نتایج جستجو برای «دعاهای برکت آفرین»: ۲۱ حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لِعَلِيٍّ عليه السلام ـ: يا عَلِيُ، إذا نَزَلتَ مَنزِلاً فَقُل: اللّهُمَّ أنزِلني مُنزَلاً مُبارَكا وأنتَ خَيرُ المُنزِلينَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ خطاب به على عليه السلام ـ: اى على! هر گاه در جايى فرود آمدى، بگو: «خدايا! مرا در منزلگاهى خجسته فرود آور، كه تو بهترينِ فرودآورندگانى».
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 2 ص 298 ح 2508.
عنه صلى الله عليه و آله:اللّهُمَّ اغفِر لي ذَنبي، ووَسِّع لي في رِزقي، وبارِك لي في ما رَزَقتَني. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در دعا ـ: بار خدايا! گناهم را بيامرز و روزى ام را وسعت بخش و در آنچه به من روزى داده اى، بركت قرار بده.
۱.سنن الترمذي: ج 5 ص 527 ح 3500.
الكافي عن أبي عبد اللّه البرقيّ رفعه:لَمّا زَوَّجَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله فاطِمَةَ قالوا: بِالرِّفاءِ وَالبَنينَ، فَقالَ: لا بَل عَلَى الخَيرِ وَالبَرَكَةِ. ۱
الكافىـ به نقل از ابو عبد اللّه برقى، در حديثى كه سند آن را به اهل بيت عليهم السلام ـرسانده است: چون پيامبر خدا، فاطمه عليهاالسلام را به همسرى داد، گفتند: با [دعا براى]سازش و فرزندان؟ فرمود: «نه؛ بلكه با خير و بركت».
۱.الكافي: ج 5 ص 568 ح 52.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لِعَلِيٍّ عليه السلام ـ: يا عَلِيُ، إذا نَزَلتَ مَنزِلاً فَقُل: اللّهُمَّ أنزِلني مُنزَلاً مُبارَكا وأنتَ خَيرُ المُنزِلينَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ خطاب به على عليه السلام ـ: اى على! هر گاه در جايى فرود آمدى، بگو: «خدايا! مرا در منزلگاهى خجسته فرود آور، كه تو بهترينِ فرودآورندگانى».
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 2 ص 298 ح 2508، بحار الأنوار: ج 76 ص 248 ح 42.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ أنزَلَ مائِدَةً عَلى عيسى عليه السلام، وبارَكَ لَهُ في (أربَعَةِ) أرغِفَةٍ وسُمَيكاتٍ حَتّى أكَلَ وشَبِعَ مِنها أربَعَةُ آلافٍ وسَبعُمِائَةٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، سفره اى بر عيسى عليه السلام فرو فرستاد و به او در چهار گِرده نان و ماهى هاى كوچك، بركت داد، تا آن كه چهار هزار و هفتصد نفر، از آن خوردند و سير شدند.
۱.التفسير المنسوب إلى الإمام العسكريّ عليه السلام: ص 195 ح 91، بحار الأنوار: ج 14 ص 249 ح 37.
عنه صلى الله عليه و آله:اللّهُمَّ اغفِر لي ذَنبي، ووَسِّع لي في رِزقي، وبارِك لي في ما رَزَقتَني. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در دعا ـ: بار خدايا! گناهم را بيامرز و روزى ام را وسعت بخش و در آنچه به من روزى داده اى، بركت قرار بده.
۱.سنن الترمذي: ج 5 ص 527 ح 3500 عن أبي هريرة.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إذا زُفَّت إلَى الرَّجُلِ زَوجَتُهُ واُدخِلَت إلَيهِ فَليُصَلِّ رَكعَتَينِ، وَليَمسَح عَلى ناصِيَتِها، ثُمَّ ليَقُل: اللّهُمَّ بارِك لي في أهلي وبارِك لَها فِيَ، وما جَمَعتَ بَينَنا فَاجمَع بَينَنا في خَيرٍ ويُمنٍ وبَرَكَةٍ، وإذا جَعَلتَها فُرقَةً فَاجعَلها فُرقَةً إلى كُلِّ خَيرٍ. ثُمَّ ليَقُل: الحَمدُ للّهِِ الَّذي هَدى ضَلالَتي، وأغنى فَقري، ونَعَشَ خُمولي، وأعَزَّ ذِلَّتي، وآوى عَيلَتي، وزَوَّجَ عُزبَتي، وأخدَمَ مِهنَتي، وآنَسَ وَحشَتي، ورَفَعَ خَسيسَتي؛ حَمدا كَثيرا طَيِّبا مُبارَكا عَلى ما أعطَيتَ يا رَبِّ، وعَلى ما قَسَمتَ، وعَلى ما أكرَمتَ. ۱

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:[در شب زفاف،] هرگاه همسرِ كسى را نزد او فرستادند، دو ركعت نماز بخوانَد و دست بر پيشانى زن بكشد و بگويد: «بار خدايا! براى من در خانواده ام و همسرم نسبت به من، بركت قرار بده و تا آن گاه كه ميان ما را جمع مى كنى، با خير و خُجستگى و بركت باشد و اگر ميان ما جدايى انداختى، جدايى را به سوى هر نيكى قرار بده». سپس بگويد: «ستايش، خدايى را كه از گم راهى، هدايتم نمود، فقرم را برطرف ساخت، بى حالىِ مرا نشاط بخشيد، ذلّتم را عزّت داد، عيالمندىِ مرا پناه داد، مرا از بى همسرى درآورد، حرفه اى را به خدمت من گماشت، تنهايى ام را همدم بخشيد و تنگ دستى ام را برطرف ساخت؛ ستايشى فراوان و پاك و خجسته براى آنچه عطا كردى، اى پروردگار! و براى آنچه قسمت (روزى) نمودى و براى آنچه كرامت

۱.دعائم الإسلام: ج 2 ص 210 ح 772، بحار الأنوار: ج 103 ص 268 ح 18.
الكافي عن أبي عبد اللّه البرقيّ رفعه:لَمّا زَوَّجَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله فاطِمَةَ قالوا: بِالرِّفاءِ وَالبَنينَ، فَقالَ: لا بَل عَلَى الخَيرِ وَالبَرَكَةِ. ۱
الكافىـ به نقل از ابو عبد اللّه برقى، در حديثى كه سند آن را به اهل بيت عليهم السلام ـرسانده است: چون پيامبر خدا، فاطمه عليهاالسلام را به همسرى داد، گفتند: با [دعا براى] سازش و فرزندان؟ فرمود: «نه؛ بلكه با خير و بركت».
۱.الكافي: ج 5 ص 568 ح 52، بحار الأنوار: ج 43 ص 144 ح 46 وراجع: كنز العمّال: ج 16 ص 484 ح 45571 وح 45572.
عمل اليوم والليلة للنسائي عن ابن بريدة عن أبيه:إنَّ نَفَرا مِنَ الأَنصارِ قالوا لِعَلِيٍ عليه السلام: عِندَكَ فاطِمَة. فَدَخَلَ عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله فَسَلَّمَ عَلَيهِ، فَقالَ: ما حاجَةُ ابنِ أبي طالِبٍ؟ قالَ: ذَكَرتُ فاطِمَةَ بِنتَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله. قالَ: مَرحَبا وأهلاً، لَم يَزِدهُ عَلَيها، فَخَرَجَ إلَى الرَّهطِ مِنَ الأَنصارِ يَنتَظِرونَهُ. فَقالوا: ما وَراءَكَ؟ قالَ: ما أدري، غَيرَ أنَّهُ قالَ لي: مَرحَبا وأهلاً. (قالوا): يَكفيكَ مِن رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله إحداهُما؛ قَد أعطاكَ الأَهلَ وأعطاكَ الرُّحبَ. فَلَمّا كانَ بَعدَ ذلِكَ بَعدَما زَوَّجَهُ قالَ: يا عَلِيُّ، إنَّهُ لابُدَّ لِلعُرسِ مِن وَليمَةٍ. قالَ سَعدٌ: عِندي كَبشٌ،

عمل اليوم و الليلة، نسايىـ به نقل از ابو بُرَيده، از پدرش ـ: گروهى از انصار به على عليه السلام [پيشنهاد خواستگارى از فاطمه عليهاالسلام را دادند و] گفتند: فاطمه، نزد توست. على عليه السلام نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و سلام داد. پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيد: «پسر ابو طالب، چه كار دارد؟». گفت: [براى ازدواج،] به ياد فاطمه، دختر پيامبر خدا، افتادم. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «خوش آمدى» و بيش از آن نفرمود. على عليه السلام پيش آن گروه از انصار كه منتظرش بودند، برگشت. گفتند: چه خبر؟ گفت: نمى دانم، جز اين كه به من فرمود: «خوش آمدى». گفتند: از پيامبر خدا، يكى از اين دو براى تو بس است. او به تو، هم همسر داده و هم گشايش [در كار]. پس از آن، هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه

۱.عمل اليوم والليلة للنسائي: ص 253 ح 258؛ كشف الغمّة: ج 1 ص 365، بحار الأنوار: ج 43 ص 137 ح 34.
۲.. صاع، پيمانه اى است كه در آن، يك مُدّ جا بگيرد. هر مد، يك چارك (حدود ده سير) است.
سنن أبي داوود عن عائشة:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يُؤتى بِالصِّبيانِ، فَيَدعو لَهُم بِالبَرَكَةِ. ۱
سنن أبى داوودـ به نقل از عايشه ـ: كودكان را نزد پيامبر خدا مى آوردند. ايشان براى آنان دعا مى كرد كه بركت يابند.
۱.سنن أبي داوود: ج 4 ص 328 ح 5106.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ كانَ يَقولُ عِندَ استيقاظِهِ مِن نَومِهِ ـ: اللّهُمَّ إنّي أسأَلُكَ خَيرَ هذَا اليَومِ ونورَهُ، وهُداهُ وبَرَكَتَهُ، وطَهورَهُ ومُعافاتَهُ، اللّهُمَّ إنّي أسأَلُكَ خَيرَهُ وخَيرَ ما فيهِ، وأعوذُ بِكَ مِن شَرِّهِ وشَرِّ ما بَعدَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ وقتى كه از خواب بيدار مى شد، اين دعا را مى خوانْد ـ: بار خدايا! از تو خير و روشنى، و هدايت و بركت، و پاكى و عافيتِ اين روز را مى طلبم. بار خدايا! از تو خيرِ اين روز و آنچه را در آن است، مى خواهم و از شرّ اين روز و شرّ آنچه پس از آن است، به تو پناه مى برم.
۱.مكارم الأخلاق: ج 1 ص 94 ح 181، بحار الأنوار: ج 16 ص 253.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ إذا رَأَى الهِلالَ ـ: اللّهُمَّ بارِك لَنا في شَهرِنا هذَا الدّاخِلِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ وقتى ماه نو را ديد، اين دعا را خواند ـ: خدايا! اين ماه را كه بر ما وارد مى شود، برايمان مبارك گردان.
۱.تاريخ دمشق: ج 12 ص 239 ح 2931 عن زياد؛ الإقبال: ج 1 ص 66 عن الإمام الصادق عليه السلام وليس فيه «الداخل».
عنه صلى الله عليه و آلهـ إذا دَخَلَ رَجَبٌ قالَ ـ: اللّهُمَّ بارِك لَنا في رَجَبٍ وشَعبانَ، وبَلِّغنا رَمَضانَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ هرگاه ماه رجب وارد مى شد ـ: بار خدايا! رجب و شعبان را بر ما مبارك كن و ما را به رمضان برسان.
۱.شُعَب الإيمان: ج 3 ص 375 ح 3815 عن أنس؛ الإقبال: ج 3 ص 173 وفيه «إذا رأى هلال رجب» بدل «إذا دخل رجب»، بحار الأنوار: ج 98 ص 376 ح 1.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:اللّهُمَّ اجعَلني أخشاكَ حَتّى كَأَنّي أراكَ أبَدا حَتّى ألقاكَ، وأسعِدني بِتَقواكَ ولا تُشقِني بِمَعصِيَتِكَ، وخِر لي في قَضائِكَ وبارِك لي في قَدَرِكَ، حَتّى لا اُحِبَّ تَعجيلَ ما أخَّرتَ ولا تَأخيرَ ما عَجَّلتَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بار خدايا! مرا چنان كن كه از تو بترسم، تا آن جا كه گويا تو را مى بينم؛ هميشه تا هنگامى كه ديدارت كنم. و مرا با پرواى از خودت، سعادتمند كن و با نافرمانى ات، به شقاوتم ميفكن و در حكم خويش، برايم خوبى را برگزين و در تقدير خود، برايم مباركى قرار بده، تا دوست نداشته باشم كه آنچه تو به تأخير انداخته اى، جلو افتد و يا آنچه تو جلو انداخته اى، به تأخير افتد.
۱.المعجم الأوسط: ج 6 ص 121 ح 5982 عن أبي هريرة؛ الكافي: ج 2 ص 577 ح 1 عن جندب عن الإمام الصادق عليه السلام، بحارالأنوار: ج 98 ص 218.
المناقب لابن شهر آشوب:مَرَّ النَّبِيُ صلى الله عليه و آله بِعَبدِ اللّهِ بنِ جَعفَرٍ وهُوَ يَصنَعُ شَيئا مِن طينٍ مِن لُعَبِ الصِّبيانِ. فَقالَ: ما تَصنَعُ بِهذا؟ قالَ: أبيعُهُ. قالَ: ما تَصنَعُ بِثَمَنِهِ؟ قالَ: أشتَري رُطَبا فَآكُلُهُ. فَقالَ لَهُ النَّبِيُ صلى الله عليه و آله: اللّهُمَّ بارِك لَهُ في صَفقَةِ يَمينِهِ. فَكانَ يُقالُ: مَا اشتَرى شَيئا قَطُّ إلّا رَبِحَ فيهِ، فَصارَ أمرُهُ إلى أن يُمَثَّلَ بِهِ، فَقالوا: عَبدُ اللّهِ بنُ جَعفَرٍ الجَوادُ، وكانَ أهلُ المَدينَةِ يَتَدايَنونَ بَعضُهُم مِن بَعضٍ إلى أن يَأتِيَ عَطاءُ عَبدِ اللّهِ بنِ جَعفَرٍ. ۱
المناقب، ابن شهر آشوب:پيامبر خدا از كنار عبد اللّه بن جعفر گذشت، در حالى كه وى با گِل، اسباب بازى اى براى كودكان مى ساخت. فرمود: «با اين، چه مى كنى؟». گفت: آن را مى فروشم. فرمود: «با پول آن، چه مى كنى؟». گفت: خرما مى خرم و مى خورم. پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: «بار خدايا! در معامله اش بركت قرار بده». گفته مى شد كه او هرگز چيزى نخريد، مگر آن كه در آن، سود بُرد و كارش به آن جا رسيد كه ضرب المثل شد و گفتند: «عبد اللّه بن جعفرِ بخشنده». مردم مدينه از يكديگر وام مى گرفتند، تا آن كه بخششِ عبد اللّه بن جعفر برسد.
۱.المناقب لابن شهرآشوب: ج 1 ص 84، بحار الأنوار: ج 18 ص 17 ح 45.
سنن أبي داوود عن حكيم بن حزام:إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله بَعَثَ مَعَهُ بِدينارٍ يَشتَري لَهُ اُضحِيَّةً، فَاشتَراها بِدينارٍ وباعَها بِدينارَينِ، فَرَجَعَ فَاشتَرى اُضحِيَّةً بِدينارٍ وجاءَ بِدينارٍ إلَى النَّبِيِ صلى الله عليه و آله، فَتَصَدَّقَ بِهِ النَّبِيُ صلى الله عليه و آله ودَعا لَهُ أن يُبارَكَ لَهُ في تِجارَتِهِ. ۱
سنن أبى داوودـ درباره حكيم بن حِزام ـ: پيامبر خدا، دينارى به او (حكيم) داد تا براى ايشان يك قربانى بخرد. او قربانى اى را به يك دينار خريد و آن را به دو دينار فروخت و برگشت. دوباره، قربانى اى به يك دينار خريد و دينار ديگر را براى پيامبر صلى الله عليه و آله آورد. پيامبر خدا هم آن را صدقه داد و براى او دعا كرد كه در تجارتش بركت يابد.
۱.سنن أبي داوود: ج 3 ص 256 ح 3386؛ الأمالي للطوسي: ص 399 ح 890، بحار الأنوار: ج 103 ص 136 ح 4.
مسند ابن حنبل عن أبي عمرة الأنصاري:كُنّا مَعَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله في غَزاةٍ، فَأَصابَ النّاسَ مَخمَصَةٌ، فَاستَأذَنَ النّاسُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله في نَحرِ بَعضِ ظُهورِهِم، وقالوا: يُبَلِّغُنَا اللّهُ بِهِ. فَلَمّا رَأى عُمَرُ بنُ الخَطّابِ أنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله قَد هَمَّ أن يَأذَنَ لَهُم في نَحرِ بَعضِ ظَهرِهِم قالَ: يا رَسولَ اللّهِ، كَيفَ بِنا إذا نَحنُ لَقينَا القَومَ غَدا جِياعا أرجالاً؟ ولكِن إن رَأَيتَ يا رَسولَ اللّهِ أن تَدعُوَ لَنا بِبَقايا أزوادِهِم فَتَجمَعَها ثُمَّ تَدعُوَ اللّهَ فيها بِالبَرَكَةِ؛ فَإِنَّ اللّهَ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ سَيُبَلِّغُنا بِدَعوَتِكَ ـ أو قالَ: سَيُبارِكُ لَنا في دَعوَتِكَ ـ. فَدَعَا النَّبِيُ صلى الله

مسند ابن حنبلـ به نقل از ابو عمره انصارى ـ: در نبردى با پيامبر خدا بوديم. مردم، دچار كمبود شدند. از پيامبر خدا اجازه خواستند تا بعضى از شترانِ باركش خود را ذبح كنند و [در عين حال] گفتند: خداوند، ما را با آن [به مقصد] مى رساند [و در اين صورت، وسيله اى براى سوارى نخواهيم داشت]. عمر بن خطّاب، چون ديد پيامبر خدا تصميم دارد كه به آنان اجازه دهد تا بعضى شترانشان را ذبح كنند، گفت: اى پيامبر خدا! چگونه خواهد شد، اگر فردا گرسنه و پياده با دشمن رو به رو شويم؟! ولى اگر اجازه دهى كه بازمانده توشه خود را بياورند و آنها را جمع كنى و از خدا بخواهى كه به آنها بركت دهد، خداى متعال به دعاى تو، ما را [به مقصد] مى رساند (و يا گفت: خداوند به دعاى شما، براى ما بركت مى دهد). پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود

۱.مسند ابن حنبل: ج 5 ص 264 ح 15449.
الإمام الكاظم عليه السلامـ في بَيانِ مُعجِزاتِ النَّبِيِ صلى الله عليه و آله لِنَفَرٍ مِنَ اليَهودِ ـ: إنَّهُ نَزَلَ بِاُمِّ شَريكٍ، فَأَتَتهُ بِعُكَّةٍ فيها سَمنٌ يَسيرٌ، فَأَكَلَ هُوَ وأصحابُهُ، ثُمَّ دَعا لَها بِالبَرَكَةِ، فَلَم تَزَلِ العُكَّةُ تَصُبُّ سَمنا أيّامَ حَياتِها. ۱
امام كاظم عليه السلامـ در بيان معجزات پيامبر صلى الله عليه و آله براى گروهى از يهود ـ: ايشان به خانه اُمّ شريك رفت. وى ظرفى آورد كه اندكى روغن در آن بود. پيامبر صلى الله عليه و آله و يارانش از آن خوردند. سپس پيامبر صلى الله عليه و آله براى آن زن دعا كرد كه بركت يابد. آن زن تا زنده بود، آن ظرف، از روغن پُر مى شد.
۱.قرب الإسناد: ص 329 ح 1228 عن معمر عن الإمام الرضا عليه السلام، بحار الأنوار: ج 17 ص 235.
المستدرك على الصحيحين عن هشام بن حبيش بن خويلد:إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله خَرَجَ مِن مَكَّةَ مُهاجِرا إلَى المَدينَةِ وأبو بَكرٍ ومَولى أبي بَكرٍ عامِرُ بنُ فُهَيرَةَ ودَليلُهُمَا اللَّيثِيُ عَبدُ اللّهِ بنُ اُرَيقِطٍ، مَرّوا عَلى خَيمَتَي اُمِّ مَعبَدٍ الخُزاعِيَّةِ، وكانَتِ امرَأَةً بَرزَةً جَلدَةً تَحتَبي بِفِناءِ الخَيمَةِ ثُمَّ تَسقي وتُطعِمُ. فَسَأَلوها لَحما وتَمرا لِيَشتَروا مِنها، فَلَم يُصيبوا عِندَها شَيئا مِن ذلِكَ، وكانَ القَومُ مُرمِلينَ مُسنِتينَ. فَنَظَرَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله إلى شاةٍ في كِسرِ الخَيمَةِ، فَقالَ: ما هذِهِ الشّاةُ يا اُمَّ مَعبَدٍ؟ قالَت: شاةٌ خَلَّفَهَا الجَهدُ عَنِ الغَنَمِ. قالَ: هَل بِها مِن لَبَنٍ؟ قالَت: هِيَ أجهَدُ مِن

المستدرك على الصحيحينـ به نقل از هشام به حُبَيش بن خُوَيلِد ـ: پيامبر خدا به قصد هجرت به مدينه، از مكّه خارج شد. ابو بكر و غلامش (عامر بن فُهَيره) و راه نماى آن دو (عبد اللّه بن اُرَيقطِ ليثى) بر دو خيمه اُمّ مَعبَد خُزاعى، گذر كردند. او زنى بود سرآمد و زرنگ كه جلوى خيمه مى نشست و به ديگران آب و غذا مى داد. از او پرسيدند كه آيا گوشت و خرما دارد تا از وى بخرند؛ ولى از اينها چيزى نزد او نبود. آنان هم توشه خود را تمام كرده بودند. پيامبر خدا به گوسفندى كه گوشه خيمه بود، نگاه كرد و فرمود: «اُمّ معبد! اين گوسفند چيست؟». گفت: گوسفندى است كه ناتوانى، آن را از گوسفندان ديگر، جا گذاشته است. پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيد: «شير دارد؟». گفت: او ناتوان تر از اين است. فرمود: «اجازه مى دهى

۱.في بعض المصادر «على بدء» بدل «على هدة».
۲.المستدرك على الصحيحين: ج 3 ص 10 ح 4274.
الخرائج والجرائح عن جعيل الأشجعيّ:غَزَوتُ مَعَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله في بَعضِ غَزَواتِهِ فَقالَ: سِر يا صاحِبَ الفَرَسِ، فَقُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ، عَجفاءُ ضَعيفَةٌ، فَرَفَعَ مِخفَقَةً مَعَهُ فَضَرَبَها ضَربا خَفيفا وقالَ: اللّهُمَّ بارِك لَهُ فيها. قالَ: لَقَد رَأَيتُني ما اُمسِكُ رَأسَها أن تَقَدَّمَ النّاسَ، ولَقَدبِعتُ مِن بَطنِها بِاثنَيعَشَرَ ألفا. ۱
الخرائج و الجرائحـ به نقل از جعيل اشجعى ـ: در يكى از غزوات، همراه پيامبر خدا بودم. [به من] فرمود: «اى صاحب اسب! ما را ببر». گفتم: اى پيامبر خدا! لاغر و ناتوان است. ايشان با شلّاقى كه در دست داشت، آهسته بر آن زد و گفت: «خدايا! او را بركت بده». ديدم كه نمى توانم سرِ او را مهار كنم تا از ديگران جلو نزند، و از زاد و ولد آن، دوازده هزار كسب كردم.
۱.الخرائج والجرائح: ج 1 ص 54 ح 85، بحار الأنوار: ج 18 ص 12 ح 30؛ دلائل النبوّة للبيهقي: ج 6 ص 153 نحوه.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۲۱