نتایج جستجو برای «مثل اهل دنیا»: ۲۸ حدیث
روضة الواعظين:قيلَ لِلنَّبِي صلى الله عليه و آله: كَيفَ يَكونُ الرَّجُلُ فِي الدُّنيا؟ قالَ: مُتَشَمِّرا ۱ كَطالِبِ القافِلَةِ. قيلَ: في كَمِ القَرارُ فيها؟ قالَ: كَقَدرِ المُتَخَلِّفِ عَنِ القافِلَةِ. قيلَ: فَكَم ما بَينَ الدُّنيا وَالآخِرَةِ؟ قالَ: غَمضَةُ عَينٍ؛ قالَ اللّهُ عز و جل: «كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ مَا يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُواْ إِلَا سَاعَةً مِّن نَّهَارٍ» ۲. ۳
روضة الواعظين:به پيامبر صلى الله عليه و آله گفته شد: آدمى در دنيا چگونه به سر بَرَد؟ فرمود: «كوشا، همچون جوينده كاروان». گفته شد: چند در آن بماند؟ فرمود: «به اندازه شخص عقب مانده از كاروان». گفته شد: فاصله ميان دنيا و آخرت، چند است؟ فرمود: «چشم بستنى. خداى عز و جل مى فرمايد: «روزى كه آنچه را وعده داده مى شوند، بنگرند، گويى كه آنان، جز ساعتى از روز را [در دنيا] نمانده اند» ».
۱.التَّشمِيرُ في الأمر: السرعة فيه والخفّة. وشمّر ثوبه: رفعه. ومنه قيل: شمَّر في العبادة؛ إذا اجتهد وبالغ (المصباح المنير: ص 322 «شمر»).
۲.الأحقاف: 35.
۳.روضة الواعظين: ص 491.
روضة الواعظين:قيلَ لِلنَّبِي صلى الله عليه و آله: كَيفَ يَكونُ الرَّجُلُ فِي الدُّنيا؟ قالَ: مُتَشَمِّرا ۱ كَطالِبِ القافِلَةِ. قيلَ: في كَمِ القَرارُ فيها؟ قالَ: كَقَدرِ المُتَخَلِّفِ عَنِ القافِلَةِ. قيلَ: فَكَم ما بَينَ الدُّنيا وَالآخِرَةِ؟ قالَ: غَمضَةُ عَينٍ؛ قالَ اللّهُ عز و جل: «كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ مَا يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُواْ إِلَا سَاعَةً مِّن نَّهَارٍ» ۲. ۳
روضة الواعظين:به پيامبر صلى الله عليه و آله گفته شد: آدمى در دنيا چگونه به سر بَرَد؟ فرمود: «كوشا، همچون جوينده كاروان». گفته شد: چند در آن بماند؟ فرمود: «به اندازه شخص عقب مانده از كاروان». گفته شد: فاصله ميان دنيا و آخرت، چند است؟ فرمود: «چشم بستنى. خداى عز و جل مى فرمايد: «روزى كه آنچه را وعده داده مى شوند، بنگرند، گويى كه آنان، جز ساعتى از روز را [در دنيا] نمانده اند» ».
۱.التَّشمِيرُ في الأمر: السرعة فيه والخفّة. وشمّر ثوبه: رفعه. ومنه قيل: شمَّر في العبادة؛ إذا اجتهد وبالغ (المصباح المنير: ص 322 «شمر»).
۲.الأحقاف: 35.
۳.روضة الواعظين: ص 491، بحار الأنوار: ج 73 ص 122 ح 110.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ النّاسَ فِي الدُّنيا ضَيفٌ، وما في أيديهِم عارِيَةٌ، وإِنَّ الضَّيفَ راحِلٌ، وإنَّ العارِيَةَ مَردودَةٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مردم در دنيا، ميهمان هستند و آنچه در اختيار دارند، عاريت است. ميهمان، رفتنى است و عاريت، پس دادنى.
۱.إرشاد القلوب: ص 23، بحار الأنوار: ج 77 ص 187 ح 10.
عنه صلى الله عليه و آله:ما أصبَحَ فِي الدُّنيا أحَدٌ إلّا ضَيفا ومالُهُ عارِيَةٌ، فَالضَّيفُ مُنطَلِقٌ وَالعارِيَةُ مُؤَدّاةٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ كسى در دنيا، جز مهمان نيست و مالش هم عاريتى است. مهمان، رفتنى است و مال، پس دادنى.
۱.الفردوس: ج 4 ص 63 ح 6197 عن أبي سعيد الخدري.
عنه عليه السلام:تَمَثَّلَتِ الدنيا للمسيحِ عليه السلام في صُورةِ امرأةٍ زَرْقاءَ، فقالَ لَها: كَم تَزَوَّجتِ؟ فقالَت: كثيراً، قالَ: فَكُلٌّ طَلَّقَكِ؟ قالَت: لا، بَل كُلاًّ قَتَلتُ، قالَ المسيحُ عليه السلام: فَوَيحٌ لأزواجِكِ الباقينَ، كيفَ لا يَعتَبِروُنَ بالماضينَ؟! ۱
امام كاظم عليه السلام:دنيا به صورت زنى چشم آبى در برابر مسيح عليه السلام مجسّم شد. به او فرمود: چند شوهر كرده اى؟ گفت: زياد. مسيح عليه السلام فرمود: همه آنها تو را طلاق دادند؟ دنيا گفت: نه، بلكه همه را كشتم. مسيح عليه السلام فرمود: پس، واى بر شوهران باقيمانده تو؛ چگونه از گذشتگان عبرت نمى گيرند؟
۱.بحار الأنوار: 78/311/1.
کلیدواژه‌ها دنیامثل اهل دنیا
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:إنّما مَثَلُ صاحبِ الدنيا كَمَثَلِ الماشِي في الماءِ، هل يَستَطيعُ أن يَمشِـي في الماءِ، إلاّ و تَبتَلُّ قَدَماهُ؟! ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:همانا مَثَل دنيادار مَثَل كسى است كه در آب راه مى رود؛ آيا مى تواند در آب راه رود و پاهايش تر نشود؟
۱.تنبيه الخواطر: 1/148.
کلیدواژه‌ها دنیامثل اهل دنیا
بحار الأنوار:قيلَ للنبيِّ صلى الله عليه و آله: كيف يكونُ الرجلُ في الدنيا؟ قالَ: كما تَمُرُّ القافِلةُ. قيلَ: فكَمِ القَرارُ فيها؟ قالَ: كَقَدْرِ المُتَخلِّفِ عَنِ القافِلَةِ. قيلَ: فكَم ما بينَ الدنيا و الآخرةِ؟ قالَ: غَمْضَةُ عَينٍ، قالَ اللّهُ عزّ و جلّ: «كأَنَّهم يَومَ يَرَوْنَ ما يُوعَدُونَ لم يَلْبَثُوا إلاّ سَاعةً مِن نَهارٍ» ۱. ۲
بحار الأنوار:به رسول خدا صلى الله عليه و آله عرض شد: آدمى در دنيا چگونه است؟ فرمود: مانند كاروانى كه مى گذرد. عرض شد: چقدر در آن مى ماند؟ فرمود: به اندازه كسى كه از كاروان عقب مانده است. عرض شد: فاصله ميان دنيا و آخرت چقدر است؟ فرمود: يك چشم برهم زدن. خداوند عزّ و جلّ مى فرمايد: «روزى كه آنچه را وعده داده شده اند مى بينند مى پندارند كه [در دنيا] جز ساعتى از روز را نپاييده اند».
۱.الأحقاف: 35.
۲.بحار الأنوار: 73/122/110.
کلیدواژه‌ها دنیامثل اهل دنیا
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:إنّ أهلَ الدنيا كَرَكْبٍ، بَيْنا هُم حَلُّوا إذ صاحَ سائقُهُم فارتَحَلُوا. ۱
امام على عليه السلام:همانا اهل دنيا مانند كاروانى هستند كه در منزلى فرود آمده باشند و ناگاه قافله سالار بانگ رحيل زند و آنان كوچ كنند.
۱.بحار الأنوار: 78/13/71.
کلیدواژه‌ها دنیامثل اهل دنیا
عنه عليه السلام:أهلُ الدنيا كَرَكْبٍ يُسارُ بهم و هُم نِيامٌ. ۱
امام على عليه السلام:مردم دنيا چون كاروانى هستند كه در حال خواب به پيش برده مى شوند.
۱.نهج البلاغة: الحكمة 64.
کلیدواژه‌ها دنیامثل اهل دنیا
عنه عليه السلام:إنّما مَثَلُكُم و مَثَلُها كَسَفَرٍ سَلَكُوا سبيلاً فكأنّهُم قد قَطَعُوهُ، و أمُّوا عَلَماً فَكَأنَّهُم قد بَلَغُوهُ. ۱
امام على عليه السلام:حكايت شما و دنيا همچون حكايت مسافرانى است كه در راهى مى روند و گويى راه را به آخر رسانده اند و آهنگ رسيدن به علامت و نشانه اى مى كنند و گويى به آن رسيده اند.
۱.. نهج البلاغة: الخطبة 99.
کلیدواژه‌ها دنیامثل اهل دنیا
عنه عليه السلام:إنّ الدنيا لَيسَت بدارِ قَرارٍ و لا مَحَلِّ إقامةٍ، إنّما أنتُم فيها كَرَكْبٍ عَرَّسُوا و ارتاحُوا، ثُمّ استَقَلُّوا فَغَدَوا و راحُوا، دَخَلُوها خِفافاً و ارتَحَلُوا عَنها ثِقالاً، فلم يَجِدوا عنها نُزُوعا، و لا إلى ما تَرَكوا بها رُجوعاً. ۱
امام على عليه السلام:همانا دنيا نه سراى آرام گرفتن است و نه جاى ماندن. شما در دنيا به كاروانيانى مى مانيد كه در منزلى اُتراق كنند و دمى بياسايند و سپس بكوچند و شب و روز راه پويند. سبك بار به آن جا (دنيا) درآمدند و سنگين بار از آن كوچيدند و در منزلى كه از آن دور شدند، ديگر فرود نيايند و به آن جا كه تركش كرده اند ديگر باز نگردند.
۱.بحار الأنوار: 78/18/76.
کلیدواژه‌ها دنیامثل اهل دنیا
عنه عليه السلام:إيّاك أن تَغتَرَّ بما تَرى مِن إخلادِ أهلِها إلَيها و تَكالُبِهِم علَيها، فإنّهـم كِلابٌ عاوِيَةٌ، و سِباعٌ ضارِيَةٌ، يَهِرٌّ بَعضُها عَلى بَعضٍ، يأكُلُ عَزيزُها ذَليلَها، و يَقهَرُ كبيرُها صغيرَها، نَعَمٌ مُعقَّلَةٌ، و اُخرى مُهمَلَةٌ، قد أضَلَّتْ عُقولَها و رَكِبَتْ مجهولَها. ۱
امام على عليه السلام:مبادا از اين كه مى بينى دنيا پرستان به دنيا رو كرده اند و آزمندانه به جان دنيا افتاده اند، فريب بخورى؛ زيرا آنان [مانند] سگانى پارس كننده و درندگانى وحشى هستند كه براى يكديگر خُرناس مى كشند، قدرتمندان، نا توانان را فرو مى بلعند و بالا دستان، زير دستان را مغلوب خود مى سازند، چارپايانى هستند كه گروهى در بندند و شمارى يله و رها، و خِردهاى خويش را از دست داده اند و بيراهه مى روند.
۱.. بحار الأنوار: 73/123/111.
کلیدواژه‌ها دنیامثل اهل دنیا
عنه عليه السلام:أقبَلوا على جِيفَةٍ قد افتَضَحُوا بأكْلِها، و اصطَلَحُوا على حُبِّها. ۱
امام على عليه السلام:به مردارى روى آوردند كه با خوردن آن رسوا شدند و بر سر دوستى و عشق به آن، با يكديگر سازش كردند.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 109.
کلیدواژه‌ها دنیامثل اهل دنیا
عنه عليه السلام:أوَّلُهُم قائدٌ لآخِرِهم، و آخِرُهُم مُقتَدٍ بِأوَّلِهِم، يَتَنافَسُونَ في دنيا دَنيّةٍ، و يَتَكالَبونَ على جِيفَةٍ مُرِيحَةٍ. ۱
امام على عليه السلام:اولين آنها پيشواى آخرين شان است و آخرين شان به اولين شان اقتدا مى كند. بر سر دنياى دون با يكديگر رقابت مى كنند و بر سر مردارى گنديده، به جان هم مى افتند.
۱.نهج البلاغة: الخطبة151.
کلیدواژه‌ها دنیامثل اهل دنیا
روضة الواعظين:قيلَ لِلنَّبِي صلى الله عليه و آله: كَيفَ يَكونُ الرَّجُلُ فِي الدُّنيا؟ قالَ: مُتَشَمِّرا ۱ كَطالِبِ القافِلَةِ. قيلَ: في كَمِ القَرارُ فيها؟ قالَ: كَقَدرِ المُتَخَلِّفِ عَنِ القافِلَةِ. قيلَ: فَكَم ما بَينَ الدُّنيا وَالآخِرَةِ؟ قالَ: غَمضَةُ عَينٍ؛ قالَ اللّهُ: «كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ مَا يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُواْ إِلاَّ سَاعَةً مِّن نَّهَارٍ» ۲. ۳
روضة الواعظين:به پيامبر صلى الله عليه و آله گفته شد: آدمى در دنيا چگونه به سر بَرَد؟ فرمود: «كوشا، همچون جوينده كاروان». گفته شد: چند در آن بماند؟ فرمود: «به اندازه شخص عقب مانده از كاروان». گفته شد: فاصله ميان دنيا و آخرت، چند است؟ فرمود: «چشم بستنى. خداى مى فرمايد: «روزى كه آنچه را وعده داده مى شوند، بنگرند، گويى كه آنان، جز ساعتى از روز را [در دنيا] نمانده اند» .
۱.التَّشمِيرُ في الأمر: السرعة فيه والخفّة. وشمّر ثوبه: رفعه. ومنه قيل: شمَّر في العبادة؛ إذا اجتهد وبالغ (المصباح المنير: ص 322 «شمر»).
۲.الأحقاف: 35.
۳.روضة الواعظين: ص 491، بحار الأنوار: ج 73 ص 122 ح 110.
الإمام عليّ عليه السلام:أهلُ الدُّنيا كَرَكبٍ يُسارُ بِهِم وهُم نِيامٌ. ۱
امام على عليه السلام:مردم دنيا، به سان كاروانى خفته اند كه مى بَرَندشان.
۱.نهج البلاغة: الحكمة 64، تنبيه الخواطر: ج 1 ص 77، بحار الأنوار: ج 73 ص 128 ح 131.
عنه عليه السلام:إنَّ أهلَ الدُّنيا كَرَكبٍ؛ بَينا هُم حَلّوا إذ صاحَ بِهِم سائِقُهُم فَارتَحَلوا. ۱
امام على عليه السلام:مردم دنيا، چونان كاروانيانى هستند كه هنوز بار نيفكنده، ساربان بر آنان بانگ [الرحيل] مى زند و مى كوچند.
۱.نهج البلاغة: الحكمة 415، مشكاة الأنوار: ص 468 ح 1563، روضة الواعظين: ص 483، بحار الأنوار: ج 73 ص 132 ح 136؛ مطالب السؤول: ص 57.
عنه عليه السلام ـ في صِفَةِ الدُّنيا ـ:إنَّما مَثَلُكُم ومَثَلُها كَرَكبٍ سَلَكوا سَبيلاً فَكَأَن قَد قَطَعوهُ، وأفضَوا إلى عَلَمٍ ۱ فَكَأن قَد بَلَغوهُ، وكَم عَسَى المُجرى إلَى الغايَةِ أن يُجرى إلَيها حَتّى يَبلُغَها، وكَم عَسى أن يَكونَ بَقاءُ مَن لَهُ يَومٌ لا يَعدوهُ، وطالِبٌ حَثيثٌ فِي الدُّنيا يَحدوهُ حَتّى يُفارِقَها؟! ۲
امام على عليه السلام ـ در توصيف دنيا ـ:حكايت شما و حكايت دنيا، به سانِ مسافرانى است كه در راهى قدم گذاشتند و گويى، آن را پشت سر نهاده اند و به سوى نشانى رفتند و چنان است كه بدان رسيده اند. آن كه [مَركب خويش را] به سوى هدفى تازاند، چند اميد است كه بتازد تا بدان رسد و آن كه عمر يك روزه اى بيش ندارد و جوينده اى شتابان (يعنى مرگ) در دنيا او را مى راند تا از دنيا جدا شود، چند اميد است كه بمانَد؟!
۱.العَلَم: شيء يُنصب في الفلوات تهتدي به الضالّة (لسان العرب: ج 12 ص 419 «علم»).
۲.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 1 ص 429 ح 1263، مصباح المتهجّد: ص 381 ح 508 وفيه «من الموت» بدل «في الدنيا» وليس فيه «حتّى يفارقها»، بحار الأنوار: ج 89 ص 237 ح 68.
عنه عليه السلام:عبادَ اللّه! اُوصيكُم بِالرَّفضِ لِهذِهِ الدُّنيا. فَإِنَّما مَثَلُكُم ومَثَلُها كَسَفرٍ ۱ سَلَكوا سَبيلاً فَكَأَنَّهُم قَد قَطَعوهُ، وأمّوا عَلَما فَكَأَنَّهُم قَد بَلَغوهُ. ۲
امام على عليه السلام:اى بندگان خدا! شما را به روى برتافتن از اين دنيا سفارش مى كنم. زيرا حكايت شما و حكايت آن، به مانند مسافرانى است كه در راهى قدم گذاشته اند و گويى آن را پشت سر نهاده اند و آهنگ نشانه اى كردند و چنان است كه بدان رسيده اند.
۱.السَّفْرُ: جَمْعُ سافِر، والمُسافِرون جمع مُسافِرُ، والسَّفْرُ والمسافرون بمعنى (النهاية: ج 2 ص 371 «سفر»).
۲.نهج البلاغة: الخطبة 99، تنبيه الخواطر: ج 2 ص 254 وفيه «كرَكب» بدل «كسفر»، بحار الأنوار: ج 73 ص 113 ح 109 نقلاً عن عيون الحكم والمواعظ.
عنه عليه السلام:أيُّهَا النّاسُ! إنَّ الدُّنيا لَيسَت لَكُم بِدارٍ ولا قَرارٍ، إنَّما أنتُم فيها كَرَكبٍ عَرَّسوا ۱ فَأَناخوا، ثُمَّ استَقَلّوا فَغَدَوا وراحوا، دَخَلوا خِفافا وراحوا خِفافا، لَم يَجِدوا عَن مُضِيٍّ نُزوعا، ولا إلى ما تَرَكوا رُجوعا، جُدَّ بِهِم فَجَدّوا، ورَكَنوا إلَى الدُّنيا فَمَا استَعَدّوا، حَتّى إذا اُخِذَ بِكَظَمِهِم ۲ وخَلَصوا ۳ إلى دارِ قَومٍ جَفَّت أقلامُهُم، لَم يَبقَ مِن أكثَرِهِم خَبَرٌ ولا أثَرٌ، قَلَّ فِي الدُّنيا لَبثُهُم، وعُجِّلَ إلَى الآخِرَةِ بَعثُهُم، فَأَصبَحتُم حُلولاً في دِيارِهِم، ظاعِنينَ ۴ عَلى آثارِهِم، وَالمَطايا بِكُم تَسيرُ سَيرا ما فيهِ أينٌ ۵ ولا تَفتيرٌ، نَهارُكُم بِأَنفُسِكُم دَؤوبٌ، ولَيلُكُم بِأَرواحِكُم ذَهوبٌ، فَأَصبَحتُم تَحكونَ مِن

امام على عليه السلام:اى مردم! دنيا، نه سراى شهادت و نه ماندنگاهتان است؛ بلكه شما در آن به سان كاروانى هستيد كه اواخر شب در جايى اتراق مى كنند و مى آسايند، و صبحگاهان بر مى نشينند و مى كوچند، زود در مى آيند و زود مى روند، از رفتن گزيرى نمى يابند و به آنچه بر جاى نهاده اند، بازگشتى ندارند. آنان را به شتاب وا داشتند و شتافتند، و به دنيا ميل كردند و خود را آماده نساختند، تا آن كه حلقومشان گرفته شد و به سراى مردمانى در آمدند كه قلم هايشان خشكيد ۷ و از بيشتر آنان، نام و نشانى نماند. در دنيا، اندك ماندند و زود، رهسپار آخرت شدند و شما در خانه هاى آنان، مقيم شديد و در پىِ آنان مى كوچيد و مَركب ها، بى هيچ خستگى و سستى، شما را مى برند. روزتان، جسم هاى شما را مى فرسايد و شبتان، جان هاى شما را مى بَرَد

۱.التعريس: نزول المسافر آخر الليل نزلة للنوم والاستراحة، يقال: عرّس (النهاية: ج 3 ص 206 «عرس»).
۲.. الكَظَم: هو مخرج النَفَس من الحلق (النهاية: ج 4 ص 178 «كظم»).
۳.خَلَصَ إليه: وَصَلَ (القاموس المحيط: ج 2 ص 301 «خلص»).
۴.ظَعَنَ: ارتحل، والفاعل: ظاعن (المصباح المنير: ص 385 «ظعن»).
۵.الأين: الإعياء والتعب (النهاية: ج 1 ص 87 «أين»).
۶.الكافي: ج 8 ص 171 ح 193 عن جابر عن الإمام الباقر عليه السلام، تنبيه الخواطر: ج 2 ص 149 نحوه، بحار الأنوار: ج 77 ص 348 ح 30 وراجع مطالب السؤول: ص 51.
۷.مراد، اين است كه: به خاطر دور بودن روزگار آنها و نابود شدن آثارشان، قلم مردمان، از اين كه آثار آنان را ثبت كند، خشكيد به خاطر دورى دوران آنها و نابودى آثارشان (بحار الأنوار: ج 74 ص 248). احتمال هم دارد كه مراد، قلم فرشتگان باشد. در اين صورت، كنايه از قطع شدن علم فرشتگان نسبت به آنهاست. احتمال هم دارد كنايه از چيزى باشد كه در لوح و قلم، تقدير شده است. گويا براساس آن، فرشتگان از نگارش آنچه مربوط به آنهاست، فارق شده اند و ديگر به حساب آورده نمى شوند (شرح اصول الكافي ملاّ صالح مازندرانى ج12، ص209).
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۲۸