فیلترها
نتایج جستجو برای «مثل دریای ژرف»: ۴ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
الإمام الصادق عليه السلام ـ في بيان مَواعِظِ لُقمانَ لاِبنِهِ ـ:يابُنَيَّ، إنَّ الدُّنيا بَحرٌ عَميقٌ، قَد هَلَكَ فيها عالَمٌ كَثيرٌ، فَاجعَل سَفينَتَكَ فيهَا الإيمانَ، وَاجعَل شِراعَهَا التَّوَكُّلَ، وَاجعَل زادَكَ فيها تَقوَى اللّهِ، فَإِن نَجَوتَ فَبِرَحمَةِ اللّهِ، وإن هَلَكتَ فَبِذُنوبِكَ. ۱
امام صادق عليه السلام ـ در بيان اندرزهاى لقمان به فرزندش ـ:فرزندم! دنيا، دريايى ژرف است كه خلقى بسيار در آن نابود شدند. پس كِشتى خود را در آن، ايمان قرار ده و بادبانش را توكلّ و توشه ات را تقواى الهى. [با اين حال] اگر رستى، به لطف خدا رسته اى و اگر هلاك شدى، به سبب گناهانت هلاك شده اى».
۱.تفسير القمّي: ج2 ص163 عن حمّاد، كتاب من لايحضره الفقيه: ج2 ص282 ح2457، الاعتقادات: ص49، مكارم الأخلاق: ج 1 ص 540 ح 1875، أعلام الدين: ص 93 نحوه، بحار الأنوار: ج 6 ص 250 ح 87.
امام كاظم عليه السلام:لقمان به فرزندش گفت: «. فرزندم! دنيا، درياى ژرفى است كه مردمان بسيارى در آن غرق شدند. پس كشتى تو در آن بايد تقواى الهى باشد و اندرون آن كشتى، ايمان و بادبانش، توكلّ و ناخدايش، خِرد و راهنمايش، دانش و سُكّانش، شكيبايى».
قصَص الأَنبياء:كانَ لُقمان عليه السلام يَقولُ لاِبنِهِ: يابُنَيَّ، إنَّ الدُّنيا بَحرٌ، وقَد غَرِقَ فيها جيلٌ كَثيرٌ، فَلتَكُن سَفينَتُكَ فيها تَقوَى اللّهِ تَعالى، وَليَكُن جِسرُكَ إيمانا بِاللّهِ، وَليَكُن شِراعُهَا التَّوَكُّلَ، لَعَلَّكَ يابُنَيَّ تَنجو وما أظُنُّكَ ناجِيا. ۱
قصص الأنبياء:لقمان عليه السلام به فرزندش مى گفت: «فرزندم! دنيا، دريايى است كه نسل هاى فراوانى در آن غرق گشته اند. پس بايد كه كِشتى تو در اين دريا، پروا از خداى تعالى باشد و گذرگاهت، ايمان به خدا و بادبانش توكّل باشد تا نجات يابى، فرزندم! هرچند [با اين همه] گمان نمى كنم كه نجات يابى».
۱.قصص الأنبياء: ص 190 ح 238 عن عبد الحميد عن أبي الحسن عليه السلام، تنبيه الخواطر: ج 1 ص 135 وفيه «حشوها» بدل «جسرك»، بحار الأنوار: ج 13 ص 416 ح 10؛ إحياء علوم الدين: ج 3 ص 304، الدرّ المنثور: ج 6 ص 518 نقلاً عن ابن حنبل وفيهما «حشوها» بدل «جسرك».
الاختصاص عن الأَوزاعيّ:إنَّ لُقمان الحَكيمَ رحمه الله لَمّا خَرَجَ مِن بِلادِهِ نَزَلَ بِقَريَةٍ بِالمَوصِل يُقالُ لَها: كومليس ۱. قالَ: فَلَمّا ضاقَ بِها ذَرعُهُ وَاشتَدَّ بِها غَمُّهُ ولَم يَكُن بِها أحَدٌ يُعينُهُ عَلى أمرِهِ، أغلَقَ البابَ وأدخَلَ ابنَهُ يَعِظُهُ، فَقالَ:
يابُنَيَّ، إنَّ الدُّنيا بَحرٌ عَميقٌ هَلَكَ فيها بَشَرٌ كَثيرٌ، تَزَوَّد مِن عَمَلِها وَاتَّخِذ سَفينَةً حَشوُها تَقوَى اللّهِ، ثُمَّ اركَب لُجَجَ الفُلكِ تَنجو، وإنّي لَخائِفٌ ألاّ تَنجُوَ.
يابُنَيَّ، السَّفينَةُ إيمانٌ، وشِراعُهَا التَّوَكُّلُ، وسُكّانُهَا الصَّبرُ، ومَجاذيفُهَا الصَّومُ وَالصَّلاةُ وَالزَّكاةُ.
يابُنَيَّ، مَن رَكِبَ البَحرَ مِن غَيرِ سَفينَةٍ غَرِقَ. ۲
الاختصاص ـ به نقل از اوزاعى ـ:لقمان حكيم، چون از شهر خويش برون شد، در آبادى اى در موصل فرود آمد كه بدان، كومليس ۳ مى گفتند. چون در آن آبادى طاقتش طاق شد و غَمَش بالا گرفت و در آن آبادى كسى نبود كه او را در كارهايش كمك كند [و از غم و تنهايى به در آورد]، در به روى خويش بست و فرزندش را به درون خواند و به اندرز دادن وى پرداخت و گفت:
«فرزندم! دنيا، درياى ژرفى است كه انسان هاى بسيار در آن نابود شدند. از كار دنيا توشه برگير و كِشتى اى بساز، اندرونش از تقواى الهى. سپس با آن، گرداب هاى اين دريا را بپيماى تا نجات يابى، گرچه باز هم مى ترسم كه نجات نيابى.
فرزندم! آن كشتى، ايمان است و بادبانش، توكلّ و سكّانش، شكيبايى و پاروهايش، روزه و نماز و زكات.
فرزندم! هركه بى كشتى به دريا برود، غرق مى شود».