نتایج جستجو برای «عمل نکردن به دانش»: ۴ حدیث
رسول اللّه‏ صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: يَطَّلِعُ قَومٌ مِن أهلِ الجَنَّةِ إلى قَومٍ مِن أهلِ النّارِ، فَيَقولونَ: ما أدخَلَكُمُ النّارَ! وإنّما دَخَلنَا الجَنَّةَ بِفَضلِ تَأديبِكُم وتَعليمِكُم؟ فَيَقولونَ: إنّا كُنّا نُأمُرُكُم بِالخَيرِ ولا نَفعَلُهُ. ۱
پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: گروهى از بهشتيان، به گروهى از دوزخيان مى‏نگرند و مى‏گويند: چه چيزى موجب شد كه به آتش در آييد، در حالى كه ما به لطفِ تعليم و تربيت شما، وارد بهشت شديم؟ آن دوزخيان مى‏گويند: [علّتش اين است كه] ما، شما را به كارهاى خوب توصيه مى‏كرديم؛ ولى خودمان، آنها را انجام نمى‏داديم.
۱.الأمالي للطوسي: ص 527 ح 1162، مكارم الأخلاق: ج 2 ص 364 ح 2661، أعلام الدين: ص 190 كلّها عن أبي ذرّ، بحار الأنوار: ج 77 ص 76 ح 3.
عنه صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: يُجاءُ بِالرَّجُلِ يَومَ القيامَةِ فَيُلقى فِي النّارِ، فَتَندَلِقُ أقتابُهُ ۱ فِي النّارِ، فَيَدورُ كَما يَدورُ الحِمارُ بِرَحاهُ، فَيَجتَمِعُ أهلُ النّارِ عَلَيهِ، فَيَقولونَ: أي فُلانُ، ما شَأنُكَ؟ ألَيسَ كُنتَ تَأمُرُنا بِالمَعروفِ وتَنهانا عَنِ المُنكَرِ؟! قالَ: كُنتُ آمُرُكُم بِالمَعروفِ ولا آتيهِ، وأنهاكُم عَنِ المُنكَرِ وآتيهِ. ۲
پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: در روز قيامت، مردى را مى‏آورند و در آتش مى‏اندازند. پس روده‏هايش در آتش مى‏ريزد، و خودش مانند الاغى كه بر گِرد آسياب مى‏چرخد، [در فضاى جهنّم] به چرخش در مى‏آيد. دوزخيان، بر گِرد او جمع مى‏شوند و مى‏گويند: فلانى! تو را چه شده است؟ مگر تو نبودى كه ما را به خوبى دعوت مى‏كردى و از بدى، بازمان مى‏داشتى؟! او مى‏گويد: من، شما را به خوبى دعوت مى‏كردم؛ ولى خودم آن را به كار نمى‏بستم، و شما را از بدى باز مى‏داشتم؛ امّا خودم آن را انجام مى‏دادم.
۱.تَندَلِقُ أقتابُهُ: يُريدُ خُروجَ أمعائِهِ مِن جَوفِهِ (النهاية: ج 2 ص 130 «دلق»).
۲.صحيح البخاري: ج 3 ص 1191 ح 3094، مسند ابن حنبل: ج 8 ص 183 ح 21843، السنن الكبرى: ج 10 ص 162 ح 20209 كلّها عن اُسامة، كنز العمّال: ج 10 ص 194 ح 29023.
عنه صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: إنَّ أشَدَّ أهلِ النّارِ نَدامَةً وحَسرَةً رَجُلٌ دَعا عَبدا إلَى اللّه‏ِ، فَاستَجابَ لَهُ وقَبِلَ مِنهُ فَأَطاعَ اللّه‏َ، فَأَدخَلَهُ اللّه‏ُ الجَنَّةَ وأدخَلَ الدّاعِيَ النّارَ بِتَركِهِ عِلمَهُ وَاتِّباعِهِ الهَوى وطولِ الأَمَلِ. أمَّا اتِّباعُ الهَوى فَيَصُدُّ عَنِ الحَقِّ، وطولُ الأَمَلِ يُنسِي الآخِرَةَ. ۱
پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: پشيمان‏ترين و پُرافسوس‏ترينِ دوزخيان، مردى است كه بنده‏اى را به سوى خدا فرا خوانده است و او دعوتش را پاسخ گفته و از او پذيرفته و خدا را اطاعت كرده است و خداوند نيز وى را به بهشت در آورده؛ ولى آن دعوتگر را به سبب عمل نكردن به علمش و پيروى كردنش از هواى نفس و داشتن آرزوى دراز، به آتش در آورده است؛ زيرا پيروى كردن از هواى نفس، از حق، باز مى‏دارد و آرزوى دراز، آخرت را از ياد مى‏بَرَد.
۱.الكافي: ج 1 ص 44 ح 1، الخصال: ص 51 ح 63 نحوه وكلاهما عن سليم بن قيس عن الإمام عليّ عليه ‏السلام، منية المريد: ص 146 عن الإمام عليّ عليه ‏السلام عنه صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله، عدّة الداعي: ص 67 وليس فيه ذيله من «وطول الأمل» في الموضع الأوّل، بحار الأنوار: ج 2 ص 106 ح 2.
عنه صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: إنَّ لِكُلِّ قَولٍ مِصداقا مِن عَمَلٍ يُصَدِّقُهُ أو يُكَذِّبُهُ، فَإِذا قالَ ابنُ آدَمَ وصَدَّقَ قَولَهُ بِعَمَلِهِ رُفِعَ قَولُهُ بِعَمَلِهِ إلَى اللّه‏ِ، وإذا قالَ وخالَفَ قَولُهُ عَمَلَهُ رُدَّ قَولُهُ عَلى عَمَلِهِ الخَبيثِ وهَوى بِهِ فِي النّارِ. ۱
پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: براى هر گفتارى، مصداقى از كردار است كه آن گفتار را تصديق يا تكذيب مى‏كند. پس هر گاه آدمى سخنى بگويد و سخنش را با كردارش تصديق كند، آن گفتار او به وسيله كردارش به درگاه خدا، بالا مى‏رود، و هر گاه سخنى بگويد و گفتار او بر خلاف كردارش باشد، آن گفتار او به كردار زشتش باز گردانده مى‏شود و او را در آتش مى‏افكند.
۱.تفسير القمّي: ج 2 ص 208 عن أبي الجارود عن الإمام الباقر عليه ‏السلام، بحار الأنوار: ج 69 ص 64 ح 10.