فیلترها
نتایج جستجو برای «درود بهشت»: ۷ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إِذا قالَ العَبدُ: «سُبحانَ اللّهِ» سَبَّحَ مَعَهُ ما دُونَ العَرشِ، فَيُعطى قائِلُها عَشرَ أَمثالِها. وَإِذا قالَ: «الحَمدُ للّهِِ» أَنعَمَ اللّهُ عَلَيهِ بِنِعَمِ الدُّنيا مَوصُولاً بِنِعَمِ الآخِرَةِ، وَهِيَ الكَلِمَةُ الَّتِي يَقُولُها أَهلُ الجَنَّةِ إِذا دَخَلُوها، وَيَنقَطِعُ الكَلامُ الَّذِي يَقُولُونَهُ فِي الدُّنيا ما خَلا «اَلحَمدُ للّهِِ»، وَذَلِكَ قَولُهُ تَعالى: «دَعْوَاهُمْ فِيهَا سُبْحَـنَكَ اللَّهُمَّ وَ تَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلَـمٌ وَ ءَاخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَــلَمِينَ» . ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر گاه بنده «سبحان اللّه» بگويد، هر آنچه زير عرش است، هم صدا با او تسبيح مى گويد و به گوينده اش، ده برابر پاداش داده مى شود؛ و هر گاه «الحمد للّه» بگويد، خداوند، نعمت هاى دنيا را به او ارزانى مى دارد و آنها را به نعمت هاى آخرت وصل مى كند. «الحمد للّه»، گفته اى است كه اهل بهشت، هر گاه وارد آن شدند، مى گويند و هر گونه سخنى كه در دنيا مى گويند، قطع مى شود، بجز «الحمد للّه» و اين، همان سخن خداى بلندمرتبه است كه: «دعايشان در آن جا «منزّهى تو، اى خدا!»، و درودشان در آن جا سلام است و پايان دعايشان، اين است كه: «ستايش، خداى را كه پروردگار جهانيان است» .
۱.علل الشرائع: ص 251 ح 8 عن الحسن بن عبد اللّه عن آبائه عن الإمام الحسن عليه السلام، الأمالي للصدوق: ص 255 ح 279 عن الحسن بن عبد اللّه عن أبيه عن الإمام الحسن عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله، الاختصاص: ص 34 عن الحسين بن عبد اللّه عن أبيه عن جدّه عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله، بحار الأنوار: ج 9 ص 295 ح 5.
المعجم الكبير عن محمّد بن جعفر بن الزبير:بَينا عُمَرُ بنُ الخَطَّابِ بِالمَدِينَةِ فِي نَفَرٍ مِنَ المُسلِمِينَ يَتَذاكَرُونَ يَومَ بَدرٍ وَما أَكرَمَهُمُ اللّهُ بِهِ وَما أَراهُم مِن عَدُوِّهِم، إِذ نَظَرَ إِلى عُمَيرِ بنِ وَهبٍ قَد أَناخَ بِبابِ المَسجِدِ مُتَوَشِّحَ السَّيفِ، فَقالَ: هذا الكَلبُ عَدُوُّ اللّهِ عُمَيرُ بنُ وَهبٍ ما جاءَ إِلّا لِشَرٍّ، هذا الَّذِي حَرَّشَ بَينَنا وَ حَزَرَنا ۱ لِلقَومِ يَومَ بَدرٍ. ثُمَّ دَخَلَ عُمَرَ عَلى رَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَقالَ: يا رَسُولَ اللّهِ، هذا عَدُوُّ اللّهِ عُمَيرُ بنُ وَهبٍ، قَد جاءَ مُتَوَشِّحَ السَّيفِ، قالَ: فَأَدخِلهُ فَأَقبَلَ عُمَرَ حَتّى أَخَذَ بِحِمالَةِ سَيفِهِ فِي عُنُقِهِ فَلَبَّبَهُ بِها ۲، وَقالَ عُمَرُ لِرِجالٍ
المعجم الكبيرـ به نقل از محمّد بن جعفر بن زبير ـ: عمر بن خطّاب، در مدينه با گروهى از مسلمانان در باره جنگ بدر و لطف و عناياتى كه خداوند در آن روز به آنان نمود و بلايى كه بر سر دشمنشان آورد، سخن مى گفتند كه ديد عُمَير بن وَهْب، در حالى كه شمشيرى را حمايل بسته است، شترش را جلوى در مسجد، خوابانيد. عمر بن خطّاب گفت: اين سگ، دشمن خدا، عمير بن وهب، جز براى شر نيامده است! او همان كسى است كه ميان ما آشوب افكنْد و در روز بدر، شمار ما را براى دشمن تخمين زد.
عمر، سپس نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله رفت و گفت: اى پيامبر خدا! آن دشمن خدا، عمير بن وهب، با شمشيرِ حمايل كرده بر گردن، آمده است.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «او را به داخل بياور».
عمر رفت و دَوال شمشير او را از گردنش گرفت و كشان
۱.الحَزْرُ: التقدير والخَرصُ، حَزَرتُ الشيء: قَدَّرتُه (مجمع البحرين: ج 1 ص 396 «حزر»).
۲.لَبَبْتَ الرَّجُلَ: إذا جَعَلْتَ في عنقه ثوبا أو غيره وجررته به (النهاية: ج 4 ص 223 «لبب»).
۳.المعجم الكبير: ج 17 ص 58 ح 118، السيرة النبويّة لابن هشام: ج 2 ص 317، تاريخ الطبري: ج 2 ص 473، اُسد الغابة: ج 4 ص 288 الرقم 4096، شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج 14 ص 154 كلّها نحوه، كنز العمّال: ج 13 ص 564 ح 37455؛ بحار الأنوار: ج 19 ص 326 ح 82 نقلاً عن الكازروني في المنتقى وفيه ذيله من «أنعموا صباحا.».
تفسير القمّي:كانَ أَصحابُ رَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَأتُونَ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَيَسأَلُونَهُ أَن يَسأَلَ اللّهَ لَهُم، وَكانُوا يَسأَلُونَهُ ما لا يَحِلُّ لَهُم، فَأَنزَلَ اللّهُ: «وَ يَتَنَـجَوْنَ بِالْاءِثْمِ وَالْعُدْوَ نِ وَ مَعْصِيَتِ الرَّسُولِ» . وَقَولُهُم لَهُ إِذا أَتَوهُ: أَنعِم صَباحا وَأنَعِم مَساءً؛ وَهِيَ تَحِيَّةُ أَهلِ الجاهِلِيَّةِ، فَأَنزَلَ اللّهُ: «وَ إِذَا جَاءُوكَ حَيَّوْكَ بِمَا لَمْ يُحَيِّكَ بِهِ اللَّهُ» ۱ فَقالَ لَهُم رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: وَقَد أَبدَلَنا اللّهُ بِخَيرٍ مِن ذَلِكَ تَحِيَّةِ أَهلِ الجَنَّةِ: «السَّلامُ عَلَيكُم». ۲
تفسير القمّى:ياران پيامبر خدا صلى الله عليه و آله، خدمت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مى آمدند و از ايشان مى خواستند كه از خداوند برايشان بخواهد و چيزهايى مى خواستند كه برايشان روا نبود. پس خداوند، اين آيه را فرو فرستاد: «و با همديگر به گناه و تعدّى و سرپيچى از پيامبر، محرمانه گفتگو مى كنند» . درود آنان در هنگام ورود بر پيامبر صلى الله عليه و آله، اين بود: روز، خوش! شب، خوش! و اين، درود اهل جاهليت بود. پس خداوند، نازل كرد: «و چون به نزد تو مى آيند، تو را بدانچه خدا به آن [شيوه] درود نگفته، درود مى گويند» . پس پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به ايشان فرمود: «خداوند به جاى اين درود، درودى بهتر به ما ارزانى داشته است؛ همان درود اهل بهشت را: سلامٌ عليكم».
الإمام الباقر عليه السلام:خَطَبَ أَمِيرُ المُؤمِنِينَ عليه السلام فَقالَ:. جَعَلَ اللّهُ العاقِبَةَ لِلتَّقوى، وَالجَنَّةَ لِأَهلِها مَأوىً، دُعاؤُهُم فِيها أَحسَنُ الدُّعاءِ: «سُبحانَكَ اللَّهُمَّ»، دَعاهُمُ المَولى عَلى ما آتاهُم «وَ ءَاخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَــلَمِينَ» . ۱
امام باقر عليه السلام:امير مؤمنان عليه السلام به سخنرانى پرداخت و فرمود: «. خدا فرجام را از آنِ پرهيزگارى قرار داد و بهشت را خانه پرهيزگاران. دعايشان در آن جا بهترين دعاست: «منزّهى تو، اى خدا!». دعايشان در پيشگاه مولاست، براى آنچه [از نعمت بهشت] به ايشان داده است: «و پايان دعايشان، اين است كه: ستايش، خداى را كه پروردگار جهانيان است!» ».
۱.الكافي: ج 8 ص 173 ح 193 عن جابر، بحار الأنوار: ج 77 ص 350 ح 30.
الإمام عليّ عليه السلامـ فِي ذِكرِ أَحوالِ أَهلِ الجَنَّةِ ـ: يَجِيؤُونَ فَيَدخُلُونَ، فَإِذا أَساسُ ۱ بُيُوتِهِم مِن جَندَلِ ۲ اللُّؤلُؤ، وَسُرُرٍ مَرفُوعَةٍ وَأَكوابٍ مَوضُوعَةٍ وَنَمارِقَ مَصفُوفَةٍ وَزَرابِيَ مَبثُوثَةٍ، وَلَولا أَنَّ اللّهَ تَعالى قَدَّرَها لَهُم لَالتَمَعَت أَبصارهُم بِما يَرَونَ، وَيُعانِقُونَ الأَزواجَ، وَيَعقدون عَلَى السُّرُرِ وَيَقُولُونَ: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى هَدَانَا لِهَـذَا» ۳. ۴
امام على عليه السلامـ در بيان احوال بهشتيان ـ: مى آيند و وارد [بهشت] مى شوند و خانه هاى خود را مى بينند كه پايه هاى آنها از سنگ مرواريد است، و تخت هايى برپا شده، و جام هايى نهاده و بالش هايى در كنار هم چيده، و فرش هايى گسترده شده. [چنان باشُكوه و خيره كننده اند كه] اگر نبود اين كه خداوند بلندمرتبه، آنها را برايشان مقدّر كرده است، چشمانشان از آنچه مى ديدند، كور مى شد. با همسران معانقه مى كنند و بر تخت ها مى نشينند و مى گويند: «ستايش، خداى را كه ما را به اينها ره نمون شد» .
۱.فى المصدر: «أسلس»، والتصويب من بحار الأنوار.
۲.الجَنْدَل: الحجارة (لسان العرب: ج 11 ص 128 «جندل»).
۳.الأعراف: 43.
۴.مجمع البيان: ج 10 ص 727 عن عاصم بن ضمرة، بحار الأنوار: ج 7 ص 170؛ المصنّف لابن أبي شيبة: ج 8 ص 75 ح 51، مسند ابن الجعد: ص 374 ح 2569 كلاهما عن عاصم بن ضمرة، تفسير الطبري: ج 12 الجزء 24 ص 35 عن الحارث وكلّها نحوه، كنز العمّال: ج 14 ص 646 ح 39774.
الإمام عليّ عليه السلام:أَلا وَ إِنَّ التَّقوى مَطايا ذُلُلٍ حُمِلَ عَلَيها أَهلُها، وَأُعطُوا أَزِمَّتَها، فَأَورَدَتهُمُ الجَنَّةَ، وَفَتَحَت لَهُم أَبوابَها، وَوَجَدُوا رِيحَها وَطِيبَها، وَقِيلَ لَهُم: اُدخُلُوها بِسَلامٍ آمِنِينَ. ۱
امام على عليه السلام:بدانيد كه پرهيزگارى، [همچون] مركبى رام است كه پرهيزگاران را بر آن نشانده اند و افسارش را به دست آنان داده اند و اين مركب، آنها را به بهشت مى رساند و درهاى بهشت را برايشان مى گشايد و باد و بوى خوش بهشت، به مشامشان مى خورد و به آنان گفته مى شود: به سلامت و ايمنى، وارد شويد.
۱.الكافي: ج 8 ص 67 ح 23، نهج البلاغة: الخطبة 16، خصائص الأئمّة عليهم السلام: ص 114 وفيهما صدره إلى «فأوردتهم الجنّة»، شرح الأخبار: ج 1 ص 372 ح 316 نحوه، بحار الأنوار: ج 8 ص 183 ح 145 وراجع: مطالب السؤول: ص 28.
تفسير العيّاشي عن زيد الشّحّام عن الإمام الصّادق عليه السلام، قال:سَأَلتُهُ عَنِ التَّسبِيحِ، فَقالَ: هُو اسمٌ مِن أَسماءِ اللّهِ، وَدَعوى أَهلِ الجَنَّةِ. ۱
تفسير العيّاشىـ به نقل از زيد شحّام ـ: از امام صادق عليه السلام در باره ذكر «تسبيح» پرسيدم. فرمود: «آن، نامى از نام هاى خدا، و دعاى اهل بهشت است».
۱.تفسير العيّاشي: ج 2 ص 120 ح 9، بحار الأنوار: ج 93 ص 183 ح 22.