دعا براى بركت ازدواج

3 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إذا زُفَّت إلَى الرَّجُلِ زَوجَتُهُ واُدخِلَت إلَيهِ فَليُصَلِّ رَكعَتَينِ، وَليَمسَح عَلى ناصِيَتِها، ثُمَّ ليَقُل: اللّهُمَّ بارِك لي في أهلي وبارِك لَها فِيَ، وما جَمَعتَ بَينَنا فَاجمَع بَينَنا في خَيرٍ ويُمنٍ وبَرَكَةٍ، وإذا جَعَلتَها فُرقَةً فَاجعَلها فُرقَةً إلى كُلِّ خَيرٍ. ثُمَّ ليَقُل: الحَمدُ للّهِِ الَّذي هَدى ضَلالَتي، وأغنى فَقري، ونَعَشَ خُمولي، وأعَزَّ ذِلَّتي، وآوى عَيلَتي، وزَوَّجَ عُزبَتي، وأخدَمَ مِهنَتي، وآنَسَ وَحشَتي، ورَفَعَ خَسيسَتي؛ حَمدا كَثيرا طَيِّبا مُبارَكا عَلى ما أعطَيتَ يا رَبِّ، وعَلى ما قَسَمتَ، وعَلى ما أكرَمتَ. ۱

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:[در شب زفاف،] هرگاه همسرِ كسى را نزد او فرستادند، دو ركعت نماز بخوانَد و دست بر پيشانى زن بكشد و بگويد: «بار خدايا! براى من در خانواده ام و همسرم نسبت به من، بركت قرار بده و تا آن گاه كه ميان ما را جمع مى كنى، با خير و خُجستگى و بركت باشد و اگر ميان ما جدايى انداختى، جدايى را به سوى هر نيكى قرار بده». سپس بگويد: «ستايش، خدايى را كه از گم راهى، هدايتم نمود، فقرم را برطرف ساخت، بى حالىِ مرا نشاط بخشيد، ذلّتم را عزّت داد، عيالمندىِ مرا پناه داد، مرا از بى همسرى درآورد، حرفه اى را به خدمت من گماشت، تنهايى ام را همدم بخشيد و تنگ دستى ام را برطرف ساخت؛ ستايشى فراوان و پاك و خجسته براى آنچه عطا كردى، اى پروردگار! و براى آنچه قسمت (روزى) نمودى و براى آنچه كرامت

۱.دعائم الإسلام: ج 2 ص 210 ح 772، بحار الأنوار: ج 103 ص 268 ح 18.
الكافي عن أبي عبد اللّه البرقيّ رفعه:لَمّا زَوَّجَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله فاطِمَةَ قالوا: بِالرِّفاءِ وَالبَنينَ، فَقالَ: لا بَل عَلَى الخَيرِ وَالبَرَكَةِ. ۱
الكافىـ به نقل از ابو عبد اللّه برقى، در حديثى كه سند آن را به اهل بيت عليهم السلام ـرسانده است: چون پيامبر خدا، فاطمه عليهاالسلام را به همسرى داد، گفتند: با [دعا براى] سازش و فرزندان؟ فرمود: «نه؛ بلكه با خير و بركت».
۱.الكافي: ج 5 ص 568 ح 52، بحار الأنوار: ج 43 ص 144 ح 46 وراجع: كنز العمّال: ج 16 ص 484 ح 45571 وح 45572.
عمل اليوم والليلة للنسائي عن ابن بريدة عن أبيه:إنَّ نَفَرا مِنَ الأَنصارِ قالوا لِعَلِيٍ عليه السلام: عِندَكَ فاطِمَة. فَدَخَلَ عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله فَسَلَّمَ عَلَيهِ، فَقالَ: ما حاجَةُ ابنِ أبي طالِبٍ؟ قالَ: ذَكَرتُ فاطِمَةَ بِنتَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله. قالَ: مَرحَبا وأهلاً، لَم يَزِدهُ عَلَيها، فَخَرَجَ إلَى الرَّهطِ مِنَ الأَنصارِ يَنتَظِرونَهُ. فَقالوا: ما وَراءَكَ؟ قالَ: ما أدري، غَيرَ أنَّهُ قالَ لي: مَرحَبا وأهلاً. (قالوا): يَكفيكَ مِن رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله إحداهُما؛ قَد أعطاكَ الأَهلَ وأعطاكَ الرُّحبَ. فَلَمّا كانَ بَعدَ ذلِكَ بَعدَما زَوَّجَهُ قالَ: يا عَلِيُّ، إنَّهُ لابُدَّ لِلعُرسِ مِن وَليمَةٍ. قالَ سَعدٌ: عِندي كَبشٌ،

عمل اليوم و الليلة، نسايىـ به نقل از ابو بُرَيده، از پدرش ـ: گروهى از انصار به على عليه السلام [پيشنهاد خواستگارى از فاطمه عليهاالسلام را دادند و] گفتند: فاطمه، نزد توست. على عليه السلام نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و سلام داد. پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيد: «پسر ابو طالب، چه كار دارد؟». گفت: [براى ازدواج،] به ياد فاطمه، دختر پيامبر خدا، افتادم. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «خوش آمدى» و بيش از آن نفرمود. على عليه السلام پيش آن گروه از انصار كه منتظرش بودند، برگشت. گفتند: چه خبر؟ گفت: نمى دانم، جز اين كه به من فرمود: «خوش آمدى». گفتند: از پيامبر خدا، يكى از اين دو براى تو بس است. او به تو، هم همسر داده و هم گشايش [در كار]. پس از آن، هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه

۱.عمل اليوم والليلة للنسائي: ص 253 ح 258؛ كشف الغمّة: ج 1 ص 365، بحار الأنوار: ج 43 ص 137 ح 34.
۲.. صاع، پيمانه اى است كه در آن، يك مُدّ جا بگيرد. هر مد، يك چارك (حدود ده سير) است.