فیلترها
نتایج جستجو برای «خوشگذرانان»: ۸ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بَدانِ امّت من آنانند كه در نعمت زاده مى شوند و با آن بار مى آيند؛ همّتشان صرف غذاها و جامه هاى رنگارنگ مى گردد و در سخن گفتن مراعات ديگران را نمى كنند.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن قَضى نَهمَتَهُ فِي الدُّنيا حيلَ بَينَهُ و بَينَ شَهوَتِهِ فِي الآخِرَةِ، و مَن مَدَّ عَينَهُ إلى زينَةِ المُترَفينَ كانَ مَهيناً في مَلَكوتِ السَّماءِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس همه نيازهاى خود را از دنيا برآورد، روز آخرت به خواسته اش نمى رسد؛ و هر كه به زيور ناز پروردگان چشم دوزد، در ملكوت آسمان خوار است.
۱.المعجم الصغير: 2 / 108.
عنه صلى الله عليه و آله:يَا بنَ مَسعودٍ، سَيَأتي مِن بَعدي أقوامٌ يَأكُلونَ طَيِّباتِ الطَّعامِ و ألوانَها، و يَركَبونَ الدَّوابَّ، و يَتَزَيَّنونَ بِزينَةِ المَرأَةِ لِزَوجِها، و يَتَبَرَّجونَ تَبَرُّجَ النِّساءِ، و زِيُّهُم مِثلُ زِيِّ المُلوكِ الجَبابِرَةِ، هُم مُنافِقو هذِهِ الاُمَّةِ في آخِرِ الزَّمانِ، شارِبُو القَهَواتِ، ۱ لاعِبونَ بِالكِعابِ، راكِبُو الشَّهَواتِ، تارِكُو الجَماعاتِ، راقِدونَ عَنِ العَتَماتِ، مُفَرِّطونَ فِي الغَدَواتِ؛ يَقولُ اللّهُ تَعالى: «فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُواْ الصَّلَوةَ وَ اتَّبَعُواْ الشَّهَوَاتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا» . ۲ يَا بنَ مَسعودٍ، مَثَلُهُم مَثَلُ الدِّفلى؛ زَهرَتُها حَسَنَةٌ و طَعمُها مُرٌّ، كَلامُهُمُ الحِكمَةُ، و أعمالُهُم
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اى ابن مسعود! پس از من گروه هايى مى آيند كه غذاهاى نِكو و رنگارنگ مى خورند و بر چارپايان سوار مى شوند و خود را چنان زينت مى كنند كه زنى براى همسرش زينت مى كند و همچون زنان زيور آرايى مى نمايند و همانند شاهان ستمگر جامه مى پوشند؛ آنان منافقانِ اين امّت در آخر الزمان هستند كه شراب مى نوشند و با قاب، قمار مى كنند و شهوت مى رانند و نمازهاى جماعت را وا مى نهند و خواب ابتداى شب را وا مى گذارند و در صبحگاهان بسيار مى خوابند. خداى تعالى مى فرمايد: «آن گاه، كسانى جانشين اينان گشتند كه نماز را وا نهادند و پيرو شهوت ها شدند. آنان به زودى در غَى (وادى اى در جهنم) فرو خواهند افتاد».
ابن مسعود! آنان همانند خرزهره اند كه گلى زيبا دارد، اما مزه اش سخت تلخ است. گفتارشان
الزهد لابن حنبل:اُتِيَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله بِسَويقٍ مِن سَويقِ اللَّوزِ، فَلَمّا خيضَ قالَ: ما هذا؟ قالوا: سَويقُ اللَّوزِ.
قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: أخِّروهُ عَنّي؛ هذا شَرابُ المُترَفينَ. ۱
الزهد لابن حنبل:معجون بادامى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آورده شد. چون آن را به هم زدند، فرمود: «اين چيست؟». گفتند: معجون بادام. فرمود: «آن را از من دور كنيد؛ كه آن، نوشيدنى ناز پروردگان است».
۱.الزهد لابن حنبل: 11.
الإمامُ عليٌّ عليه السلامـ من كتابٍ لَهُ عليه السلام إلى مُعاوِيةَ ـ: وَ كَيفَ أنتَ صانعٌ إذا تَكَشَّفَتْ عَنكَ جَلابِيبُ ما أنتَ فيهِ مِن دُنيا قد تَبَهَّجتَ بِزينَتِها، و خُدِعْتَ بِلَذَّتِها، دَعَتكَ فَأجَبتَها، و قادَتْكَ فَاتّبعتَها، و أمَرتكَ فأطَعتَها.
و إنَّه يُوشِكُ أن يَقِفَكَ واقفٌ على ما لا يُنجِيكَ منه مِجَنّ، فَاقْعَسْ عَن هذا الأَمرِ، وَ خذْ اُهبَةَ الحِسابِ، وَ شمِّرْ لِما قد نَزَل بِكَ، و لا تُمَكِّن الغُواةَ مِن سَمعِك، و إلاّ تَفْعل اُعلِمْكَ مَا أغفَلتَ من نَفسِكَ؛ فإنَّكَ مُترَفٌ قد أَخَذ الشَّيطانُ مِنكَ مَأخَذَهُ، وَ بلَغَ فِيكَ أَمَلهُ، وَ جَرى مِنكَ مَجرَى الرُّوحِ و الدَّمِ. ۱
امام على عليه السلام ـ در نامه به معاويه ـ نوشت:چه خواهى كرد آن هنگام كه پرده هاى دنيايى كه در آنى، از پيش رويت برداشته مى شود؛ دنيايى كه به آرايه هايش شادمان شده اى، با لذّتش فريفته گشته اى، تو را فرا خوانده و دعوتش را پذيرفته اى، تو را كشانده و به دنبالش رفته اى، تو را فرمان داده و تو از وى فرمان بُرده اى؟ زود است كه نگاه دارنده اى تو را بر حالى نگه دارد كه هيچ سپرى نتواند از آن رهايى ات دهد. پس، از اين امر (ادّعاى خلافت) دست بردار، خود را براى حسابرسى آماده ساز، براى آنچه بر تو فرود آمده (پيرى و مقدّمات مرگ)، دامن به كمر زن و گوش به گفتار گمراهان مسپار؛ و اگر چنين نكنى، تو را از [عواقب]غفلتى كه از خويش كرده اى، آگاه خواهم كرد. همانا خوش گذران شده اى و شيطان در تو راه يافته و به آرزوى خود
۱.نهج البلاغة: الكتاب 10.
عنه عليه السلامـ في خُطبةِ القَاصِعَةِ و هيَ تَتَضمَّنُ ذمَّ إبليس ـ: لقَدْ نَظَرتُ فَما وَجَدتُ أحدَاً مِنَ العالَمِين يَتَعَصَّبُ لِشَيءٍ مِن الأشياءِ إلاّ عن عِلَّةٍ تَحتمِلُ تَموِيهَ الجُهلاءِ أو حُجّةٍ تَليطُ بعقُولِ السُّفَهاء غَيرَكُم، فَإنَّّكُم تَتَعصّبونَ لأمرٍ ما يُعرَفُ لَهُ سَبَبٌ و لا عِلّةٌ.
أمّا إبليسُ فَتعَصَّبَ على آدَمَ لِأَصلِه، و طَعَن عَليهِ في خِلْقَتِه، فقال: أنا نارِيٌّ و أنتَ طِينيٌّ.
و أمّا الأغنِياءُ مِن مُترَفَةِ الاُمَمِ فَتَعصَّبُوا لآثَارِ مَوَاقِعِ النِّعَمِ، «و قالوا نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوالاً وَ أَوْلادًا وَ مَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ» ۱. ۲
امام على عليه السلامـ در خطبه قاصعه كه در نكوهش شيطان است ـفرمود: همانا نگريستم و هيچ يك از مردم جهان را نديدم كه در چيزى تعصّب ورزد، مگر آنكه تعصّبش را علّت و سببى است: يا فريب و اشتباه نادانان را در بر دارد يا تراوشهاى ذهن مشتى مردم بي خرد را. و اينها شما نيستيد؛ زيرا شما به چيزى تعصّب مى ورزيد كه سبب و علّتش ناشناخته است، اما شيطان به سبب اصل و نژاد خود بر آدم تعصّب ورزيد، بر آفرينش او طعن زد و گفت: من از آتش آفريده شده ام و تو از گل. و توانگران خوش گذران جوامع تعصّبشان به مال و ثروت خود بود. چون خود را در آن همه نعمت و آسايش ديدند گفتند: «ما را مال و فرزند بيش است و ما عذاب نمى شويم».
عنه عليه السلام:اُنظُروا فِي الدُّنيا نَظَرَ الزّاهِدِ المُفارِقِ لَها؛ فَإِنَّها تُزيلُ الثّاوِيَ السّاكِنَ، و تُفَجِعُ المُترَفَ الآمِنَ، لا يُرجى مِنها ما تَوَلّى فَأَدبَرَ، و لا يُدرى ما هُوَ آتٍ مِنها فَيُنتَظَرَ. ۱
امام على عليه السلام:به دنيا با نظر پارسايى كه از آن دورى مى جويد، بنگريد؛ كه آن نابود كننده كسى است كه در آن رحل اقامت افكند و رفاه زده ايمن را به درد مى آورد. بهره دنيا چون پشت كند، ديگر اميدى به بازگشت آن نيست؛ و آينده به روشنى دانسته نيست تا بتوان انتظارش را كشيد.
۱.الكافي: 8 / 17 / 3.
عنه عليه السلام:مَعاشِرَ شيعَتي، اِحذَروا! فَقَد عَضَّتكُمُ الدُّنيا بِأَنيابِها، تَختَطِفُ مِنكُم نَفسا بَعدَ نَفسٍ كَذِئابِها، و هذِهِ مَطايَا الرَّحيلِ قَد اُنيخَت لِرُكّابِها، ألا إنَّ الحَديثَ ذو شُجونٍ، فَلا يَقولَنَّ قائِلُكُم: إنَّ كَلامَ عَلِيٍّ مُتَناقِضٌ؛ لِأَنَّ الكَلامَ عارِضٌ.
و لَقَد بَلَغَني أنَّ رَجُلاً مِن قُطّانِ المَدائِنِ تَبِعَ بَعدَ الحَنيفِيَّةِ عُلوجَهُ، ۱ و لَبِسَ مِن نالَةِ دِهقانِهِ مَنسوجَهُ، و تَضَمَّخَ بِمِسكِ هذِهِ النَّوافِجِ ۲ صَباحَهُ، وَ تَبَخَّرَ بِعودِ الهِندِ رَواحَهُ، و حَولَهُ رَيحانُ حَديقَةٍ يَشُمُّ نُفاحَهُ، و قَد مُدَّ لَهُ مَفروشاتُ الرّومِ عَلى سُرُرِهِ. تَعسا لَهُ بَعدَ ما ناهَزَ السَّبعينَ مِن عُمُرِهِ! و حَولَهُ شَيخٌ يَدِبُّ عَلى أرضِهِ
امام على عليه السلام:اى گروه هاى شيعيان! سخت مراقب باشيد! همانا دنيا شما را به دندان گزيده و همچون گرگ هايش يكان يكان شما را در مى ربايد. اين مَركبِ كوچ است كه اكنون نزد سواران خود زانو زده است. هلاّ كه سخن، شاخه هايى دارد؛ پس كسى از شما نگويد كه سخن على تناقض دارد؛ چرا كه كلام، مخاطب ها و حالت هاى گوناگونى دارد.
به من خبر رسيده كه مردى از ساكنان مدائن، پس از مسلمان شدن، از كافران پيروى كرده و جامه اى از خياط خانه مهترِ آن شهر برگرفته؛ و بامدادِ خود را به مشك دان هايش خوشبو كرده و شامگاهش را به عود هندى معطّر نموده؛ و پيرامونش را گل بوستانى فراگرفته و آن را مى بويد؛ و فرش هاى رومى را بر تخت هاى خود گسترانيده است. پس از سپرى كردن هفتاد سال، چه بدبخت شده است! در پيرامون او پير مردى است كه
۱.العُلُوج: كفّار العجم و غيرهم (النهاية: 3/286).
۲.النافِجة: وِعاء المِسْك (تاج العروس: 3/502).
۳.القَرَم: شدّة شهوة اللحم حتّى لا يصبر عليه (النهاية: 4/49).
۴.قال المجلسي قدس سره: قوله: «أ فلا رغيف» بالرفع، و يجوز في مثله الرفع و النصب و البناء على الفتح. و «القَفار ـ بالفتح ـ»: ما لا إدام معه من الخبز، و اُضيف إلى الليل، و هو صفة للرغيف، و «إفطارٌ» و «مقدَّمٌ» أيضا صفتان له. و في بعض النسخ: «لليلِ إفطارِ معدمٍ»، فالظرف صفة اُخرى لرغيف، و «ليل» مضاف إلى الإفطار المضاف إلى المعدم؛ أي الفقير (بحار الأنوار: 40/353).
۵.الأمالي للصدوق: 720 / 988.