خانه
کتابها
احادیث
معصومین(ع)
جستجو...
ورود
ثبتنام
خانه
کتابها
بهشت و دوزخ ج ۲
موضوعات
هشدار پيامبر صلى الله عليه و آله
49. هر نعمتى در برابر بهشت، خُرد است و ه…
حدیث درباره
هشدار پيامبر صلى الله عليه و آله
بهشت و دوزخ ج ۲، ص ۸۱، ح ۴۹
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله
هشدار پيامبر صلى الله عليه و آله
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:
كُلُّ نَعيمٍ دونَ الجَنَّةِ صَغيرٌ، وكُلُّ بَلاءٍ دونَ النّارِ يَسيرٌ.
۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:
هر نعمتى در برابر بهشت، خُرد است و هر رنج و بلايى در برابر آتش [جهنّم]، اندك.
۱.
جامع الأخبار: ص 317 ح 891، بحار الأنوار: ج 71 ص 93 ح 46.
کلیدواژهها
دوزخ
هشدار در باره جهنم
هشدار پیامبر صلی الله علیه و آله
احادیث دیگر این موضوع
۸
الكافى ـ به نقل از على بن اسباط ـ : از پيامبر صلى الله عليه و آله يا اهل بيت عليهم السلام روايت شده كه در اندرزهاى خداوند عز و جلبه عيسى عليه السلام آمده است: «. اى عيسى! همراه با آنان كه از آتشِ شعلهور و آتشِ پر از غُل و زنجير مىگريزند، به سوى من بگريز؛ آتشى كه هرگز هيچ شادىاى وارد آن نمىشود و هيچ اندوهى از آن خارج نمىگردد؛ آتشى كه پارههايش همچون پارههاى شبِ تار است. هر كه از اين آتش بِرَهَد، كامياب است و آن كه از هلاكْ شوندگان باشد، هرگز از اين آتش نخواهد رَست. اين آتش، سراى متكبّران و سركشانِ ستمگر و هر سنگدل درشتخوى و هر مغرور خودستايى است. اى عيسى! چه بد سرايى است [اين سراى آتش] براى آن كه بدان اعتماد كرده، و چه بد جايگاهى است سراى ستمگران! من هشدارت مىدهم كه مراقب خويش باشى. پس حواست به من باشد».
المصنّف، ابن ابى شيبه ـ به نقل از نعمان بن بشير ـ : از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در حالى كه بر منبر بود ـ شنيدم كه مىفرمايد: «شما را از آتش، زنهار مىدهم!». [چندان اين جمله را با شور و حرارت فرمود كه]يكى از گوشههاى ردايش از دوشش افتاد.
سنن الدارمى ـ به نقل از نعمان بن بشير ـ : از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله كه مشغول سخنرانى بود، شنيدم كه فرمود: «بترسيد از آتش، بترسيد از آتش، بترسيد از آتش!» و پيوسته اين جمله را مىفرمود، چندان كه اگر در جاى من مىبود، مردم بازار آن را مىشنيدند، و چندان كه پيراهن سياه نقشدارى كه بر تن داشت، جلو پاهايش افتاد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: اى گروه مسلمانان! رغبت كنيد به چيزى كه خداوند، شما را بدان ترغيب كرده است، و حذر كنيد از آنچه خداوند، شما را از آن بر حذر داشته است. از عذاب و كيفر خدا و از دوزخ ـ كه شما را از آن ترسانده است ـ بترسيد؛ زيرا در دنيايى كه در آن به سر مىبريد، اگر قطرهاى از بهشت همراه شما باشد، دنيا را براى شما روا و [گوارا] مىگردانَد، و در دنيايى كه در آن به سر مىبريد، اگر قطرهاى از آتش با شما باشد، دنيا را بر شما [تلخ و] ناپاك مىسازد.
صحيح مسلم ـ به نقل از اَنَس ـ : روزى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله براى ما نماز خواند و چون نماز را تمام كرد، رو به ما نمود و فرمود: «اى مردم! من امامِ [جماعتِ] شما هستم. پس در ركوع و سجود و قيام و تمام كردن نماز، بر من پيشى نگيريد؛ زيرا من از پيشِ رو و از پشت سرم [نيز]، شما را مىبينم». سپس فرمود: «سوگند به آن كه جان محمّد در دست اوست، اگر آنچه من ديدهام، شما هم مىديديد، كمتر مىخنديديد و بيشتر مىگريستيد». [اصحاب] گفتند: مگر شما چه ديدهايد، اى پيامبر خدا؟! فرمود: «بهشت و دوزخ را ديدهام».
مُسند البزّار ـ به نقل از عبد اللّه بن زبير ـ : پيامبر صلى الله عليه و آله بر گروهى گذشت كه مىخنديدند. فرمود: «با آن كه ياد بهشت و دوزخ، در ميان شماست، مىخنديد؟!». از آن پس، هيچ يك از آنها تا زنده بود، خندان ديده نشد. نيز اين آيات، در باره آنان نازل گشت: «به بندگانم خبر ده كه منم آمرزنده مهربان و عذابم، عذابى دردناك است» .
صحيح مسلم ـ به نقل از ابو هريره ـ : چون آيه «و خويشان نزديكت را هشدار ده» نازل شد، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله قريش را فرا خواند. چون آنان گرد آمدند، پيامبر صلى الله عليه و آله ايشان را گروهى و تكتك، مخاطب ساخت و فرمود: «اى فرزندان كعب بن لُؤَى! خويشتن را از آتش، نجات دهيد. اى فرزندان مُرّة بن كعب! خويشتن را از آتش، نجات دهيد. اى فرزندان عبد شمس! خويشتن را از آتش، نجات دهيد. اى فرزندان عبد مناف! خويشتن را از آتش، نجات دهيد. اى بنى هاشم! خويشتن را از آتش، نجات دهيد. اى بنى عبد المطّلب! خويشتن را از آتش، نجات دهيد. اى فاطمه! خويشتن را از آتش، نجات ده؛ زيرا در برابر خدا، از من براى شما كارى ساخته نيست، جز آن كه شما [با من] رشته خويشاوندى داريد و من به سبب آن [و براى پذيرايى]، كام شما را تر خواهم كرد». يعنى: به خاطر اين پيوند خويشاوندى، در دنيا با شما صله رحم به جا مىآورم؛ امّا در برابر خداوند، كارى از من براى شما ساخته نيست.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: چيزى را چون آتش [ـِ جهنّم] نديدهام كه گريزان از آن، خفته باشد! و نه چونان بهشت كه جوينده آن، خفته باشد!
حدیث 48
موضوع
حدیث 50