نتایج جستجو برای «نظام بهشت»: ۶۴ حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:لا يَدخُلُ الجَنَّةَ أَحَدٌ إِلّا بِجَوازٍ: بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحِيمِ، هَذا كِتابٌ مِنَ اللّهِ لِفُلانِ بنِ فُلانٍ، أَدخِلُوهُ جَنَّةً عالِيَةً، قُطُوفُها دانِيَةٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ كس وارد بهشت نمى شود، مگر با اين پروانه (مجوّز) عبور: «به نام خداى مهرگستر مهربان. اين، نامه اى است از خدا براى فلان، پسر فلان. او را وارد بهشتى برين كنيد كه ميوه هايش در دسترس است».
۱.المعجم الكبير: ج 6 ص 272 ح 6191، المعجم الأوسط: ج 3 ص 224 ح 2987، تاريخ بغداد: ج 7 ص 95 الرقم 3533، تفسير ابن كثير: ج 8 ص 242 كلّها عن سلمان، كنز العمّال: ج 14 ص 482 ح 39353؛ مجمع البيان: ج 10 ص 521، أعلام الدين: ص 148 كلاهما عن سلمان، بحار الأنوار: ج 7 ص 83.
عنه صلى الله عليه و آلهـ فِي أَحوالِ المُؤمِنِ يَومَ القِيامَةِ ـ: فَإِذا انتَهى إِلى بابِ الجَنَّةِ قِيلَ لَهُ: هاتِ الجَوازَ، قالَ: هَذا جَوازِي مَكتُوبٌ فِيهِ: بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحِيمِ، هذا جَوازُ جائِزٍ مِنَ اللّهِ العَزِيزِ الحَكِيمِ لِفُلانِ بنِ فُلانٍ مِن رَبِّ العالَمِينَ. فَيُنادِي مُنادٍ يُسمِعُ أَهلَ الجَمعِ كُلَّهُم: أَلا إِنَّ فُلانَ بنَ فُلانٍ قَد سَعِدَ سَعادَةً لا يَشقى بَعدَها أَبَدا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در احوال مؤمن در روز رستاخيز ـ: چون بر درِ بهشت رسد، به او گفته مى شود: پروانه ات (جَواز ورودت) را نشان بده. او مى گويد: اين، پروانه ام است. و در آن، نوشته است: «به نام خداى مهرگستر مهربان. اين، پروانه اى تأييد شده از سوى خداوند توانا و داناست، براى فلان پسر فلان، از جانب پروردگار جهانيان». پس آواز دهنده اى، چنان كه همه جمعيت بشنوند، آواز مى دهد كه: بدانيد فلان پسر فلان، به چنان سعادتى دست يافته كه از اين پس، هرگز دچار نگون بختى نمى شود.
۱.الاختصاص: ص 350 عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج 8 ص 212 ح 205.
عنه صلى الله عليه و آله:عَلِيٌ يَومَ القِيامَةِ عَلَى الحَوضِ، لا يَدخُلُ الجَنَّةَ إِلَا مَن جاءَ بِجَوازٍ مِن عَلِيِ بنِ أَبِي طالِبٍ عليه السلام. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در روز قيامت، على، نگهبان حوض است و كسى وارد بهشت نمى شود، مگر اين كه پروانه عبورى از جانب على بن ابى طالب بياورد.
۱.المناقب لابن المغازلي: ص 119 ح 156، كشف اليقين: ص 320 ح 378، العمدة: ص 373 ح 734 و ص 300 ح 502 كلّها عن ابن عبّاس، الصراط المستقيم: ج 1 ص 200، التفسير المنسوب إلى الإمام العسكري عليه السلام: ص 441 نحوه، بحار الأنوار: ج 27 ص 142 ح 152.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إِذا قالَ العَبدُ: «سُبحانَ اللّهِ» سَبَّحَ مَعَهُ ما دُونَ العَرشِ، فَيُعطى قائِلُها عَشرَ أَمثالِها. وَإِذا قالَ: «الحَمدُ للّهِِ» أَنعَمَ اللّهُ عَلَيهِ بِنِعَمِ الدُّنيا مَوصُولاً بِنِعَمِ الآخِرَةِ، وَهِيَ الكَلِمَةُ الَّتِي يَقُولُها أَهلُ الجَنَّةِ إِذا دَخَلُوها، وَيَنقَطِعُ الكَلامُ الَّذِي يَقُولُونَهُ فِي الدُّنيا ما خَلا «اَلحَمدُ للّهِِ»، وَذَلِكَ قَولُهُ تَعالى: «دَعْوَاهُمْ فِيهَا سُبْحَـنَكَ اللَّهُمَّ وَ تَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلَـمٌ وَ ءَاخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَــلَمِينَ» . ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر گاه بنده «سبحان اللّه» بگويد، هر آنچه زير عرش است، هم صدا با او تسبيح مى گويد و به گوينده اش، ده برابر پاداش داده مى شود؛ و هر گاه «الحمد للّه» بگويد، خداوند، نعمت هاى دنيا را به او ارزانى مى دارد و آنها را به نعمت هاى آخرت وصل مى كند. «الحمد للّه»، گفته اى است كه اهل بهشت، هر گاه وارد آن شدند، مى گويند و هر گونه سخنى كه در دنيا مى گويند، قطع مى شود، بجز «الحمد للّه» و اين، همان سخن خداى بلندمرتبه است كه: «دعايشان در آن جا «منزّهى تو، اى خدا!»، و درودشان در آن جا سلام است و پايان دعايشان، اين است كه: «ستايش، خداى را كه پروردگار جهانيان است» .
۱.علل الشرائع: ص 251 ح 8 عن الحسن بن عبد اللّه عن آبائه عن الإمام الحسن عليه السلام، الأمالي للصدوق: ص 255 ح 279 عن الحسن بن عبد اللّه عن أبيه عن الإمام الحسن عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله، الاختصاص: ص 34 عن الحسين بن عبد اللّه عن أبيه عن جدّه عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله، بحار الأنوار: ج 9 ص 295 ح 5.
المعجم الكبير عن محمّد بن جعفر بن الزبير:بَينا عُمَرُ بنُ الخَطَّابِ بِالمَدِينَةِ فِي نَفَرٍ مِنَ المُسلِمِينَ يَتَذاكَرُونَ يَومَ بَدرٍ وَما أَكرَمَهُمُ اللّهُ بِهِ وَما أَراهُم مِن عَدُوِّهِم، إِذ نَظَرَ إِلى عُمَيرِ بنِ وَهبٍ قَد أَناخَ بِبابِ المَسجِدِ مُتَوَشِّحَ السَّيفِ، فَقالَ: هذا الكَلبُ عَدُوُّ اللّهِ عُمَيرُ بنُ وَهبٍ ما جاءَ إِلّا لِشَرٍّ، هذا الَّذِي حَرَّشَ بَينَنا وَ حَزَرَنا ۱ لِلقَومِ يَومَ بَدرٍ. ثُمَّ دَخَلَ عُمَرَ عَلى رَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَقالَ: يا رَسُولَ اللّهِ، هذا عَدُوُّ اللّهِ عُمَيرُ بنُ وَهبٍ، قَد جاءَ مُتَوَشِّحَ السَّيفِ، قالَ: فَأَدخِلهُ فَأَقبَلَ عُمَرَ حَتّى أَخَذَ بِحِمالَةِ سَيفِهِ فِي عُنُقِهِ فَلَبَّبَهُ بِها ۲، وَقالَ عُمَرُ لِرِجالٍ

المعجم الكبيرـ به نقل از محمّد بن جعفر بن زبير ـ: عمر بن خطّاب، در مدينه با گروهى از مسلمانان در باره جنگ بدر و لطف و عناياتى كه خداوند در آن روز به آنان نمود و بلايى كه بر سر دشمنشان آورد، سخن مى گفتند كه ديد عُمَير بن وَهْب، در حالى كه شمشيرى را حمايل بسته است، شترش را جلوى در مسجد، خوابانيد. عمر بن خطّاب گفت: اين سگ، دشمن خدا، عمير بن وهب، جز براى شر نيامده است! او همان كسى است كه ميان ما آشوب افكنْد و در روز بدر، شمار ما را براى دشمن تخمين زد. عمر، سپس نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله رفت و گفت: اى پيامبر خدا! آن دشمن خدا، عمير بن وهب، با شمشيرِ حمايل كرده بر گردن، آمده است. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «او را به داخل بياور». عمر رفت و دَوال شمشير او را از گردنش گرفت و كشان

۱.الحَزْرُ: التقدير والخَرصُ، حَزَرتُ الشيء: قَدَّرتُه (مجمع البحرين: ج 1 ص 396 «حزر»).
۲.لَبَبْتَ الرَّجُلَ: إذا جَعَلْتَ في عنقه ثوبا أو غيره وجررته به (النهاية: ج 4 ص 223 «لبب»).
۳.المعجم الكبير: ج 17 ص 58 ح 118، السيرة النبويّة لابن هشام: ج 2 ص 317، تاريخ الطبري: ج 2 ص 473، اُسد الغابة: ج 4 ص 288 الرقم 4096، شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج 14 ص 154 كلّها نحوه، كنز العمّال: ج 13 ص 564 ح 37455؛ بحار الأنوار: ج 19 ص 326 ح 82 نقلاً عن الكازروني في المنتقى وفيه ذيله من «أنعموا صباحا.».
تفسير القمّي:كانَ أَصحابُ رَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَأتُونَ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَيَسأَلُونَهُ أَن يَسأَلَ اللّهَ لَهُم، وَكانُوا يَسأَلُونَهُ ما لا يَحِلُّ لَهُم، فَأَنزَلَ اللّهُ: «وَ يَتَنَـجَوْنَ بِالْاءِثْمِ وَالْعُدْوَ نِ وَ مَعْصِيَتِ الرَّسُولِ» . وَقَولُهُم لَهُ إِذا أَتَوهُ: أَنعِم صَباحا وَأنَعِم مَساءً؛ وَهِيَ تَحِيَّةُ أَهلِ الجاهِلِيَّةِ، فَأَنزَلَ اللّهُ: «وَ إِذَا جَاءُوكَ حَيَّوْكَ بِمَا لَمْ يُحَيِّكَ بِهِ اللَّهُ» ۱ فَقالَ لَهُم رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: وَقَد أَبدَلَنا اللّهُ بِخَيرٍ مِن ذَلِكَ تَحِيَّةِ أَهلِ الجَنَّةِ: «السَّلامُ عَلَيكُم». ۲
تفسير القمّى:ياران پيامبر خدا صلى الله عليه و آله، خدمت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مى آمدند و از ايشان مى خواستند كه از خداوند برايشان بخواهد و چيزهايى مى خواستند كه برايشان روا نبود. پس خداوند، اين آيه را فرو فرستاد: «و با همديگر به گناه و تعدّى و سرپيچى از پيامبر، محرمانه گفتگو مى كنند» . درود آنان در هنگام ورود بر پيامبر صلى الله عليه و آله، اين بود: روز، خوش! شب، خوش! و اين، درود اهل جاهليت بود. پس خداوند، نازل كرد: «و چون به نزد تو مى آيند، تو را بدانچه خدا به آن [شيوه] درود نگفته، درود مى گويند» . پس پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به ايشان فرمود: «خداوند به جاى اين درود، درودى بهتر به ما ارزانى داشته است؛ همان درود اهل بهشت را: سلامٌ عليكم».
۱.المجادلة: 8.
۲.تفسير القمّي: ج 2 ص 355، بحار الأنوار: ج 17 ص 28 ح 4.
الإمام الباقر عليه السلام:خَطَبَ أَمِيرُ المُؤمِنِينَ عليه السلام فَقالَ:. جَعَلَ اللّهُ العاقِبَةَ لِلتَّقوى، وَالجَنَّةَ لِأَهلِها مَأوىً، دُعاؤُهُم فِيها أَحسَنُ الدُّعاءِ: «سُبحانَكَ اللَّهُمَّ»، دَعاهُمُ المَولى عَلى ما آتاهُم «وَ ءَاخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَــلَمِينَ» . ۱
امام باقر عليه السلام:امير مؤمنان عليه السلام به سخنرانى پرداخت و فرمود: «. خدا فرجام را از آنِ پرهيزگارى قرار داد و بهشت را خانه پرهيزگاران. دعايشان در آن جا بهترين دعاست: «منزّهى تو، اى خدا!». دعايشان در پيشگاه مولاست، براى آنچه [از نعمت بهشت] به ايشان داده است: «و پايان دعايشان، اين است كه: ستايش، خداى را كه پروردگار جهانيان است!» ».
۱.الكافي: ج 8 ص 173 ح 193 عن جابر، بحار الأنوار: ج 77 ص 350 ح 30.
الإمام عليّ عليه السلامـ فِي ذِكرِ أَحوالِ أَهلِ الجَنَّةِ ـ: يَجِيؤُونَ فَيَدخُلُونَ، فَإِذا أَساسُ ۱ بُيُوتِهِم مِن جَندَلِ ۲ اللُّؤلُؤ، وَسُرُرٍ مَرفُوعَةٍ وَأَكوابٍ مَوضُوعَةٍ وَنَمارِقَ مَصفُوفَةٍ وَزَرابِيَ مَبثُوثَةٍ، وَلَولا أَنَّ اللّهَ تَعالى قَدَّرَها لَهُم لَالتَمَعَت أَبصارهُم بِما يَرَونَ، وَيُعانِقُونَ الأَزواجَ، وَيَعقدون عَلَى السُّرُرِ وَيَقُولُونَ: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى هَدَانَا لِهَـذَا» ۳. ۴
امام على عليه السلامـ در بيان احوال بهشتيان ـ: مى آيند و وارد [بهشت] مى شوند و خانه هاى خود را مى بينند كه پايه هاى آنها از سنگ مرواريد است، و تخت هايى برپا شده، و جام هايى نهاده و بالش هايى در كنار هم چيده، و فرش هايى گسترده شده. [چنان باشُكوه و خيره كننده اند كه] اگر نبود اين كه خداوند بلندمرتبه، آنها را برايشان مقدّر كرده است، چشمانشان از آنچه مى ديدند، كور مى شد. با همسران معانقه مى كنند و بر تخت ها مى نشينند و مى گويند: «ستايش، خداى را كه ما را به اينها ره نمون شد» .
۱.فى المصدر: «أسلس»، والتصويب من بحار الأنوار.
۲.الجَنْدَل: الحجارة (لسان العرب: ج 11 ص 128 «جندل»).
۳.الأعراف: 43.
۴.مجمع البيان: ج 10 ص 727 عن عاصم بن ضمرة، بحار الأنوار: ج 7 ص 170؛ المصنّف لابن أبي شيبة: ج 8 ص 75 ح 51، مسند ابن الجعد: ص 374 ح 2569 كلاهما عن عاصم بن ضمرة، تفسير الطبري: ج 12 الجزء 24 ص 35 عن الحارث وكلّها نحوه، كنز العمّال: ج 14 ص 646 ح 39774.
الإمام عليّ عليه السلام:أَلا وَ إِنَّ التَّقوى مَطايا ذُلُلٍ حُمِلَ عَلَيها أَهلُها، وَأُعطُوا أَزِمَّتَها، فَأَورَدَتهُمُ الجَنَّةَ، وَفَتَحَت لَهُم أَبوابَها، وَوَجَدُوا رِيحَها وَطِيبَها، وَقِيلَ لَهُم: اُدخُلُوها بِسَلامٍ آمِنِينَ. ۱
امام على عليه السلام:بدانيد كه پرهيزگارى، [همچون] مركبى رام است كه پرهيزگاران را بر آن نشانده اند و افسارش را به دست آنان داده اند و اين مركب، آنها را به بهشت مى رساند و درهاى بهشت را برايشان مى گشايد و باد و بوى خوش بهشت، به مشامشان مى خورد و به آنان گفته مى شود: به سلامت و ايمنى، وارد شويد.
۱.الكافي: ج 8 ص 67 ح 23، نهج البلاغة: الخطبة 16، خصائص الأئمّة عليهم السلام: ص 114 وفيهما صدره إلى «فأوردتهم الجنّة»، شرح الأخبار: ج 1 ص 372 ح 316 نحوه، بحار الأنوار: ج 8 ص 183 ح 145 وراجع: مطالب السؤول: ص 28.
تفسير العيّاشي عن زيد الشّحّام عن الإمام الصّادق عليه السلام، قال:سَأَلتُهُ عَنِ التَّسبِيحِ، فَقالَ: هُو اسمٌ مِن أَسماءِ اللّهِ، وَدَعوى أَهلِ الجَنَّةِ. ۱
تفسير العيّاشىـ به نقل از زيد شحّام ـ: از امام صادق عليه السلام در باره ذكر «تسبيح» پرسيدم. فرمود: «آن، نامى از نام هاى خدا، و دعاى اهل بهشت است».
۱.تفسير العيّاشي: ج 2 ص 120 ح 9، بحار الأنوار: ج 93 ص 183 ح 22.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:الجَنَّةُ مُحَرَّمَةٌ عَلَى الأَنبِياءِ حَتَّى أَدخُلَها، وَمُحَرَّمَةٌ عَلَى الأُمَمِ كُلِّها حَتّى تَدخُلَها شِيعَتُنا أَهلَ البَيتِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بهشت بر پيامبران، حرام است تا آن كه نخست، من داخل شوم، و نيز بر همه امّت ها حرام است تا آن كه نخست، پيروان ما خاندان، به آن داخل شوند.
۱.الأمالي للمفيد: ص 74 ح 8، الاختصاص: ص 356 كلاهما عن جابر بن يزيد عن الإمام الباقر عليه السلام، الخصال: ص 574 ح 1 عن مكحول عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله، المناقب لابن شهرآشوب: ج 3 ص 229 عن جابر بن عبد اللّه وكلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج 8 ص 143 ح 65؛ المعجم الأوسط: ج 1 ص 289 ح 942 عن عمر بن الخطاب نحوه، كنز العمّال: ج 11 ص 416 ح 31953.
عنه صلى الله عليه و آله:إِنِّي لَأَوَّلُ النّاسِ تَنشَقُّ الأَرضُ عَن جُمجُمَتِي يَومَ القِيامَةِ وَلا فَخرَ، وَأُعطى لِواءَ الحَمدِ وَلا فَخرِ، وَأَنا سَيِّدُ النّاسِ يَومَ القِيامَةِ وَلا فَخرَ، وَأَنا أَوَّلُ مَن يَدخُلُ الجَنَّةَ يَومَ القِيامَةِ وَلا فَخرَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:فخرفروشى نباشد! من، نخستين انسانى هستم كه در روز رستاخيز، زمين از روى جمجمه ام كنار مى رود. فخرفروشى نباشد! پرچم ستايش (لواءُ الحمد) به من داده مى شود. فخرفروشى نباشد! من، آقاى مردمان در روز رستاخيز هستم. فخرفروشى نباشد! من، نخستين كسى هستم كه در روز رستاخيز، وارد بهشت مى شوم.
۱.سنن الدارمي: ج 1 ص 31 ح 52، مسند أبي يعلى: ج 4 ص 223 ح 4289، السنن الكبرى للنسائي: ج 4 ص 401 ح 7690 كلاهما نحوه وكلّها عن أنس، مسند ابن حنبل: ج 4 ص 289 ح 12471 عن عمرو بن أنس، كنز العمّال: ج 14 ص 404 ح 39089.
الإمام عليّ عليه السلام:أَخبَرَنِي رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله أَنَّ أَوَّلَ مَن يَدخُلُ الجَنَّةَ أَنا وَفاطِمَةُ وَالحَسَنُ وَالحُسَينُ. قُلتُ: يا رَسُولَ اللّهِ، فَمُحِبُّونا؟ قالَ: مِن وَرائِكُم. ۱
امام على عليه السلام:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به من خبر داد كه نخستين كسانى كه وارد بهشت مى شوند، من هستم و فاطمه و حسن و حسين. گفتم: پس دوستداران ما چه، اى پيامبر خدا؟ فرمود: «پشت سر شما [وارد مى شوند]».
۱.المستدرك على الصحيحين: ج 3 ص 164 ح 4723 عن عاصم بن ضمرة، ذخائر العقبى: ص 214، كنز العمّال: ج 12 ص 98 ح 34166؛ بشارة المصطفى: ص 46 عن عاصم بن ضمرة وفيه «أنا وأنت وفاطمة.»، بحار الأنوار: ج 68 ص 127 ح 56.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:يا عَلِيُ، إِنَّ أَوَّلَ أَربَعَةٍ يَدخُلُونَ الجَنَّةَ: أَنا وَأَنتَ وَالحَسَنُ وَالحُسَينُ، وَذُرِّيَّتُنا خَلفَ ظُهُورِنا، وَأَحِبّاؤُنا خَلفَ ذُرِّيَّتِنا، وَأَشياعُنا عَن أَيمانِنا وَشَمائِلِنا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اى على! نخستين چهار نفرى كه وارد بهشت مى شوند، من هستم و تو و حسن و حسين، و فرزندان ما در پى ما و دوستدارانمان در پى فرزندان ما، و شيعيانمان از سمت راست و چپ ما [وارد مى شوند].
۱.الإرشاد: ج 1 ص 43، الخصال: ص 254 ح 128 نحوه، العمدة: ص 50 كلّها عن زيد بن عليّ عن آبائه عن الإمام عليّ عليهم السلام، شرح الأخبار: ج 3 ص 450 ح 1319 عن أبي رافع عنه صلى الله عليه و آله، روضة الواعظين: ص 175 عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله، بحار الأنوار: ج 68 ص 32 ح 67؛ المعجم الكبير: ج 1 ص 319 ح 950 وفيه «أزواجنا» بدل «أحبّاؤنا»، كنز العمّال: ج 12 ص 104 ح 34205 نقلاً عن ابن عساكر وكلاهما عن أبي رافع وراجع: بشارة المصطفى: ص 243.
شرح الأخبار عن سلمان:لَمّا انصَرَفَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله مِن غَزوَةِ بَنِي المُصطَلَقِ تَقَدَّمَ فِي مُقَدِّمَةِ النّاسِ. ثُمَّ قالَ: يَأتِيكُمُ السّاعَةَ مِن هَذِهِ الشُّعبَةِ ـ وَأَشارَ بِيَدِهِ إِلى بَعضِ الشِّعابِ ـ رَجُلٌ أَشبَهُ النّاسِ بِالمَسِيحِ، وَهُوَ أَفضَلُ النّاسِ بَعدِي يَومَ القِيامَةِ، وَأَوَّلُ مَن يَدخُلُ الجَنَّةَ. فَجَعَلنا نَنظُرُ إِلى الشِّعبِ، فَكانَ أَوَّلُ مَن طَلَعَ مِنهُ عَلِيُ بنُ أَبِي طالِبٍ عليه السلام. ۱
شرح الأخبارـ به نقل از سلمان ـ: چون پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از غزوه بنى مصطلق باز گشت، پيشاپيشِ پيش قراولان حركت كرد. سپس با دستش يكى از درّه ها را نشان داد و فرمود: «هم اينك از اين درّه مردى پيدا مى شود كه مانندترينِ مردمان به مسيح است و در روز قيامت، برترينِ مردمان پس از من است و نخستين كسى است كه وارد بهشت مى شود». ما شروع به نگاه كردن به سوى آن درّه كرديم و نخستين كسى كه از آن نمايان شد، على بن ابى طالب عليه السلام بود.
۱.شرح الأخبار: ج 2 ص 466 ح 819.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لِعَلِيٍ عليه السلام ـ: أَنتَ أَوَّلُ مَن يَدخُلُ الجَنَّةَ، وَبِيَدِكَ لِوائِي وَهُوَ لِواءُ الحَمدِ، وَهُوَ سَبعُونَ شِقَّةً، الشِّقَّةُ مِنهُ أَوسَعُ مِنَ الشَّمسِ وَالقَمَرِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به امام على عليه السلام ـ: تو نخستين كسى هستى كه وارد بهشت مى شود، در حالى كه پرچم من، يعنى پرچم حمد، در دست توست. آن پرچم، هفتاد تكّه دارد و هر تكّه آن بزرگ تر از خورشيد و ماه است.
۱.عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج 1 ص 304 ح 63 عن إبراهيم بن أبي محمود عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام، بشارة المصطفى: ص 126 عن إسماعيل بن رزين ابن أخي دعبل الخزاعي عن أبيه عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله، بحار الأنوار: ج 8 ص 4 ح 4 وراجع: الخصال: ص 583 ح 7 والأمالي للصدوق: ص 756 ح 1019 و روضة الواعظين: ص 123.
عنه صلى الله عليه و آله:إِنَّ عَلِيَ بنَ أَبِي طالِبٍ لَصاحِبُ لِوائِي فِي الآخِرَةِ كَما كانَ صاحِبَ لِوائِي فِي الدُّنيا، وَإِنَّهُ أَوَّلُ مَن يَدخُلُ الجَنَّةَ لِأَنَّهُ يَقدُمُنِي وَبِيَدِهِ لِوائِي، تَحتَهُ آدَمُ وَمَن دُونَهُ مِنَ الأَنبِياءِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:على بن ابى طالب، پرچمدار من در آخرت است، چنان كه پرچمدار من در دنيا بوده است. او نخستين كسى است كه وارد بهشت مى شود؛ چون پيش قراول و پرچمدار من است و آدم و ديگر پيامبران، در زير پرچم او هستند.
۱.الأمالي للصدوق: ص 354 ح 432 عن المفضّل بن عمر عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام، علل الشرائع: ص 173 ح 1 عن الحسين بن علىّ عن أبيه الإمام زين العابدين عن آبائه عليهم السلام نحوه، بحار الأنوار: ج 38 ص 99 ح 18.
مئة منقبة عن جابر بن عبد اللّه الأنصاريّ:سَمِعتُ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقُولُ: أَوَّلُ مَن يَدخُلُ الجَنَّةَ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ عَلِيُ بنُ أَبِيطالِبٍ. فَقامَ إِلَيهِ أَبُو دُجانَةَ وَقالَ: يا رَسُولَ اللّهِ، أَلَم تُخبِرنا عَنِ اللّهِ تَعالى أَنَّهُ أَخبَرَكَ أَنَّ الجَنَّةَ مُحَرَّمَةٌ عَلَى الأَنبِياءِ حَتّى تَدخُلَها أَنتَ، وَعَلَى الأُمَمِ حَتّى تَدخُلَها أُمَّتُكَ؟ قالَ: بَلى، وَلَكِن أَما عَلِمتَ أَنَّ حامِلَ لِواءِ القَومِ أَمامَهُم، وَعَلِيَ بنَ أَبِي طالِبٍ حامِلُ لِواءِ الحَمدِ يَومَ القِيامَةِ بَينَ يَدَيَ، وَهُوَ صاحِبُ رايَتِي، فَيَدخُلُ الجَنَّةَ قَبلِي، فَإِنَّ العَلَمَ مَعَهُ وَأَنا عَلى أَثَرِهِ. ۱
مئة منقبةـ به نقل از جابر بن عبد اللّه انصارى ـ: از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مى فرمايد: «نخستين كسى از پيامبران و صدّيقان كه وارد بهشت مى شود، على بن ابى طالب است». ابو دُجانه برخاست و گفت: اى پيامبر خدا! مگر شما از جانب خداى بلندمرتبه، به ما خبر نداديد كه او به شما خبر داد: بهشت بر پيامبران، حرام است تا آن كه نخست، شما وارد آن شويد، و بر امّت ها نيز حرام است تا آن كه نخست، امّت شما وارد شوند؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «چرا؛ امّا مگر نمى دانى كه پرچمدار يك گروه، پيشاپيش آنان است؟ على بن ابى طالب، در روز قيامت، حمل كننده پرچم حمد در پيشاپيش من است. او علمدار من است. بنا بر اين، پيش از من، وارد بهشت مى شود؛ زيرا عَلَم با اوست و من در پى او خواهم بود».
۱.مئة منقبة: ص 104، شرح الأخبار: ج 2 ص 472 ح 829 عن ابن عبّاس، المناقب لابن شهر آشوب: ج 3 ص 229، تفسير فرات: ص 456 ح 597، كشف الغمّة: ج 1 ص 321، تأويل الآيات الظاهرة: ج 2 ص 629 ح 2 كلّها نحوه، بحار الأنوار: ج 39 ص 214 ح 5؛ المناقب للخوارزمى: ص 317 ح 319 نحوه.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:أَوَّلُ شَخصٍ يَدخُلُ الجَنَّةَ فاطِمَةُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:نخستين شخصى كه وارد بهشت مى شود، فاطمه است.
۱.المناقب لابن شهرآشوب: ج 3 ص 329 عن أبي هريرة، بحار الأنوار: ج 37 ص 70، الفردوس: ج 1 ص 38 ح 81 بزيادة «عَلَيّ» بعد «يدخل»، الفصول المهمّة: ص 143 كلاهما عن أبي هريرة، كنز العمّال: ج 12 ص 110 ح 34234 نقلاً عن ابن ميمون في كتاب فضائل عليّ عليه السلام والرافعي عن أبي يزيد المدني.
عنه صلى الله عليه و آله:أَوَّلُ شَخصٍ يَدخُلُ عَلَيَّ الجَنَّةَ فاطِمَةُ بِنتُ مُحَمَّدٍ، وَمَثَلُها فِي هذِهِ الأُمَّةِ مَثَلُ مَريَمَ فِي بَنِي إِسرائِيلَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:نخستين شخصى كه در بهشت بر من وارد مى شود، فاطمه دخت محمّد است. حكايت او در اين امّت، حكايت مريم در ميان بنى اسرائيل است.
۱.دلائل النبوّة لأبي نعيم: ص 66 ح 27، الفردوس: ج 1 ص 38 ح 81 كلاهما عن أبي هريرة، كنز العمّال: ج 12 ص 110 ح 34234 نقلاً عن أحمد بن ميمون في كتاب فضائل عليّ عليه السلام والرافعي عن أبي يزيد المدني؛ بحار الأنوار: ج 37 ص 70.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۶۴