فیلترها
نتایج جستجو برای «روش پیامبر در نماز»: ۱۴ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
الإمام عليّ عليه السلام:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله لا يُؤثِرُ عَلَى الصَّلاةِ عَشاءً ولا غَيرَهُ، وكانَ إذا دَخَلَ وقتُها كَأَنَّهُ لا يَعرِفُ أهلًا ولا حَميمًا. ۱
امام على عليه السلام:پيامبر خدا، شام و يا چيز ديگرى را بر نماز، مقدّم نمى داشت و هنگامى كه وقت نماز فرا مى رسيد، [از شدّت اشتياق به آن، به گونه اى رفتار مى كرد كه] گويا خانواده و دوست را نمى شناسد.
۱.تنبيه الخواطر: ج 2 ص 78.
عدّة الداعي عن عائِشَة:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يُحَدِّثُنا ونُحَدِّثُهُ، فَإذا حَضَرَتِ الصَّلاةُ فَكَأَنَّهُ لَم يَعرِفنا ولَم نَعرِفهُ. ۱
عدّة الداعىـ به نقل از عايشه ـ: پيامبر خدا با ما گفتگو مى كرد و ما با او گفتگو مى كرديم. [امّا]هنگام نماز كه مى شد، گويا نه او ما را مى شناخت و نه ما او را مى شناختيم.
۱.عدّة الداعي: ص 139.
الإمام الباقر عليه السلام:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عِندَ عائِشَةَ لَيلَتَها، فَقالَت: يا رَسولَ اللّهِ، لِمَ تُتعِبُ نَفسَكَ وَقَد غَفَرَ اللّهُ لَكَ ما تَقَدَّمَ مِن ذَنبِكَ وَما تَأَخَّرَ؟ فَقالَ: يا عائِشَةُ، ألا أكونُ عَبدًا شَكورًا؟
وكانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقومُ عَلى أطرافِ أصابِعِ رِجلَيهِ فَأَنزَلَ اللّهُ سُبحانَهُ وتَعالى: «طه * ماأنزَلنا عَلَيكَ القُرآنَ لِتَشقى» ۱. ۲
امام باقر عليه السلام:عايشه، در شبى كه نوبت ماندن پيامبر خدا نزدش بود، به ايشان گفت: اى پيامبر خدا! چرا خود را به زحمت مى اندازى با آن كه خداوند، گناه گذشته و آينده تو را آمرزيده است؟
فرمود: «اى عايشه! آيا بنده اى سپاس گزار نباشم؟». و پيامبر خدا، بر سرْ انگشتان پايش مى ايستاد تا اين كه خداوند سبحان و متعال، فرو فرستاد: «طه. ما قرآن را بر تو فرو نفرستاديم تا بر خود سخت گيرى» .
الإمام الصادق عليه السلام:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يُصَلّي مِنَ التَّطَوُّعِ مِثلَيِ الفَريضَةِ. ۱
امام صادق عليه السلام:پيامبر خدا، دو برابرِ نماز واجب، نماز مستحب مى خواند.
۱.الكافي: ج 3 ص 443 ح 3.
السنن الكبرى عن جابِر بن عَبد اللّهِ:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله لا يُؤَخِّرُ الصَّلاةَ لِطَعامٍ و لا لِغَيرِهِ. ۱
السنن الكبرىـ به نقل از جابر بن عبد اللّه ـ: پيامبر خدا، براى خوراك و يا چيز ديگرى، نماز را به تأخير نمى انداخت.
۱.السنن الكبرى: ج 3 ص 105 ح 5043.
الإمام عليّ عليه السلام:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله لا يُؤثِرُ عَلَى الصَّلاةِ عَشاءً ولا غَيرَهُ، وكانَ إذا دَخَلَ وقتُها كَأَنَّهُ لا يَعرِفُ أهلًا ولا حَميمًا. ۱
امام على عليه السلام:پيامبر خدا، شام و يا چيز ديگرى را بر نماز، مقدّم نمى داشت و هنگامى كه وقت نماز فرا مى رسيد، [از شدّت اشتياق به آن، به گونه اى رفتار مى كرد كه] گويا خانواده و دوست را نمى شناسد.
۱.تنبيه الخواطر: ج 2 ص 78.
عدّة الداعي عن عائِشَة:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يُحَدِّثُنا ونُحَدِّثُهُ، فَإذا حَضَرَتِ الصَّلاةُ فَكَأَنَّهُ لَم يَعرِفنا ولَم نَعرِفهُ. ۱
عدّة الداعىـ به نقل از عايشه ـ: پيامبر خدا با ما گفتگو مى كرد و ما با او گفتگو مى كرديم. [امّا] هنگام نماز كه مى شد، گويا نه او ما را مى شناخت و نه ما او را مى شناختيم.
۱.عدّة الداعي: ص 139، بحارالأنوار: ج 70 ص 400 ح 72.
فلاح السائل عن ابن طاووس:رُويَ أنَّ النَّبيَّ صلى الله عليه و آله كانَ إذا قامَ إلَى الصَّلاةِ كَأَنَّهُ ثَوبٌ مُلقىً. ۱
فلاح السائلـ به نقل از ابن طاووس ـ: روايت شده هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله به نماز مى ايستاد، [از شدّت خاكسارى] گويا ايشان، جامه اى به كنار افكنده بود.
۱.فلاح السائل: ص 161، بحارالأنوار: ج 84 ص 248 ح 39.
الخصالـ به نقل از ابو [محمّد] عبد اللّه بن حامد، كه سند حديث را به برخى از نيكان (اهل بيت عليهم السلام) مى رساند ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله هر گاه نماز مى خواند، از سينه اش آوايى از خوف، چون آواز جوشش ديگ شنيده مى شد.
۱.في الحديث: «إنَّهُ كانَ يُصَلِّي وَلِجَوفِهِ أزيزٌ كأزيزِ المِرجَل مِنَ البُكاءِ» أي خنين من الخوف وهو صوت البكاء، وقيل: هو أن يجيش جوفه ويغلي بالبكاء (النهاية: ج 1 ص 45)، (مجمع البحرين: ج 1 ص 71) زاد ثانيهما: «الأزيز: صوت الرعد وصوت غليان القدر أيضا، ومنه الخبر: كانَ يُصَلِّي وَلِجَوفِهِ أزيزٌ.». والمِرْجَل: القدر من الحجارة والنحاس (لسان العرب: ج 11 ص 274).
۲.الخصال: ص 282 ح 27، بحارالأنوار: ج 70 ص 381 ح 30.
فلاح السائل عن جَعفَر بن عَلِيٍّ القُمِّيُّ:كانَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله إذا قامَ إلَى الصَّلاةِ تَرَبَّدَ وجهُهُ خَوفا مِنَ اللّهِ تَعالى، وكانَ لصَدرِهِ أزيزٌ كَأَزيزِ المِرجَل. ۱
فلاح السائلـ به نقل از جعفر بن على قمى ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله هرگاه به نماز مى ايستاد، از ترس خداى متعال، رنگِ چهره اش تغيير مى كرد و سينه اش، آوايى چون آواز جوشش ديگ داشت.
۱.فلاح السائل: ص 161 نقلاً عن كتاب زهد النبيّ صلى الله عليه و آله.
الإمام زين العابدين عليه السلام:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقِفُ فِي الصَّلاةِ حَتّى يَرِمَ قَدَماهُ. ۱
امام زين العابدين عليه السلام:پيامبر خدا، آن قدر به نماز مى ايستاد، تا پاهايش وَرَم مى كرد.
۱.فتح الأبواب: ص 170 عن الزهري، بحارالأنوار: ج 46 ص 57 ح 10.
الإمام الباقر عليه السلام:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عِندَ عائِشَةَ لَيلَتَها، فَقالَت: يا رَسولَ اللّهِ، لِمَ تُتعِبُ نَفسَكَ وَقَد غَفَرَ اللّهُ لَكَ ما تَقَدَّمَ مِن ذَنبِكَ وَما تَأَخَّرَ؟ فَقالَ: يا عائِشَةُ، ألا أكونُ عَبدًا شَكورًا؟
وكانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقومُ عَلى أطرافِ أصابِعِ رِجلَيهِ فَأَنزَلَ اللّهُ سُبحانَهُ وتَعالى: «طه * ماأنزَلنا عَلَيكَ القُرآنَ لِتَشقى» ۱. ۲
امام باقر عليه السلام:عايشه، در شبى كه نوبت ماندن پيامبر خدا نزدش بود، به ايشان گفت: اى پيامبر خدا! چرا خود را به زحمت مى اندازى با آن كه خداوند، گناه گذشته و آينده تو را آمرزيده است؟
فرمود: «اى عايشه! آيا بنده اى سپاس گزار نباشم؟». و پيامبر خدا، بر سرْ انگشتان پايش مى ايستاد تا اين كه خداوند سبحان و متعال، فرو فرستاد: «طه. ما قرآن را بر تو فرو نفرستاديم تا بر خود سخت گيرى» .
الإمام الصادق عليه السلام:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يُصَلّي مِنَ التَّطَوُّعِ مِثلَيِ الفَريضَةِ. ۱
امام صادق عليه السلام:پيامبر خدا، دو برابرِ نماز واجب، نماز مستحب مى خواند.
۱.الكافي: ج 3 ص 443 ح 3 عن الفضيل بن يسار والفضل ابن عبدالملك وبكير.
الإمام الباقر عليه السلام:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله لا يُصَلّي مِنَ النَّهارِ شَيئًا حَتّى تَزولَ الشَّمسُ، فَإِذا زالَت صلّى ثَمانيَ رَكَعاتٍ، وهيَ صَلاةُ الأَوّابِينَ، تُفتَحُ في تِلكَ السَّاعَةِ أبوابُ السَّماءِ ويُستَجابُ الدُّعاءُ وتَهُبُّ الرِّياحُ ويَنظُرُ اللّهُ إلى خَلقِهِ، فَإِذا فاءَ الفَيءُ ذِراعًا صَلَّى الظُّهرَ أربَعًا، وصَلّى بَعدَ الظُّهرِ رَكعَتَينِ، ثُمَّ صَلّى رَكعَتَينِ اُخراوَينِ، ثُمَّ صَلّى العَصرَ أربَعًا إِذا فاءَ الفَيءُ ذِراعًا، ثُمَّ لا يُصَلّي بَعدَ العَصرِ شَيئًا حَتّى تَؤوبَ الشَّمسُ، فَإِذا آبَت ـ وهُو أن تَغيبَ ـ صَلَّى المَغرِبَ ثلاثًا، وبَعدَ المَغرِبِ أربَعًا، ثُمَّ لا يُصَلّي شَيئًا حَتّى يَسقُطَ الشَّفَقُ، فَإذا سَقَطَ الشَّفَقُ صَلّى
امام باقر عليه السلام:پيامبر خدا، از آغاز روز تا زوال خورشيد، هيچ نماز نمى خواند و هنگام زوال، هشت ركعت نماز مى خواند كه همان نمازِ توبه كنندگان است. در اين ساعت، درهاى آسمان، گشوده مى شود و دعا پذيرفته مى شود، نسيم ها [ى رحمت] مى وزد و خداوند به آفريده هايش مى نگرد. پس هنگامى كه سايه به اندازه يك ذراع باز مى گشت، چهار ركعت نماز ظهر مى گزارد و بعد از ظهر، دو ركعت و سپس دو ركعت ديگر مى خواند. و هنگامى كه سايه به اندازه يك ۲ ذراع، باز مى گشت، چهار ركعت نماز عصر مى گزارد و بعد از مغرب، چهار ركعت مى خواند و سپس نمازى نمى خواند تا شفق فرو رود و هنگامى كه فرو مى رفت، نماز عشا را مى گزارد.
سپس پيامبر صلى الله عليه و آله به بسترش مى رفت و نماز نمى خواند تا نيمى از شب، سپرى شود. هنگامى كه شب از