فیلترها
نتایج جستجو برای «عدل»: ۷۶۸ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
عنه عليه السلام:أفضَلُ ما مَنَّ اللّهُ سُبحانَهُ بِهِ عَلى عِبادِهِ عِلمٌ وعَقلٌ، ومُلكٌ وعَدلٌ. ۱
امام على عليه السلام:برترين بخشش هاى خداوندِ سبحان بر بندگانش، دانش و خرد، و حكمرانى و عدالت پيشگى است.
۱.غرر الحكم: ح 3205، عيون الحكم والمواعظ: ص 122 ح 2771.
حلية الأولياء عن أبي أيّوب الأنصاريّ عن النّبيّ صلى الله عليه و آله:إنَّ الرَّجُلَينِ لَيَتَوَجَّهانِ إلَى المَسجِدِ فَيُصَلِّيانِ، فَيَنصَرِفُ أحَدُهُما وصَلاتُهُ أوزَنُ مِن اُحُدٍ، ويَنصَرِفُ الآخَرُ وما تَعدِلُ صَلاتُهُ مِثقالَ ذَرَّةٍ. فَقالَ أبو حُمَيدٍ السّاعِدِيُّ: وكَيفَ يَكونُ ذلِكَ يا رَسولَ اللّهِ؟
قالَ: إذا كانَ أحسَنَهُما عَقلاً.
قالَ: وكَيفَ يَكونُ ذلِكَ؟
قالَ: إذا كانَ أورَعَهُما عَن مَحارِمِ اللّهِ، وأحرَصَهُما عَلَى المُسارَعَةِ إلَى الخَيرِ، وإن كانَ دونَهُ فِي التَّطَوُّعِ. ۱
حلية الأولياءـ به نقل از ابو ايّوب انصارى ـ: پيامبر خدا فرمود: «دو مرد وارد مسجد مى شوند و نماز مى گزارند. آن گاه باز مى گردند، حال آن كه نمازِ يكى، سنگين تر از كوه اُحُد است و نماز ديگرى، همسنگ ذرّه اى نيست».
ابو حميد ساعدى پرسيد: چگونه چنين مى شود، اى پيامبر خدا؟
فرمود: «اگر يكى خردمندتر باشد».
باز پرسيد: چگونه مى شود؟
فرمود: «اگر يكى در مقابل گناهان، خودنگه دارتر باشد و در انجام دادن خوبى ها شتاب و ولع بيشترى به خرج دهد، گرچه در امور مستحبّى، از ديگرى پايين تر باشد».
۱.حلية الأولياء: ج 1 ص 362، الفردوس: ج 3 ص 212 ح 4604، المعجم الكبير: ج 4 ص 149 ح 3970 وفيهما إلى «مثقال ذرّة»، كنز العمّال: ج 3 ص 381 ح 7049.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلتشویق بر خردورزی تفکر و ژرف اندیشی +2 مورد دیگر
الكافي عن سماعة بن مهران:كُنتُ عِندَ أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام وعِندَهُ جَماعَةٌ مِن مَواليهِ، فَجَرى ذِكرُ العَقلِ وَالجَهلِ، فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: اِعرِفُوا العَقلَ وجُندَهُ وَالجَهلَ وجُندَهُ تَهتَدوا.
قالَ سَماعَةُ: فَقُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ، لا نَعرِفُ إلاّ ما عَرَّفتَنا.
فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: إنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ العَقلَ وهُوَ أوَّلُ خَلقٍ مِنَ الرّوحانِيّينَ عَن يَمينِ العَرشِ مِن نورِهِ، فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ لَهُ: أقبِل فَأَقبَلَ ۱؛ فَقالَ اللّهُ تَبارَكَ
وتَعالى: خَلَقتُكَ خَلقًا عَظيمًا وكَرَّمتُكَ عَلى جَميعِ خَلقي. ۲
قالَ: ثُمَّ خَلَقَ الجَهلَ مِنَ البَحرِ الاُجاجِ ظُلمانِيًّا فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ
الكافىـ به نقل از سماعه بن مهران ـ: نزد امام صادق عليه السلام بودم و گروهى از دوستداران ايشان در آن جا حضور داشتند. سخن از خرد و نادانى به ميان آمد. امام صادق عليه السلامفرمود: «خرد و سپاهيانش و نادانى و سپاهيانش را بشناسيد تا هدايت يابيد». ۴
گفتم: جانم به فدايت! نمى دانيم، جز آنچه شما ما را بر آن آگاه ساخته ايد.
آن گاه امام صادق عليه السلام فرمود: «خداوند، خرد را كه نخستين آفريده روحانى است، از سَمت راست عرش، از نور خود بيافريد. آن گاه بدو فرمود: باز گرد. پس برگشت. سپس به او گفت: روى آور. پس روى آورد. ۵ سپس خداوند
متعال فرمود: تو را آفريدم، آفريدنى بزرگ وتو را برهمه مخلوقاتم گرامى داشتم». ۶
سپس [خداوند،] نادانى را از درياى شور و ظلمانى بيافريد و به او گفت: باز گرد. پس برگشت. سپس
۱.شرح المولى محمّد صالح المازندراني هذا الحديث بما يلي: «فقال له: أدبر فأدبر»: أمره بالهبوط من عالم الملكوت والنور إلى عالم الظلمات والشرور والتوجّه إلى ما يلايمه من المشتهيات والنظر إلى ما فيه هواه من المستلذّات، فهبط لما في ذلك من مصلحة وهي ابتلاء العباد ونظام البلاد وعمارة الأرض، إذ لولا ذلك لكان النّاس بمنزلة الملائكة عارين عن حلية التناكح والتناسل والزراعة وتعمير الأرض، وبطل الغرض المطلوب من هذا النوع من الخلق، وبطل خلافة الأرض، ولزم من ذلك بطلان الثواب والعقاب وعدم انكشاف صفات الباري وانجلاء حقائقها وآثارها، مثل العدالة والانتقام والجبّاريّة والقهّاريّة والعفو والغفران وغيرها.
۲.ثمّ قال له: أقبل فلم يقبل»: أمره بعد الإدبار بالإقبال إليه تعالى والرجوع إلى ما لديه من المقامات العليّة والكرامات الرفيعة التي لا يتيسّر الوصول إليها إلاّ بالانتقال من طور أخسّ إلى طور أشرف، ومن حالة أدنى إلى حالة أعلى، ومن نشأة فانية إلى نشأة باقية، وهكذا من حال إلى حال ومن كمال إلى كمال حتّى يبلغ إلى غاية مشاهدة جلال اللّه ونهاية ملاحظة أنوار اللّه ويرتع في جنّة عالية قطوفها دانية، فأبى السلوك في سبيل الرشاد والتقيّد بربقة الانقياد والتمسّك بلوازم الوعظ والنصيحة والانقلاع عن الأفعال القبيحة، كلّ ذلك لشدّة احتجابه بحجاب الظلمات وانغماسه في بحار ذمائم الصفات؛ لتوهّمه أنّ تلك الذمائم الخاسرة والصفات الظاهرة والمشتهيات الحاضرة كمال له، فاغترَّ بها أو افتخر وأخذها بضاعة له واستكبر (شرح اُصول الكافي، كتاب العقل والجهل: ص 268).
وصدر أخيرًا عن مؤسّسة التنظيم والنشر لآثار الإمام الخميني قدس سره في هذا المجال كتاب «شرح حديث جنود العقل والجهل» للسيّد الإمام قدس سرهفراجع.
۳.الكافي: ج 1 ص 21 ح 14، علل الشرائع: ص 113 ح 10، تحف العقول: ص 400 كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج 1 ص 109 ح 7.
۴.امام خمينى رحمه الله، كتابى با عنوان شرح حديث جنود عقل و جهل نگاشته كه از سوى مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى رحمه الله به چاپ رسيده است.
۵.ملاّ صالح مازندرانى در شرح اين حديث نوشته است: «خداوند، خرد را فرمان داد تا از عالَم ملكوت و نورانى به دنياى تاريكى ها و شرور فرود آيد و به خواستنى هايى كه سازگار با اوست، توجّه كند و در لذّت هاى مطابق ميلش، درنگ نمايد. سپس خرد، از آن رو كه مصلحتش در آن بود، فرود آمد. آن مصلحت، عبارت است از: آزمودن بندگان، سامان بخشى به شهرها و آبادانى زمين.
۶.گر چنين نبود، مردم به سانِ فرشتگان، از ازدواج و تكثير نسل، كشاورزى و آبادانى زمين، دست مى شُستند و انگيزه آفرينشِ اين دسته از موجودات، از ميان مى رفت، چنان كه جانشينى [اش در]زمين، زائل مى شد، و نظام پاداش و كيفر نيز به هم مى ريخت و صفات خداوندى و حقيقت و آثارش (چون: عدالت، انتقام، جباريّت، قهاريّت، عفو و بخشش و مانند آن) آشكار نمى گشت».
وى در تفسير «پس بدو گفت: روى آور. پس رو نياورد»، مى گويد: «خداوند، او را پس از برگشتن، به رو آوردن و بازگشت به مقامات برتر و كرامت هاى بلند ـ كه دستيابى بدانها جز با تحوّل و دگرگونى از صورت پست به صورت برتر و از حالت پايين تر به حالت بالاتر و از دنياى فانى به دنياى پايدار، ممكن نيست ـ فرمان داد، چنان كه او را به سير و سلوك و پيمودن راه كمال تا مشاهده جلال خداوندى و ديدن انوار الهى و گشت و گذار در بهشت برين، فرمان داد؛ او از پيمودن راه رشد و گردن نهادن به بندگى و استفاده از پند و نصيحت و دورى جُستن از رفتار زشت، سر باز زد؛ زيرا در حجاب هاى ظلمانى، پنهان بود و در درياى بدى ها فرو رفته بود، با اين گمان كه اين لذّت هاى ظاهرى و خصلت هاى زشت كمال اوست. از اين رو، بدان مغرور شد و فخرفروشى كرد و آن را دست مايه بزرگى طلبى قرار داد» (شرح اصول كافى، كتاب العقل و الجهل، ص 268. همچنين، ر. ك: شرح حديث جنود عقل و جهل).
عنه عليه السلام:مِن عَلاماتِ العَقلِ العَمَلُ بِسُنَّةِ العَدلِ. ۱
امام على عليه السلام:از نشانه هاى خردمندى، به روش عادلانه رفتار كردن است.
۱.غرر الحكم: ح 9430.
عنه عليه السلام:غَريزَةُ العَقلِ تَحدو عَلَى استِعمالِ العَدلِ. ۱
امام على عليه السلام:نيروى خرد، [آدمى را] بر به كارگيرى عدالت، وا مى دارد.
۱.غرر الحكم: ح 6392، عيون الحكم والمواعظ: ص 349 ح 5919 وفيه «تأمر» بدل «تحدو».
عنه عليه السلام:مَن أمسَكَ عَنِ الفُضولِ عَدَّلَت رَأيَهُ العُقولُ. ۱
امام على عليه السلام:آن كه خود را از زيادتى ها باز دارد، خردها رأيش را عادلانه مى دانند.
۱.الكافي: ج 8 ص 22 ح 4 عن جابر بن يزيد عن الإمام الباقر عليه السلام، تحف العقول: ص 97، غرر الحكم: ح 8513، بحار الأنوار: ج 77 ص 286 ح 1.
الإمام علي عليه السلامـ فِي الدُّعاءِ ـ: اللّهُمَّ أنتَ أهلُ الوَصفِ الجَميلِ، وَالتَّعدادِ الكَثيرِ، إن تُؤَمَّل فَخَيرُ مَأمولٍ، وإن تُرجَ فَخَيرُ مَرجُوٍّ. اللّهُمَّ وقَد بَسَطتَ لي فيما لا أمدَحُ بِهِ غَيرَكَ، ولا اُثني بِهِ عَلى أحَدٍ سِواكَ، ولا اُوَجِّهُهُ إلى مَعادِنِ الخَيبَةِ ومَواضِعِ الرّيبَةِ، وعَدَلتَ بِلِساني عَن مَدائِحِ الآدَمِيّينَ، وَالثَّناءِ عَلَى المَربوبينَ المَخلوقينَ.
اللّهُمَّ ولِكُلِّ مُثنٍ عَلى مَن أثنى عَلَيهِ مَثوبَةٌ مِن جَزاءٍ، أو عارِفَةٌ مِن عَطاءٍ، وقَد رَجَوتُكَ دَليلاً عَلى ذَخائِرِ الرَّحمَةِ وكُنوزِ المَغفِرَةِ.
اللّهُمَّ وهذا مَقامُ مَن أفرَدَكَ بِالتَّوحيدِ الَّذي هُوَ لَكَ، ولَم يَرَ مُستَحِقّا لِهذِهِ المَحامِدِ وَالمَمادِحِ غَيرَكَ، وبي فاقَةٌ
امام على عليه السلامـ در دعا ـ: خدايا! تو سزاوار ستايشِ زيبا و شمارشِ نعمت هاى بى پايانى. اگر آرزو شوى، بهترينِ آرزو شده اى و اگر به تو اميد بسته شود، بهترين كسى هستى كه بدو اميد بسته مى شود.
خدايا! تو به من توانِ بيان دادى و من با آن غير از تو را نمى ستايم و كسى جز تو را ثنا نمى گويم و آن را متوجّه كان هاى ناكامى و محروميت و جايگاه هاى شك و بى اعتمادى (مخلوقات) نمى سازم.
تو زبانم را از ستودن آدميان و ثناگويى بر آنان، كه خود، دستْ پرورده و آفريده اند، باز داشتى. خدايا! براى هر ثناگويى، بر آن كه ثنايش گويد، پاداشى و دِهِشى است و من به تو اميد بسته ام كه راهنما بر اندوخته هاى رحمت و گنج هاى آمرزشى.
خدايا! در پيشگاه تو كسى ايستاده است كه تنها تو را يگانه مى داند، و يكتايى، ويژه توست، و
عنه صلى الله عليه و آله:ما مِن أيّامٍ أفضَلُ عِندَ اللّهِ، ولَا العَمَلُ فيهِنَّ أحَبُّ إلَى اللّهِ عز و جل مِن هذِهِ الأَيّامِ العَشرِ، فَأَكثِروا فيهِنَّ مِنَ التَّهليلِ وَالتَّكبيرِ وذِكرِ اللّهِ؛ فَإِنَّها أيّامُ التَّهليلِ وَالتَّكبيرِ وذِكرِ اللّهِ، وإنَّ صِيامَ يَومٍ منها يَعدِلُ بِصِيامِ سَنَةٍ، وَالعَمَلَ فيهِنَّ يُضاعَفُ سَبعَمِئَةِ ضِعفٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ ايّامى نزد خدا برتر، و عمل كردن در آنها نزد خداوند عز و جلمحبوب تر از اين ده روز نيست. پس، در اين روزها خدا را به يگانگى و بزرگى، فراوان ياد كنيد و نام او را بسيار ببريد؛ چرا كه اين روزها، روزهاى تهليل و تكبير و ذكر خداست. روزه يك روز از اين ده روز، با روزه يك سال، برابرى مى كند و عمل در اين روزها هفتصد برابر مى شود.
۱.شُعب الإيمان: ج 3 ص 356 ح 3758 عن ابن عبّاس، كنزالعمّال: ج 12 ص 318 ح 35194.
الإمام الصادق عليه السلام:مَن دَخَلَ سوقا أو مَسجِدَ جَماعَةٍ فَقالَ مَرَّةً واحِدَةً: «أشهَدُ أن لا إلهَ إلَا اللّهُ وَحدَهُ لا شَريكَ لَهُ، واللّهُ أكبَرُ كَبيرا، وَالحَمدُ للّهِِ كَثيرا، وسُبحانَ اللّهِ بُكرَةً وأصيلاً، ولا حَولَ ولا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ العَلِيِّ العَظيمِ، وصَلَّى اللّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِهِ» عَدَلَت لَهُ حَجَّةً مَبرورَةً. ۱
امام صادق عليه السلام:هر كس وارد بازارى يا مسجد قومى شود و يك بار بگويد: «گواهى مى دهم كه معبودى جز خداى يگانه و بى انباز نيست، و خدا، بسى بزرگ است، و ستايش فراوان، خداى راست، و خدا را هر بام و شام، به پاكى مى ستايم، و هيچ نيرو و توانى نيست، مگر از خداى بلندمرتبه و باعظمت. و درود خدا بر محمّد و خاندان او باد!»، اين، براى او با يك حجّ پذيرفته شده، برابرى مى كند.
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 3 ص 199 ح 3753، المحاسن: ج 1 ص 111 ح 102 كلاهما عن أبي بصير، بحار الأنوار: ج 84 ص 19 ح 4 وج 76 ص 173 ح 6.
مسكّن الفؤاد:أوحَى اللّهُ تَعالى إلى بَعضِ الصِّدِّيقينَ: إنَّ لي عِبادا مِن عِبادي يُحِبّوني واُحِبُّهُم، ويَشتاقونَ إلَيَّ وأشتاقُ إلَيهِم، ويَذكُروني وأذكُرُهُم، فَإِن أخَذتَ طَريقَتَهُم أحبَبتُكَ، وإن عَدَلتَ عَنهُم مَقَتُّكَ. ۱
مسكّن الفؤاد:خداى متعال به يكى از صدّيقان وحى فرمود كه: «مرا در ميان بندگانم، بندگانى است كه دوستم مى دارند و دوستشان مى دارم، و مشتاق من اند و من، مشتاق آنانم، و مرا ياد مى كنند و من، يادشان مى كنم. پس اگر راه آنان در پيش گيرى، تو را نيز دوست دارم، و اگر از راه آنان منحرف شوى، دشمنت مى دارم».
۱.مسكّن الفؤاد: ص 28، بحار الأنوار: ج 70 ص 26 ح 28.
۱.مِنْحَة اللبن: أن يُعطيه ناقة أو شاةً ينتفع بلبنها ويعيدها. وكذلك إذا أعطاه لينتفع بوبرها وصوفها زمانا ثمّ يردّها (النهاية: ج 4 ص 364 «منح»).
۲.في المصدر: «. منحه منحة لبن أو هدى دفافا.»، والتصويب من كنز العمّال. قال ابن الأثير: الزُّقاقُ ـ بالضمّ ـ: الطريق، يريد من دلّ الضالّ أو الأعمى طريقه (النهاية: ج 2 ص 306 «زقق»).
۳.شُعب الإيمان: ج 2 ص 507 ح 2544 عن أبي أيّوب، كنزالعمّال: ج 2 ص 231 ح 3890.
۴.دَهِش شير، به اين معناست كه شخصى مادّه شتر يا گوسفندى در اختيار كسى بگذارد تا براى مدّتى از شير و كُرك و پشم آن استفاده كند و سپس آن را به صاحبش برگرداند.
۵.يعنى گم شده اى يا نابينايى را راه نمايى كند.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:قولوا: «لا إلهَ إلَا اللّهُ وَاللّهُ أكبَرُ»، وقولوا: «سُبحانَ اللّهِ وَالحَمدُ للّهِِ»، وقولوا: «تَبارَكَ اللّهُ»؛ فَإِنَّهُنَّ خَمسٌ لا يَعدِلُهُنَّ شَيءٌ، عَلَيهِنَّ فَطَرَ اللّهُ مَلائِكَتَهُ، ومِن أجلِهِنَّ رَفَعَ سَماءَهُ، ودَحا أرضَهُ، وبِهِنَّ جَبَلَ ۱ إنسَهُ وجِنَّهُ، وفَرَضَ عَلَيهِم فَرائِضَهُ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بگوييد: «معبودى جز خدا نيست و خدا بزرگ تر است». بگوييد: «پاكا خدا و ستايش، خداى را!»، و بگوييد: «بلندمرتبه است خدا»؛ زيرا اينها پنج كلمه اند كه هيچ چيز با آنها برابرى نمى كند. خداوند، فرشتگانش را بر اينها سرشته است، و براى اينها آسمانش را برافراشت و زمينش را گسترانيد، و آدميان و جنّيان خويش را بر اينها سرشت، و واجباتش را بر آنان، واجب گردانيد.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ثَلاثَةٌ مِن أصلِ الإِيمانِ: الكَفُّ عَمَّن قالَ: لا إلهَ إلَا اللّهُ ولا تُكَفِّرهُ بِذَنبٍ ولا تُخرِجهُ مِنَ الإِسلامِ بِعَمَلٍ، وَالجِهادُ ماضٍ مُنذُ بَعَثَنِيَ اللّهُ إلى أن يُقاتِلَ آخِرُ اُمَّتِي الدَّجّالَ لا يُبطِلُهُ جَورُ جائِرٍ ولا عَدلُ عادِلٍ، وَالإِيمانُ بِالأَقدارِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سه چيز از اصول ايمان است: خوددارى از [آزار]كسى كه گفته است: «لا اله إلّا اللّه» و اين كه او را به سبب گناهى كافر نشمارى و بر اثر كارى، از اسلام بيرونش ندانى؛ و جهاد كه از وقتى خداوند مرا بر انگيخت، تا زمانى كه آخرين افراد امّت من با دجّال بجنگند، برقرار خواهد بود و ستمِ ستمگر و دادِ دادگر، آن را از جريان نمى اندازد؛ و ايمان داشتن به مقدّرات.
۱.سنن أبي داوود: ج 3 ص 18 ح 2532.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:الحَمدُ للّهِِ رَفيعِ الدَّرَجاتِ، ذِي العَرشِ. وهُوَ أَحكَمُ الحاكِمينَ، وأَسرَعُ الحاسِبينَ، وحُكمُهُ عَدلٌ وهُوَ لِلحَمدِ أَهلٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ستايش، از آنِ خداست كه بالا برنده درجه ها و صاحب عرش است. و او حاكم ترينِ حاكمان و سريع ترينِ حسابگران است و حكم او، داد است، و او شايسته ستايش است.
۱.الدروع الواقية: ص 88.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های اعتقادیایمان به خداشناخت اسما و صفات خدا +1 مورد دیگر
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:اللّهُمَّ إِنّي أَسأَ لُكَ بِاسمِكَ. يا أَحكَمَ الحاكِمينَ، يا أَعدَلَ العادِلينَ، يا أَصدَقَ الصّادِقينَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوندا! من از تو درخواست مى كنم به نامت. اى حاكم ترينِ حاكمان، اى دادگرترينِ دادگران، اى راستگوترينِ راستگويان!
۱.المصباح للكفعمي: ص 338.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های اعتقادیایمان به خداشناخت اسما و صفات خدا +1 مورد دیگر
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:بِالعَدلِ قامَتِ السَّماواتُ وَالأَرضُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:آسمان ها و زمين، با دادگرى، پايدار مى مانند.
۱.عوالي اللآلي: ج 4 ص 103.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في دُعاءِ الجَوشَنِ الكَبيرِ ـ: يا أحكَمَ الحاكِمينَ، يا أعدَلَ العادِلينَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در دعاى «جوشن كبير» ـ: اى بهترينِ داوران! اى دادگرترينِ دادگران!
۱.المصباح للكفعمي: ص 338.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:لَمّا رَأى يونُسُ عليه السلام أنَّ قَومَهُ لا يُجيبونَهُ ولا يُؤمِنونَ، ضَجِرَ وعَرَفَ مِن نَفسِهِ قِلَّةَ الصَّبرِ، فَشَكا ذلِكَ إلى رَبِّهِ، وكانَ فيما شَكا ۱ أن قالَ: يا رَبِّ، إنَّكَ بَعَثتَني إلى قَومي، ولي ثَلاثونَ سَنَةً، فَلَبِثتُ فيهِم أدعوهُم إلَى الإِيمانِ بِكَ، وَالتَّصديقِ بِرِسالاتي، واُخَوِّفُهُم عَذابَكَ ونَقِمَتَكَ ثَلاثا وثَلاثينَ سَنَةً، فَكَذَّبوني ولَم يُؤمِنوا بي، وجَحَدوا نُبُوَّتي وَاستَخَفّوا بِرِسالاتي، وقَد تَواعَدوني وخِفتُ أن يَقتُلوني، فَأَنزِل عَلَيهِم عَذابَكَ، فَإِنَّهُم قَومٌ لا يُؤمنونَ.
قالَ: فَأَوحَى اللّهُ إلى يونُسَ: أنَّ فيهِمُ الحَملَ، وَالجَنينَ وَالطِّفلَ، وَالشَّيخَ الكَبيرَ، وَالمَرأَةَ الضَّعيفَةَ، وَالمُستَضعَفَ
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:يونس عليه السلام، زمانى كه ديد قومش دعوت او را نمى پذيرند و به او ايمان نمى آورند، آزرده شد و احساس بى تابى كرد. از اين رو، به پروردگارش شِكوه نمود. در بخشى از شِكوه هاى او چنين بود: اى پروردگار من! تو مرا در سى سالگى به سوى قومم مبعوث فرمودى و من، سى و سه سال در ميانشان ماندم و آنان را به ايمان آوردن به تو و تصديق رسالتم دعوت نمودم و از عذاب و نقمت تو بيمشان دادم؛ امّا آنان تكذيبم كردند و به من ايمان نياوردند، و نبوّتم را انكار نمودند و رسالتم را سبُك شمردند و من را تهديد نمودند و ترسيدم كه مرا بكُشند. پس، عذابت را بر آنان فرود آور؛ زيرا آنان، قومى هستند كه ايمان نمى آورند.
آن گاه خداوند به يونس عليه السلام وحى فرمود: «در ميان آنان، زن باردار و جنين و كودك
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن أصابَ فِي الدُّنيا ذَنبا فَعوقِبَ بِهِ، فَاللّهُ أعدَلُ مِن أن يُثَنِّيَ عُقوبَتَهُ عَلى عَبدِهِ، ومَن أذنَبَ ذَنبا فِي الدُّنيا فَسَتَرَهُ اللّهُ عَلَيهِ، فَاللّهُ أكرَمُ مِن أن يَعودَ في شَيءٍ قَد عَفا عَنهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس در دنيا به گناهى گرفتار آيد و كيفر شود، خداوند، دادگرتر از آن است كه كيفر آن را بر بنده اش تكرار نمايد، و هر كس در دنيا به گناهى مرتكب شود و خداوندْ آن را بپوشاند، خداوند، بخشنده تر از آن است كه به چيزى كه گذشت كرده است، باز گردد.
۱.سنن ابن ماجة: ج 2 ص 868 ح 2604.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ما عَرَفَ اللّهَ مَن شَبَّهَهُ بِخَلقِهِ ولا وَصَفَهُ بِالعَدلِ مَن نَسَبَ إلَيهِ ذُنوبَ عِبادِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كه خدا را به آفريده اش تشبيه نمايد، او را [به درستى]نشناخته است، و هر كه گناهان بندگان را به خدا نسبت دهد، او را عادل ندانسته است.
۱.التوحيد: ص 47 ح 10.
کلیدواژهها قضا و قدرحکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های اعتقادینقش تقدیر در کارهای انسان +1 مورد دیگر
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۷۶۸