نتایج جستجو برای «سفارشهای جامع اهل بیت علیهم السلام»: ۸ حدیث
عَبدُ الرَّحمنِ بنُ الحَجّاجِ:بَعثَ إلَيَّ أبُو الحَسَنِ موسى عليه السلامبِوَصِيَّةِ أميرِالمُؤمِنينَ عليه السلاموهِيَ: بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ، هذا ما أوصى بِهِ عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ، أوصى أنَّهُ يَشهَدُ أن لا إلهَ إلاَّ اللّهُ وَحدَهُ لا شَريكَ لَهُ، وأنَّ مُحَمَّدًا عَبدُهُ ورَسولُهُ، أرسَلَهُ بِالهُدى ودينِ الحَقِّ لِيُظهِرَهُ عَلَى الدّينِ كُلِّهِ ولَو كَرِهَ المُشرِكونَ، صَلَّى اللّهُ عَلَيهِ وآلِهِ، ثُمَّ إنَّ صَلاتي ونُسُكي ومَحيايَ ومَماتي للّهِِ رَبِّ العالَمينَ لا شَريكَ لَهُ وبِذلِكَ اُمِرتُ وأنَا مِنَ المُسلِمينَ. ثُمَّ إنّي اُوصيكَ يا حَسَنُ وجَميعَ أهلِ بَيتي ووُلدي ومَن بَلَغَهُ كِتابي بِتَقوَى اللّهِ رَبِّكُم، ولا تَموتُنَّ إلاّ وأنتُم مُسلِمونَ، وَاعتَصِموا

عبدالرحمن بن حجّاج:ابوالحسن موسى (الكاظم) عليه السلام وصيّت اميرالمؤمنين عليه السلامرا براى من فرستاد و آن بدين شرح است: به نام خداوند بخشاينده مهربان. اين است آن چه على بن ابى طالب بدان سفارش مى كند. گواهى مى دهد كه معبودى جز خداى يگانه بى انباز نيست و محمّد بنده و فرستاده اوست، او را با هدايت و دين حقّ فرستاد تا بر همه اديان، چيره اش گرداند، هرچند مشركان، خوش نداشته باشند، درود خدا بر او و خاندانش باد. سپس، نماز و عبادت و زندگى و مرگم، همه، براى خداوند است كه پروردگار جهانيان است و او را انبازى نيست. [چرا كه]بدين كار فرمان يافته ام و من از تسليم شدگان [در برابر فرمان او] هستم. از اين كه بگذريم، من تو را اى حسن و همه اعضاى خانواده ام را و فرزندانم را و هركسى را كه نامه ام به او رسد، به

۱.مُبيرة: مُهلكة (لسان العرب: 4 / 86).
۲.الحالقة: الخصلة التي من شأنها أن تحلِق، أي تُهلك وتستأصل الدين كما يستأصل الموس الشَّعر، وقيل: هي قطيعة الرحم والتظالم. (النهاية: 1 / 428).
۳.الكافي: 7 / 51 / 7.
الإمام الباقر عليه السلامـ في وَصِيَّتِهِ لِجابِرِ بنِ يَزيدَ الجُعفِيِّـ: اِعلَم بِأَنَّكَ لا تَكونُ لَنا وَلِيًّا حَتّى لَوِ اجتَمَعَ عَلَيكَ أهلُ مِصرِكَ وقالوا: «إنَّكَ رَجُلُ سَوءٍ» لَم يَحزُنكَ ذلِكَ، ولَو قالوا: «إنَّك رَجُلٌ صالِحٌ» لَم يَسُرَّكَ ذلِكَ، ولكِنِ اعرِض نَفسَكَ عَلى كِتابِ اللّهِ، فَإِن كُنتَ سالِكًا سَبيلَهُ، زاهِدًا في تَزهيدِهِ، راغِبًا في تَرغيبِهِ، خائِفًا مِن تَخويفِهِ فَاثبُت وأبشِر، فَإِنَّهُ لا يَضُرُّكَ ما قيلَ فيكَ، وإن كُنتَ مُبائِنًا لِلقُرآنِ فَماذَا الَّذي يَغُرُّكَ مِن نَفسِكَ؟! ۱.
امام باقر عليه السلامـ در سفارش خود به جابربن يزيد جعفىـ: بدان كه تو دوستدار ما نخواهى بود، مگر آن گاه كه اگر همه همشهريانت عليه تو هم داستان شوند و [يك زبان] بگويند: «تو آدم بدى هستى» اين، اندوهگينت نسازد و اگر بگويند: «تو آدم خوبى هستى» اين [نيز]شادمانت نكند. بلكه خود را با كتاب خدا بسنج، اگر ديدى پوينده راه آنان هستى و از آن چه قرآن به اعراض از آن فرا خوانده روى گردانى و به آن چه ترغيب كرده، راغبى و از آن چه بيم داده است، بيمناكى، پس ثابت قدم باش و مژده ات باد كه آن چه درباره تو گفته شود، زيانت نرساند، اما اگر ديدى از قرآن جدايى، پس چرا بايد خود را بفريبى؟!
۱.تحف العقول: 284.
عنه عليه السلامـ في وَصِيَّتِهِ لِبَعضِ شيعَتِهِـ: يا مَعشَرَ شيعَتِنا؛ اِسمَعوا وَافهَموا وَصايانا وعَهدَنا إلى أولِيائِنَا، اُصدُقوا في قَولِكُم، وبَرّوا في أيمانِكُم لِأَولِيائِكُم وأعدائِكُم، وتَواسَوا بِأَموالِكُم، وتَحابّوا بِقُلوبِكُم، وتَصَدَّقوا عَلى فُقَرائِكُم، وَاجتَمِعوا عَلى أمرِكُم، ولا تُدخِلوا غِشًّا ولا خِيانَةً عَلى أحَدٍ، ولا تَشُكّوا بَعدَ اليَقينِ، ولا تَرجِعوا بَعدَ الإِقدامِ جُبنًا، ولا يُوَلِّ أحَدٌ مِنكُم أهلَ مَوَدَّتِهِ قَفاهُ، ولا تَكونَنَّ شَهوَتُكُم في مَوَدَّةِ غَيرِكُم، ولا مَوَدَّتُكُم فيما سِواكُم، ولا عَمَلُكُم لِغَيرِ رَبِّكُم، ولا إيمانُكُم وقَصدُكُم لِغَيرِ نَبِيِّكُم، وَاستَعينوا بِاللّهِ وَاصبِروا، «إنَّ الأَرضَ لِلّهِ يورِثُها مَن يَشاءُ مِن

امام باقر عليه السلامـ در سفارش به برخى شيعيان خودـ: اى گروه شيعيان ما، توصيه ها و سفارش ما به دوستانمان را بشنويد و نيك دريابيد. راست گفتار باشيد، به سوگندتان با دوستان و دشمنانتان وفادار باشيد، با اموالتان به مدد يكديگر بشتابيد، قلباً يكديگر را دوست بداريد، به درويشانتان صدقه دهيد، در كار خود متحد باشيد، به هيچ كس دغلى و خيانت روا مداريد، بعد از يقين [در عقيده به حقّانيت ما] دچار شكّ و ترديد نشويد، بعد از پيشروى، از ترس، گام واپس ننهيد، هيچ يك از شما به دوستدار خود پشت نكند، زنهار به دوستى با غير خود ميل نكنيد وبه اغيار دست مودّت ندهيد و كارتان جز براى پروردگارتان نباشد و ايمان و عقيده تان به كسى جز پيامبرتان نباشد و از خدا يارى طلبيد و شكيبا باشيد كه «زمين از آنِ خداست و آن را به هركس از

۱.الأعراف: 128.
۲.كذا في المصدر وفي صفات الشيعة: 92 «صوته سمعه».
۳.دعائم الإسلام: 1 / 64.
عَبدُ اللّهِ بنُ بُكَيرٍ عَن رَجُلٍ عَن أبي جَعفَرٍ عليه السلام:دَخَلنا عَلَيهِ جَماعةً، فَقُلنا: يَا بنَ رَسولِ اللّهِ، إنّا نُريدُ العِراقَ فأَوصِنا، فَقالَ أبو جَعفَرٍ عليه السلام: لِيُقَوِّ شَديدُكُم ضَعيفَكُم، وَليَعُد غَنِيُّكُم عَلى فَقيرِكُم، ولا تَبُثُّوا سِرَّنا ولا تُذيعوا أمرَنا، وإذا جاءَكُم عَنّا حَديثٌ فَوَجَدتُم عَلَيهِ شاهِدًا أو شاهِدَينِ مِن كِتابِ اللّهِ فَخُذوا بِهِ وإلاّ فَقِفوا عِندَهُ، ثُمَّ رُدّوهُ إلَينا حَتّى يَستَبينَ لَكُم. ۱.
عبداللّه بن بكير از قول مردى نقل مى كند كه گفت:ما دستجمعى به خدمت حضرت باقر عليه السلام رسيديم و عرض كرديم: يابن رسول اللّه! ما عازم عراق هستيم، ما را نصيحت و سفارشى بفرماييد. حضرت فرمود: تواناى شما به ناتوانتان يارى رساند و توانگر شما به تهيدستتان كمك كند، راز ما را فاش نكنيد و امر [امامت] ما را بر ملا نسازيد و هرگاه حديثى از ما به شما رسيد، اگر يك يا دو گواه از كتاب خدا برايش پيدا كرديد، آن را بپذيريد و گرنه نسبت به آن درنگ كنيد و بعداً آن را به ما ارجاع دهيد تا (حقيقت) برايتان روشن شود.
۱.الكافي: 2 / 222 / 4.
الخَطّابُ الكوفِيُّ ومُصعَبُ بنُ عَبدِ اللّهِ الكوفِيُّ:دَخَلَ سَديرٌ الصَّيرَفِيُّ عَلى أبي عَبدِ اللّهِ عليه السلاموعِندَهُ جَماعَةٌ مِن أصحابِهِ، فَقالَ لَهُ: يا سَديرُ، لا تَزالُ شيعَتُنا مَرعِيّينَ مَحفوظينَ مَستورينَ مَعصومينَ ما أحسَنُوا النَّظَرَ لِأَنفُسِهِم فيما بَينَهُم وبَينَ خالِقِهِم، وصَحَّت نِيّاتُهُم لِأَئِمَّتِهِم، وبَرّوا إخوانَهُم، فَعَطَفوا عَلى ضَعيفِهِم، وتَصَدَّقوا عَلى ذَوِيالفاقَةِ مِنهُم، إنّا لا نَأمُرُ بِظُلمٍ، ولكِنّا نَأمُرُكُم بِالوَرَعِ الوَرَعِ الوَرَعِ، وَالمُواساةِ المُواساةِ لاِءِخوانِكُم، فَإِنَّ أولِياءَ اللّهِ لَم يَزالوا مُستَضعَفينَ قَليلينَ مُنذُ خَلَقَ اللّهُ آدَمَ عليه السلام ۱.
خطّاب كوفى و مصعب بن عبداللّه كوفى:سدير صيرفى خدمت امام صادق عليه السلامرسيد، در حالى كه گروهى از ياران آن حضرت در محضر او بودند. حضرت به سدير فرمود: اى سدير! شيعيان ما همواره [از جانب خداوند] تحت مراقبت، محفوظ، در پناه و مصون خواهند بود، به شرط آن كه كاملاً مراقب رابطه خود، با آفريدگارشان باشند، نيّت آنان نسبت به امامانشان درست باشد، به برادرانشان نيكى كنند، با ناتوانان خود مهربان باشند و به نيازمندانشان كمك رسانند؛ ما هرگز به ستم كردن دستور نمى دهيم، بلكه ما شما را به پارسايى فرمان مى دهيم، پارسايى، پارسايى؛ و به هم دردى، هم دردى با برادرانتان؛ زيرا از زمانى كه خداوند آدم عليه السلام را آفريد، دوستان خدا پيوسته ضعيف نگه داشته شده بوده و در اقليت به سر مى برده اند.
۱.المحاسن: 1 / 258 / 492.
إسماعيلُ بنُ جابِرٍ عَن أبي عَبدِ اللّهِ عليه السلامأنَّهُ كَتَبَ بِهذِهِ الرِّسالَةِ إلى أصحابِهِ وأمَرَهُم بِمُدارَسَتِها وَالنَّظَرِ فيها وتَعاهُدِها وَالعَمَلِ بِها، فَكانوا يَضَعونَها في مَساجِدِ بُيوتِهِم، فَإِذا فَرَغوا مِنَ الصَّلاةِ نَظَروا فيها: أمّا بَعدُ، فَاسأَلوا رَبَّكُمُ العافِيَةَ، وعَلَيكُم بِالدَّعَةِ وَالوَقارِ وَالسَّكينَةِ، وعَلَيكُم بِالحَياءِ وَالتَّنَزُّهِ عَمّا تَنَزَّهَ عَنهُ الصّالِحونَ قَبلَكُم. وإيّاكُم أن تَزلِقوا ألسِنَتَكُم بِقَولِ الزّورِ وَالبُهتانِ وَالإِثمِ وَالعُدوانِ، فَإِنَّكُم إن كَفَفتُم ألسِنَتَكُم عَمّا يَكرَهُهُ اللّهُ مِمّا نَهاكُم عَنهُ كانَ خَيرًا لَكُم عِندَ رَبِّكُم مِن أن تَزلِقوا ألسِنَتَكُم بِهِ، فَإِنَّ زَلقَ اللِّسانِ فيما يَكرَهُ

اسماعيل بن جابر مى گويد:امام صادق عليه السلام اين نامه را به ياران خود نوشت و به آنان دستور داد كه پيوسته آن را مطالعه كنند و در آن بينديشند و از آن مراقبت به عمل آورند و به كارش بندند. از اين رو، آنها اين نامه را در نمازخانه منازل خود مى گذاشتند و بعد از نماز، در آن تدبّر مى كردند: به نام خداوند بخشنده مهربان اما بعد، از پروردگارتان عافيت بطلبيد و آرام و با وقار و سنگين باشيد، حيا را از دست ندهيد و از آن چه صُلحاى پيش از شما دورى كرده اند دورى كنيد. مبادا زبانهاى خود را به دروغ و بهتان و گناه و تجاوز بيالاييد؛ زيرا اگر زبانهاى خود را از آن چه خداوند ناخوش دارد و شما را از آن نهى كرده است، نگهداريد، براى شما نزد پروردگارتان، بهتر است از اين كه زبانهايتان را به آنها بيالاييد. چه، آلودن

۱.البقرة: 18.
۲.المرسلات: 36.
۳.الأنعام: 120.
۴.الإسراء: 7.
۵.الأنبياء: 73.
۶.آل عمران: 31.
۷.الكافي: 8 / 2.
عَبدُ السَّلامِ بنُ صالِحٍ الهَرَوِيُّ:سَمِعتُ أبَا الحَسَنِ الرِّضا عليه السلاميَقولُ: رَحِمَ اللّهُ عَبدًا أحيا أمرَنا. فَقُلتُ لَهُ: وكَيفَ يُحِيي أمرَكُم؟ قالَ: يَتَعَلَّمُ عُلومَنا ويُعَلِّمُهَا النّاسَ، فَإِنَّ النّاس لَو عَلِموا مَحاسِنَ كَلامِنا لاَتَّبَعونا ۱.
عبدالسلام بن صالح هروى:از ابوالحسن الرضا عليه السلام شنيدم كه مى فرمايد: رحمت خدا بر آن بنده اى كه قضيه ما را زنده گرداند. عرض كردم: چگونه قضيه شما را زنده مى كند؟ فرمود: تعاليم ما را فرا مى گيرد و آنها را به مردم مى آموزد؛ زيرا مردم اگر زيباييهاى سخن ما را بدانند، بى گمان از ما پيروى مى كنند.
۱.عيون أخبار الرضا عليه السلام: 1 / 307 / 69، معاني الأخبار: 180 / 1.
الإمام الرضا عليه السلامـ لِعَبدِ العَظيمِ الحَسَنِيِّـ: يا عَبدَ العَظيمِ، أبلِغ عَنّي أولِيائِيَ السَّلامَ، وقُل لَهُم أن لا يَجعَلوا لِلشَّيطانِ عَلى أنفُسِهِم سَبيلاً، ومُرهُم بِالصِّدقِ فِي الحَديثِ وأداءِ الأَمانَةِ، ومُرهُم بِالسُّكوتِ، وتَركِ الجِدالِ فيما لا يَعنيهِم، وإقبالِ بَعضِهِم عَلى بَعضٍ، وَالمُزاوَرَةِ، فَإِنَّ ذلِكَ قُربَةٌ إلَيَّ. ولا يَشغِلوا ۱ أنفُسَهُم بِتَمزيقِ بَعضِهِم بَعضًا فَإِنّي آلَيتُ عَلى نَفسي أنَّهُ مَن فَعَلَ ذلِكَ وأسخَطَ وَلِيًّا مِن أولِيائي دَعَوتُ اللّهَ لِيُعَذِّبَهُ فِي الدُّنيا أشَدَّ العَذابِ وكانَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الخاسِرينَ. وعَرِّفهُم أنَّ اللّهَ قَد غَفَرَ لِمُحسِنِهِم وتَجاوَزَ عَن مُسيئِهِم إلاّ مَن أشرَكَ بِهِ أو آذى وَلِيًّا مِن أولِيائي

امام رضا عليه السلامـ به عبدالعظيم حسنىـ: اى عبدالعظيم! دوستانم را از جانب من سلام برسان و به آنان بگو كه شيطان را به خود راه ندهند؛ و ايشان را به راستگويى و امانتدارى سفارش كن. به آنان توصيه كن كه خاموشى گزينند و بحث و جدلهاى بيهوده را رها كنند، به يكديگر روى آورند و به ديدن هم بروند؛ زيرا كه اين امور، باعث نزديك شدن به من مى شوند، خود را سرگرم تكه پاره كردن يكديگر نكنند؛ زيرا من به جان خودم سوگند ياد كرده ام كه هركس چنين كند و دوستى از دوستان مرا خشمگين سازد، از خدا بخواهم كه در دنيا، سخت ترين عذاب را به او بچشاند و در آخرت، از زيانكاران باشد. به آنان بگو كه خداوند، نيكوكار ايشان را آمرزيده و از بدكارشان گذشت كرده است، مگر كسى كه بدو شرك آورد يا دوستى از دوستان مرا آزار دهد و يا نسبت به

۱.في المصدر «يشتغلوا» والصحيح ما أثبتناه كما في بحارالأنوار: 74 / 230 / 27.
۲.كذا في المصدر والظاهر أنّه: نصيبٌ.
۳.الاختصاص: 247.