فیلترها
نتایج جستجو برای «نکوهش ستایش»: ۱۰ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:إيّاكُم والمَدحَ؛ فإنّهُ الذَّبحُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:از مدح و ستايش بپرهيزيد، كه آن سر بريدن است.
۱.كنز العمّال: 8331.
عنه صلى الله عليه و آله:لَو مَشى رجُلٌ إلى رجُلٍ بسِكِّينٍ مُرهَفٍ كانَ خَيرا لَهُ مِن أن يُثني علَيهِ في وَجهِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اگر مردى با كاردى تيز و بُرّان به مردى حمله كند، براى او بهتر است تا اين كه رو به رويش او را بستايد.
۱.المحجّة البيضاء: 5/284.
عنه صلى الله عليه و آله:حُبُّ الإطراءِ والثّناءِ يُعمي ويُصِمُ عَنِ الدِّينِ، ويَدَعُ الدِّيارَ بَلاقِعَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دوست داشتن مدح و ثناى مبالغه آميز [ممدوح را] از دين كور و كر مى سازد وخانه ها را [از اهلش]خالى مى كند.
۱.تنبيه الخواطر: 2/122.
سنن ابن ماجة عن المقداد بن عمرو:أمَرَنارسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله أن نَحثُوَ في وُجوهِ المَدّاحِينَ التُّرابَ. ۱
سنن ابن ماجة به نقل از مقداد بن عمرو:رسول خدا صلى الله عليه و آله به ما فرمود كه به صورت مدح گويان خاك بپاشيم.
۱.سنن ابن ماجة: 2/1232/3742.
كنز العمّال عن أبي موسى:إنّ رجُلاً مَدَحَ رجُلاً عِندَ النَّبيِّ صلى الله عليه و آله، فقالَ صلى الله عليه و آله: لا تُسمِعْهُ فتُهلِكَهُ، لَو سَمِعَكَ لَم يُفلِحْ. ۱
كنز العمّال به نقل از ابو موسى:مردى درحضور پيامبر صلى الله عليه و آله از مردى تعريف و ستايش كرد؛ رسول خدا فرمود: اين حرف ها را به گوشش نرسان كه او را هلاك مى كنى. اگر [اين تعريف و ستايشها را] از تو بشنود رستگار نمى شود.
۱.كنز العمّال: 8339.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:أيُّها النّاسُ، اعلَموا أنّهُ ليسَ بعاقِلٍ مَنِ انزَعَجَ مِن قَولِ الزُّورِ فيهِ، ولابحَكيمٍ مَن رَضِيَ بثَناءِ الجاهِلِ علَيهِ. ۱
امام على عليه السلام:اى مردم! بدانيد كه هر كس از سخن دروغ و ناحقّ درباره خود رنجيده شود، خردمند نيست و هر كس از مدح و ثناى نادان درباره خود خوشحال شود، حكيم نمى باشد.
۱.تحف العقول: 208.
عنه عليه السلام:إذا مَدَحتَ فاختَصِرْ، إذا ذَمَمتَ فاقتَصِرْ. ۱
امام على عليه السلام:هر گاه ستودى مختصر كن. هرگاه نكوهيدى كوتاه كن.
۱.غرر الحكم: 3983 و 3984.
عنه عليه السلام:وقَد كَرِهتُ أن يكونَ جالَ في ظنِّكُم أنّي اُحِبُّ الإطراءَ واستِماعَ الثَّناءِ، ولَستُ ـ بحَمدِ اللّهِ ـ كذلكَ. ولَو كُنتُ اُحِبُّ أن يقالَ ذلكَ لَتَرَكتُهُ انحِطاطا للّهِ سبحانَهُ عن تَناوُلِ ما هُو أحَقُّ بهِ مِن العَظَمَةِ والكِبرياءِ، ورُبَّما استَحلى النّاسُ الثَّناءَ بَعدَ البَلاءِ، فلا تُثنوا علَيَّ بجَميلِ ثَناءٍ لإخراجي نَفسي إلَى اللّهِ سبحانَهُ وإلَيكُم مِن التَّقيَّةِ (البَقيَّةِ) في حُقوقٍ لَم أفرُغْ مِن أدائها وفَرائضَ لابُدَّ مِن إمضائها، فلا تُكَلِّموني بما تُكَلَّمُ بهِ الجَبابِرَةُ، ولا تَتَحَفَّظوا مِنّي بما يُتَحَفَّظُ بهِ عِندَ أهلِ البادِرَةِ، ولا تُخالِطوني بالمُصانَعَةِ. ۱
امام على عليه السلام:خوش ندارم حتى در ذهن شما بگذرد كه من ستايش اغراق آميز و شنيدن مدح و ثنا را دوست دارم. من ـ بحمد اللّه ـ چنين نيستم. و اگر هم [به فرض]دوست مى داشتم كه مرا مدح و ثنا گويند، اين ميل را به خاطر خضوع در برابر خداوند پاك كه به عظمت و كبريايى زيبنده تر است، رها مى كردم. ممكن است مردم مدح و ستايش را پس از تحمل رنج و مشقّت [در كارى]شيرين بيابند. اما شما مرا مدح و ثنا نگوييد؛ زيرا [اين كه مى بينيد خود را به رنج و سختى مى افكنم براى اين است كه]مى خواهم خود را از مسؤوليت حقوقى كه از جانب خدا و شما بر گردنم هست خارج سازم؛ حقوقى كه هنوز از انجام آنها فراغت نيافته ام و واجبات و وظايفى كه بايد به جا آورم. پس آن گونه كه با زمامداران گردنكش سخن مى گويند، با من سخن مگوييد و محافظه كارى
۱.نهج البلاغة: الخطبة 216
عنه عليه السلامـ لَمّا مَدَحَهُ قَومٌ في وَجهِهِ ـ: اللّهُمّ إنّكَ أعلَمُ بي مِن نَفسي، وأنا أعلَمُ بنَفسي مِنهُم. اللّهُمّ اجعَلْنا خَيرا مِمّا يَظُنّونَ، واغفِرْ لَنا ما لا يَعلَمونَ. ۱
امام على عليه السلامـ هنگامى كه عده اى در حضور امام او را ستودند ـگفت: خدايا! تو مرا بهتر از خودم مى شناسى ومن خود را بهتر از آنان مى شناسم. خدايا! ما را بهتر از آن چيزى قرار ده كه آنان گمان مى كنند و آنچه را هم كه درباره ما نمى دانند بر ما ببخشاى.
۱.نهج البلاغة: الحكمة 100.
الإمامُ زينُ العابدينَ عليه السلام:المؤمنُ يَصمُتُ لِيَسلَمَ، ويَنطِقُ لِيَغنَمَ. إن زُكِّيَ خافَ مِمّا يَقولونَ، ويَستَغفِرُ اللّهَ لِما لايَعلمونَ، لايَغِرُّهُ قَولُ مَن جَهِلَهُ، ويَخافُ إحصاءَ ما عَمِلَهُ. ۱
امام زين العابدين عليه السلام:مؤمن خاموش مى ماند، تا سالم ماند و سخن مى گويد، تا سود برد. اگر به پاكى ستوده شود، از آنچه مى گويند هراسان مى شود و از آنچه كه نمى دانند، از خداوند آمرزش مى طلبد. سخن كسى كه او را نمى شناسد [و مى ستايدش]فريبش نمى دهد و از برشمردن اعمالش [در آخرت]مى ترسد.
۱.الكافي: 2/231/3.