نتایج جستجو برای «صلح امام حسن علیه السلام»: ۹ حدیث
الإمامُ عليٌّ عليه السلامـ في وصيَّتِهِ لابنِهِ الحَسنِ عليه السلام لمّا ضَرَبَهُ ابنُ مُلجَمٍ ـ: واعلَمْ أنّ معاويةَ سَيُخالِفُكَ كما خالَفَنِي، فإن وادَعتَهُ وصالَحتَهُ كُنتَ مُقتَدِيا بِجَدِّكَ صلى الله عليه و آله في مُوادَعَتِهِ بَنِي ضَمرَةَ وبَنِي أشجَعَ. فإن أرَدتَ مُجاهَدَةَ عَدُوِّكَ فَلَن يَصلُحَ لكَ مِن شِيعَتِكَ مَن يَصلُحُ لأبيكَ. ۱
امام على عليه السلامـ پس از ضربت خوردن به وسيله ابن ملجم، در سفارش به فرزند بزرگوار خود حسن عليه السلام ـفرمود: بدان كه معاويه همچنان كه با من مخالفت كرد با تو نيز مخالفت خواهد كرد. پس اگر با او از در صلح وآشتى درآيى به جدّت تأسّى جسته اى كه با بنى ضمره و بنى اشجع. صلح كرد و اگر بخواهى با دشمنت بجنگى [بدان كه]هرگز آن صلاحيت و وفادارى كه پيروان پدرت داشتند پيروان تو نخواهند داشت.
۱.نهج السعادة: 2/742.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:إنّ الحَسنَ بنَ عليٍّ عليهماالسلام لَمّاطُعِنَ واختَلَفَ الناسُ عَليهِ سَلَّمَ الأمرَ لِمعاويةَ، فَسَلَّمَت علَيهِ الشِّيعَةُ «علَيكَ السَّلامُ يا مُذِلَّ المؤمنينَ!» فقالَ عليه السلام: ما أنا بِمُذِلِّ المُؤمنينَ، ولكِنّي مُعِزُّ المؤمنينَ، إنّي لَمّا رَأيتُكُم ليسَ بِكُم علَيهِم قُوَّةٌ سَلَّمتُ الأمرَ لأِبقى أنا وأنتُم بينَ أظهُرِهِم، كما عابَ العالِمُ السَّفِينَةَ لِتَبقى لأصحابِها، وكذلكَ نَفسِي وأنتُم لِنَبقى بَينَهُم. ۱
امام صادق عليه السلام:حسن بن على عليهماالسلام پس از آن كه به جانش سوء قصد شد و پيروانش از در ناسازگارى با وى در آمدند، كار را به معاويه واگذاشت. آنگاه شيعيانش به آن حضرت چنين سلام كردند: «سلام بر تو اى خواركننده مؤمنان!». حضرت فرمود: من خواركننده مؤمنان نيستم، بلكه عزّت بخش مؤمنانم. وقتى ديدم شما در برابر دشمن قدرتى نداريد، كار را به او واگذاشتم تا من و شما در ميان آنان باقى بمانيم؛ همچنان كه آن عالِم (خضر) كشتى را سوراخ كرد تا براى صاحبانش باقى بماند، و اينچنين [است حكايت]من و شما تا در ميان آنها باقى بمانيم.
۱.بحار الأنوار: 78/287/2.
قال الله تعالي:و إنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَح لَها و تَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إنَّهُ هُوَ السَّميعُ العَليمُ ۱
خداوند متعال در قرآن مي فرمايد:اگر به صلح مايل شدند تو نيز از در صلح وارد شو و بر خدا توكّل كن كه او شنواى دانا است.
۱.. أنفال، آيه 61.
رسول الله صلى الله عليه و آله:الحَسَنُ و الحُسَينُ إمامانِ قاما أو قَعَدا؛ ۱
پيامبر صلى الله عليه و آله:حسن و حسين دو امامند؛ چه قيام كنند، و چه قيام نكنند.
۱.مناقب آل أبى طالب، ج 2، ص 138.
الامام على عليه السلام:و لاتَدفَعَنَّ صُلحا دَعاكَ إلَيهِ عَدُوُّكَ و لِلّهِ فيهِ رِضىً؛ فَإنَّ فِي الصُّلحِ دَعَةً لِجُنودِكَ و راحَةً من هُمومِكَ و أمنا لِبِلادِكَ؛ ۱
امام على عليه السلام:اگر دشمن، تو را به صلح فراخواند و خشنودى خدا در آن بود، آن را ردّ مكن؛ زيرا صلح مايه آسايش سپاهيان تو و راحتى خودت از اندوه ها و ايمنى سرزمين تو است.
۱.. نهج البلاغه، نامه 53.
الامام على عليه السلام:. فَإن أرَدتَ مُجاهَدَةَ عَدُوِّكَ فَلَن يَصلُحَ لَكَ مِن شيعَتِكَ مَن لَم يَصلُحْ لأِبيكَ لَأَنَّهُم قَومٌ لاوَفاءَ لَهُم، يُورِدُونَكَ ثُمَّ لايُصدِرُونَكَ؛ ۱
امام على عليه السلام:. و اگر بخواهى با دشمنت بجنگى [بدان كه] كسانى كه شمشيرشان سودى براى پدرت نداشت هرگز براى تو نيز سودى نخواهند داشت؛ زيرا آنان قومى بى وفا هستند كه تو را وارد معركه كارزار مى كنند آن گاه براى بيرون آمدن از آن يارى ات نمى كنند.
۱.ميزان الحكمه، ح 10513.
الامامعلى عليه السلام:وَجَدتُ المُسالَمَةَ مالَم يَكُنْ وَهنٌ لِلإسلامِ أنجَعَ مِنَ القِتالِ؛ ۱
امام على عليه السلام:من صلح را، تا آن گاه كه مايه وهن اسلام نباشد، كارسازتر از جنگ يافته ام.
۱.. غررالحكم و دررالكلم، ح 10138.
الامام حسن عليه السلام:إنَّ مُعاوِيَةَ نازَعَني حَقّا هُوَ لي فَتَرَكتُهُ لِصَلاحِ الاُمَّةِ و حَقنِ دِمائِهِم؛ ۱
امام حسن عليه السلام:معاويه در حقى كه از آنِ من بود با من ستيز كرد و من براى صلاح امّت و جلوگيرى از ريختن خونشان آن را واگذاردم.
۱.. بحار الأنوار، ج 44، ص 30.
الامامحسن عليه السلام:ما أنَا بِمُذِلِّ المُؤمِنينَ ولكِنّي مُعِزُّ المُؤمِنينَ، إنّى لَمّا رَأَيتُكُم لَيسَ بِكُم عَلَيهِم قُوَّةٌ سَلَّمتُ الأمرَ لأِبقى أنا و أنتُم بَينَ أظهُرِهِم، كَما عابَ العالِمُ السَّفينَةَ لِتَبقى لأِصحابِها و كَذلِكَ نَفسِي و أنتُم لِنَبقى بَينَهُم؛ ۱
امام حسن عليه السلام:من نه خواركننده مؤمنان، بلكه عزّت بخش آنانم. وقتى ديدم شما در برابر دشمن قدرتى نداريد، كار را به او واگذاشتم تا من و شما در ميان آنان باشيم. همچنان كه آن فرزانه [خضر] كشتى را سوراخ كرد تا براى صاحبانش باقى بماند، و اين چنين است حكايت من و شما تا در ميان آنها باقى بمانيم.
۱.ميزان الحكمه، ح 1051.