فیلترها
نتایج جستجو برای «سخنی جامع درباره ویژگی های ایشان»: ۴۲ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
الإمام الحسن عليه السلام:سَأَلتُ خالي هِندَ بنَ أبي هالَةَ عَن حِليَةِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، وكانَ وَصّافا لِلنَّبِيِّ صلى الله عليه و آله، فَقالَ: كانَ رَسولُ اللّهِ فَخما مُفَخَّما، يَتَلأَلأَُ وَجهُهُ تَلأَلُؤَ القَمَرِ لَيلَةَ البَدرِ، أطوَلَ مِنَ المَربوعِ وأقصَرَ مِنَ المُشَذَّبِ ۱، عَظيمَ الهامَةِ، رَجِلَ الشَّعرِ، إذَا انفَرَقَت عَقيقَتُهُ ۲ فَرَقَ، وإلاَّ فَلا يُجاوِزُ شَعرُهُ شَحمَةَ أُذُنَيهِ إذا هُوَ وَفرَةٌ، أزهَرَ اللَّونِ، واسِعَ الجَبينِ، أزَجَّ ۳ الحاجِبَينِ، سوابِغَ في غَيرِ قَرَنٍ بَينَهُما عِرقٌ يُدِرَّهُ الغَضَبُ، أقنَى العِرنينِ، لَهُ نورٌ يَعلوهُ يَحسَبُهُ مَن لَم يَتَأَمَّلهُ، أشَمَّ، كَثَّ اللِّحيَةِ، سَهلَ الخَدَّينِ، ضَليعَ الفَمِ، أشنَبَ ۴ مُفَلَّجَ
امام حسن عليه السلام:از دايى ام هند بن ابى هاله ـ كه توصيفگر پيامبر صلى الله عليه و آله بود ـ درباره شمايل پيامبر خدا پرسيدم. وى گفت: «پيامبر خدا، ستبر و با اُبّهت بود. چهره اش مانند ماه شب چهارده مى درخشيد، با قدّى بلندتر از افراد متوسّط القامه، و كوتاه تر از افراد لاغر و بلند قامت. سرى بزرگ داشت و موهاى وى، نه خيلى مجعّد بود و نه كاملاً صاف و نرم. اگر قسمتِ بافته موهايش باز مى شد، فرق باز مى كرد، وگرنه، آن را به حال خود مى گذاشت و در هر حال، هنگامى كه موى خود را بلند مى كرد، بلندىِ مو از لاله گوشش تجاوز نمى كرد. رنگش درخشان بود، پيشانى اش پهن بود و ابروانى كشيده و كمانى داشت. ابروانش در عين كشيده بودن، كامل و پُرمو بود؛ ولى پيوسته نبود. هرگاه عصبانى مى شد، رگِ ميان ابروهايش متورّم مى شد.
۱.المشذَّب: هو الطويل البائن الطُّول مع نَقص في لحمه، وأصله من النخلة الطويلة التي شُذّب عنها جريدها: أي قطّع و فرّق (النهاية: ج 2 ص 453 «شذب»).
۲.عقيقته: العَقُّ في الأصل: الشقّ والقطع، سُمّيت الشعرة الّتي يخرج المولود من بطن أُمّه وهي عليه عقيقة (لسان العرب: ج 10 ص 257 «عقق»).
۳.أزجّ الحواجب؛ الزجج: تقوُّس في الحجاب مع طول في طَرفه وامتداد (النهاية: ج 2 ص296 «زجج»).
۴.الشَّنب: البياض والبريق والتحديد في الأسنان (النهاية: ج 2 ص 503 «شنب»).
۵.المسربة: الشعر المُستدقُّ، النابت وسط الصدر إلى البطن (لسان العرب: ج 1 ص 465 «سرب»).
۶.في معاني الأخبار و بحار الأنوار: «سَبطَ القَصَب».
۷.في معاني الأخبار و بحارالأنوار: «لا يُقَيِّدُ مِن أحَدٍ عَثرَةً».
۸.في معاني الأخبار: «لا تُنثى» ولعلّه هو الأصحّ.
۹.عيون أخبار الرضا: ج 1 ص 316 ح 1، معاني الأخبار: ص 80 ح 1 كلاهما عن إسماعيل بن محمّد بن إسحاق عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 16 ص 148 ح 4.
الإمام الصّادق عليه السلام:ما أكَلَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله مُتَّكِئًا مُنذُ بَعَثَهُ اللّهُ عَزَّوجَلَّ إلى أن قَبَضَهُ؛ تَواضُعا للّهِِ عَزَّوجَلَّ، وما رأى رُكبَتَيهِ أمامَ جَليسِهِ في مَجلِسٍ قَطُّ، ولا صافَحَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله رَجُلاً قَطُّ فَنَزَعَ يَدَيهِ مِن يَدِهِ حَتَّى يَكونَ الرَّجُلُ هُوَ الَّذي يَنزِعُ يَدَهُ، ولا كافَأَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله بِسَيِّئَةٍ قَطُّ، قالَ اللّهُ تَعالى لَهُ: «ادْفَعْ بِالَّتِى هِىَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ» ۱ فَفَعَلَ، وما مَنَعَ سائِلاً قَطُّ، إن كانَ عِندَهُ أعطى وإلاَّ قالَ: يَأتِي اللّهُ بِهِ، ولا أعطى عَلَى اللّهِ عَزَّوجَلَّ شَيئا قَطُّ إلاَّ أجازَهُ اللّهُ، إن كانَ لَيُعطِي الجَنَّةَ فَيُجيزُ اللّهُ
امام صادق عليه السلام:پيامبر خدااز آن هنگام كه خداوند عز و جلاو را به پيامبرى برانگيخت، تا آن هنگام كه او را به سوى خود برگرفت، براى فروتنى در پيشگاه الهى، هرگز لميده چيزى نخورد و در هيچ مجلسى، دو زانوى خود را در برابر همنشينش نشان نداد و هيچ گاه، با مردى دست نداد كه دستش را از دست او بكشد تا آن كه آن مرد، دست خود را [عقب] كشد و هرگز كار كسى را با بدى، جبران نكرد. خداوند ـ تبارك و تعالى ـ به او فرموده است: «[سخن] بدِ آنان را به هرچه نيكوتر است، پاسخ گوى» و او نيز چنين كرد و هرگز گدايى را پس نزد. اگر چيزى نزدش بود، مى بخشيد و گرنه، مى فرمود: «خدا بدو بدهد!».
پيامبر صلى الله عليه و آله هرگز به حساب خداوند عز و جل چيزى را نبخشيد، مگر آن كه خداوند، آن را اجازه داد و اگر بهشت را هم [به حساب
السنن الكبرى عن خارجة بن زيد:إنَّ نَفَراً دَخَلوا عَلى أبيهِ زَيدِ بنِ ثابِتٍ فَقالوا: حَدِّثنا عَن بَعضِ أخلاقِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله. فَقالَ: كُنتُ جارَهُ، فَكانَ إذا نَزَلَ الوَحيُ بَعَثَ إلَيَّ فَآتيهِ فَأكتُبُ الوَحيَ، وكُنَّا إذا ذَكَرنَا الدُّنيا ذَكَرَها مَعَنا، وإذا ذَكَرنَا الآخِرَةَ ذَكَرَها مَعَنا، وَإذا ذَكَرنَا الطَّعامَ ذَكَرَهُ مَعَنا، أوَ كُلَّ هذا نُحَدِّثُكُم عَنهُ؟ ۱
السنن الكبرىـ به نقل از خارجة بن زيد ـ: گروهى بر پدرم زيد بن ثابت وارد شدند و گفتند: براى ما، درباره بخشى از اخلاق پيامبر صلى الله عليه و آله سخن بگو.
او گفت: من همسايه او بودم. هرگاه وحى نازل مى شد، دنبال من مى فرستاد و من نزد او مى آمدم و وحى را مى نگاشتم. هرگاه ياد دنيا در ميان بود، او هم با ما ياد دنيا مى كرد و هرگاه ياد آخرت در ميان بود، او هم با ما ياد آخرت مى كرد و هرگاه از خوراك، سخن به ميان مى آورديم، او هم با ما سخن از آن به ميان مى آورد. آيا مى خواهيد همه آنها را برايتان بگويم؟
۱.السنن الكبرى: ج 7 ص 83 ح 13340، الطبقات الكبرى: ج 1 ص 365، البداية والنهاية: ج 6 ص 42.
السنن الكبرى عن أبي اُمامة سهل بن حُنيف الأنصاري عن بعض أصحاب النّبيّ صلى الله عليه و آله:إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله كانَ يَعودُ مَرضى مَساكينِ المُسلِمينَ وضُعَفائِهِم، ويَتبَعُ جَنائِزَهُم، ولا يُصَلِّي عَلَيهِم أحَدٌ غَيرُهُ. وإنَّ امرَأَةً مِسكينَةً مِن أهلِ العَوالي طالَ سُقمُها فَكانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَسأَلُ عَنها مَن حَضَرَها مِن جيرانِها، وأمَرَهُم أن لايَدفِنوها إن حَدَثَ بِها حَدَثٌ فَيُصَلِّيَ عَلَيها، فَتُوُفِّيَت تِلكَ المَرأَةُ لَيلاً وَاحتَمَلوها فَأَتَوا بِها مَعَ الجَنائِزِ ـ أو قالَ: موضِعَ الجَنائِزِ ـ عِندَ مَسجِدِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله لِيُصَلِّيَ عَلَيها رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله كَما أمَرَهُم، فَوَجَدوهُ قَد نامَ بَعدَ
السنن الكبرىـ به نقل از ابو اُمامه، سهل بن حنيف انصارى، از يكى از اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله ـ: پيامبر خدا مسلمانان مسكين و ضعيف را كه بيمار بودند، عيادت مى فرمود و جنازه شان را تشييع مى كرد و هيچ كس جز او، بر آنها نماز نمى خواند. زنى درمانده از اهالىِ عوالى، بيمارى اش طولانى شد و پيامبر خدا از همسايگانى كه به ديدار او مى رفتند، حال آن زن را جويا مى شد و به آنان فرمان داد كه اگر آن زن از دنيا رفت، به خاكش نسپرند تا اين كه خود ايشان بر او نماز بگزارد. شبى، آن زن درگذشت و او را با جنازه ها [يا گفت: به مكان جنازه ها] به مسجد پيامبر خدا آوردند تا پيامبر صلى الله عليه و آله ـ آن گونه كه از ايشان خواسته بود ـ بر او نماز بگزارد؛ امّا ديدند پيامبر صلى الله عليه و آله پس از نماز عشا خوابيده
حلية الأولياء عن أنس:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله مِن أشَدِّ النَّاسِ لُطفا بِالنَّاسِ، فَوَاللّهِ ما كانَ يَمتَنِعُ في غَداةٍ بارِدَةٍ مِن عَبدٍ ولا أمَةٍ ولا صَبِيٍّ أن يَأتِيَهُ بِالماءِ فَيَغسِلَ وَجهَهُ وذِراعَيهِ، وما سَأَلَهُ سائِلٌ قَطُّ إلاَّ أصغى إلَيهِ، فَلَم يَنصَرِف حَتَّى يَكونَ هُوَ الَّذي يَنصَرِفُ عَنهُ، وما تَناوَلَ أحَدٌ بِيَدِهِ قَطُّ إلاَّ ناوَلَها إيَّاهُ، فَلَم يَنزِع حَتَّى يَكونَ هُوَ الَّذي يَنزِعُها مِنهُ ۱.
حلية الأولياءـ به نقل از اَ نَس ـ: پيامبر خدا مهربان ترين فرد با مردم بود. به خدا سوگند، اِبايى نداشت كه در بامدادى سرد، براى برده اى يا كنيزى يا كودكى، آب بياورد تا آن شخص دست و رويش را بشويد. هيچ طالبى، از او چيزى طلب نكرد، مگر اين كه به سخنان او گوش مى داد و از نزد وى نمى رفت، تا آن كه او پيامبر را ترك كند. هيچ كس دست به طرف پيامبر صلى الله عليه و آله دراز نمى كرد، مگر آن كه آن را مى گرفت و دستش را از دست او نمى كشيد تا وقتى كه وى دستش را [عقب]بكشد.
۱.حلية الأولياء: ج 3 ص 26.
المناقب لابن شهرآشوب:كانَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله قَبلَ المَبعَثِ مَوصوفا بِعِشرينَ خَصلَةً مِن خِصالِ الأنبِياءِ، لَو انفَرَدَ واحِدٌ بِأحدِها لَدَلَّ عَلى جَلالِهِ، فَكَيفَ مَنِ اجتَمَعَت فيهِ؟! كانَ نَبِيَّا أمينا، صادِقا، حاذِقا، أصيلاً، نَبيلاً، مَكينا، فَصيحا، نَصيحا، عاقِلاً، فاضِلاً، عابِدا، زاهِدا، سَخيَّا، كَميَّا، قانِعا، مُتَواضِعا، حَليما، رَحيما، غَيورا، صَبورا، مُوافِقا، مُرافِقا، لَم يُخالِط مُنجِّما ولا كاهِنا ولا عَيَّافا. ۱
المناقب، ابن شهرآشوب:پيامبر خدا پيش از آن كه مبعوث شود، بيست خصلت از خصلت هاى پيامبران را دارا بود كه اگر فردى يكى از آنها را داشته باشد، دليل بر عظمت اوست، چه رسد به كسى كه همه آنها را دارا باشد! وى پيامبرى امين، راستگو، ماهر، با اصالت، شريف، والا مقام، سخنور، خردمند، با فضيلت، عبادتْ پيشه، بى اعتنا به دنيا، سخاوتمند، دلير و جنگاور، قانع، فروتن، بردبار، مهربان، غيرتمند، صبور، سازگار و نرمخو بود و با هيچ منجّم و كاهن و پيشگويى درنياميخت.
۱.المناقب لابن شهرآشوب: ج 1 ص 123، بحار الأنوار: ج 16 ص 175 ح 19.
الطبقات الكبرى عن كعب الأحبارـ لَمّا سُئِلَ عَن نَعتِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله فِي التَّوراةِ ـ: نَجِدُهُ مُحَمَّدَ بنَ عَبدِاللّهِ. لَيسَ بِفَحَّاشٍ ولا بِصَخَّابٍ فِي الأسواقِ، ولا يُكافِئُ بِالسَّيِّئَةِ، ولكِن يَعفو ويَغفِرُ. ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از كعب الأحبار، در پاسخ پرسشى درباره اوصاف پيامبر صلى الله عليه و آله در تورات ـ: او را چنين مى يابيم: «محمّد پسر عبد اللّه. نه بد زبان است، و نه در كوچه و بازار، هياهو به راه مى اندازد و بدى را با بدى پاسخ نمى دهد؛ بلكه مى بخشد و گذشت مى كند».
۱.الطبقات الكبرى: ج 1 ص 360، سنن الدارمي: ج 1 ص 10 ح 7، تاريخ دمشق: ج 1 ص 185 كلاهما نحوه.
الطبقات الكبرى عن كعب الأحبار:إنَّا نَجِدُ فِي التَّوراةِ: مُحَمَّدٌ النَّبِيُّ المُختارُ، لا فَظٌّ ولا غَليظٌ، ولا صَخَّابٌ فِي الأسواقِ، ولا يَجزِي السَّيِّئةَ السَّيِّئةَ، ولكِن يَعفو ويغفِرُ. ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از كعب الأحبار ـ: ما در تورات، چنين مى خوانيم: «محمّد پيامبرِ برگزيده، نه تندخوست و نه خشن و نه اهل جار و جنجال. در كوچه و بازار، بدى را با بدى جواب نمى دهد؛ بلكه مى بخشد و گذشت مى كند».
۱.الطبقات الكبرى: ج 1 ص 360.
الطبقات الكبرى عن الحسن:إنَّ رَهطا مِن أصحابِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله اجتَمَعوا فَقالوا: لَو أرسَلنا إلى أُمَّهاتِ المُؤمنينَ فَسَألناهُنَّ عَمَّا نَحَلوا عَلَيهِ ـ يَعني النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله ـ مِنَ العَمَلِ لَعَلَّنا أن نَقتَدِيَ بِهِ، فَأرسَلوا إلى هذهِ ثُمَّ هذهِ، فَجاءَ الرَّسولُ بِأمرٍ واحِدٍ: إنَّكُم تَسألونَ عَن خُلُقِ نَبِيِّكُم صلى الله عليه و آله وخُلقُهُ القُرآنُ، ورَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَبيتُ يُصَلِّي ويَنامُ، ويَصومُ ويُفطِرُ، ويأتي أهلَهُ. ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از حسن ۲ ـ: گروهى از اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله جمع شدند و گفتند: چه خوب است كسى را پيشِ همسران پيامبر خدا بفرستيم و از نحوه رفتار او در خانه اش، سؤال كنيم تا شايد آن را سرمشق خود قرار دهيم.
آنان كسى را پيش يكايك همسران پيامبر فرستادند و آن فرستاده، [از همه آنان]يك پاسخ آورد: شما از اخلاق پيامبرتان مى پرسيد. اخلاق او، [همان دستورهاى]قرآن است. پيامبر خدا شب ها را نماز مى خوانَد و مى خوابد و روزه مى گيرد و روزه مى گشايد و با همسر خود، هم بستر مى شود.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:أنا أديبُ اللّهِ وعَليٌّ أديبي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من، تربيت شده خدا هستم و على، تربيت شده من است.
۱.مكارم الأخلاق: ج 1 ص 51 ح 19 عن ابن عبّاس، بحار الأنوار: ج 16 ص 231 ح 25.
عنه صلى الله عليه و آله:أيُّهَا النَّاسُ، إنَّما أنا رَحمَةٌ مُهداةٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اى مردم! من در حقيقت، رحمتى اهدايى [از جانب خدا] هستم.
۱.سنن الدارمي: ج 1 ص 14 ح 15، الطبقات الكبرى: ج 1 ص 192 كلاهما عن أبي صالح، كنز العمّال: ج 11 ص 445 ح 32093 و ح 31995.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من، اجابت دعاى پدرم ابراهيم هستم كه هنگام ساختن پايه هاى كعبه گفت: «اى پروردگار ما! در ميان آنان، پيامبرى از خودشان بر انگيز.» .
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:أنا دَعوَةُ أبي إبراهيمَ، وَكانَ آخِرُ مَن بَشَّرَ بي عيسَى بنُ مَريمَ عَلَيه الصَّلاةُ وَالسَّلامُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من، اجابت همان دعاى پدرم ابراهيم هستم، و آخرين كسى كه به ظهورِ من بشارت داد، عيسى بن مريم بود.
۱.تاريخ دمشق: ج 3 ص 393 ح 752 عن عبادة بن الصامت، كنز العمّال: ج 11 ص 405 ح 31889.
عنه صلى الله عليه و آله:أنا فِئَةُ المُسلِمينَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من، پشت و پناه مسلمانان هستم.
۱.المصنّف لابن أبي شيبة: ج 7 ص 733 ح 1، مسند أبي يعلى: ج 5 ص 305 ح 5754 كلاهما عن ابن عمر، كنز العمّال: ج 11 ص 404 ح 31887.
عنه صلى الله عليه و آله:أنا سَيِّدُ وُلدِ آدَمَ ولا فَخرَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خودستايى نيست؛ من، سرورِ فرزندانِ آدم هستم.
۱.عيون أخبار الرضا: ج 2 ص 35 ح 78 عن داوود بن سليمان الفرّا عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام، الاختصاص: ص 33 عن الحسين بن عبد اللّه عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله، بحار الأنوار: ج 8 ص 48 ح 51.
عنه صلى الله عليه و آله:أنا سَيِّدُ وُلدِ آدَمَ يَومَ القِيامَةِ ولا فَخرَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:قصدم فخر فروشى نيست. من در روز قيامت، سرور فرزندان آدم هستم.
۱.سنن الترمذي: ج 5 ص 308 ح 3148 عن أبي سعيد، مسند ابن حنبل: ج 1 ص 603 ح 2546 عن ابن عبّاس، كنز العمّال: ج 11 ص 404 ح 31882.
عنه صلى الله عليه و آله:أنا أوَّلُ مَن تَنشَقُّ عَنهُ الأرضُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من نخستين كسى هستم كه زمين، بر او شكافته مى شود (از گور برمى خيزد).
۱.سنن الترمذي: ج 5 ص 587 ح 3615، سنن ابن ماجة: ج 2 ص 1440 ح 4308 كلاهما عن أبي سعيد، كنز العمّال: ج 11 ص 403 ح 31879.
عنه صلى الله عليه و آله:أنا أوَّلُ النَّاسِ خُروجا إذا بُعِثوا، وأنا خَطيبُهُم إذا وَفَدوا، وأنا مُبَشِّرُهُم إذا أيِسوا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:زمانى كه مردم بر انگيخته شوند، من نخستين كسى هستم كه [از گور]بيرون مى آيد و آن گاه كه به پيشگاه خدا در آيند، من خطيب آنان هستم و هرگاه نوميد شوند، من نويد دهنده ايشانم.
۱.سنن الترمذي: ج 5 ص 585 ح 3610، سنن الدارمي: ج 1 ص 30 ح 48 نحوه وكلاهما عن أنس، كنز العمّال: ج 11 ص 403 ح 31878.
عنه صلى الله عليه و آله:أنا أكثَرُ الأنبِياءِ تَبَعا يَومَ القِيامَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در روز قيامت، من بيش از همه پيامبران، پيرو دارم.
۱.صحيح مسلم: ج 1 ص 188 ح 331، السنن الكبرى: ج 9 ص 8 ح 17714 كلاهما عن أنس، كنز العمّال: ج 11 ص 403 ح 31877.
عنه صلى الله عليه و آله:أنا قائِدُ المُرسَلينَ ولا فَخرَ، وأنا خاتَمُ النَّبِيِّينَ ولا فَخرَ، وأنا أوَّلُ شافِعٍ وأوَّلُ مُشَفَّعٍ ولا فَخرَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خودستايى نيست؛ من جلودار پيامبرانم. خودستايى نيست؛ من خاتم پيامبرانم. خودستايى نيست؛ من نخستين شفاعت كننده و نخستين كسى هستم كه شفاعتش پذيرفته مى شود.
۱.سنن الدارمي: ج 1 ص 31 ح 49، المعجم الأوسط: ج 1 ص 61 ح 170 كلاهما عن جابر بن عبد اللّه، كنز العمّال: ج 11 ص 404 ح 31883.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۴۲