حدیث دربارهمَثَل مسافر

روضة الواعظين:قيلَ لِلنَّبِي صلى الله عليه و آله: كَيفَ يَكونُ الرَّجُلُ فِي الدُّنيا؟ قالَ: مُتَشَمِّرا ۱ كَطالِبِ القافِلَةِ. قيلَ: في كَمِ القَرارُ فيها؟ قالَ: كَقَدرِ المُتَخَلِّفِ عَنِ القافِلَةِ. قيلَ: فَكَم ما بَينَ الدُّنيا وَالآخِرَةِ؟ قالَ: غَمضَةُ عَينٍ؛ قالَ اللّهُ: «كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ مَا يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُواْ إِلاَّ سَاعَةً مِّن نَّهَارٍ» ۲. ۳
روضة الواعظين:به پيامبر صلى الله عليه و آله گفته شد: آدمى در دنيا چگونه به سر بَرَد؟ فرمود: «كوشا، همچون جوينده كاروان». گفته شد: چند در آن بماند؟ فرمود: «به اندازه شخص عقب مانده از كاروان». گفته شد: فاصله ميان دنيا و آخرت، چند است؟ فرمود: «چشم بستنى. خداى مى فرمايد: «روزى كه آنچه را وعده داده مى شوند، بنگرند، گويى كه آنان، جز ساعتى از روز را [در دنيا] نمانده اند» .
۱.التَّشمِيرُ في الأمر: السرعة فيه والخفّة. وشمّر ثوبه: رفعه. ومنه قيل: شمَّر في العبادة؛ إذا اجتهد وبالغ (المصباح المنير: ص 322 «شمر»).
۲.الأحقاف: 35.
۳.روضة الواعظين: ص 491، بحار الأنوار: ج 73 ص 122 ح 110.

احادیث دیگر این موضوع

۸
امام على عليه السلام:اى مردم! دنيا، نه سراى شهادت و نه ماندنگاهتان است؛ بلكه شما در آن به سان كاروانى هستيد كه اواخر شب در جايى اتراق مى كنند و مى آسايند، و صبحگاهان بر مى نشينند و مى كوچند، زود در مى آيند و زود مى روند، از رفتن گزيرى نمى يابند و به آنچه بر جاى نهاده اند، بازگشتى ندارند. آنان را به شتاب وا داشتند و شتافتند، و به دنيا ميل كردند و خود را آماده نساختند، تا آن كه حلقومشان گرفته شد و به سراى مردمانى در آمدند كه قلم هايشان خشكيد مراد، اين است كه: به خاطر دور بودن روزگار آنها و نابود شدن آثارشان، قلم مردمان، از اين كه آثار آنان را ثبت كند، خشكيد به خاطر دورى دوران آنها و نابودى آثارشان (بحار الأنوار: ج 74 ص 248). احتمال هم دارد كه مراد، قلم فرشتگان باشد. در اين صورت، كنايه از قطع شدن علم فرشتگان نسبت به آنهاست. احتمال هم دارد كنايه از چيزى باشد كه در لوح و قلم، تقدير شده است. گويا براساس آن، فرشتگان از نگارش آنچه مربوط به آنهاست، فارق شده اند و ديگر به حساب آورده نمى شوند (شرح اصول الكافي ملاّ صالح مازندرانى ج12، ص209). و از بيشتر آنان، نام و نشانى نماند. در دنيا، اندك ماندند و زود، رهسپار آخرت شدند و شما در خانه هاى آنان، مقيم شديد و در پىِ آنان مى كوچيد و مَركب ها، بى هيچ خستگى و سستى، شما را مى برند. روزتان، جسم هاى شما را مى فرسايد و شبتان، جان هاى شما را مى بَرَد و شما، حكايتگر حالِ آن رفتگان مى شويد و به راه آنان مى رويد. پس، زنهار كه زندگى دنيا شما را نفريبد؛ چه، شما در دنيا مسافرانى هستيد فرود آمده [در اين منزلگاه]، و مرگ در ميان شما فرود آمده و با تيرهاى نابودى آماجتان قرار داده و مَركب هاى آن، خبرهاى شما را به سوى سراى پاداش و كيفر و سزا و حساب مى بَرَد.
امام على عليه السلام ـ در سفارش به فرزندش حسن عليه السلام ـ:فرزندم! من، تو را از دنيا و حال و روز آن، و از كف رفتن و دست به دست شدنش آگاه ساختم، و از آخرت و آنچه براى اهل آخرت در آن جا آماده شده است، تو را آگاه ساختم، و درباره آن، برايت نمونه هايى آوردم تا از آنها درس بياموزى و راه درست بپويى. همانا حكايت آن كه حقيقت دنيا را شناخت، [مردم دنيا در نظرش [حكايت گروه مسافرانى است كه فرود آمدن در منزلگاهى خشك و بى آب و علف را خوش ندارند و آهنگ منزلگاهى سرسبز و ناحيه اى خرّم كنند. پس دشوارى راه و فراق يار و سختى سفر و ناگوارى خوراك را تحمّل كنند تا به سراى دلباز و منزلگاه آسوده خود در آيند. چنين مسافرانى از هيچ يك از اين سختى ها درد و رنجى احساس نمى كنند و از خرج كردن در اين باره، زيان نمى بينند و هيچ چيز برايشان دوست داشتنى تر از آن چيزى نيست كه آنان را به سرمنزل مقصود و بارافكنشان نزديك مى گردانَد. و حكايت كسى كه فريفته دنيا شود، حكايت گروهى است كه در منزلگاهى سرسبز و خرّم، فرود آمده باشند و از آن جا به منزلگاهى خشك بكوچند. براى چنين گروهى، چيزى ناخوشايندتر و وحشتناك تر از آن نيست كه از آن جايى كه بوده اند، جدا شوند و به آن جايى كه مى كوچ اند و رهسپار آن اند، بروند.