236 ح 79 عن محمّد بن مسلم عن الإمام الباقر عليه ‏السلام وفيه «بالحساب» بدل «بالنار» وكلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج 71 ص 141 ح 34.
عنه صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: عَجِبتُ لِمَن يَحتَمي مِنَ الطَّعامِ مَخافَةَ الدّاءِ، كَيفَ لا يَحتَمي مِنَ الذُّنوبِ مَخافَةَ النّارِ؟! ۱
پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: در شگفتم از كسى كه از بيم بيمارى، از غذا پرهيز مى‏كند، چگونه از بيم آتش، از گناهان پرهيز نمى‏كند؟!
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 3 ص 359 ح 4272، الأمالي للصدوق: ص 247 ح 265 عن إسماعيل بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم ‏السلام عنه صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله، مكارم الأخلاق: ج 1 ص 315 ح 1006، الدعوات: ص 81 ح 203 عن الإمام الباقر عليه ‏السلام، بحار الأنوار: ج 73 ص 347 ح 34.
عنه صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله ـ في ذِكرِ المِعراجِ ـ : صَعِدَ جَبرَئيلُ وصَعِدتُ مَعَهُ إلى سَماءِ الدُّنيا، وعَلَيها مَلَكٌ يُقالُ لَهُ: «إسماعيلُ» وهُوَ صاحِبُ الخَطفَةِ الَّتي قالَ اللّه‏ُ عز و جل «إلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِبٌ» وتَحتَهُ سَبعونَ ألفَ مَلَكٍ، تَحتَ كُلِّ مَلَكٍ سَبعونَ ألفَ مَلَكٍ، فَقالَ: يا جَبرَئيلُ، مَن هذا مَعَكَ؟ فَقالَ: مُحَمَّدٌ صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله. قالَ: أوَقَد بُعِثَ؟ قالَ: نَعَم. فَفَتَحَ البابَ، فَسَلَّمتُ عَلَيهِ وسَلَّمَ عَلَيَّ، وَاستَغفَرتُ لَهُ وَاستَغفَرَ لي، وقالَ: مَرحَبا بِالأَخِ النّاصِحِ، وَالنَّبِيِّ الصّالِحِ. وتَلَقَّتني المَلائِكَةُ حَتّى دَخَلتُ سَماءَ الدُّنيا، فَما لَقِيَني مَلَكٌ إلّا ضاحِكا مُستَبشِرا،

پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله ـ در خبر معراج ـ : جبرئيل بالا رفت و من همراه او تا آسمان دنيا بالا رفتم. بر آن آسمان، فرشته‏اى گماشته شده كه به او اسماعيل مى‏گويند و او مأمور [ـِ پيگيرى] همان استراق سمع است كه خداى عز و جلفرموده است: «مگر كسى كه [از سخن عالم بالا] يك باره استراق سمع كند، كه [در اين صورت]شهابى شكافنده، از پىِ او مى‏تازد» . هفتاد هزار فرشته تحت [ـِ فرمان] او بودند كه تحت [ـِ فرمان] هر يك از آنان نيز هفتاد هزار فرشته بود. آن فرشته گفت: اى جبرئيل! اين همراه تو كيست؟ جبرئيل گفت: محمّد. گفت: آيا مبعوث گشته است؟ جبرئيل گفت: آرى. پس [اسماعيل] در [ـِ آسمان دنيا] را گشود و من بر او سلام گفتم و او جواب سلامم را داد. من برايش آمرزش طلبيدم و او نيز برايم آمرزش طلبيد و گفت: خوش

۱.تفسير القمّي: ج 2 ص 4، بحار الأنوار: ج 18 ص 321 ح 34.
الإمام الباقر عليه ‏السلام: إنَّ رَسولَ اللّه‏ِ صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله حَيثُ اُسريَ بِهِ إلَى السَّماءِ لَم يَمُرَّ بِخَلقٍ مِن خَلقِ اللّه‏ِ إلّا رَأى مِنهُ ما يُحِبُّ مِنَ البِشرِ وَاللُّطفِ وَالسُّرورِ بِهِ، حَتّى مَرَّ بِخَلقٍ مِن خَلقِ اللّه‏ِ، فَلَم يَلتَفِت إلَيهِ ولَم يَقُل لَهُ شَيئا، فَوَجَدَهُ قاطِبا عابِسا، فَقالَ صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: يا جَبرَئيلُ، ما مَرَرتُ بِخَلقٍ مِن خَلقِ اللّه‏ِ إلّا رَأَيتُ البِشرَ وَاللُّطفَ وَالسُّرورَ مِنهُ إلّا هذا، فَمَن هذا؟! قالَ: هذا مالِكٌ خازِنُ، النّارِ وهكَذا خَلَقَهُ رَبُّهُ. قالَ: فَإِنّي اُحِبُّ أن تَطلُبَ إلَيهِ أن يُريَني النّارَ. فَقالَ لَهُ جَبرَئيلُ: إنَّ هذا مُحَمَّدٌ ۱ رَسولُ اللّه‏ِ، وقَد سَأَلَني أن أطلُبَ إلَيكَ أن

امام باقر عليه ‏السلام: پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله شبى كه به آسمان برده شد، بر هر يك از مخلوقات خدا كه گذشت، او را نسبت به خود، خوش‏رو و مهربان و خندان يافت، تا آن كه بر يكى از مخلوقات خدا گذشت كه نه به ايشان نگريست و نه به ايشان چيزى گفت، و چهره‏اى در هم و عبوس داشت. پيامبر صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله فرمود: «اى جبرئيل! من بر هر يك از مخلوقات خدا كه گذشتم، او را خوش‏رو و مهربان و شادمان ديدم، مگر اين يكى. او كيست؟». جبرئيل گفت: او مالك [نام دارد و] دوزخبان است. پروردگارش او را همين گونه آفريده است. پيامبر صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله گفت: دوست دارم كه از او بخواهى آتش [ـِ دوزخ] را به من نشان دهد. جبرئيل به مالك گفت: اين، محمّد پيامبر خداست. از من خواست تا از تو تقاضا كنم كه آتش را به

۱.في المصدر: «محمّدا» بالنصب، والصواب ما أثبتناه كما في بحار الأنوار وروضة الواعظين.
۲.الأمالي للصدوق: ص 696 ح 952 عن زرارة، الزهد للحسين بن سعيد: ص 99 عن ابن بكير عن الإمام الصادق عليه ‏السلام نحوه، روضة الواعظين: ص 557، بحار الأنوار: ج 18 ص 341 ح 48.