فیلترها
نتایج جستجو برای «درخت»: ۱۹۰ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
الإمام الكاظم عليه السلامـ لِهِشامِ بنِ الحَكَمِ ـ: يا هِشامُ، إنَّ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالى بَشَّرَ أهلَ العَقلِ وَالفَهمِ في كِتابِهِ فَقالَ: «فَبَشِّرْ عِبَادِ * الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أحْسَنَهُ اُوْلَـئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَ اُوْلَـئِكَ هُمْ اُوْلُواْ الْأَلْبَـبِ». ۱ يا هِشامُ، إنَّ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالى أكمَلَ لِلنّاسِ الحُجَجَ بِالعُقولِ، ونَصَرَ النَّبِيّينَ بِالبَيانِ، ودَلَّهُم عَلى رُبوبِيَّتِهِ بِالأَدِلَّةِ، فَقالَ: «وَ إلَـهُكُمْ إلَـهٌ وَ حِدٌ لاَّ إلَـهَ إلاَّ هُوَ الرَّحْمَـنُ الرَّحِيمُ * إنَّ فِى خَلْقِ السَّمَـوَ تِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلَـفِ الَّيْلِ وَ النَّهَارِ وَالْفُلْكِ الَّتِى تَجْرِى فِى الْبَحْرِ بِمَا يَنفَعُ النَّاسَ
امام كاظم عليه السلامـ خطاب به هشام بن حكم ـ: اى هشام! خداوند متعال در كتابش صاحبان خرد و فهم را بشارت داده و فرموده است: «پس، به آن بندگان من كه به سخن، گوش فرا مى دهند و بهترينِ آن را پيروى مى كنند، بشارت ده، اينان اند كه خدا آنان را راه نموده و اينان اند همان خردمندان» . اى هشام! خداوند متعال دلايلش را با خرد، كامل كرد و پيامبران را با سخنورى، يارى رسانيد و آنان را با برهان، به ربوبيّت الهى، راهنمايى ساخت. خداوند [در كتابش]فرمود: «و معبود شما، معبود يگانه اى است كه جز او، هيچ معبودى نيست؛ [و اوست] بخشايشگر مهربان. به راستى كه در آفرينش آسمان ها و زمين، و در پىِ يكديگر آمدن شب و روز، و كشتى هايى كه در دريا روان اند ـ كه به مردم سود مى رساند ـ و [همچنين] آبى كه خدا از آسمان فرو فرستاده و
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلتشویق بر خردورزی تفکر و ژرف اندیشی +2 مورد دیگر
الكافي عن سليمان الدّيلميّ:قُلتُ لِأَبي عَبدِاللّهِ عليه السلام: فُلانٌ مِن عِبادَتِهِ ودينِهِ وفَضلِهِ! ۱
فَقالَ: كَيفَ عَقلُهُ؟
قُلتُ: لا أدري.
فَقالَ: إنَّ الثَّوابَ عَلى_'feقَدرِ العَقلِ، إنَ رَجُلاً مِن بَنيإسرائيلَ كانَ يَعبُدُ اللّهَ فيجَزيرَةٍ مِن جَزائِرِ البَحرِ خَضراءَ نَضِرَةٍ كَثيرَةِ الشَّجَرِ ظاهِرَةِ الماءِ، وإنَّ مَلَكًا مِنَ المَلائِكَةِ مَرَّ بِهِ فَقالَ: يا رَبِّ، أرِني ثَوابَ عَبدِكَ هذا، فَأَراهُ اللّهُ تَعالى ذلِكَ، فَاستَقَلَّهُ المَلَكُ، فَأَوحَى اللّهُ تَعالى إلَيهِ: أنِ اصحَبهُ، فَأَتاهُ المَلَكُ في صورَةِ إنسِيٍّ، فَقالَ لَهُ: مَن أنتَ؟
قالَ: أنَا رَجُلٌ عابِدٌ، بَلَغَني مَكانُكَ وعِبادَتُكَ في هذَا المَكانِ فَأَتَيتُكَ لِأَعبُدَ اللّهَ مَعَكَ. فَكانَ
الكافىـ به نقل از سليمان ديلمى ـ: نزد امام صادق عليه السلام از عبادت و ديندارى و فضائل شخصى، سخن راندم.
فرمود: «خرد او چگونه است؟».
گفتم: نمى دانم.
فرمود: «پاداش، به اندازه خرد است. مردى از بنى اسرائيل در جزيره اى سرسبز، پُر درخت و پُر آب، خدا را بندگى مى كرد. فرشته اى از فرشتگان، از كنار او گذشت. پس گفت: پروردگارا! پاداش اين بنده را به من نشان بده».
خداوند، پاداش بنده را به فرشته نشان داد؛ امّا آن پاداش به نظر فرشته كم آمد. خداوند بر فرشته وحى فرستاد كه: «با او همنشين شو». فرشته به صورت انسانى نزد او آمد.
مرد عابد از فرشته پرسيد: كيستى؟
گفت: «مردى عبادت پيشه ام كه خبر جايگاه و عبادت تو در اين مكان، به من رسيد. آمده ام به همراه تو خدا را عبادت كنم».
[فرشته] آن روز را با مرد
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلتشویق بر خردورزی تفکر و ژرف اندیشی +2 مورد دیگر
عنه صلى الله عليه و آله:كُلُوا اليَقطينَ فَلَو عَلِمَ اللّهُ أنَّ شَجَرَةً أخَفُّ مِن هذِهِ لَأَنبَتَها عَلى أخي يونُسَ. إذَا اتَّخَذَ أحَدُكُم مَرَقًا فَليُكثِر فيهِ مِنَ الدُّبّاءِ، فَإِنَّهُ يَزيدُ فِي الدِّماغِ وفِي العَقلِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:كدوى حلوايى بخوريد. پس اگر خداوند مى دانست كه درختى سبُك تر از آن هست، آن را براى برادرم يونس مى روياند. هر كس از شما آب گوشت درست كرد، در آن، كدو بسيار بريزد؛ زيرا بر مغز و خرد مى افزايد.
۱.مكارم الأخلاق: ج 1 ص 383 ح 1283 عن الإمام الحسين عليه السلام، بحار الأنوار: ج 66 ص 288 ح 16؛ الفردوس: ج 3 ص 244 ح 4719 عن الإمام الحسين عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله، كنز العمّال: ج 15 ص 280 ح 40990.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلعوامل تقویت عقل +2 مورد دیگر
عنه عليه السلام:الأَدَبُ فِي الإِنسانِ كَشَجَرَةٍ أصلُهَا العَقلُ. ۱
امام على عليه السلام:ادب در آدمى، درختى است كه ريشه آن، خرد است.
۱.غرر الحكم: ح 2004، عيون الحكم والمواعظ: ص 60 ح 1527.
عنه عليه السلام:العَقلُ شَجَرَةٌ ثَمَرُهَا السَّخاءُ والحَياءُ. ۱
امام على عليه السلام:خرد، درختى است كه ميوه اش سخاوت و آزرم است.
۱.غرر الحكم: ح 1254، عيون الحكم والمواعظ: ص 46 ح 1163 وفيه «والوفاء» بدل «والحياء».
عنه عليه السلام:العَقلُ شَجَرَةٌ أصلُهَا التُّقى، وفَرعُهَا الحَياءُ، وثَمَرَتُهَا الوَرَعُ. فَالتَّقوى تَدعو إلى خِصالٍ ثَلاثٍ: إلَى الفِقهِ فِي الدّينِ، وَالزُّهدِ فِي الدُّنيا، وَالاِنقِطاعِ إلَى اللّهِ تَعالى. وَالحَياءُ يَدعو إلى ثَلاثِ خِصالٍ: إلَى اليَقينِ، وحُسنِ الخُلُقِ، وَالتَّواضُعِ. وَالوَرَعُ
يَدعو إلى خِصالٍ ثَلاثٍ: إلى صِدقِ اللِّسانِ، وَالمُسارَعَةِ إلَى البِرِّ، وتَركِ الشُّبُهاتِ. ۱
امام على عليه السلام:خرد، درختى است كه ريشه اش پارسايى، شاخه هايش آزرم، و ميوه اش، وَرَع است.
پارسايى، به سه خصلت فرا مى خواند: فهم دين، بى رغبتى به دنيا و دل بستگى به خداوند؛ و آزرم، به سه خصلت فرا مى خواند: يقين، خوش خُلقى و فروتنى؛ و وَرَع، به سه خصلت فرا مى خواند: راستگويى، پيشى گرفتن در نيكى، و كنار نهادن كار شبهه ناك.
۱.المواعظ العدديّة: ص 160.
عنه صلى الله عليه و آلهـ في وَصِيَّتِهِ لِمَعاذِ بنِ جَبَلٍ ـ: اُوصيكَ بِتَقوَى اللّهِ، وصِدقِ الحَديثِ، وَالوَفاءِ بِالعَهدِ. وَاذكُر رَبَّكَ عِندَ كُلِّ شَجَرٍ وحَجَرٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در سفارش به مُعاذ بن جبل ـ: سفارش مى كنم تو را به خداپَروايى، راستگويى، وفاى به عهد. و اين كه در كنار هر درخت و سنگى به ياد پروردگارت باش.
۱.تحف العقول: ص 26، نزهه الناظر: ص 30 ح 92، إرشاد القلوب: ص 73 كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج 77 ص 127 ح 33 وراجع المعجم الكبير: ج 20 ص 159 ح 331 وص 175 ح 374 وشعب الإيمان: ج 1 ص 405 ح 548 والزهد لهنّاد: ج 2 ص 521 ح 1074 وص 531 ح 1092.
عدّة الداعىـ از معصومان عليهم السلام ـ: در بهشت، دشت هايى است كه هر گاه ياد كننده [ى خدا] شروع به ذكر گفتن كند، فرشتگان، شروع به كاشتن درخت مى كنند. گاه فرشته اى دست از كار مى كشد. به او گفته مى شود: چرا دست از كار كشيدى؟ مى گويد: دوستم باز ايستاد (يعنى از گفتن ذكر خدا).
شعب الإيمانـ به نقل از ابن عمر ـ: پيامبر خدا فرمود: «كسى كه در ميان غافلان به ياد خداوند باشد، همانند كسى است كه ديگران مى گريزند و او مى رزمد. كسى كه در ميان غافلان به ياد خدا باشد، همانند درختى سرسبز است در ميان درختانى كه برگ هايشان از سرماى شديد، ريخته باشد».
عنه صلى الله عليه و آله:ذاكِرُ اللّهِ فِي الغافِلينَ كَالَّذي يُقاتِلُ عَنِ الفارّينَ، وذاكِرُ اللّهِ فِي الغافِلينَ مِثلُ المِصباحِ فِي البَيتِ المُظلِمِ، وذاكِرُ اللّهِ فِي الغافِلينَ مِثلُ الشَّجَرَةِ الخَضراءِ في وَسَطِ الشَّجَرِ، وذاكِرُ اللّهِ فِي الغافِلينَ يُعَرِّفُهُ اللّهُ مَقعَدَهُ مِنَ الجَنَّةِ، وذاكِرُ اللّهِ فِي الغافِلينَ يَغفِرُ اللّهُ لَهُ بِعَدَدِ كُلِّ فَصيحٍ وأعجَمِيٍّ، فَالفَصيحُ بَنو آدَمَ وَالأَعجَمِيُّ البَهائِمُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ياد كننده خدا در جمع غافلان، مانند كسى است كه ديگران مى گريزند و او مى جنگد. ياد كننده خدا در جمع غافلان، مانند چراغ در اتاق تاريك است. ياد كننده خدا در جمع غافلان، مانند درخت سرسبز در ميان درختان [خشكيده] است. آن كه خدا در جمع غافلان ياد مى كند، خداوندْ جايگاه او در بهشت را به وى مى شناساند. آن كه ياد كننده خدا در جمع غافلان ياد مى كند، خداوند به عدد هر گويا و گنگى، گناهانش را مى آمرزد. گويا، آدميان اند و گنگ، جانوران.
۱.حلية الأولياء: ج 6 ص 181 عن ابن عمر، كنز العمّال: ج 1 ص 425 ح 1832.
امام على عليه السلامـ در حكمت هاى منسوب به ايشان ـ: ياد كننده خدا در ميان غافلان، همانند درخت (/ بوته) سرسبز در ميان گياهان خشكيده، و همانند خانه آباد در ميان خانه هاى ويران است.
تفسير القمّي عن إسماعيل الجعفي عن الإمام الباقر عليه السلامـ في وَصفِ مِعراجِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ـ: فَلَمَّا انتَهى بِهِ إلى سِدرَةِ المُنتَهى تَخَلَّفَ عَنهُ جَبرَئيلُ عليه السلام، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: «يا جَبرَئيلُ، في هذَا المَوضِعِ تَخذُلُني»؟!
فَقالَ: تَقَدَّم أمامَك، فَوَاللّهِ لَقَد بَلَغتَ مَبلَغا لَم يَبلُغهُ أحَدٌ مِن خَلقِ اللّهِ قَبلَكَ. «فَرَأَيتُ مِن نورِ رَبّي، وحالَ بَيني وبَينَهُ السُّبحَةُ».
قُلتُ: ومَا السُّبحَةُ ۱ جُعِلتُ فِداكَ؟
فَأَومَأَ بِوَجهِهِ إلَى الأَرضِ وأَومَأَ بِيَدِهِ إلَى السَّماءِ وهُوَ يَقولُ: جَلالُ رَبّي ـ ثَلاثَ مَرّاتٍ ـ. ۲
تفسير القمّىـ به نقل از اسماعيل جُعفى، در وصف معراج پيامبر صلى الله عليه و آله ـ: امام باقر عليه السلام فرمود: «چون جبرئيل عليه السلام پيامبر صلى الله عليه و آله را به سِدرةُ المُنتهى (آخرين درخت سِدر) رساند، وا پس ايستاد. پيامبر خدا فرمود: «اى جبرئيل! در چنين جايى مرا تنها مى گذارى؟!».
[جبرئيل عليه السلام] گفت: تو پيش برو؛ زيرا به خدا سوگند، به جايى رسيده اى كه هيچ مخلوقى پيش از تو به آن جا نرسيده است. پس، از نور پروردگارم ديدم و سُبحه، ميان من و او حايل گشت».
گفتم: سُبحه ۳ چيست، فدايت شوم؟
[امام عليه السلام] با صورتش به زمين و با دستش به آسمان اشاره كرد و سه بار فرمود: «شكوهِ پروردگارم».
۱.في المصدر: «السبخة» في كلا الموضعين، والتصويب من بحار الأنوار وتفسير نور الثقلين وتفسير الصافي. وقال المجلسي قدس سره: لعلّ المراد بالسُّبْحة تنزّهه وتقدّسه تعالى؛ أي حال بيني وبينه تنزّهه عن المكان والرؤية، وإلّا فقد حصل غاية ما يمكن من القرب. قال الجزري: سُبُحات اللّه: جلالُه وعظمتُه، وهي في الأصل جمع سُبْحة (بحار الأنوار: ج 18 ص 374).
۲.تفسير القمّي: ج 2 ص 243، بحار الأنوار: ج 18 ص 373 ح 79.
۳.علّامه مجلسى قدس سره مى گويد: شايد مراد از «سُبحه»، تنزّه و تقدّس خداوند متعال است؛ يعنى منزّه بودن او از مكان و ديده شدن، ميان من و او حايل گشت، وگرنه حدّ اعلاى قرب، حاصل شده است. جزرى مى گويد: «سُبُحات اللّه»، يعنى جلال و عظمت خداوند. سُبحات، جمع «سُبحه» است.
الإمام عليّ عليه السلام:قالَ رَجُلٌ: يا رَسولَ اللّهِ، إنّي يُعجِبُنِي الصَّوتُ الحَسَنُ، أفِي الجَنَّةِ الصَّوتُ الحَسَنُ؟
قالَ: نَعَم وَالَّذي نَفسي بِيَدِهِ، إنَّ اللّهُ لَيَأمُرُ لِمَن أحَبَّ ذلِكَ مِنهُم بِشَجَرٍ يُسمِعُهُ صَوتا بِالتَّسبيحِ، ما سَمِعَتِ الآذانُ بِأَحسَنَ مِنهُ قَطُّ. ۱
امام على عليه السلام:مردى گفت: اى پيامبر خدا! من، آواز خوش را دوست مى دارم. آيا در بهشت هم آواز خوش هست؟
فرمود: «آرى. سوگند به آن كه جانم در دست اوست، خداوند، براى آن كس از اهل بهشت كه آواز خوش را دوست دارد، به درختى فرمان مى دهد تا آواز تسبيح بخواند، با صدايى چنان خوش كه هرگز گوش ها زيباتر از آن را نشنيده اند».
۱.الغارات: ج 1 ص 242، بحار الأنوار: ج 33 ص 547 ح 720.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:وَالَّذي نَفسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ، إنَّ فِي الجَنَّةِ لَشَجَرا يَتَصَفَّقُ بِالتَّسبيحِ بِصَوتٍ لَم يَسمَعِ الأَوَّلونَ وَالآخِرونَ بِمِثلِهِ، يُثمِرُ ثَمرا كَالرُّمّانِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سوگند به آن كه جان محمّد در دست اوست، در بهشت، درختى است كه با چنان صوتى آوازِ تسبيح سر مى دهد كه هيچ بشرى، از آغاز تا پايان عالم، مانند آن را نشنيده است، و ميوه هايى چون انار مى دهد.
۱.المحاسن: ج 1 ص 288 ح 569 عن الحارث بن محمّد الأحول عمّن حدّثه عن الإمام الباقر والإمام الصادق عليهماالسلام، تأويل الآيات الظاهرة: ج 2 ص 441 ح 1 عن الحارث بن محمّد الأحول عن الإمام الصادق عن الإمام الباقر عليهماالسلامعنه صلى الله عليه و آله، بحار الأنوار: ج 8 ص 138 ح 50.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ إبراهيمَ خَليلَ الرَّحمنِ رَأَى الجَنَّةَ فيما يَرَى النّائِمُ، فَأَصبَحَ فَقَصَّها عَلى قَومِهِ، فَقالَ: يا قومُ! إنّي رَأَيتُ البارِحَةَ فيما يَرَى النّائِمُ جَنَّةً عَرضُهَا السَّماواتُ وَالأَرضُ اُعِدَّت لِمُحَمَّدٍ واُمَّتِهِ، حَدائِقُها شَهادَةُ أن لا إلهَ إلَا اللّهُ، وأشجارُها مُحَمَّدٌ رَسولُ اللّهِ، وثِمارُها سُبحانَ اللّهِ وَالحَمدُ للّهِِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ابراهيم خليل الرحمان، بهشت را در عالم خواب ديد. صبح كه شد، آن را براى قوم خود تعريف كرد و گفت: اى قوم! ديشب در عالم خواب، بهشتى را ديدم كه پهناى آن [به پهناى] آسمان ها و زمين بود و براى محمّد و امّت او آماده شده بود. باغ هايشان، گواهى دادن به يگانگى خداوند بود و درختانش، گواهى دادن به پيامبرى محمّد، و ميوه هايش، «پاكا خدا، و ستايش، خداى را!».
۱.كنزالعمّال: ج 12 ص 177 ح 34549 نقلاً عن مسند البزّار عن أبي اُمامة.
عنه صلى الله عليه و آله:ما مِن مُؤمِنٍ ولا مُؤمِنَةٍ إلّا ولَهُ وَكيلٌ فِي الجَنَّةِ، إن قَرَأَ القُرآنَ بَنى لَهُ القُصورَ، وإن سَبَّحَ غَرَسَ لَهُ الأَشجارَ، وإن كَفَّ كَفَّ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ مرد و زن مؤمنى نيست، مگر آن كه در بهشتْ نماينده اى دارد. هر گاه قرآن بخواند، آن نماينده برايش كاخ ها مى سازد، و هر گاه تسبيح بگويد، برايش درختان مى كارد، و هر گاه [از خواندن قرآن و تسبيح گويى] باز ايستد، آن نماينده نيز [از ساختن و كاشتن] باز مى ايستد.
۱.الفردوس: ج 4 ص 27 ح 6080 عن أنس، كنزالعمّال: ج 1 ص 549 ح 2458.
عنه صلى الله عليه و آله:قالَ موسى عليه السلام:. إلهي اُريدُ مِن أشجارِ الجَنَّةِ وثِمارِها.
قالَ: ذلِكَ لِمَن سَبَّحَ تَسبيحَةً في لَيلَةِ القَدرِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:موسى عليه السلام گفت:. معبودا! از درختان و ميوه هاى بهشت مى خواهم.
خداوند فرمود: «اينها براى كسى است كه در شب قدر، تسبيح بگويد».
۱.الإقبال: ج 1 ص 345، بحار الأنوار: ج 98 ص 145 ح 3.
سنن ابن ماجةـ به نقل از ابو درداء ـ: پيامبر خدا به من فرمود: «بر تو باد گفتنِ پاكا خدا، و ستايشْ خداى را، و معبودى جز خدا نيست، و خدا بزرگ تر است؛ زيرا اينها گناهان را مى ريزند، آن سان كه برگ هاى درخت مى ريزند».
مسند ابن حنبل عن أنس:إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله أخَذَ غُصنا فَنَفَضَهُ فَلَم يَنتَفِض، ثُمَّ نَفَضَهُ فَلَم يَنتَفِض، ثُمَّ نَفَضَهُ فَانتَفَضَ، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: إنَّ «سُبحانَ اللّهِ، وَالحَمدُ للّهِِ، ولا إلهَ إلَا اللّهُ، وَاللّهُ أكبَرُ» تَنفُضُ الخَطايا كَما تَنفُضُ الشَّجَرَةُ وَرَقَها. ۱
مسند ابن حنبلـ به نقل از اَ نَس ـ: پيامبر خدا، شاخه اى برداشت و آن را تكان داد؛ امّا برگ هايش نريخت. دوباره تكان داد. باز برگ هايش نريخت. سه باره تكانش داد و اين بار، برگ هايش ريخت. پس فرمود: «گفته پاكا خدا، و ستايشْ خداى را، و معبودى جز خدا نيست، و خدا بزرگ تر است، گناهان را فرو مى ريزد، همچنان كه درخت، برگ هاى خود را فرو مى ريزانَد».
۱.مسند ابن حنبل: ج 4 ص 304 ح 12536.
سنن ابن ماجة عن عثمان بن أبي سودة عن أبي هريرة:أنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله مَرَّ بِهِ وهُوَ يَغرِسُ غَرسا، فَقالَ: يا أبا هُرَيرَةَ! مَا الَّذي تَغرِسُ؟ قُلتُ: غِراسا لي، قالَ: ألا أدُلُّكَ عَلى غِراسٍ خَيرٍ لَكَ مِن هذا؟ قالَ: بَلى يا رَسولَ اللّهِ!
قالَ: قُل: «سُبحانَ اللّهِ، وَالحَمدُ للّهِِ، ولا إلهَ إلَا اللّهُ، واللّهُ أكبَرُ» يُغرَس لَكَ بِكُلِّ واحِدَةٍ شَجَرَةٌ فِي الجَنَّةِ. ۱
سنن ابن ماجةـ به نقل از عثمان بن ابى سوده، از ابو هريره ـ: من مشغول نهالكارى بودم كه پيامبر خدا بر من گذشت. فرمود: «اى ابو هريره! چه مى كارى؟».
گفتم: براى خودم نهال مى كارم.
فرمود: «آيا تو را به نهالى راه نمايى نكنم كه برايت از اين نهال ها بهتر باشد؟».
گفت [م]: چرا، اى پيامبر خدا!
فرمود: «بگو: پاكا خدا، و ستايشْ خداى را، و معبودى جز خدا نيست، و خدا بزرگ تر است. به ازاى هر يك از اينها يك درخت در بهشت برايت كاشته مى شود».
۱.سنن ابن ماجة: ج 2 ص 1251 ح 3807، المستدرك على الصحيحين: ج 1 ص 693 ح 1887، تاريخ بغداد: ج 4 ص 400 وليس فيه «ولا إله إلّا اللّه».
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۱۹۰