فیلترها
نتایج جستجو برای «صبیح غلام ام سلمه»: ۶ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
المعجم الأوسط عن إبراهيم بن عبدالرحمن بن صبيحٍ مولى اُمّ سملة، عن جدّه صبيح:كُنتُ بِبابِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَجاءَ عَلِيٌّ وفاطِمَةُ وَالحَسَنُ وَالحُسَينُ عليهم السلام، فَجَلَسوا ناحِيَةً، فَخَرَجَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله إلَينا، فَقالَ: إنَّكُم عَلى خَيرٍ، وعَلَيهِ كِساءٌ خَيبَرِيٌّ، فَجَلَّلَهُم بِهِ، وقالَ: أنَا حَربٌ لِمَن حارَبَكُم، سِلمٌ لِمَن سالَمَكُم. ۱
المعجم الأوسطـ به نقل از ابراهيم بن عبد الرحمان بن صبيح (غلام اُمّ سلمه)، از جدّش صبيح ـ: بر در خانه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بودم كه على، فاطمه، حسن و حسين عليهم السلام آمدند و در گوشه اى نشستند. پس پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به سوى ما آمد و فرمود: «شما بر راه درست هستيد».
كسايى خيبرى در برِ پيامبر صلى الله عليه و آله بود. ايشان با آن، آنان را پوشاند و فرمود: «من با هر كه با شما سرِ جنگ داشته باشد، سرِ جنگ دارم و با هر كه با شما در صلح باشد، در صلحم».
۱.المعجم الأوسط: ج 3 ص 179 ح 2854، اُسد الغابة: ج 3 ص 7 ح 2481.
إبراهيمُ بنُ عَبدِ الرَّحمنِ بنِ صُبَيحٍ مَولى اُمِّ سَلَمَةَ، عَن جَدِّهِ صُبَيحٍ:كُنتُ بِبابِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَجاءَ عَلِيٌّ وفاطِمَةُ والحَسَنُ والحُسَينُ، فَجَلَسوا ناحِيَةً، فَخَرَجَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله إلَينا، فَقالَ: إنَّكُم عَلى خَيرٍ، وعَلَيهِ كِساءٌ خَيبَرِيٌّ، فَجَلَّلَهُم بِهِ وقالَ: أنَا حَربٌ لِمَن حارَبَكُم، سِلمٌ لِمَن سالَمَكُم ۱.
ابراهيم بن عبدالرحمن بن صبيح غلام امّ سلمه به نقل از جدّش صبيح:بر در خانه رسول اللّه صلى الله عليه و آله بودم كه على، فاطمه، حسن و حسين آمدند و در گوشه اى نشستند. پس پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به سوى ما آمد و فرمود: شما بر نيكى هستيد و كسايى خيبرى بر حضرت صلى الله عليه و آله بود، او با آن ايشان را پوشاند و فرمود: من دشمن كسى هستم كه با شما بستيزد و با كسى كه با شما صلح و سلام در پيش گيرد صلح و سلام در پيش خواهم گرفت.
۱.المعجم الأوسط: 3 / 179 / 2854، اُسد الغابة: 3 / 7 / 2481.
المستدرك على الصحيحين عن عامِر بن سَعدٍ:قالَ سَعدٌ: نَزَلَ عَلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله الوَحيُ، فَأَدخَلَ عَلِيًّا وفاطِمَةَ وابنَيهِما تَحتَ ثَوبِهِ، ثُمَّ قالَ: اللّهُمَّ هؤُلاءِ أهلي وأهلُ بَيتي. ۱
المستدرك على الصحيحينـ به نقل از عامر بن سعد ـ: سعد گفت: بر پيامبر خدا وحى نازل شد و او على و فاطمه عليهماالسلام و دو فرزند آنها را زير جامه خود گرفت و گفت: «بار خدايا! اينان، خاندان و اهل بيت من هستند».
۱.المستدرك على الصحيحين: ج 3 ص 159 ح 4708.
الأمالي للطوسي عَنِ ابنِ عَبّاسٍ:كُنتُ عِندَ مُعاوِيَةَ وقَد نَزَلَ بِذي طُوًى، فَجاءَهُ سَعدُ بنُ أبي وَقّاصٍ فَسَلَّمَ عَلَيهِ، فَقالَ مُعاوِيَةُ: يا أهلَ الشّامِ، هذا سَعدُ ابنُ أبي وَقّاصٍ وهُوَ صَديقٌ لِعَلِيٍّ. قالَ: فَطَأطَأَ القَومُ رُؤوسَهُم، وسَبّوا عَلِيًّا عليه السلام فَبَكى سَعدٌ، فَقالَ لَهُ مُعاوِيَةُ: مَا الَّذي أبكاكَ؟ قالَ: ولِمَ لا أبكي لِرَجُلٍ مِن أصحابِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله يُسَبُّ عِندَكَ ولا أستَطيعُ أن اُغَيِّرَ؟! وقَد كانَ في عَلِيٍّ خِصالٌ لَأَن تَكونَ فِيَّ واحِدَةٌ مِنهُم ۱ أحَبُّ مِنَ الدُّنيا وما فيها ـ إلى أن قالَ: ـ والخامِسَةُ: نَزَلَت هذِهِ الآيَةُ «إنَّما يُريدُ اللّهُ لِيُذهِبَ عَنكُمُ الرِّجسَ أهلَ البَيتِ ويُطَهِّرَكُم تَطهيرًا» فَدَعَا
الأمالى، طوسىـ به نقل از ابن عبّاس ـ: همراه معاويه بودم، در حالى كه او در منطقه ذو طوى فرود آمده بود. سعد بن ابى وقّاص، نزد او آمد و سلام كرد. معاويه گفت: اى اهل شام! اين، سعد بن ابى وقّاص است كه دوست على است. پس مردم، سرِ خود را به زير افكندند و به على عليه السلام دشنام دادند و سعد گريست.
معاويه به او گفت: چه چيزى تو را به گريه وا داشت؟
گفت: چرا نگِريم براى مردى از ياران پيامبر خدا كه نزد تو بدو دشنام داده مى شود و من هم نمى توانم كارى بكنم؟! در على خصلت هايى هست كه اگر يكى از آنها در من مى بود، براى من از دنيا و هر آنچه در آن است، محبوب تر بود. پنجم، اين آيه: «خداوند، فقط مى خواهد آلودگى را از شما خاندان [پيامبر]بزُدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند» نازل شد و پيامبر صلى الله عليه و
سنن الترمذي عن سَعدِ بنِ أبي وَقّاصٍ:أمَّرَ مُعاوِيَةُ بنُ أبي سُفيانَ سَعدًا، فَقالَ: ما يَمنَعُكَ أن تَسُبَّ أبا تُرابٍ؟ قالَ: أما ما ذَكَرتُ ثَلاثًا قالَهُنَّ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَلَن أسُبَّهُ، لَأَن تَكونَ لي واحِدَةٌ مِنهُنّ أحَبُّ إلَيَّ مِن حُمرِ النَّعَمِ. واُنزِلَت هذِهِ الآيَةُ: «قُل تَعالَوا نَدعُ أبناءَنا وأبناءَكُم» ، دَعا رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَلِيًّا وفاطِمَةَ وحَسَنًا وحُسَينًا فَقالَ: اللّهُمَّ هؤُلاءِ أهلي. ۱
سنن الترمذىـ درباره سعد بن ابى وقّاص ـ: معاوية بن ابى سفيان، سعد را به حكومت برگزيد. معاويه به سعد گفت: چه چيزى مانع از آن مى شود كه به ابو تراب (على) دشنام دهى؟
سعد گفت: هان! تا وقتى كه سه خصلت را كه پيامبر خدا فرمود، به خاطر مى آورم، هرگز به على دشنام نخواهم داد؛ خصلت هايى كه اگر يكى از آنها در من مى بود، از اشتران سرخ موى براى من محبوب تر مى بود. و چون اين آيه نازل شد: «بگو: «بياييد پسرانمان و پسرانتان را. فرا بخوانيم» ، پيامبر خدا على، فاطمه، حسن و حسين عليهم السلام را فرا خواند و گفت: «بار خدايا! اينان، خاندان من هستند».
۱.سنن الترمذي: ج 5 ص 638 ح 3724 وراجع: تفسير العيّاشي: ج 1 ص 177 ح 59.
المعجم الأوسط عن إبراهيم بن عَبدِ الرَّحمنِ بنِ صُبَيحٍ مَولى اُمِّ سَلَمَةَ، عَن جَدِّهِ صُبَيحٍ:كُنتُ بِبابِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَجاءَ عَلِيٌّ وفاطِمَةُ والحَسَنُ والحُسَينُ، فَجَلَسوا ناحِيَةً، فَخَرَجَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله إلَينا، فَقالَ: إنَّكُم عَلى خَيرٍ، وعَلَيهِ كِساءٌ خَيبَرِيٌّ، فَجَلَّلَهُم بِهِ وقالَ: أنَا حَربٌ لِمَن حارَبَكُم، سِلمٌ لِمَن سالَمَكُم. ۱
المعجم الأوسطـ به نقل از ابراهيم بن عبد الرحمان بن صبيح، غلام امّ سلمه، از جدّش صبيح ـ: بر در خانه پيامبر خدا بودم كه على، فاطمه، حسن و حسين عليهم السلام آمدند و در گوشه اى نشستند. پس پيامبر خدا به سوى ما آمد و فرمود: «شما بر خير (در راه درست) هستيد» و كسايى خيبرى بر [تن]پيامبر صلى الله عليه و آله بود. او با آن، ايشان را پوشاند و فرمود: «من، دشمن كسى هستم كه با شما بستيزد و با كسى كه با شما آشتى باشد، در آشتى ام».
۱.المعجم الأوسط: ج 3 ص 179 ح 2854.