نتایج جستجو برای «فضیلت شهدای خاندان امام حسن»: ۲ حدیث
الإقبال عن خلاّد بن عمير الكندي:دَخَلتُ عَلى أبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام فَقالَ: هَل لَكُم عِلمٌ بِآلِ الحَسَنِ الَّذينَ خُرِجَ بِهِم مِمّا قِبَلَنا؟. فَقُلنا نَرجو أن يُعافِيَهُمُ اللّهُ، فَقالَ. وأينَ هُم مِنَ العافِيَةِ؟! ثُمَّ بَكى حَتّى عَلا صَوتُهُ، وبَكينا، ثُمَّ قالَ: حَدَّثَني أبي، عَن فاطِمَةَ بِنتِ الحُسَينِ عليه السلام قالَت: سَمِعتُ أبي صَلَواتُ اللّهِ عَلَيهِ يَقولُ: «يُقتَلُ مِنكِ ـ أو: يُصابُ مِنكِ ـ نَفَرٌ بِ شَطِّ الفُراتِ، ما سَبَقَهُمُ الأَوَّلونَ، ولا يُدرِكُهُمُ الآخِرونَ»، وإنَّهُ لَم يَبقَ مِن وُلدِها غَيرُهُم. ۱
الإقبالـ به نقل از خلاّد بن عمير كِندى ـ: بر امام صادق عليه السلام در آمدم. فرمود: «آيا اطّلاعى از خاندان امام حسن عليه السلام كه آنها را از پيش ما بُردند، داريد؟». گفتيم: اميد داريم كه خدا عافيتشان دهد. فرمود: «آنان كجا و عافيت كجا؟!». سپس گريست تا آن جا كه صداى گريه اش بلند شد و ما نيز گريستيم. سپس فرمود: «پدرم از فاطمه دختر امام حسين عليه السلام برايم نقل كرد كه از پدرش ـ كه درودهاى خدا بر او باد ـ شنيده كه به او فرموده است: از [نسل] تو چند نفر در [كنار]رود فرات، كشته مى شوند (/ به مصيبت آنها دچار مى شوى) كه نه پيشينيان به آنها رسيده اند و نه ديگران به آنها مى رسند و از نسل فاطمه عليهاالسلام، جز اينها كسى نمانده است».
۱.الإقبال: ج 3 ص 86، بحار الأنوار: ج 47 ص 302 ح 25.
مقاتل الطالبيّين عن يحيى بن عبد اللّه عن الذي أفلت من الثمانية:لَمّا اُدخِلنَا الحَبسَ قالَ عَلِيُّ بنُ الحَسَنِ: اللّهُمَّ إن كانَ هذا مِن سَخَطٍ مِنكَ عَلَينا فَاشدُد حَتّى تَرضى. فَقالَ عَبدُ اللّهِ بنُ الحَسَنِ: ما هذا يَرحَمُكَ اللّهُ؟! ثُمَّ حَدَّثَنا عَبدُ اللّهِ عَن فاطِمَةَ الصُّغرى، عَن أبيها [الإِمامِ الحُسَينِ عليه السلام]، عَن جَدَّتِها فاطِمَةَ بِنتِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، قالَت: قالَ لي رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: «يُدفَنُ مِن وُلدي سَبعَةٌ بِشاطِئِ الفُراتِ؛ لَم يَسبِقهُمُ الأَوَّلونَ، ولا يُدرِكُهُمُ الآخِرونَ». فَقُلتُ: نَحنُ ثَمانِيَةٌ! قالَ: فَلَمّا فَتَحُوا البابَ وَجَدوهُم مَوتى، وأصابوني وبي رَمَقٌ، وسَقَوني ماءً وأخرَجوني، فَعِشتُ. ۱

مقاتل الطالبيّينـ به نقل از يحيى بن عبد اللّه، از [تنها] كسى كه از ميان هشت نفر نجات يافت ـ: چون ما را به زندان بردند، على بن حسن گفت: خدايا! اگر اين گرفتارى از سرِ خشم تو بر ماست، آن را شديدتر كن تا از ما راضى شوى. عبد اللّه بن حسن گفت: خدايت رحمت كند! اين سخن چيست؟ سپس براى ما از فاطمه صغرى، از پدرش (امام حسين عليه السلام)، از مادرش فاطمه عليهاالسلامدختر پيامبر خدا نقل كرد كه گفت: پيامبر خدا به من فرمود: «هفت نفر از فرزندان من در كنار فرات دفن مى شوند كه نه پيشينيان به آنها رسيده اند و نه ديگران به آنها مى رسند». من گفتم: ما هشت نفريم [و اين حديث، شامل ما نمى شود]! چون درِ زندان را گشودند، آنان را مُرده يافتند و به من، در حالى كه نيمه جانى داشتم، رسيدند و آبم دادند و بيرونم آوردند

۱.مقاتل الطالبيّين: ص 177؛ دلائل الإمامة: ص 72، بحار الأنوار: ج 47 ص 302. يشير هذان الحديثان إلى ما تعرّض له مجموعة من أحفاد الإمام الحسن المجتبى عليه السلام، من الاعتقال والسجن، وذلك بعد الثورة التي قادها أبناء عبد اللّه المحض بن الحسن المثنّى بن الإمام الحسن المجتبى عليه السلام والذي كانت اُمّه فاطمة بنت الإمام الحسين عليه السلام.
۲.اين دو حديث، به زندانى شدن نوادگان امام حسن عليه السلام در جريان قيام آنان، اشاره دارد. رهبران اين قيام، پسران عبد اللّه محض بودند كه فرزند فاطمه صغرى و حسن مثنّى، پسر امام حسن مجتبى عليه السلام بود.