نتایج جستجو برای «فضیلت دوست داشتن اهل بیت علیهم السلام»: ۱۸ حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:الإِسلامُ عُريانٌ، فَلِباسُهُ الحَياءُ وزينَتُهُ الوَقارُ ومُروءَتُهُ العَمَلُ الصّالِحُ وعِمادُهُ الوَرَعُ. ولِكُلِّ شَيءٍ أساسٌ، وأساسُ الإِسلامِ حُبُّنا أهلَ البَيتِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اسلام، برهنه است وجامه آن، حياست و زيورش، وقار است و مردانگى اش، كردار نيك است و ستونش، پارسايى است. و هر چيزى بنيادى دارد و بنياد اسلام، دوست داشتن ما اهل بيت است.
۱.الكافي: ج 2 ص 46 ح 2.
عنه صلى الله عليه و آلهـ لِعَلِيٍّ عليه السلام ـ: أنَا سَيِّدُ وُلدِ آدَمَ، وأنتَ يا عَلِيُّ وَالأَئِمَّةُ مِن بَعدِكَ سادَةُ اُمَّتي، مَن أحَبَّنا فَقَد أحَبَّ اللّهَ، ومَن أبغَضَنا فَقَد أبغَضَ اللّهَ، ومَن والانا فَقَد والَى اللّهَ، ومَن عادانا فَقَد عادَى اللّهَ، ومَن أطاعَنا فَقَد أطاعَ اللّهَ، ومَن عَصانا فَقَد عَصَى اللّهَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به على عليه السلام ـ: من، سَرور فرزندان آدم هستم و تو ـ اى على ـ و امامان پس از تو، سَروران امّت من هستيد. هر كس ما را دوست بدارد، خدا را دوست داشته است و هر كس ما را دشمن بدارد، خدا را دشمن داشته است. هر كه با ما دوستى ورزد، با خدا دوستى ورزيده است و هر كس با ما دشمنى كند، با خدا دشمنى ورزيده است. هر كس از ما اطاعت كند، از خدا اطاعت كرده و هر كه از ما نافرمانى كند، خدا را نافرمانى كرده است.
۱.الأمالي للصدوق: ص 384 ح 16.
تاريخ دمشق عن زيد بن أرقم:كُنتُ عِندَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَمَرَّت فاطِمَةُ عليهاالسلام عَلَيها كليمٌ ۱، وهِيَ خارِجَةٌ مِن بَيتِها إلى حُجرَةِ نَبِيِّ اللّهِ صلى الله عليه و آله، ومَعَهَا ابناهَا الحَسَنُ وَالحُسَينُ، وعَلِيٌّ عليهم السلام في آثارِهِم، فَنَظَرَ إلَيهِمُ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله فَقالَ: مَن أحَبَّ هؤُلاءِ فَقَد أحَبَّني، ومَن أبغَضَهُم فَقَد أبغَضَني. ۲
تاريخ دمشقـ به نقل از زيد بن ارقم ـ: در خدمت پيامبر خدا بودم كه فاطمه عليهاالسلام، در حالى كه جامه اى پشمى به تن داشت، از كنار ما گذشت. او كه از خانه اش بيرون آمده بود، به سوى اتاق پيامبر خدا مى رفت. فرزندان او حسن و حسين عليهماالسلامنيز همراهش بودند و على عليه السلام در پى آنان حركت مى كرد. پيامبر صلى الله عليه و آله نگاهى به ايشان كرد و فرمود: «هر كس اينان را دوست بدارد، مرا دوست داشته است و هر كس ايشان را دشمن بدارد، مرا دشمن داشته است».
۱.أي ثياب منسوجة من صوف الأغنام وأشعار الماعز.
۲.تاريخ دمشق: ج 14 ص 154 ح 3473.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:حُبُّ آلِ مُحَمَّدٍ يَومًا خَيرٌ مِن عِبادَةِ سَنَةٍ، ومَن ماتَ عَلَيهِ دَخَلَ الجَنَّةَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:يك روز محبّت ورزيدن به خاندان محمّد، بهتر از يك سال عبادت است و هر كه با اين محبّت از دنيا برود، وارد بهشت مى شود.
۱.الفردوس: ج 2 ص 142 ح 2721.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في صِفَةِ عَلِيٍّ عليه السلام ـ: يا أيُّهَا النّاسُ، امتَحِنوا أولادَكُم بِحُبِّهِ، فَإِنَّ عَلِيًّا لا يَدعو إلى ضَلالَةٍ ولا يُبعِدُ عَن هُدًى، فَمَن أحَبَّهُ فَهُوَ مِنكُم، ومَن أبغَضَهُ فَلَيسَ مِنكُم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ درباره على عليه السلام ـ: اى مردم! فرزندان خود را با [محكِ]محبّت على بيازماييد؛ زيرا على هرگز به گم راهى فرا نمى خوانَد و از راه راست، دور نمى شود. پس، هر يك از فرزندان شما على را دوست داشت، از شماست و هر كدام او را دشمن داشت، از شما نيست.
۱.تاريخ دمشق: ج 42 ص 288 ح 8818.
الأمالي للطوسي عن جابر بن عَبدِ اللّهِ الأَنصارِيِّ:جاءَ أعرابِيٌّ إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله فَقالَ: يا رَسولَ اللّهِ، هَل لِلجَنَّةِ مِن ثَمَنٍ؟ قالَ: نَعَم. قالَ: ما ثَمَنُها؟ قالَ: لا إلهَ إلَا اللّهُ، يَقولُهَا العَبدُ الصّالِحُ مُخلِصًا بِها. قالَ: وما إخلاصُها؟ قالَ: العَمَلُ بِما بُعِثتُ بِهِ في حَقِّهِ، وحُبُّ أهلِ بَيتي. قالَ: وحُبُّ أهلِ بَيتِكَ لَمِن حَقِّها؟ قالَ: أجَل، إنَّ حُبَّهُم لَأَعظَمُ حَقِّها. ۱
الأمالى، طوسىـ به نقل از جابر بن عبد اللّه انصارى ـ: باديه نشينى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت: اى پيامبر خدا! آيا بهشت، بهايى دارد؟ فرمود: «آرى». گفت: بهايش چيست؟ فرمود: «كلمه لا إله إلّا اللّه كه بنده صالح، آن را از روى اخلاص بگويد». گفت: اخلاص آن چيست؟ فرمود: «عمل كردن به آنچه براى آن، فرستاده شده ام و دوست داشتن اهل بيت من». گفت: دوست داشتن اهل بيت شما، از حقوق اين كلمه است؟ فرمود: «آرى. دوست داشتن آنان، بزرگ ترين حقّ آن است».
۱.الأمالي للطوسي: ص 583 ح 1207.
الإمام عليّ عليه السلام:عَهِدَ إلَيَّ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ألّا يُحِبَّني إلّا مُؤمِنٌ، ولا يُبغِضَني إلّا مُنافِقٌ. ۱
امام على عليه السلام:پيامبر صلى الله عليه و آله به من فرمود كه مرا جز مؤمن، دوست نمى دارد و جز منافق، دشمن نمى دارد.
۱.سنن النسائي: ج8 ص117.
المعجم الأوسط عن أبي بَرزَةَ:قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: لا تَزولُ قَدَما عَبدٍ حَتّى يُسأَلَ عَن أربَعَةٍ: عَن جَسَدِهِ فيما أبلاهُ، وعُمُرِهِ فيما أفناهُ، ومالِهِ مِن أينَ اكتَسَبَهُ وفيما أنفَقَهُ، وعَن حُبِّ أهلِ البَيتِ. فَقيلَ: يا رَسولَ اللّهِ، فَما عَلامَةُ حُبِّكُم؟ فَضَرَبَ صلى الله عليه و آله بِيَدِهِ عَلى مَنكِبِ عَلِيٍّ. ۱
المعجم الأوسطـ به نقل از ابو برزه ـ: پيامبر خدا فرمود: «[در روز قيامت] هيچ بنده اى از جاى خود قدم بر نمى دارد، تا اين كه درباره چهار چيز از او سؤال شود: از جسمش كه در چه راهى فرسوده است؛ از عمرش كه در چه راهى صرف كرده است؛ از مالش كه از كجا آورده و در چه راهى خرج كرده است؛ و از محبّت نسبت به ما اهل بيت». گفته شد: اى پيامبر خدا! نشانه دوست داشتن شما چيست؟ ايشان، دست خود را بر شانه على عليه السلام زد.
۱.المعجم الأوسط: ج 2 ص 348 ح 2191.
الإمام عليّ عليه السلام:سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقولُ: أنَا سَيِّدُ وُلدِ آدَمَ، وأنتَ يا عَلِيُّ وَالأَئِمَّةُ مِن بَعدِكَ سادَةُ اُمَّتي، مَن أحَبَّنا فَقَد أحَبَّ اللّهَ، ومَن أبغَضَنا فَقَد أبغَضَ اللّهَ، ومَن والانا فَقَد والَى اللّهَ، ومَن عادانا فَقَد عادَى اللّهَ، ومَن أطاعَنا فَقَد أطاعَ اللّهَ، ومَن عَصانا فَقَد عَصَى اللّهَ ۱.
امام على عليه السلام:از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مى فرمايد: من سرور فرزندان آدم هستم و تو، اى على و امامان پس از تو، سروران امّت من هستيد؛ هركس ما را دوست بدارد، خدا را دوست داشته است و هركس ما را دشمن داشته باشد، خدا را دشمن داشته است، هركه با ما دوستى ورزد، با خدا دوستى ورزيده و هركس با ما دشمنى كند، با خدا دشمنى ورزيده است. هركس از ما اطاعت كند، از خدا اطاعت كرده و هركه از ما نافرمانى كند، خدا را نافرمانى كرده است.
۱.أمالي الصدوق: 384 / 16، بشارة المصطفى: 151 كلاهما عن الأصبغ بن نباتة.
الإمام الصادق عليه السلام:مَن عَرَفَ حَقَّنا وأحَبَّنا فَقَد أحَبَّ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالى ۱.
امام صادق عليه السلام:هركه حقّ (و مقام) ما را بشناسد و دوستمان بدارد بى گمان خداى تبارك و تعالى را دوست داشته است.
۱.الكافي: 8 / 129 / 98 عن حفص بن غياث، تنبيه الخواطر: 2 / 137.
الإمام الهادي عليه السلامـ فِي الزِّيارَةِ الجامِعَةِ الَّتي يُزارُ بِهَا الأَئِمَّةُ عليهم السلامـ: مَن والاكُم فَقَد والَى اللّهَ، ومَن عاداكُم فَقَد عادَى اللّهَ، ومَن أحَبَّكُم فَقَد أحَبَّ اللّهَ، ومَن أبغَضَكُم فَقَد أبغَضَ اللّهَ ۱.
امام هادى عليه السلامـ در زيارت جامعه كه بدان امامان را زيارت مى كنندـ: هركه با شما دوستى كند با خدا دوستى كرده است و هر كه با شما دشمنى كند با خدا دشمنى كرده است، هر كه شما را دوست بدارد خدا را دوست داشته است و هركه شما را دشمن داشته باشد خدا را دشمن داشته است.
۱.التهذيب: 6 / 97 / 177، وراجع: ص 156 / 169 من كتابنا هذا.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:أحِبُوا اللّهَ لِما يَغذوكُم مِن نِعَمِهِ، وأحِبّوني بِحُبِّ اللّهِ، وأحِبّوا أهلَ بَيتي لِحُبّي ۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خدا را به خاطر نعمتهايش كه به شما مى دهد دوست بداريد و مرا به خاطر خدا دوست بداريد و اهل بيتم را به خاطر من دوست بداريد.
۱.سنن الترمذيّ: 5 / 622 / 3789، تاريخ بغداد: 4 / 160، المستدرك على الصحيحين: 3 / 163 / 4716، المعجم الكبير: 3 / 46 / 2639، وذكره أيضًا في: 10/281/10664، شعب الإيمان: 1 / 366 / 408، وذكره أيضًا في: 2 / 130 / 1378، اُسد الغابة: 2/18، أمالي الصدوق: 298 / 6، علل الشرائع: 139 / 1، بشارة المصطفى: 61، وذكره أيضًا في: 237 كلّها عن ابن عبّاس و: 132، أمالي الطوسيّ: 278 / 531 كلاهما عن عيسى بن أحمدبن عيسى عن الإمام الهادي عن آبائه عليهم السلام، الصواعق المحرقة: 230 وفي بعضها «يغدوكم» بالدال المهملة.
زيدُ بنُ أرقَمَ:كُنتُ عِندَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَمَرَّت فاطِمَةُ عليهاالسلام عَلَيها كليم ۱، وهِيَ خارِجَةٌ مِن بَيتِها إلى حُجرَةِ نَبِيِّ اللّهِ صلى الله عليه و آله، ومَعَهَا ابناهَا الحَسَنُ وَالحُسَينُ، وعَلِيٌّ عليهم السلام في آثارِهِم، فَنَظَرَ إلَيهِمُ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله فَقالَ: مَن أحَبَّ هؤُلاءِ فَقَد أحَبَّني، ومَن أبغَضَهُم فَقَد أبغَضَني ۲.
زيد بن ارقم:در خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله بودم كه فاطمه عليهاالسلام، در حالى كه جامه اى پشمى به تن داشت و از خانه اش بيرون آمده به اتاق پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مى رفت، از كنار ما گذشت. فرزندان او حسن و حسين نيز همراهش بودند و على عليه السلام در پى آنان حركت مى كرد. پيامبر صلى الله عليه و آله نگاهى به ايشان كرد و فرمود: هركس اينان را دوست بدارد مرا دوست داشته است و هركس ايشان را دشمن بدارد مرا دشمن داشته است.
۱.أي ثياب منسوجة من صوف الأغنام وأشعار الماعز.
۲.تاريخ دمشق «ترجمة الإمام الحسين عليه السلام»: 91 / 126.
الإمام الباقر عليه السلام:أحِبُّوا اللّهَ وأحِبّوا رَسولَ اللّهِ لِحُبِّ اللّهِ، وأحِبّونا لِحُبِّ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ۱.
امام باقر عليه السلام:خدا را دوست بداريد و رسول خدا را به خاطر خدا دوست بداريد و ما را به خاطر رسول خدا صلى الله عليه و آله دوست بداريد.
۱.مناقب الإمام أميرالمؤمنين عليه السلام للكوفيّ: 2 / 160 / 637 عن عبيداللّه بن محمّد بن عمر بن عليّ بن أبي طالب.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ خَلَقَ الإِسلامَ فَجَعَلَ لَهُ عَرصَةً وجَعَلَ لَهُ نورًا وجَعَلَ لَهُ حِصنًا وجَعَلَ لَهُ ناصِرًا، فَأَمّا عَرصَتُهُ فَالقُرآنُ، وأمّا نورُهُ فَالحِكمَةُ، وأمّا حِصنُهُ فَالمَعروفُ، وأمّا أنصارُهُ فَأَنَا وأهلُ بَيتي وشيعَتُنا، فَأَحِبّوا أهلَ بَيتي وشيعَتَهُم وأنصارَهُم، فَإِنَّهُ لَمّا اُسرِيَ بي إلَى السَّماءِ الدُّنيا فَنَسَبَني جَبرَئيلُ عليه السلاملِأَهلِ السَّماءِ استَودَعَ اللّهُ حُبّي وحُبَّ أهلِ بَيتي وشيعَتِهِم في قُلوبِ المَلائِكَةِ، فَهُوَ عِندَهُم وَديعَةٌ إلى يَومِ القِيامَةِ، ثُمَّ هَبَطَ بي إلى أهلِ الأَرضِ، فَنَسَبَني إلى أهلِ الأَرضِ فَاستَودَعَ اللّهُ عَزَّوجَلَّ حُبّي وحُبَّ أهلِ بَيتي وشيعَتِهِم في قُلوبِ مُؤمِني اُمَّتي،

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند اسلام را آفريد و براى آن عرصه اى و نورى و حصارى و ياورى قرار داد. عرصه آن قرآن است و نورش، حكمت و حصارش، نيكى و ياورانش، من و اهل بيت من و شيعيان ما هستيم. پس اهل بيت من و شيعيان و ياوران آنان را دوست بداريد؛ زيرا شبى كه مرا به آسمان دنيا بالا بردند و جبرئيل مرا به اهل آسمان معرفى كرد، خداوند محبّت مرا و محبّت اهل بيت من و شيعيان آنها را در دلهاى فرشتگان به وديعت نهاد و اين محبّت تا روز قيامت در دل هاى آنان سپرده است. سپس [جبرئيل] مرا به سوى زمينيان فرود آورد و مرا به اهل زمين معرفى كرد و خداوند عز و جل محبّت من و محبّت اهل بيت من و شيعيان آنها را در دلهاى مؤمنان امّتم به وديعت نهاد. بنابراين، مؤمنان امّتم اين وديعه مرا درباره اهل بيتم تا روز قيامت حفظ

۱.الكافي: 2 / 46 / 3، بشارة المصطفى: 157 وفيه «في قلوب أهل الأرض فمؤمن» كلاهما عن عبد العظيم بن عبد اللّه الحسنيّ عن الإمام الجواد عن آبائه عليهم السلام.
الإمام الباقر عليه السلام:إنّي لَأَعلَمُ أنَّ هذَا الحُبَّ الَّذي تُحِبّونّا لَيسَ بِشَيءٍ صَنَعتُمُوهُ، ولكِنَّ اللّهَ صَنَعَهُ ۱.
امام باقر عليه السلام:من مى دانم كه اين محبّت شما نسبت به ما چيزى نيست كه خود شما آن را ساخته باشيد، بلكه كار خداست.
۱.المحاسن: 1 / 246 / 457 عن أبي بصير.
الإمام الصادق عليه السلام:إنَّ حُبَّنا (أهلَ البَيتِ) يُنَزِّلُهُ اللّهُ مِنَ السَّماءِ مِن خَزائِنَ تَحتَ العَرشِ كَخَزائِنِ الذَّهَبِ وَالفِضَّةِ، ولا يُنزِلُهُ إلاّ بِقَدَرٍ، ولا يُعطيهِ إلاّ خَيرَ الخَلقِ، وإنَّ لَهُ غَمامَةً كَغَمامَةِ القَطرِ، فَإِذا أرادَ اللّهُ أن يَخُصَّ بِهِ مَن أحَبَّ مِن خَلقِهِ أذِنَ لِتِلكَ الغَمامَةِ فَتَهَطَّلَت كَما تَهَطَّلَتِ السَّحابُ، فَتُصيبُ الجَنينَ في بَطنِ اُمِّهِ ۱.
امام صادق عليه السلام:محبّت به ما [اهل بيت] را خداوند از خزانه هايى كه زير عرش اوست و مانند خزانه هاى زر و سيم مى باشند، از آسمان فرو مى فرستد و آن را جز به اندازه نفرستد و جز به بهترين آفريدگان عطايش نكند. اين محبّت را ابرى است، همچون ابرهاى باران زا؛ پس هرگاه خداوند بخواهد آن را به بنده اى كه دوستش مى دارد اختصاص دهد به آن ابر فرمان مى دهد و باران محبّت فرو مى ريزد، همچنان كه ابرهاى باران زا مى بارند و اين باران به جنين در شكم مادرش مى رسد.
۱.تحف العقول: 313 عن أبي جعفر محمّد بن النعمان الأحول.
مُحَمَّدُ بنُ إسماعيلَ بنِ عَبدِ الرَّحمنِ الجُعفِيُّ:دَخَلتُ أنَا وعَمِّيَ الحُصَينُ بنُ عَبدِ الرَّحمنِ عَلى أبي عَبدِ اللّهِ عليه السلامفَأَدناهُ وقالَ: اِبنُ مَن هذا مَعَكَ؟ قالَ: اِبنُ أخي إسماعيلَ، فَقالَ: رَحِمَ اللّهُ إسماعيلَ وتَجاوَزَ عَنهُ سَيِّئَ عَمَلِهِ، كَيفَ خَلَفتُموهُ؟ قالَ: بِخَيرٍ ما آتاهُ اللّهُ لَنا مِن مَوَدَّتِكُم، فَقالَ: يا حُصَينُ، لا تَستَصغِروا مَوَدَّتَنا، فَإِنَّها مِنَ الباقِياتِ الصّالِحاتِ، قالَ: يَا بنَ رَسولِ اللّهِ، مَا استَصغَرتُها، ولكِن أحمَدُ اللّهَ عَلَيها ۱.
محمّد بن اسماعيل بن عبدالرحمن جعفى:من وعمويم، حصين بن عبدالرحمن به حضور امام صادق عليه السلام رسيديم. حضرت، عمويم را نزديك خود نشاند و فرمود: اين كه با توست، پسر كيست؟ عرض كرد: پسر برادرم، اسماعيل. فرمود: خدا اسماعيل را رحمت كند و از گناهانش درگذرد، چگونه جانشينى براى او بوده ايد؟ عرض كرد: بعد از او، بهترين چيزى را كه خداوند به ما عطا فرموده، يعنى محبّت به شما را، حفظ كرده ايم. حضرت فرمود: اى حصين، دوستى ما را دست كم نگيريد؛ چرا كه از جمله باقيات الصالحات است. عمويم عرض كرد: اى پسر پيامبر خدا، من آن را دست كم نگرفته ام، بلكه خدا را به خاطر آن سپاس مى گويم.
۱.الاختصاص: 86، وراجع المناقب لابن شهر آشوب: 4 / 215.