فیلترها
نتایج جستجو برای «سلام اجازه»: ۴ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
الكافي عن عليّ بن أبي حمزة:كانَ لي صَديقٌ مِن كُتّابِ بَني اُمُيَّةَ، فَقالَ لي: اِستَأذِن لي عَلى أبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام، فَاستَأذَنتُ لَهُ عَلَيهِ، فَأَذِنَ لَهُ، فَلَمّا أن دَخَلَ سَلَّمَ وجَلَسَ، ثُمَّ قالَ: جُعِلتُ فِداكَ إنّي كُنتُ في ديوانِ هؤُلاءِ القَومِ فَأَصَبتُ مِن دُنياهُم مالاً كَثيرا وأغمَضتُ في مَطالِبِهِ؟
فَقالَ أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام: لَو لا أنَّ بَني اُمَيَّةَ وَجَدوا مَن يَكتُبُ لَهُم ويَجبي لَهُمُ الفَيءَ ويُقاتِلُ عَنهُم ويَشهَدُ جَماعَتَهُم لَمّا سَلَبونا حَقَّنا. ولَو تَرَكَهُمُ النّاسُ وما في أيديهِم ما وَجَدوا شَيئا إلّا ما وَقَعَ في أيديهِم.
قالَ: فَقالَ الفَتى: جُعِلتُ فِداكَ، فَهَل لي مَخرجٌ مِنهُ؟ قالَ: إن قُلتُ لَكَ تَفعَلُ؟ قالَ: أفعَلُ، قالَ
الكافى ـ به نقل از على بن ابى حمزه ـ:دوستى داشتم كه از كاتبان بنى اميّه بود. به من گفت: از امام صادق عليه السلام برايم اجازه ملاقات بگير.
من از امام عليه السلام اجازه خواستم و ايشان اجازه داد. چون به حضور ايشان رسيد، سلام كرد و نشست و سپس گفت: قربانت گردم! من در ديوان اين جماعت، كار مى كردم و از دنياى آنان، به مال و منال فراوانى رسيده ام و براى به دست آوردن آن، چشم بر هم نهادم (به حلال و حرام توجّهى ننمودم).
امام صادق عليه السلام فرمود: «اگر بنى اميّه كسى را نمى يافتند كه برايشان دبيرى كند و ماليات بگيرد و براى آنان بجنگد و در [نماز] جماعتشان حاضر شود، هرگز نمى توانستند حقّ ما را غصب كنند! اگر مردم، آنها را با آنچه در دستشان است، تنها مى گذاشتند، چيزى جز همانچه در دستشان افتاده بود، نمى
کلیدواژهها بهشتنام های بهشتنوید داده شدگان به بهشتشماری از یاران امام صادق علیه السلام +1 مورد دیگر
الملهوف:خَرَجَ عَمرُو بنُ قَرَظَةَ الأَنصارِيُّ فَاستَأذَنَ الحُسَينَ عليه السلام فَأَذِنَ لَهُ، فَقاتَلَ قِتالَ المُشتاقينَ إلَى الجَزاءِ، وبالَغَ في خِدمَةِ سُلطانِ السَّماءِ، حَتّى قَتَلَ جَمعا كَثيرا مِن حِزبِ ابنِ زِيادٍ، وجَمَعَ بَينَ سَدادٍ ۱ وجِهادٍ، وكانَ لا يَأتي إلَى الحُسَينِ عليه السلام سَهمٌ إلاَّ اتَّقاهُ بِيَدِهِ ولا سَيفٌ إلاّ تَلَقّاهُ بِمُهجَتِهِ فَلَم يَكُن يَصِلُ إلَى الحُسَينِ عليه السلام سوءٌ، حَتّى اُثخِنَ بِالجِراحِ، فَالتَفَتَ إلَى الحُسَينِ عليه السلام وقالَ: يَابنَ رَسولِ اللّهِ، أوَفَيتُ؟
قالَ: نَعَم، أنتَ أمامي فِي الجَنَّةِ، فَاقرَأ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَنِّي السَّلامَ، وأعلِمهُ أنّي فِي الأَثَرِ.
فَقاتَلَ حَتّى قُتِلَ رِضوانُ اللّهِ عَلَيهِ. ۲
الملهوف:عمرو بن قرظه انصارى، بيرون آمد و از امام حسين عليه السلام اجازه خواست. امام عليه السلام اجازه داد. عمرو، مانند مشتاقان به پاداش [الهى] جنگيد و در خدمت گزارى فرمان رواى آسمان، بسى كوشيد تا آن كه گروه فراوانى از گروه ابن زياد را كُشت و ميان استوارى و جهاد، جمع كرد، و تيرى به سوى امام حسين عليه السلام نمى آمد، جز آن كه با دستش از امام عليه السلام در برابر آن، محافظت مى كرد و شمشيرها را هم با خون خود [و زخمى شدن]دفع مى كرد.
به امام حسين عليه السلام آسيبى نرسيد تا آن كه زخم ها، عمرو را از پاى درآوردند. [آن گاه] به امام حسين عليه السلام رو كرد و گفت: اى فرزند پيامبر خدا! آيا وفا كردم؟
امام عليه السلام فرمود: «آرى. تو زودتر به بهشت مى روى. از جانب من به پيامبر خدا سلام برسان و به او
بحار الأنوار عن معاوية بنِ وهبٍ:اِستَأذَنتُ على أبِي عبدِ اللّهِ عليه السلام، فَقِيلَ لي: اُدخُلْ، فَدَخَلتُ فَوَجَدتُهُ في مُصَلاّهُ في بَيتِهِ، فَجَلَستُ حتّى قَضى صلاتَهُ، و سَمِعتُهُ و هُو يُناجِي رَبَّهُ و هُو يقولُ:
اللّهُمّ يا مَن خَصَّنا بالكَرامَةِ، و وَعَدَنا بالشَّفاعَةِ، و خَصَّنا بالوَصِيَّةِ، و أعطانا عِلمَ ما مَضى و ما بَقِيَ، و جَعَلَ أفئدَةً مِنَ الناسِ تَهوِي إلَينا، اِغفِرْ لي و لإِخوانِي و زُوّارِ قَبرِ أبِيَ الحُسينِ، الذينَ أنفَقُوا أموالَهُم و أشخَصُوا أبدانَهُم رَغبَةً في بِرِّنا، و رَجاءً لِما عِندَكَ في صِلَتِنا، و سُرورا أدخَلُوهُ على نَبِيِّكَ.
اللّهُمّ إنَّ أعداءَنا عابُوا علَيهِم على خُرُوجِهِم فلَم يَنهَهُم ذلكَ عنِ الشُّخُوصِ إلَينا خِلافا مِنهُم على مَن
بحار الأنوار به نقل از معاوية بن وهب:از امام صادق عليه السلام اجازه شرفيابى خواستم، به من گفته شد: داخل شو. من داخل شدم و ديدم حضرت در مصلاّى خانه خود مشغول نماز است. نشستم تا نماز خود را تمام كرد و شنيدم با پروردگارش مناجات مى كند و مى گويد: الهى! اى آن كه كرامت را مختصّ ما كردى و وعده شفاعت به ما دادى و وصايت را ويژه ما گردانيدى و دانش گذشته و آينده را به ما بخشيدى و دلهاى مردمان را شيفته ما كردى! من و برادران من و زوّار قبر پدرم حسين را بيامرز؛ همانان كه به نيّت نيكى به ما و به اميد پاداشى كه به سبب پيوند با ما مى دهى و به قصد شاد كردن پيامبر تو، اموالشان را خرج مى كنند و رنج و زحمت سفر [براى زيارت حسين عليه السلام]را بر خود هموار مى سازند.
الهى! دشمنان ما، از آنان به سبب اين سفر،
۱.بحار الأنوار: 101/51/1.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلامـ لَمّا سُئلَ عن قولِهِ تعالى: «لا تَدْخُلُوا بُيُوتا غَيرَ بُيُوتِكُم حَتّى تَسْتَأْنِسُوا و تُسَلِّمُوا عَلى أهلِها» ـ: الاستِيناسُ وَقْعُ النَّعلِ و التَّسليمُ. ۱
امام صادق عليه السلامـ در پاسخ به سؤال از آيه: «به خانه اى غير از خانه خود وارد مشويد، مگر آن كه اجازه گيريد و به ساكنانش سلام دهيد» ـفرمود: اجازه گرفتن، صدا در آوردن با كفش و سلام كردن است.
۱.بحار الأنوار: 76/14/3.