حدیث دربارهعمل نكردن به دانش
عنه صلى الله عليه و آله: يُجاءُ بِالرَّجُلِ يَومَ القيامَةِ فَيُلقى فِي النّارِ، فَتَندَلِقُ أقتابُهُ ۱ فِي النّارِ، فَيَدورُ كَما يَدورُ الحِمارُ بِرَحاهُ، فَيَجتَمِعُ أهلُ النّارِ عَلَيهِ، فَيَقولونَ: أي فُلانُ، ما شَأنُكَ؟ ألَيسَ كُنتَ تَأمُرُنا بِالمَعروفِ وتَنهانا عَنِ المُنكَرِ؟! قالَ: كُنتُ آمُرُكُم بِالمَعروفِ ولا آتيهِ، وأنهاكُم عَنِ المُنكَرِ وآتيهِ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: در روز قيامت، مردى را مىآورند و در آتش مىاندازند. پس رودههايش در آتش مىريزد، و خودش مانند الاغى كه بر گِرد آسياب مىچرخد، [در فضاى جهنّم] به چرخش در مىآيد. دوزخيان، بر گِرد او جمع مىشوند و مىگويند: فلانى! تو را چه شده است؟ مگر تو نبودى كه ما را به خوبى دعوت مىكردى و از بدى، بازمان مىداشتى؟!
او مىگويد: من، شما را به خوبى دعوت مىكردم؛ ولى خودم آن را به كار نمىبستم، و شما را از بدى باز مىداشتم؛ امّا خودم آن را انجام مىدادم.