فیلترها
نتایج جستجو برای «سراپرده جهنم»: ۴ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله: لِسُرادِقِ النّارِ أربَعَةُ جُدُرٍ، كَثفُ كُلِّ جِدارٍ مِثلُ مَسيرَةِ أربَعينَ سَنَةً. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: سراپرده دوزخ، چهار ديوار دارد كه ضخامت هر ديوارى، به اندازه چهل سال راه است.
۱.سنن الترمذي: ج 4 ص 706 ح 2584، مسند ابن حنبل: ج 4 ص 58 ح 11234، المستدرك على الصحيحين: ج 4 ص 643 ح 8775 وليس فيه «كثف» وكلّها عن أبي سعيد الخدري، كنزالعمّال: ج 14 ص 520 ح 39472.
الإمام الباقر عليه السلام ـ كانَ يَقولُ ـ : إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ جُعِلَ سُرادِقُ مِن نارٍ، وجُعِلَ فيهِ أعوانُ الظّالِمينَ، وتُجعَلُ لَهُم أظافيرُ مِن حَديدٍ يَحُكّونَ بِها أبدانَهُم، حَتّى تَبدُوَ أفئِدَتُهُم، ويَقولونَ: رَبَّنا ألَم نَعبُدكَ؟ فَيُقالُ: بَلى، ولكِنَّكُم كُنتُم أعوانا لِلظّالِمينَ. ۱
امام باقر عليه السلام ـ همواره مىفرمود ـ : چون روز قيامت شود، سراپردهاى از آتش برپا مىگردد و دستياران ستمگران را در آن، جاى مىدهند و ناخنهايى از آهن برايشان قرار مىدهند كه با آنها بدنهايشان را مىخارانند، چندان كه قلبهايشان نمايان مىشود و مىگويند: پروردگارا! مگر ما تو را عبادت نكرديم؟
گفته مىشود: «چرا؛ ليكن شما يار ستمگران بوديد».
۱.درر الأحاديث النبويّة: ص 36.
الكافي عن ابن أبي يعفور: كُنتُ عِندَ أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام إذ دَخَلَ عَلَيهِ رَجُلٌ مِن أصحابِنا فَقالَ لَهُ: أصلَحَكَ اللّهُ، إنَّهُ رُبَّما أصابَ الرَّجُلَ مِنَّا الضِّيقُ أو الشِّدَةُ، فَيُدعى إلَى البِناءِ يَبنيهِ أو النَّهرِ يَكريهِ، أوِ المُسَنّاةِ يُصلِحُها، فَما تَقولُ في ذلِكَ؟ فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: ما اُحِبُّ أنّي عَقَدتُ لَهُم ۱ عُقدَةً أو وَكَيتُ لَهُم وِكاءً وإنَّ لي ما بَينَ لابِتَيها ۲، لا ولا مَدَّةً
بِقَلَمٍ! إنَّ أعوانَ الظَّلَمَةِ يَومَ القيامَةِ في سُرادِقٍ مِن نارٍ حَتّى يَحكُمَ اللّهُ بَينَ العِبادِ. ۳
الكافى ـ به نقل از عبد اللّه بن ابى يعفور ـ : در محضر امام صادق عليه السلام بودم كه مردى از يارانمان وارد شد و گفت: خداوند، شما را به سلامت بدارد! ممكن است مردى از ما، دچار مضيقه و فشار گردد و از او خواسته شود كه [براى دولت و حكومت جور] بنايى را بسازد يا نهرى حفر كند يا آببندى درست كند. در اين باره چه مىفرماييد؟
امام صادق عليه السلام فرمود: «من دوست نمىدارم كه براى آنان [حتّى] گرهى بزنم يا بند كيسهاى را ببندم، اگرچه از شرق تا غرب مدينه را به من بدهند. نه چنين مىكنم و نه حتّىحاضرم قلمى را به مركّب، آغشته كنم. كسانى كه به ستمگران
كمك كنند، در روز رستاخيز، در خيمههايى از آتشاند تا آن گاه كه خدا ميان بندگان، داورى كند».
الكافي عن زياد ابن أبي سلمة: دَخَلتُ عَلى أبِي الحَسَنِ موسى عليه السلام فَقالَ لي: يا زِيادُ، إنَّكَ لَتَعمَلُ عَمَلَ السُّلطانِ؟ قالَ: قُلتُ: أجَل، قالَ لي: ولِمَ؟ قُلتُ: أنَا رَجُلٌ لي مُرُوَّةٌ وعَلَيَّ عِيالٌ ولَيسَ وَراءَ ظَهري شَيءٌ.
فَقالَ لي: يا زِيادُ، لَئِن أسقُطَ مِن جالِقٍ ۱ فَأَتَقَطَّعُ قِطعَةً قِطعَةً أحَبُّ إلَيَّ مِن أن أتَوَلّى لِأَحَدٍ مِنهُم عَمَلاً، أو أطَأَ بِساطَ أحَدِهِم إلّا لِماذا؟ قُلتُ: لا أدري جُعِلتُ فِداكَ! فَقالَ: إلّا لِتَفريجِ كُربَةٍ عَن مُؤمِنٍ، أو فَكِّ أسرِهِ، أو قَضاءِ دَينِهِ.
يا زيادُ، إنَّ أهوَنَ ما يَصنَعُ اللّهُ بِمَن تَوَلّى لَهُم عَمَلاً أن يَضرِبَ عَلَيهِ سُرادِقٌ مِن نارٍ إلى أن يَفرُغَ اللّهُ مِن حِسابِ الخَلائِقِ. ۲
الكافى ـ به نقل از زياد بن ابى سلمه ـ : خدمت امام كاظم عليه السلام رسيدم. به من فرمود: «اى زياد! تو براى حكومت، كار مىكنى؟».
گفتم: بله.
فرمود: «چرا؟».
گفتم: من مردى آبرومند و عيالوارم و پشتوانهاى [مالى] هم ندارم.
فرمود: «اى زياد! اگر از فراز كوهى بلند فرو افتم و تكّه تكّه شوم، برايم خوشتر از آن است كه براى يكى از اينها (ظلمه و حكّام جور) عهدهدار كارى شوم، يا بر فرش يكى از آنان قدم بگذارم، مگر براى چه؟».
گفتم: نمىدانم، قربانت گردم!
فرمود: «مگر براى غم گساردن از مؤمنى، يا آزاد كردن او از بند، يا اداى دَينش. اى زياد! هر كس براى اينان عهدهدار كارى شود، كمترين كارى كه خدا با او مىكند، اين است كه خيمهاى از آتش بر او مىزند تا آن گاه كه خداوند از حسابرسىِ خلايق، آسوده گردد».